غربیها در تکاپوی تنشآفرینی در مرزهای چین و روسیه هستند
تکرار سناریوهای قدیمی غرب در آسیای مرکزی
روز گذشته، رئیس جمهور بلاروس درباره وقوع نزاعی جدید به تحریک غرب در آسیای مرکزی خبر داد؛ هشداری که چندان دور از واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه نیست. جغرافیای آسیای مرکزی یکی از مناطقی است که همواره مورد مناقشه و منازعه قدرتهای بزرگ بوده است. طوری که هم در زمان روسیه تزاری و انگلستان که این منطقه شاهد رقابت بین این دو بوده و هم در دوران کنونی که دوران گذار بینالمللی است، این منطقه به محل رقابت قدرتهای بزرگ روسیه، چین و امریکا و حتی قدرتهای منطقهای مانند ایران و ترکیه تبدیل شده است. علاوه بر این از آنجا که بزرگترین طرحهای ترانزیتی و انرژی چینیها در این منطقه در حال شکلگیری است، میتوان گفت نقشه امریکاییها در این منطقه با شکست روبهرو شده است. نمونه آن تلاش امریکا در سال 2011 در زمان تصدی هیلاری کلینتون در وزارت خارجه امریکا بود که حرکتهایی را برای راهاندازی کریدور راه ابریشم کلید زد، اما چندی بعد چین در سال 2013 راه جدید ابریشم و پروژه «یک جاده، یک کمربند» را معرفی کرد تا به اهداف ژئوپلیتیکی خود دست یابد.
اکنون جهان در شرایطی است که دوباره نگاهها به آسیای مرکزی معطوف شده است. پیدا شدن منابع جدید انرژی نفت و گاز در دریای خزر و جغرافیای محدودی که مشرف به ایران، روسیه و چین است باعث شده غربیها امید زیادی به این ژئوپلیتیک داشته باشند و در همین ارتباط ناامنی را به جغرافیای این سه کشور بکشانند. زمانی که امریکا در سال 2001 به افغانستان حمله کرد شرایط اسفباری بر مردم این کشور حاکم شد و این فلاکت زمانی به اوج رسید که بدون هیچ ملاحظهای از افغانستان خارج شد تا ناامنیهای موجود در افغانستان در سایه عدم تشکیل حکومت مرکزی، به روسیه و چین سرریز شود.
اکنون در ادامه همان پازل، امریکا قصد دارد مدلهای ایجاد اغتشاش و ناامنی را در این منطقه پیادهسازی کند. ناآرامیهای اخیر در منطقه قالپاقستان منطقه خودمختار ازبکستان یادآور اعتراضات ادامهدار منطقه بدخشان تاجیکستان است. اما ازبکستان به دلیل وجود شرایط خاص همواره مورد برنامهریزی امریکا و بازیگر منطقهای چون ترکیه بوده که با تفکرات پانترکیسمی زمینه را برای توسعه دیدگاه خود و ایجاد تفرقه و اختلاف علیه قدرتهای پیرامونی چین، روسیه و ایران فراهم کند. بنابراین اتفاقی که در ازبکستان در حال رخ دادن است، ادامه همان سناریوها در این منطقه است. ضمن آنکه موضوع لغو خودمختاری قره قالپاقستان در لیست اصلاحات پیشنهادی شوکت میرضیایف در دیدار با کمیسیون اصلاحات قانون اساسی نبود. این موضوع همچون مسأله تغییر دوره ریاست جمهوری از ۵ به ۷ سال بعدتر در اظهارات دیگری اضافه و بعد در پیشنویس تأیید شد. این پیشنهادها قرار بود در چهارچوب کمیسیون اصلاحات بررسی شود، اما لزوماً قرار نبود همه موارد اجرا شود. حتی به نظر میرسد این سبک اعلام اصلاحات خود محکی برای بررسی واکنش اجتماعی و کنترل تبعات آن باشد.
علاوه بر آن، تداوم حضور میرضیایف در قدرت برای دوره سوم ارتباطی به موضوع خودمختاری یا عدم خودمختاری قره قالپاقستان ندارد و صرفاً مرتبط با تغییر دوره ریاست جمهوری است. آن هم باز منوط به تفسیر قانون برای داشتن حق مجدد نامزدی برای میرضیایف (کما فی السابق) و سپس تصمیم او برای حضور مجدد در قدرت یا ادامه کار توسط دیگر نیروهای نزدیک به او همچون عمررزاقاف یا دیگران است.
قره قالپاقستان در طول این چند سال با وجود تمرکز دولت بر توسعه این منطقه و بخصوص اعطای آزادیهای بیشتر در مقایسه با دوره کریماف، کمتر پتانسیل واگرایی از خود نشان داده است. البته که آزادیهای بیشتر سبب مطالبات بیشتر میشود اما این قابلیت سریع بسیج اجتماعی در نوکوس و سپس بازخوردهای گسترده رسانهای در نوع خود کمی دور از انتظار بود و احتمالاً دولت ازبکستان را هم در شوک فروبرده است. لذا، باید نیم نگاهی به نقش غرب در این زمینه داشت.
تغییر تدریجی رویکرد غرب نسبت به ازبکستان از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته شروع شده و به مرور افزایش خواهد یافت. بنابراین حضور دو قدرت روسیه و چین و قدرت منطقهای ایران شرایطی را رقم زده که انگیزه غربیها را برای به حاشیه بردن و تحت فشار قرار دادن آنها بالا برده است. چرا که چینیها برنامه بسیار وسیعی برای توسعه فضای اقتصادی در غرب خودشان دارند، برای مثال قصد دارند طرح «یک جاده، یک کمربند» را در غرب کشور خود عملیاتی کنند. از این رو غرب تلاش خواهد کرد شرایطی را فراهم کند که این اتفاقات رخ ندهند. به طور مثال ترکیه میکوشد عملاً بازیگری نقش امریکا در منطقه را به عهده بگیرد. این کشور پس از خروج امریکا از افغانستان به بهانه تأمین امنیت فرودگاه کابل ورود پیدا کرد و سعی کرد شرایط را برعهده بگیرد. همچنین بسیاری از تکفیریها را از شمال سوریه به افغانستان منتقل کرد. حتی گزارشها حاکی است آنها را به منطقه قفقاز جنوبی و محل درگیریهای قرهباغ انتقال داده است. این مسائل نشان از این دارد که سناریویی توسط غرب در آسیای مرکزی در حال وقوع است که با دامنگیری کشورهای پیرامونی آنها را دچار آسیب و ناامنی کند.
اکنون جهان در شرایطی است که دوباره نگاهها به آسیای مرکزی معطوف شده است. پیدا شدن منابع جدید انرژی نفت و گاز در دریای خزر و جغرافیای محدودی که مشرف به ایران، روسیه و چین است باعث شده غربیها امید زیادی به این ژئوپلیتیک داشته باشند و در همین ارتباط ناامنی را به جغرافیای این سه کشور بکشانند. زمانی که امریکا در سال 2001 به افغانستان حمله کرد شرایط اسفباری بر مردم این کشور حاکم شد و این فلاکت زمانی به اوج رسید که بدون هیچ ملاحظهای از افغانستان خارج شد تا ناامنیهای موجود در افغانستان در سایه عدم تشکیل حکومت مرکزی، به روسیه و چین سرریز شود.
اکنون در ادامه همان پازل، امریکا قصد دارد مدلهای ایجاد اغتشاش و ناامنی را در این منطقه پیادهسازی کند. ناآرامیهای اخیر در منطقه قالپاقستان منطقه خودمختار ازبکستان یادآور اعتراضات ادامهدار منطقه بدخشان تاجیکستان است. اما ازبکستان به دلیل وجود شرایط خاص همواره مورد برنامهریزی امریکا و بازیگر منطقهای چون ترکیه بوده که با تفکرات پانترکیسمی زمینه را برای توسعه دیدگاه خود و ایجاد تفرقه و اختلاف علیه قدرتهای پیرامونی چین، روسیه و ایران فراهم کند. بنابراین اتفاقی که در ازبکستان در حال رخ دادن است، ادامه همان سناریوها در این منطقه است. ضمن آنکه موضوع لغو خودمختاری قره قالپاقستان در لیست اصلاحات پیشنهادی شوکت میرضیایف در دیدار با کمیسیون اصلاحات قانون اساسی نبود. این موضوع همچون مسأله تغییر دوره ریاست جمهوری از ۵ به ۷ سال بعدتر در اظهارات دیگری اضافه و بعد در پیشنویس تأیید شد. این پیشنهادها قرار بود در چهارچوب کمیسیون اصلاحات بررسی شود، اما لزوماً قرار نبود همه موارد اجرا شود. حتی به نظر میرسد این سبک اعلام اصلاحات خود محکی برای بررسی واکنش اجتماعی و کنترل تبعات آن باشد.
علاوه بر آن، تداوم حضور میرضیایف در قدرت برای دوره سوم ارتباطی به موضوع خودمختاری یا عدم خودمختاری قره قالپاقستان ندارد و صرفاً مرتبط با تغییر دوره ریاست جمهوری است. آن هم باز منوط به تفسیر قانون برای داشتن حق مجدد نامزدی برای میرضیایف (کما فی السابق) و سپس تصمیم او برای حضور مجدد در قدرت یا ادامه کار توسط دیگر نیروهای نزدیک به او همچون عمررزاقاف یا دیگران است.
قره قالپاقستان در طول این چند سال با وجود تمرکز دولت بر توسعه این منطقه و بخصوص اعطای آزادیهای بیشتر در مقایسه با دوره کریماف، کمتر پتانسیل واگرایی از خود نشان داده است. البته که آزادیهای بیشتر سبب مطالبات بیشتر میشود اما این قابلیت سریع بسیج اجتماعی در نوکوس و سپس بازخوردهای گسترده رسانهای در نوع خود کمی دور از انتظار بود و احتمالاً دولت ازبکستان را هم در شوک فروبرده است. لذا، باید نیم نگاهی به نقش غرب در این زمینه داشت.
تغییر تدریجی رویکرد غرب نسبت به ازبکستان از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته شروع شده و به مرور افزایش خواهد یافت. بنابراین حضور دو قدرت روسیه و چین و قدرت منطقهای ایران شرایطی را رقم زده که انگیزه غربیها را برای به حاشیه بردن و تحت فشار قرار دادن آنها بالا برده است. چرا که چینیها برنامه بسیار وسیعی برای توسعه فضای اقتصادی در غرب خودشان دارند، برای مثال قصد دارند طرح «یک جاده، یک کمربند» را در غرب کشور خود عملیاتی کنند. از این رو غرب تلاش خواهد کرد شرایطی را فراهم کند که این اتفاقات رخ ندهند. به طور مثال ترکیه میکوشد عملاً بازیگری نقش امریکا در منطقه را به عهده بگیرد. این کشور پس از خروج امریکا از افغانستان به بهانه تأمین امنیت فرودگاه کابل ورود پیدا کرد و سعی کرد شرایط را برعهده بگیرد. همچنین بسیاری از تکفیریها را از شمال سوریه به افغانستان منتقل کرد. حتی گزارشها حاکی است آنها را به منطقه قفقاز جنوبی و محل درگیریهای قرهباغ انتقال داده است. این مسائل نشان از این دارد که سناریویی توسط غرب در آسیای مرکزی در حال وقوع است که با دامنگیری کشورهای پیرامونی آنها را دچار آسیب و ناامنی کند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7948/4/618771/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























