«کارکرد فوتبال در جامعه ایرانی» در گفت‌وگو با دکتر محمدسعید ذکایی

تقریب اجتماعی در متن جام جهانی


مهسا رمضانی
خبرنگار

افسون و لذت فوتبال آنقدر عالمگیر شده که قلمرو این ورزش را با عالم سیاست و اقتصاد و فرهنگ و صنعت هم‌مرز کرده است چنانکه به صنعتی پرطرفدار بدل شده که هوادارانش از ماه‌ها و بلکه سال‌ها قبل جام‌جهانی‌اش را انتظار می‌کشند. اینکه فوتبال چطور چنین شأنی یافت؟ و کارکردهایش در جامعه ایرانی چیست؟ موضوع گفت‌وگوی ما با دکتر محمدسعید ذکایی، جامعه‌شناس و استاد گروه مطالعات ‌فرهنگی دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه علامه‌ طباطبایی، شد. او معتقد است فوتبال در جامعه ایرانی جور دیگر مقوله‌های فرهنگ عامه‌ را می‌کشد: «کارکرد برجسته فوتبال همان دلالت‌های عامه‌پسند است که از قضا در غیاب یا کمرنگ بودن دیگرعرصه‌های فرهنگ عامه‌ همچون موسیقی عامه‌پسند برجسته‌تر هم شده ‌است؛ به تعبیری، خلأ زیرساخت‌های فرهنگ عامه‌پسند باعث شده تا فوتبال عملاً جور دیگر مقوله‌های عامه‌پسند را هم بکشد.»

​​​​​​​جناب دکتر ذکایی، می‌دانیم که در دنیای مدرن «فوتبال» دلالت‌هایی فراتر از ورزش پیدا کرده است. فوتبال چقدر این ظرفیت را دارد که «فرهنگ» و «زندگی روزمره» مردم یک جامعه را نمایندگی کند؟
فوتبال جلوه‌ای از فرهنگ ملی است. انتظار می‌رود که فوتبال زبانی باشد که از طریق آن بتوان به اولویت‌های یک فرهنگ و حتی آن چیزی که نیست، پی‌ بُرد. البته این قضاوت را باید با احتیاط انجام داد چراکه حساب نسخه‌های ملی فوتبال با نسخه‌های محلی آن متفاوت است. ریتم فوتبال در هر جامعه‌ای از شیوه زندگی مردم و واقعیت زندگی آنان، امتداد تاریخ و فرهنگ‌شان و شیوه‌ قومی و ملی‌شان برمی‌آید. بخشی از جاذبه جام‌جهانی فوتبال و کارناوال‌های بزرگ هم همین امتزاج و ادغام لهجه‌ها و ریتم‌ها فارغ از لباس، رنگ و قومیت و... است.
حضور در جام جهانی چه فرصت‌هایی را برای ما رقم می‌زند؟
زبان فوتبال بخصوص در متن جهانی و بین‌المللی یک زبان پیوند دهنده است. بدیهی است نتیجه خوب حتماً می‌تواند مردم و دولت را راضی کرده و شکست و نتیجه ناخوشایند هم می‌تواند اساساً حسی از ناکامی و افسردگی موقت را در جامعه حاکم ‌کند. فوتبال مجالی برای اندیشیدن به ارزش‌های مشترک، مورد وفاق و عام فراهم می‌سازد و نیروی محرکی برای سخت‌کوشی بیشتر بازیکنان در مسیر نمایش بهتر، ادای دین به مردم و فرهنگ و کسب رضایت آنان است.
اما با این حال، سایه «سیاست فرهنگی» و «فرهنگ‌های سیاسی» همواره بر فوتبال سنگینی کرده است و فارغ از تلاش‌ها و یا ادعاهای فیفا و سازمان‌های منطقه‌ای فوتبال برای دور نگاه داشتن آن از سیاست، مستعد رمزگذاری‌ها و رمزگشایی‌های آشکار و پنهان سیاسی است. «سیاست فوتبال» سیاستی پیچیده و چند سطحی است که بازیگران متنوع داخلی و جهانی در ساختن آن سهیم‌اند و از منافع آن سهم می‌برند.
شکل‌گیری «صنعت فوتبال» باعث شده این ورزش ربط و نسبت‌هایی با اقتصاد، سیاست و فرهنگ پیدا کند. چطور فوتبال چنین شأنی یافت؟
فوتبال ورزشی است که به آیین و زبان مشترک جهانی بدل شده ‌است. به همین دلیل باید حساب آن را از ورزش‌های دیگر جدا کرد. بخشی از چرایی این امر به ذات این ورزش و روندی که تجربه‌ کرده‌‌ است، برمی‌گردد و بخش دیگر آن به فضایی که حول این ورزش شکل ‌گرفته، مرتبط است. همچنین منافع، علایق، پیوندها و عواطفی که با آن گره می‌خورد نیز تمایزیافتگی فوتبال از دیگر ورزش‌ها را برجسته‌‌تر کرده است. بی‌تردید، فوتبال در جوامعی که ورزش اول محسوب می‌شود، مناسبات تازه‌ای را در اقتصاد سیاسی، اقتصاد اخلاقی و اقتصاد عاطفی رقم زده ‌است.
این مناسبات تازه‌ چه سمت و سویی دارد؟ آیا توانسته انسان مدرن را یک قدم به جلو و به سمت «وفاق» و «انسجام» ببرد؟
فوتبال همزمان «انسجام‌دهنده» و «طرد کننده» است و در مقاطعی برشی از آن بیشتر مطرح می‌شود. سویه‌های مختلف این ورزش را باید به‌صورت دیالکتیک دید؛ یعنی نه آن نگاهی که فوتبال را به مثابه «فرهنگ انسجام‌‌بخش» می‌بیند، واقع‌بینانه‌ است و نه آن نگاهی که یکسره بر «سویه‌های تعارض‌بخش» آن تأکید می‌گذارد.
در وجه مثبتِ فوتبال، رقابت‌ها و کری‌خوانی‌ها به بخشی از حافظه ما بدل می‌شود و از اینکه می‌توانیم رقابت و قضاوت خودمان را در متن بزرگتر فوتبال ببینیم و بسازیم، لذت می‌بریم؛ این وجه انسجام‌بخش فوتبال است که به افزایش سرمایه اجتماعی کمک می‌کند. اما فوتبال سویه‌های تیره‌تر هم دارد. رقابت‌های فوتبال وقتی شدید می‌شود، تنش و خصومت را به‌دنبال دارد. بخشی از این تنش‌ها در نتیجه اقتصاد سیاسی فوتبال، زد و بندها و سوءاستفاده‌های مالی و بی‌عدالتی‌ها رقم می‌خورد، برخی به تعصبات و محلی‌گرایی‌های افراطی برمی‌گردد و درنهایت هم به جبهه‌بندی‌های اجتماعی و فرهنگی ختم می‌شود. این تقابل وجوه، بخشی از ذات این ورزش است و به آن خصلتی دراماتیک می‌بخشد و آن را به زندگی روزمره پیوند می‌دهد.
در جامعه ایرانی کدام برش از کارکردهای فوتبال برجسته‌تر است؟
فوتبال در ایران، دولتی است و از منطق اقتصادی و رقابتی مبتنی بر عرضه و تقاضا و پویایی بازار آزاد دور ‌است و بیشتر «کارکردی اجتماعی و فرهنگی» دارد. بر این اساس، به طرز آشکاری با «صنعت فرهنگ» و «اقتصاد فرهنگ» فاصله ‌دارد. در این فضا، کارکرد برجسته فوتبال همان «دلالت‌های عامه‌پسند» است که از قضا در غیاب یا کمرنگ بودن دیگرعرصه‌های فرهنگ عامه‌پسند همچون موسیقی برجسته‌ترهم شده ‌است؛ به تعبیری، خلأ زیرساخت‌های فرهنگ عامه‌پسند و حاکمیت فرهنگ ایدئولوژیک باعث شده تا فوتبال عملاً جور دیگر مقوله‌های عامه‌پسند را هم بکشد.
در حوزه «بازنمایی» هم اغلب تصویر انسجام‌بخش و یکدستی از فوتبال در جامعه ایرانی حاصل نمی‌شود چرا که بیشتر «فرهنگی مردانه» بر آن حاکم است و مردها را نمایندگی می‌کند و کمتر خانواده‌ها در آن درگیر هستند و معتقدم این امر، بر پیوند آن با اجتماع محلی آسیب می‌زند. به بیان دیگر، با وجود توجه و تعصب به فوتبال در بسیاری از مناطق و شهرها، این تعصب کمتر به تولید سرمایه اجتماعی مثبت، با دوام و قابل اتکایی منجر می‌شود و گاه در خدمت رقابت‌ها و خصومت‌های محلی قرار می‌گیرد و جنبه‌های هویت‌بخش آن سویه‌های رادیکال و افراطی به خود می‌گیرد.‌ اساساً هواداری در ایران با بار عاطفی زیاد و کنترل نشده همراه ‌است.
اما، در خصوص نسبتی که فوتبال با مسائل اجتماعی و سیاسی پیدا می‌کند هم باید این نکته را اضافه کنم که فوتبال در هر جامعه‌ای و نه صرفاً در جامعه ما به نوعی امتداد تنش‌های سیاسی و اجتماعی و نارضایتی‌هایی است که در حوزه عمومی وجود دارد و به‌دلیل همین پیوند خوردن با مسائل است که‌ فوتبال در جامعه ما نتوانسته آنچنان که باید به مثابه یک «میدان» و یک «متن پویای خود پیش‌رونده» عملاً به آن جایگاهی که استحقاق آن را دارد دست ‌یابد و از ظرفیت‌های بالقوه خود فاصله گرفته‌ است.
 کارشناسان، فوتبال برزیل را هیجانی‌ و هجومی توصیف می‌کنند که به زیباشناسی و حرکات فردی پیوند می‌خورد اما فوتبال ایتالیا را به بازی دفاعی و با کار تیمی‌شان می‌شناسند. شما «فوتبال ایرانی» را در متن جام‌جهانی چگونه خوانش می‌کنید؟
فوتبال ایرانی احتمالاً با سخت‌کوشی و جنگندگی بین دیگر تیم‌ها شناخته می‌شود. یک فوتبال دفاعی اما در عین حال، هوشیار که پیوسته برای استفاده از حداقل فرصت‌ها تلاش می‌کند. در این فضا، مفاهیمی همچون تعصب، غیرت و انگیزه‌های مضاعفی که در لحظه‌های سخت و استثنایی شکل می‌گیرد، بخشی از صفاتی است که فوتبال ایرانی با آن در میدان‌های بین‌المللی شناخته می‌شود. از فوتبال ایرانی در این مقاطع انتظار می‌رود فراتر از ظرفیت خود عمل کرده و به غافلگیری بینجامد. البته انتظار اتفاقات غیرمنتظره در فوتبال منحصر به جامعه ایرانی نیست و فاصله‌های فنی و یا ضعف‌ها در تیم‌های فوتبال گاه با توسل به اسطوره‌های فوتبال به چالش کشیده می‌شوند. اسطوره‌های ایرانی در این هنگام نیز فراخوانده می‌شوند و به بازی گرفته می‌شوند تا دستاوردهای به یاد ماندنی را رقم ‌بزنند. اگر در تیم‌های شاخص جهانی «چهره‌های اسطوره‌ای فوتبالی» تعیین‌کننده هستند و بر پایه ظرفیت و توانایی‌های آنها انتظار موفقیت می‌رود، در نسخه ایرانی «شرایط»، «بحران‌ها» و «فاصله‌ها» انتظار اسطوره‌سازی را ایجاد می‌کنند. بازی ایران و استرالیا در سال 76 هم از این جهت به خاطره و اسطوره‌ بدل شد و یادآوری آن برای ما ایرانیان همواره لذت‌بخش است. 
بنابراین، در جام جهانی قطر هم تیم ملی فوتبال ما با وجود باخت در برابر انگلیس، بی‌شک تلاش می‌کند تا باز هم با «همگرایی» و «اتفاق» در بازی‌های دیگرش نتیجه مطلوب بگیرد.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8060/22/634400/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها