واکاوی مسائل روز جامعه
زیر سایه مُد
رالف والدو امرسون مهمترین شخصیت ادبی امریکا در قرن نوزدهم، میگفت«فردی که حقیقتاً متکی به نفس است کسی است که در میان جماعت با آرامش کامل «استقلال تنهایی» را حفظ میکند»، اگرچه پیروی از مد همیشه بد نیست و گاهی اوقات برای سازگار شدن با محیط الزامی است، با این حال همواره یکی از آن مقولههایی بوده که استقلال تنهایی فرد را به خطر انداخته، آن هم زمانی که از اعتدال بگذرد و غیرعقلانی شده، تا بدل به عامل تشویش و دغدغه برای فرد شود و سرانجام او را برده خویش کند! نکته اینجاست که مد نه فقط در پوشش بلکه در نحوه صحبت کردن، خواندن، نوشتن، دیدن، رفتار کردن و حتی روان درمانی کردن و... هم میتواند نفود کند! به این ترتیب برای کالبدشکافی مسأله مد ابتدا باید گریزی به معنای دقیق این واژه زد. فرهنگ لغات کمبریج در تعریف متداول از معنای مد میگوید
«روشی از عمل کردن، زندگی کردن یا رفتار کردن.» در واقع مد نوعی تقلید کردن از دیگری است برای همانندسازی با وی. کسی که اینگونه مقلد میشود گویی از یک خلأ هویتی و فکری رنج میبرد. او نه خودش را میشناسد و نه معایب و محسناتش را. بنابراین برای اینکه از رنج این سردرگمی رها شود تصمیم میگیرد روش زندگی و رفتار کردن دیگری را دنبال کند، اما این رویه، پیامدی که برای او دارد شکاف بزرگ بین خود واقعی اش و خودی که بواسطه «دیگری» ساخته ایجاد میکند تا سرانجام از قلاب بحران هویت در این شکاف آویزان شود. به این ترتیب مجموع هریک از این افراد، جامعه بحران زده هویتی را شکل میدهد. جامعهای که با هر مد، که البته زودگذر هم است بسرعت متأثر میشود و تغییر میکند. در این خصوص، گئورگ زیمل در اثرش، فلسفه پول، مینویسد«ماهیت ویژه مد ایجاب میکند که تنها در یک زمان به دست بخشی از گروهی معین اِعمال شود و اکثر افراد صرفاً در جهت پذیرفتن آن حرکت کنند. همین که نمونهای عموماً پذیرفته شد، به محض اینکه هر کاری که در آغاز شمار اندکی از افراد آن را انجام دادهاند واقعاً همه انجام دهند. ما دیگر از مد سخن نمیگوییم. مد همانگونه که گسترش مییابد، بتدریج به سوی نابودی میرود.» همانطور که زیمل نوشت، مد شکل و ظاهرش در طول زمان تغییر میکند،اما جوهرهاش که میل افراد به پیروی از آن است تغییر نمیکند. این چرخه زمانی مخربتر میشود که همان فرهنگی که مد نیز در آن شکل میگیرد بیرحمتر شود. از این رو، زیمل که دنیای مدرن را دنیای عصبی تری نیز مینامد، اضافه میکند« تمام بیرحمی پول در فرهنگ جامعه منعکس میشود، فرهنگی که پول آن را تعیین میکند.» از آنجایی که در چنین فرهنگی، پول در دست قشر طبقه بالاست، یعنی همان «دیگری»، او هر بار بازی فریبنده جذاب و جدیدی را آغاز میکند. بازی زیانباری که با پیش رفتن اش، فشار بیشتری به عدهای که در طبقه پایینتر هستند و دچار بحران هویت شدهاند وارد میکند تا به هر بهایی با پیروی از آنها وارد این بازی شوند. به همین دلیل در تحقیقاتی که توسط انجمن سلطنتی بهداشت عمومی بریتانیا ، سال 2017 روی 1479 نوجوان و جوان 14 تا 24 ساله در سراسر بریتانیا با هدف بررسی تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان آنها صورت گرفت، به این نتیجه رسیدند که آسیب زاترین شبکههای اجتماعی، شبکههایی هستند که محوریت آنها پیرامون عکس میچرخد، چرا که عکسها انعکاس قابل توجهی از مد، پول و بازی قشر طبقه بالا هستند. با این تفاسیر، راه گریز از برده مد شدن میتواند این باشد که هر فرد با پذیرش خویش، آن گونه که هست درصدد شناخت قریحه و استعدادها و نقاط ضعف و ترسها و اضطرابهای ساحت روانش برآید تا با آگاهی بتواند آن را رشد و غنا دهد، تا مصداق همان فردی باشد که امرسون در ستایش اش میگفت «کسی که متکی به نفس خود است در میان جمعیت و با آرامش کامل استقلال تنهایی دارد.»
«روشی از عمل کردن، زندگی کردن یا رفتار کردن.» در واقع مد نوعی تقلید کردن از دیگری است برای همانندسازی با وی. کسی که اینگونه مقلد میشود گویی از یک خلأ هویتی و فکری رنج میبرد. او نه خودش را میشناسد و نه معایب و محسناتش را. بنابراین برای اینکه از رنج این سردرگمی رها شود تصمیم میگیرد روش زندگی و رفتار کردن دیگری را دنبال کند، اما این رویه، پیامدی که برای او دارد شکاف بزرگ بین خود واقعی اش و خودی که بواسطه «دیگری» ساخته ایجاد میکند تا سرانجام از قلاب بحران هویت در این شکاف آویزان شود. به این ترتیب مجموع هریک از این افراد، جامعه بحران زده هویتی را شکل میدهد. جامعهای که با هر مد، که البته زودگذر هم است بسرعت متأثر میشود و تغییر میکند. در این خصوص، گئورگ زیمل در اثرش، فلسفه پول، مینویسد«ماهیت ویژه مد ایجاب میکند که تنها در یک زمان به دست بخشی از گروهی معین اِعمال شود و اکثر افراد صرفاً در جهت پذیرفتن آن حرکت کنند. همین که نمونهای عموماً پذیرفته شد، به محض اینکه هر کاری که در آغاز شمار اندکی از افراد آن را انجام دادهاند واقعاً همه انجام دهند. ما دیگر از مد سخن نمیگوییم. مد همانگونه که گسترش مییابد، بتدریج به سوی نابودی میرود.» همانطور که زیمل نوشت، مد شکل و ظاهرش در طول زمان تغییر میکند،اما جوهرهاش که میل افراد به پیروی از آن است تغییر نمیکند. این چرخه زمانی مخربتر میشود که همان فرهنگی که مد نیز در آن شکل میگیرد بیرحمتر شود. از این رو، زیمل که دنیای مدرن را دنیای عصبی تری نیز مینامد، اضافه میکند« تمام بیرحمی پول در فرهنگ جامعه منعکس میشود، فرهنگی که پول آن را تعیین میکند.» از آنجایی که در چنین فرهنگی، پول در دست قشر طبقه بالاست، یعنی همان «دیگری»، او هر بار بازی فریبنده جذاب و جدیدی را آغاز میکند. بازی زیانباری که با پیش رفتن اش، فشار بیشتری به عدهای که در طبقه پایینتر هستند و دچار بحران هویت شدهاند وارد میکند تا به هر بهایی با پیروی از آنها وارد این بازی شوند. به همین دلیل در تحقیقاتی که توسط انجمن سلطنتی بهداشت عمومی بریتانیا ، سال 2017 روی 1479 نوجوان و جوان 14 تا 24 ساله در سراسر بریتانیا با هدف بررسی تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان آنها صورت گرفت، به این نتیجه رسیدند که آسیب زاترین شبکههای اجتماعی، شبکههایی هستند که محوریت آنها پیرامون عکس میچرخد، چرا که عکسها انعکاس قابل توجهی از مد، پول و بازی قشر طبقه بالا هستند. با این تفاسیر، راه گریز از برده مد شدن میتواند این باشد که هر فرد با پذیرش خویش، آن گونه که هست درصدد شناخت قریحه و استعدادها و نقاط ضعف و ترسها و اضطرابهای ساحت روانش برآید تا با آگاهی بتواند آن را رشد و غنا دهد، تا مصداق همان فردی باشد که امرسون در ستایش اش میگفت «کسی که متکی به نفس خود است در میان جمعیت و با آرامش کامل استقلال تنهایی دارد.»
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7947/24/618610/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























