سخنرانی آتشین پاتریس در مراسم اعلام استقلال کنگو
در جشن روز استقلال کنگو خصومت بلژیک با لومومبا عمیقتر شد. در حضور پادشاه بلژیک، درحالیکه لومومبا طبق برنامه رسمی فرصتی برای سخنرانی نداشت، به جهت اینکه استعمارگران فکر نکنند که استقلال را به مردم این کشور هبه کردهاند بهپاخواست و بدون هماهنگی و بداهه شروع به سخنرانی کرد. او با شور و صلابت، وحشیگری و اهانتهایی را که مردم کنگو تحت حاکمیت استعماری بلژیک متحمل شده بودند، محکوم کرد. پادشاه بلژیک بسیار عصبانی شد. پسازآن بلژیکیها دیگر تمایل به انجام هیچ کاری با او نداشتند.
او نه سیاستمداران و نه بلژیکیهای حاضر را، بلکه مردم تازه آزادشده کشور خود را مورد خطاب قرار داد:
مردان و زنان کنگو
طرفداران پیروز استقلال
من بهنام دولت کنگو به شما سلام میکنم.
از همه شما دوستانی که خستگیناپذیر جنگیدید خواهش میکنم این روز، 30 ژوئن 1960 را بهعنوان تاریخی درخشان که همیشه در دل شما حک خواهد شد، به یاد بیاورید ؛ تاریخی که معنای آن را با افتخار برای فرزندانتان توضیح خواهید داد. آنها نیز به نوبه خود ممکن است تاریخ باشکوه مبارزه ما برای آزادی را به فرزندان و نوههای خود انتقال دهند.
اگرچه استقلال کنگو امروز با توافق با بلژیک اعلام میشود؛ کشوری با روابط دوستانه که با آنها در شرایط مساوی هستیم، اما هیچ کنگویی هرگز فراموش نخواهد کرد که استقلال با مبارزه به دست آمد؛ مبارزهای استوار و الهامبخش که روز به روز ادامه دارد. مبارزهای که در آن از محرومیت یا رنج نترسیدیم. مبارزه ما پر از اشک و آتش و خون بود. ما عمق جان به مبارزه خود میبالیم، زیرا این مبارزه نجیبانه در پایان دادن به اسارت تحقیرآمیز و تحمیل شده بر ما ضروری بود.
این سهم ما در 80 سال حکومت استعماری بود و زخمها بسیار تازه و دردناکتر از آن هستند که فراموش شوند. کار اجباری را در ازای دستمزدی تجربه کردیم که به ما اجازه نمیداد گرسنگیمان را برطرف کنیم، خودمان را بپوشانیم، اسکان مناسبی داشته باشیم یا فرزندان عزیزمان را بزرگ
کنیم. صبح، ظهر و شب بهدلیل سیاه بودن مورد تمسخر، توهین و کتک قرارگرفتیم. چه کسی میتواند فراموش کند که سیاهپوست را «تو» خطاب میکردند، نه به این دلیل که او دوست بود، بلکه به این دلیل که «شما»ی مؤدبانه تنها به مرد سفیدپوست اختصاص داشت.
ما دیدیم که زمینهایمان را بهنام قوانین ظاهراً عادلانه که فقط حق قدرت را به رسمیت میشناخت، غصب کردند. ما فراموش نکردیم که قانون هرگز برای سفیدپوستان و سیاهپوستان یکسان نبود؛ ما رنجهای فجیعی را تجربه کردیم، بهدلیل اعتقادات سیاسی و مذهبی تحت آزار و اذیت قرار گرفتیم و از سرزمین مادری خود تبعید شدیم. سرنوشت ما از خود مرگ بدتر بود. ما فراموش نکردیم که در شهرها، عمارتها برای سفیدپوستان و کلبههای مخروبه برای سیاهپوستان بود. اینکه سیاهپوست در سینما، رستوران و مغازههایی که برای «اروپاییها» در نظر گرفته شده بود، راه داده نمیشد. چه کسی تیراندازیهایی را که باعث کشتهشدن تعداد زیادی از برادران ما شد، یا سلولهایی که بیرحمانه کسانی را که دیگر نمیخواستند در برابر رژیم بیعدالتی، ظلم و استثمار مورد استفاده استعمارگران تسلیم شوند فراموش میکند؟
همه اینها، برادرانم! برای ما درد و رنجی بیسابقه به ارمغان آورد. اما ما که با رأی شما، نمایندگان مردم، برای راهبری سرزمین مادری خود انتخاب شدیم، ما که از ظلم و ستم استعمار در جسم و جان خود رنج کشیدهایم، به شما میگوییم که از این پس همه چیز به پایان رسیده است.
جمهوری کنگو اعلام شد و آینده کشور عزیزمان اکنون در دست مردم این سرزمین است. برادران! بیایید با هم یک مبارزه جدید را آغاز کنیم؛ یک مبارزه متعالی که کشور ما را به صلح، رفاه و عظمت خواهد رساند.
ما با هم عدالت اجتماعی را برقرار خواهیم کرد و برای هر مرد مزد عادلانهای را برای کار خود تضمین خواهیم کرد. ما به دنیا نشان میدهیم که مرد سیاه وقتی در آزادی کار میکند چه توانی دارد و کنگو را به افتخار آفریقا تبدیل خواهیم کرد. ما مراقب هستیم سرزمین مادری ما در خدمت و نفع فرزندان آن باشد. در همه قوانین قدیمی تجدیدنظر و آنها را اصلاح خواهیم کرد تا عادلانه باشد. همچنین آزار و اذیت آزاداندیشی را متوقف میکنیم. مراقب خواهیم بود همه شهروندان از آزادیهای اساسی مندرج در اعلامیه حقوق بشر نهایت
بهره را ببرند. ما همه تبعیضها را از سرمنشأ آن ریشهکن خواهیم کرد و برای هرکس جایگاهی در زندگی، در خور شأن انسانی او و شایسته تلاش و وفاداری او به کشور تضمین خواهیم کرد. ما صلحی را در کشور برقرار خواهیم کرد که نه بر اسلحه و سرنیزه بلکه بر وفاق و حسن نیت استوار باشد و در همه اینها، هموطنان عزیزم، ما نه تنها میتوانیم به نیروها و ثروت هنگفت خود اتکا کنیم، بلکه میتوانیم با کشورهای خارجی بیشمار نیز همکاری کنیم، در صورتی که هدفشان تحمیل به ما نباشد. حتی بلژیک که سرانجام درس تاریخ را آموخته و دیگر نیازی به مخالفت با استقلال ما ندارد و آماده است که به ما کمک و دوستی کند. برای این منظور به تازگی توافقنامهای بین دو کشور برابر و مستقل ما امضا شده است. من مطمئن هستم که این همکاری به نفع هر دو کشور خواهد بود. به سهم خود، در عین هوشیاری، سعی خواهیم کرد تعهداتی را که آزادانه دادهایم، رعایت کنیم. بنابراین هم در حوزه داخلی و هم در حوزه خارجی، کنگوی جدیدی که توسط دولت من ایجاد میشود، غنی، آزاد و مرفه خواهد بود. اما برای رسیدن به هدف خود بدون تأخیر، از همه شما، قانونگذاران و شهروندان کنگو میخواهم که به ما کمک کنید. از همه شما میخواهم که دعواهای قبیلهای را فراموش کنید. آنها ما را ضعیف میکنند و حتی ممکن است باعث تحقیر ما در خارج از کشور شوند. از همه شما میخواهم که به خاطر تضمین موفقیت این کار بزرگ ما از هیچگونه فداکاری کوتاهی نکنید. در پایان از شما بیقید و شرط میخواهم که به جان و مال هموطنان و خارجیهایی که در کشور ما ساکن هستند احترام بگذارید. اگر رفتار این بیگانگان جای تأمل داشته باشد، عدالت ما بیدرنگ آنها را از قلمرو کشور اخراج خواهد کرد. اگر برعکس رفتارشان خوب باشد، در آرامش هستند، زیرا آنها برای آبادانی کشورما نیز تلاش میکنند. استقلال کنگو گامی تعیینکننده به سوی آزادی کل قاره آفریقا است. دولت ما، حکومت وحدت ملی و مردمی، به کشور خود خدمت خواهد کرد. من از همه شهروندان کنگو، از مردان، زنان و کودکان میخواهم که با قاطعیت، وظیفه ایجاد اقتصاد ملی و تضمین استقلال اقتصادی ما را بر عهده بگیرند.
سرافرازی ابدی بر مبارزان راه آزادی ملی
زنده باد استقلال و اتحاد آفریقا
زنده باد کنگوی مستقل