مروری بر یک تفاوت مهم
از وابستگی تا دلبستگی
آزاده سهرابی
روانشناس
یکی از نیازهای مهم انسان بودن در یک ارتباط است. صمیمیت یکی از نیازهای روانی بهنجار و سالم در انسان است. چه بسا در بسیاری از روزهای زندگی هر کدام از ما به دنبال پیدا کردن و ایجاد رابطهای صمیمی با دیگری هستیم. صمیمیت است که میتواند ما را در بحرانها مورد حمایت قرار دهد و افراد صمیمی زندگی ما میتوانند با دادن همدلی و درک، ما را از چالشها بیرون بکشند ، یا در مسیر موفقیتها حضورشان به ما دلگرمی بدهد. انسان بینیاز از صمیمیت، انسانی بهنجار نیست، اما در مسیر صمیمیت ممکن است مدلهایی مختلف از ارتباط شکل بگیرد که مرزهای پر رنگی با هم دارند اما با وجود این با هم اشتباه گرفته میشوند. دو مدل مهم ارتباطی که شاید دانستن تفاوت آن برای هر فرد مهم باشد، تفاوت دلبستگی و وابستگی است.
اگر شما به فردی به لحاظ عاطفی دلبستگی فراوان دارید که بدون آن فرد تصور زندگی کردن برایتان دشوار است، زندگی شما بدون حضور آن فرد مختل میشود، زندگی روانی شما بدون حضور آن فرد تهدید میشود، شما در یک رابطه، وابسته و بیمار هستید. اصولاً افراد وابسته تصور زندگی بدون یک فرد دیگر را نمیتوانند داشته باشند ،چون به خاطر عدم شناخت تواناییهای خود و مشکل در تصمیمگیری نیازمند شدید به دیگری هستند. عموماً افراد وابسته نظر و دیدگاههای خود را به خاطر آن دیگری که با او در رابطه و وابسته هستند تغییر میدهند و همین تغییر و تهی شدن از خود، باعث ایجاد احساس ناارزشمندی، ایجاد حسادت، احساس حقارت، از دست دادن هویت و... میشود. برای همین است که وقتی تصور کند فردی را که به او وابسته است از دست میدهد دچار اضطراب فراوان میشود.
از سوی دیگر در رابطه دلبسته ایمن احساسی توأم با استقلال و هویت و ابراز وجود حضور دارد. ترس و ناایمنی در آن جایی ندارد. در رابطه ،تنشی وجود ندارد ،چون هر دو طرف در این رابطه میدانند میتوانند نظر و دیدگاه خود را داشته باشند و هویت خود را حفظ کنند و در رابطه بمانند. عموماً خشم در این رابطه جایی ندارد و ابراز احساسات دچار سرکوب نمیشود. در رابطه دلبسته ترس از دست دادن نیست چون دو طرف میدانند همبستگی عمیقی بینشان وجود دارد؛ میل به تماس نزدیک و صمیمی با فرد دیگر در فضای مملو از اعتماد و باور تعریفی است که از صمیمیت میکنند. اعتماد و باور دو عنصری است که در وابستگی به ندرت وجود دارد، اما در رابطه دلبسته از ارکان مهم است. نکته مهم این است که افراد وابسته دچار اضطرابهای پیدا و پنهان بسیاری هستند و برای همین از درمانهای مهم وابستگی، درمان اضطراب است.
شاید کلیدیترین نکته در بحث صمیمیت که در آن ارتباط از نوع دلبسته وجود دارد نه وابستگی، این است که عموماً این الگوی ارتباطی در کودکی آموخته میشود. کودکان در ارتباط با فرد دلبسته اصلی در دوران کودکی خود- عموماً مادر- الگوی دلبستگی ایمن یا دلبستگیهای ناایمن و وابستگی را کسب میکنند و در طول زندگی آن را در ارتباط با افراد دیگر زندگی خود تکرار میکنند. مادران بیثبات به لحاظ روانی و نوع تعامل با کودک، مادران سرد و بیعاطفه، مادرانی که نمیتوانند به قدر کافی اطمینان بخش و امن باشند، میتوانند الگوی وابستگی را در کودکانشان شکل بدهند، کودکانی که در بزرگسالی برای رهایی از این الگو باید تلاشهای بسیاری انجام دهند که از دام آن رها شوند که مهم ترین آن خودشناسی است.
روانشناس
یکی از نیازهای مهم انسان بودن در یک ارتباط است. صمیمیت یکی از نیازهای روانی بهنجار و سالم در انسان است. چه بسا در بسیاری از روزهای زندگی هر کدام از ما به دنبال پیدا کردن و ایجاد رابطهای صمیمی با دیگری هستیم. صمیمیت است که میتواند ما را در بحرانها مورد حمایت قرار دهد و افراد صمیمی زندگی ما میتوانند با دادن همدلی و درک، ما را از چالشها بیرون بکشند ، یا در مسیر موفقیتها حضورشان به ما دلگرمی بدهد. انسان بینیاز از صمیمیت، انسانی بهنجار نیست، اما در مسیر صمیمیت ممکن است مدلهایی مختلف از ارتباط شکل بگیرد که مرزهای پر رنگی با هم دارند اما با وجود این با هم اشتباه گرفته میشوند. دو مدل مهم ارتباطی که شاید دانستن تفاوت آن برای هر فرد مهم باشد، تفاوت دلبستگی و وابستگی است.
اگر شما به فردی به لحاظ عاطفی دلبستگی فراوان دارید که بدون آن فرد تصور زندگی کردن برایتان دشوار است، زندگی شما بدون حضور آن فرد مختل میشود، زندگی روانی شما بدون حضور آن فرد تهدید میشود، شما در یک رابطه، وابسته و بیمار هستید. اصولاً افراد وابسته تصور زندگی بدون یک فرد دیگر را نمیتوانند داشته باشند ،چون به خاطر عدم شناخت تواناییهای خود و مشکل در تصمیمگیری نیازمند شدید به دیگری هستند. عموماً افراد وابسته نظر و دیدگاههای خود را به خاطر آن دیگری که با او در رابطه و وابسته هستند تغییر میدهند و همین تغییر و تهی شدن از خود، باعث ایجاد احساس ناارزشمندی، ایجاد حسادت، احساس حقارت، از دست دادن هویت و... میشود. برای همین است که وقتی تصور کند فردی را که به او وابسته است از دست میدهد دچار اضطراب فراوان میشود.
از سوی دیگر در رابطه دلبسته ایمن احساسی توأم با استقلال و هویت و ابراز وجود حضور دارد. ترس و ناایمنی در آن جایی ندارد. در رابطه ،تنشی وجود ندارد ،چون هر دو طرف در این رابطه میدانند میتوانند نظر و دیدگاه خود را داشته باشند و هویت خود را حفظ کنند و در رابطه بمانند. عموماً خشم در این رابطه جایی ندارد و ابراز احساسات دچار سرکوب نمیشود. در رابطه دلبسته ترس از دست دادن نیست چون دو طرف میدانند همبستگی عمیقی بینشان وجود دارد؛ میل به تماس نزدیک و صمیمی با فرد دیگر در فضای مملو از اعتماد و باور تعریفی است که از صمیمیت میکنند. اعتماد و باور دو عنصری است که در وابستگی به ندرت وجود دارد، اما در رابطه دلبسته از ارکان مهم است. نکته مهم این است که افراد وابسته دچار اضطرابهای پیدا و پنهان بسیاری هستند و برای همین از درمانهای مهم وابستگی، درمان اضطراب است.
شاید کلیدیترین نکته در بحث صمیمیت که در آن ارتباط از نوع دلبسته وجود دارد نه وابستگی، این است که عموماً این الگوی ارتباطی در کودکی آموخته میشود. کودکان در ارتباط با فرد دلبسته اصلی در دوران کودکی خود- عموماً مادر- الگوی دلبستگی ایمن یا دلبستگیهای ناایمن و وابستگی را کسب میکنند و در طول زندگی آن را در ارتباط با افراد دیگر زندگی خود تکرار میکنند. مادران بیثبات به لحاظ روانی و نوع تعامل با کودک، مادران سرد و بیعاطفه، مادرانی که نمیتوانند به قدر کافی اطمینان بخش و امن باشند، میتوانند الگوی وابستگی را در کودکانشان شکل بدهند، کودکانی که در بزرگسالی برای رهایی از این الگو باید تلاشهای بسیاری انجام دهند که از دام آن رها شوند که مهم ترین آن خودشناسی است.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7941/24/617854/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
























