از نمایشگاه کتاب فرانکفورت باید چه بیاموزیم؟
مصطفی وثوقکیا
روزنامهنگار
در خبرها آمده بود که مسئولان نمایشکاه کتاب فرانکفورت در امور داخلی ایران دخالت کرده و با اشاره به حوادث چند هفته اخیر ایران، بدون هماهنگی با وزارت ارشاد، غرفه ایران را از فضای همیشگی خود جابهجا کرده و در محلی حاشیهای جاگذاری کردهاند. همین اتفاقات باعث شد، ایران در اعتراض به این مسأله از حضور در این نمایشگاه انصراف دهد و شرکت نکند. درباره نمایشگاه کتاب فرانکفورت که با ریلگذاری اشتباه مسئولان فرهنگی در یک دهه اخیر تبدیل به قبلهنمای مسئولان فرهنگی کشور شده است باید دانست که کالا در ریل و جهت تعیین شده خود حرکت میکند.
اگر مسئولان فرهنگی فکر میکنند این نمایشگاه فقط محلی برای تبادل رایت کتاب و خرید و فروش آثار مکتوب است طبعاً باید درباره فلسفه این نمایشگاه بیشتر مطالعه کنند. نمایشگاهی به قدمت نمایشگاه کتاب فرانکفورت طی سالهای گذشته با هدفگذاری خاص خود تبدیل به محلی شده است که درباره مهمترین موضوعات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... جهان ایده و برنامه دارد و این را در شعارهای هر ساله عیان میکند. حتی نوع دعوت از میهمانها و حضور شخصیتهای مطرح سیاسی جهان در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه، مؤید خط مشی و ریلگذاری این نمایشگاه است؛ به نحوی که در یکی از سالها وزیرخارجه آلمان درباره افراطگرایی در اروپا سخنرانی کرد.
به نظر میرسد این خط مشی نمایشگاه کتاب فرانکفورت در کنار سایر رویدادهای مهم فرهنگی در سطح اروپا مثل جشنواره فیلم کن و ونیز و سایر رویدادهای این مدلی کاملاً آگاهانه است. حال این سؤال مطرح است که با وجود چنین سیستمی حضور ما در این رویدادها درست است یا خیر، که باید گفت بهترین مدل برخورد با این تفکر در سیستم فرهنگی و هنری، یاد گرفتن اقدامات درست و البته به شیوه ایرانی است. برای اینکه این مطلب بهتر جا بیفتد لازم است نمایشگاه کتاب تهران را به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور که مخاطب فراوان در سطح کشور دارد، مقایسه کنیم. سالها قبل گفتم و نوشتم که این نمایشگاه در مقیاس کلان دارای ایده و خط مشی مشخصی نیست. اینکه هر سال یک شعار را –که عمدتاً بیربط هم انتخاب میشود- بگذاریم در پوستر، سیاستگذاری نمیگویند. نمایشگاه کتاب تهران باید در کنار فروش کتاب که مهمترین کارویژهاش در سالهای گذشته بوده، محفلی برای حضور متفکرین و اندیشمندان کشور هم باشد؛ اتفاقی که بهندرت اتفاق افتاده است. البته سیاستگذار نمایشگاه با طراحی سرای اهل قلم خواسته این نقیصه را برطرف کند، اما شاهدیم که این سرا در سالهای گذشته تبدیل به محفلی عمدتاً کمرونق و محفلی برای رونمایی و سخنرانیهای محدود بوده و کمتر برنامهای در مقیاس آنچه گفته شد، برگزار شده است.برای روشنتر شدن بحث لازم است باز هم مثالی بزنیم، طی دو دهه گذشته هر سال رهبر انقلاب با طرح یک شعار سعی میکنند آن مسأله را به موضوع محوری کشور تبدیل کنند؛ در سالهایی این مسأله فرهنگی بوده و در سالهای اخیر شعار و موضوعات عمدتاً اقتصادی بوده است. با این حال طی سالهایی که من در نمایشگاه کتاب بودم، ندیدم غیر از اقدامات سطحی و شعاری اتفاق دیگری در این نمایشگاه رخ دهد. به فاصله دو ماه از نامگذاری شعار سال، نمایشگاه کتاب بهترین فرصت و محمل برای اهالی فکر و اندیشه در حوزههای مختلف است تا این شعار را با تئوریهای مرتبط بهینه کنند و سرریز آن به رسانهها منتقل شود. با این حال آنچه در این دو دهه رخ داده غیر از این بوده است.باز هم مثال دیگری در این باره میتواند نشان دهد که نمایشگاه کتاب نتوانسته است محملی برای تئوریزه کردن تفکری باشد که در کشور ساری و جاری است. از ابتدای دهه 90 تا 1400 کشور شاهد تولد مفهومی به نام شهدای مدافع حرم بوده است، کلیدواژهای که رسماً در کشور جاافتاده و درباره آن کتابها و فیلمهای بسیاری تولید شده است. با این تفاصیل حداقل بعد از گذشت 5 سال باید نمایشگاه کتاب این مفهوم را برای مخاطبین خود جا بیندازد؛ سادهترین شکل ماجرا تعیین یک غرفه مخصوص آثار تولیدشده درباره این مسأله است که با تأسف باید اشاره کرد چنین اتفاقی نیفتاده است. حتی اگر محققی بخواهد درباره این مسأله کار تحقیقی کند باید تک تک غرفهها را بگردد تا آثار مرتبط را پیدا کند. شما حساب کنید مخاطب عادی این کتابها باید چه مصایبی را برای پیدا کردن آثار مرتبط در این حوزه به جان بخرد.
روزنامهنگار
در خبرها آمده بود که مسئولان نمایشکاه کتاب فرانکفورت در امور داخلی ایران دخالت کرده و با اشاره به حوادث چند هفته اخیر ایران، بدون هماهنگی با وزارت ارشاد، غرفه ایران را از فضای همیشگی خود جابهجا کرده و در محلی حاشیهای جاگذاری کردهاند. همین اتفاقات باعث شد، ایران در اعتراض به این مسأله از حضور در این نمایشگاه انصراف دهد و شرکت نکند. درباره نمایشگاه کتاب فرانکفورت که با ریلگذاری اشتباه مسئولان فرهنگی در یک دهه اخیر تبدیل به قبلهنمای مسئولان فرهنگی کشور شده است باید دانست که کالا در ریل و جهت تعیین شده خود حرکت میکند.
اگر مسئولان فرهنگی فکر میکنند این نمایشگاه فقط محلی برای تبادل رایت کتاب و خرید و فروش آثار مکتوب است طبعاً باید درباره فلسفه این نمایشگاه بیشتر مطالعه کنند. نمایشگاهی به قدمت نمایشگاه کتاب فرانکفورت طی سالهای گذشته با هدفگذاری خاص خود تبدیل به محلی شده است که درباره مهمترین موضوعات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... جهان ایده و برنامه دارد و این را در شعارهای هر ساله عیان میکند. حتی نوع دعوت از میهمانها و حضور شخصیتهای مطرح سیاسی جهان در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه، مؤید خط مشی و ریلگذاری این نمایشگاه است؛ به نحوی که در یکی از سالها وزیرخارجه آلمان درباره افراطگرایی در اروپا سخنرانی کرد.
به نظر میرسد این خط مشی نمایشگاه کتاب فرانکفورت در کنار سایر رویدادهای مهم فرهنگی در سطح اروپا مثل جشنواره فیلم کن و ونیز و سایر رویدادهای این مدلی کاملاً آگاهانه است. حال این سؤال مطرح است که با وجود چنین سیستمی حضور ما در این رویدادها درست است یا خیر، که باید گفت بهترین مدل برخورد با این تفکر در سیستم فرهنگی و هنری، یاد گرفتن اقدامات درست و البته به شیوه ایرانی است. برای اینکه این مطلب بهتر جا بیفتد لازم است نمایشگاه کتاب تهران را به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور که مخاطب فراوان در سطح کشور دارد، مقایسه کنیم. سالها قبل گفتم و نوشتم که این نمایشگاه در مقیاس کلان دارای ایده و خط مشی مشخصی نیست. اینکه هر سال یک شعار را –که عمدتاً بیربط هم انتخاب میشود- بگذاریم در پوستر، سیاستگذاری نمیگویند. نمایشگاه کتاب تهران باید در کنار فروش کتاب که مهمترین کارویژهاش در سالهای گذشته بوده، محفلی برای حضور متفکرین و اندیشمندان کشور هم باشد؛ اتفاقی که بهندرت اتفاق افتاده است. البته سیاستگذار نمایشگاه با طراحی سرای اهل قلم خواسته این نقیصه را برطرف کند، اما شاهدیم که این سرا در سالهای گذشته تبدیل به محفلی عمدتاً کمرونق و محفلی برای رونمایی و سخنرانیهای محدود بوده و کمتر برنامهای در مقیاس آنچه گفته شد، برگزار شده است.برای روشنتر شدن بحث لازم است باز هم مثالی بزنیم، طی دو دهه گذشته هر سال رهبر انقلاب با طرح یک شعار سعی میکنند آن مسأله را به موضوع محوری کشور تبدیل کنند؛ در سالهایی این مسأله فرهنگی بوده و در سالهای اخیر شعار و موضوعات عمدتاً اقتصادی بوده است. با این حال طی سالهایی که من در نمایشگاه کتاب بودم، ندیدم غیر از اقدامات سطحی و شعاری اتفاق دیگری در این نمایشگاه رخ دهد. به فاصله دو ماه از نامگذاری شعار سال، نمایشگاه کتاب بهترین فرصت و محمل برای اهالی فکر و اندیشه در حوزههای مختلف است تا این شعار را با تئوریهای مرتبط بهینه کنند و سرریز آن به رسانهها منتقل شود. با این حال آنچه در این دو دهه رخ داده غیر از این بوده است.باز هم مثال دیگری در این باره میتواند نشان دهد که نمایشگاه کتاب نتوانسته است محملی برای تئوریزه کردن تفکری باشد که در کشور ساری و جاری است. از ابتدای دهه 90 تا 1400 کشور شاهد تولد مفهومی به نام شهدای مدافع حرم بوده است، کلیدواژهای که رسماً در کشور جاافتاده و درباره آن کتابها و فیلمهای بسیاری تولید شده است. با این تفاصیل حداقل بعد از گذشت 5 سال باید نمایشگاه کتاب این مفهوم را برای مخاطبین خود جا بیندازد؛ سادهترین شکل ماجرا تعیین یک غرفه مخصوص آثار تولیدشده درباره این مسأله است که با تأسف باید اشاره کرد چنین اتفاقی نیفتاده است. حتی اگر محققی بخواهد درباره این مسأله کار تحقیقی کند باید تک تک غرفهها را بگردد تا آثار مرتبط را پیدا کند. شما حساب کنید مخاطب عادی این کتابها باید چه مصایبی را برای پیدا کردن آثار مرتبط در این حوزه به جان بخرد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8035/23/630993/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























