«منک» با پیشنیاز «همشهری کین»
حمید ناصریمقدم
فیلمساز
هشتسال پس از «دختر گمشده» دوباره سروکله دیوید فینچر در سینما پیدا شد؛ آن هم با فیلمی درباره فیلمنامهنویس «همشهری کین»، هرمن جی منکویچ، فیلمی که در چند نظرسنجی در مقاطع مختلف، عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما را به دست آورد. اگرچه «منک» چندان فیلم فینچری نیست و آن هیجان و تعلیق و فضای معمایی و عمدتاً دلهرهآور، جای خود را به درامی درباره سینما و احوالات یک نویسنده فیلمنامه داده، اما میتوان با گذراندن پیشنیازی به نام «همشهری کین»، از شخصیت جذاب «منک» با بازیگری اولدمن لذت برد و از فینچر و پدرش تشکر کرد که موشکافانه سراغ جنبههای کمتر مطرح شده درباره اثر بزرگ اورسن ولز رفتند. فینچر قرار بود «منک» را خیلی زودتر از اینها و در دهه 90 بسازد، اما اصرارهای او برای ساخت یک فیلم سیاه و سفید با اقبال مدیران کمپانیهای فیلمسازی روبهرو نشد. صبوری فینچر سرانجام در 2020 نتیجه داد و منک به سبک همشهری کین و برای ایجاد حال و هوای همان دوره، به شکل سیاه و سفید ساخته شد. اگرچه فیلمساز در تیتراژ اول، از فونتی آشنا و کلاسیک استفاده کرده و نوشتهها مثل برخی فیلمهای دهه 40 به سمت بالا حرکت میکند، اما شاید بهتر بود فینچر از همان فونت «همشهری کین» در تیتراژ اول استفاده میکرد. با این حال حرفی که فیلم «منک» میزند، یعنی اهمیت فیلمنامهنویس در تیتراژ فیلم رعایت شده و اسم گری اولدمن به عنوان بازیگر نقش منکویچ به شکل بزرگ و برجستهای روی تصویر ظاهر میشود. فیلمنامهنویس فیلم منک هم جک فینچر، پدر دیوید فینچر است. فیلمنامهنویسی که سال 2003 و در 72 سالگی از دنیا رفت و عمرش قد نداد تا متن خلق شده خودش را بهصورت فیلم ببیند. این را هم بگوییم که فینچر از جمله کارگردانهای سینماست که به اقتباس ادبی اهمیت میدهد و چند فیلم اینچنینی در کارنامه دارد. یکی از این فیلمها «دختر گمشده» است و همانطور که در تیتراژ اول فیلم اشاره میشود، فیلمنامه را خانم گیلیان فین براساس رمان «دخترگمشده» به قلم خودش نوشت. دختری با خالکوبی اژدها، مورد عجیب بنجامین باتن، زودیاک و باشگاه مشتزنی، از دیگر آثار اقتباسی فینچر است. خلاصه که ماجرای «منک» فینچر که دیدناش را بهشدت پیشنهاد میکنیم از آنجا شروع میشود که ماجرای فیلم در سالهای دور و زمانی که هنوز نظام استودیویی در هالیوود برچیده نشده، هرمن منکیویچ، معروف به منک، فیلمنامهنویسی است که مثل کارچاقکنها بین استودیوها و پروژههای مختلف میچرخد و با نوشتههایش کار بقیه را راه میاندازد. بیشتر اوقات اسمی ازش دیده نمیشود و فقط پول قلمش را میگیرد. از پُرکاری رسیده به بدنامی و فعلاً جزو کسانی است که در شهر تحویلش نمیگیرند. در همین اوضاع، جوانکی از راه میرسد به نام اورسن ولز. در رادیو و تئاتر چنان درخشیده که استودیوها برای کار کردن با او سرودست میشکنند و ولز با منک توافق میکند که برایش فیلمنامهای بنویسد تا با هم فیلمی بسازند که هالیوود را زیرورو کند. بیشتر از این اگر بگوییم فیلم را تمام و کمال لو دادهایم و بهتر است بهجای داستان فیلم خود فیلم «منک» را ببینید و لذت ببرید.
فیلمساز
هشتسال پس از «دختر گمشده» دوباره سروکله دیوید فینچر در سینما پیدا شد؛ آن هم با فیلمی درباره فیلمنامهنویس «همشهری کین»، هرمن جی منکویچ، فیلمی که در چند نظرسنجی در مقاطع مختلف، عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما را به دست آورد. اگرچه «منک» چندان فیلم فینچری نیست و آن هیجان و تعلیق و فضای معمایی و عمدتاً دلهرهآور، جای خود را به درامی درباره سینما و احوالات یک نویسنده فیلمنامه داده، اما میتوان با گذراندن پیشنیازی به نام «همشهری کین»، از شخصیت جذاب «منک» با بازیگری اولدمن لذت برد و از فینچر و پدرش تشکر کرد که موشکافانه سراغ جنبههای کمتر مطرح شده درباره اثر بزرگ اورسن ولز رفتند. فینچر قرار بود «منک» را خیلی زودتر از اینها و در دهه 90 بسازد، اما اصرارهای او برای ساخت یک فیلم سیاه و سفید با اقبال مدیران کمپانیهای فیلمسازی روبهرو نشد. صبوری فینچر سرانجام در 2020 نتیجه داد و منک به سبک همشهری کین و برای ایجاد حال و هوای همان دوره، به شکل سیاه و سفید ساخته شد. اگرچه فیلمساز در تیتراژ اول، از فونتی آشنا و کلاسیک استفاده کرده و نوشتهها مثل برخی فیلمهای دهه 40 به سمت بالا حرکت میکند، اما شاید بهتر بود فینچر از همان فونت «همشهری کین» در تیتراژ اول استفاده میکرد. با این حال حرفی که فیلم «منک» میزند، یعنی اهمیت فیلمنامهنویس در تیتراژ فیلم رعایت شده و اسم گری اولدمن به عنوان بازیگر نقش منکویچ به شکل بزرگ و برجستهای روی تصویر ظاهر میشود. فیلمنامهنویس فیلم منک هم جک فینچر، پدر دیوید فینچر است. فیلمنامهنویسی که سال 2003 و در 72 سالگی از دنیا رفت و عمرش قد نداد تا متن خلق شده خودش را بهصورت فیلم ببیند. این را هم بگوییم که فینچر از جمله کارگردانهای سینماست که به اقتباس ادبی اهمیت میدهد و چند فیلم اینچنینی در کارنامه دارد. یکی از این فیلمها «دختر گمشده» است و همانطور که در تیتراژ اول فیلم اشاره میشود، فیلمنامه را خانم گیلیان فین براساس رمان «دخترگمشده» به قلم خودش نوشت. دختری با خالکوبی اژدها، مورد عجیب بنجامین باتن، زودیاک و باشگاه مشتزنی، از دیگر آثار اقتباسی فینچر است. خلاصه که ماجرای «منک» فینچر که دیدناش را بهشدت پیشنهاد میکنیم از آنجا شروع میشود که ماجرای فیلم در سالهای دور و زمانی که هنوز نظام استودیویی در هالیوود برچیده نشده، هرمن منکیویچ، معروف به منک، فیلمنامهنویسی است که مثل کارچاقکنها بین استودیوها و پروژههای مختلف میچرخد و با نوشتههایش کار بقیه را راه میاندازد. بیشتر اوقات اسمی ازش دیده نمیشود و فقط پول قلمش را میگیرد. از پُرکاری رسیده به بدنامی و فعلاً جزو کسانی است که در شهر تحویلش نمیگیرند. در همین اوضاع، جوانکی از راه میرسد به نام اورسن ولز. در رادیو و تئاتر چنان درخشیده که استودیوها برای کار کردن با او سرودست میشکنند و ولز با منک توافق میکند که برایش فیلمنامهای بنویسد تا با هم فیلمی بسازند که هالیوود را زیرورو کند. بیشتر از این اگر بگوییم فیلم را تمام و کمال لو دادهایم و بهتر است بهجای داستان فیلم خود فیلم «منک» را ببینید و لذت ببرید.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8034/24/630802/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























