گروه حوادث/ مرزبان مجاهد استواریکم «امیرحسین خالص خمر» از مرزبانان غیور هنگ مرزی نگور حین کنترل و پایش نوار مرزی جنوب شرق کشور به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
سردار محمد ملاشاهی، فرمانده مرزبانی استان سیستان و بلوچستان گفت: استواریکم شهید مرزبان «امیرحسین خالصخمر» در سوم مرداد در مرز نگور حین پایش نوار مرزی بر اثر واژگونی خودرو مجروح شد که بلافاصله وی را برای مداوا به بیمارستان ولیعصر (عج) فراجا در تهران منتقل کردند.
وی افزود: متأسفانه علیرغم تلاش همه جانبه کادر درمان فراجا، روز پنجشنبه استواریکم شهید در اثر شدت جراحات وارده به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
فرمانده مرزبانی استان سیستان و بلوچستان با تسلیت شهادت این مرزبانان مجاهد به مقام معظم رهبری «مدظله العالی»، خانواده معظم شهید و همرزمان او در مرزبانی فراجا، اظهار کرد: وی متأهل، اهل و ساکن شهرستان کلاله استان گلستان بود که در تأمین امنیت مرزهای جنوب شرق کشور از هیچ تلاش و کوششی فروگذاری نکرد.
محاکمه 2 شرور به اتهام آزار 7 زن
گروه حوادث- کامران علمدهی / دو مرد شرور که به بهانه کار و شراکت 7 زن و دختر را مورد تعرض قرار داده بودند در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شدند.
به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، رسیدگی به این پرونده از اواسط تابستان سال گذشته با شکایت دختر جوانی به نام مریم مبنی بر اینکه از سوی 2 مرد جوان مورد تعرض قرار گرفته، آغاز شد. وی در تشریح ماجرا به مأموران گفت: چند ماه پیش با ساختن صفحهای در اینستاگرام تلاش کردم تا در زمینه پوشاک فعالیت کنم و بتوانم از این طریق منبع درآمدی داشته باشم. مدتی بعد مردی به نام سیامک در قالب یک پیام به من پیشنهاد کار داد. من هم چون به دنبال توسعه کارم بودم از پیشنهادش استقبال کردم و جوابش را دادم و قرار شد برای صحبت بیشتر در خصوص کار به صورت حضوری با هم ملاقات کنیم. فردای آن روز طبق قرار با سیامک به غرب تهران رفتم او با خودرواش به دنبالم آمد تا اینکه چند دقیقه بعد جلوی یک آبمیوه فروشی توقف کرد و دو لیوان آبمیوه خرید اما پس از خوردن آن به یکباره سرم گیج رفت و بیهوش شدم. ساعاتی بعد وقتی به هوش آمدم متوجه شدم در خانهای هستم و سیامک با دوستش که او را شهرام صدا میکرد به من تعرض کردهاند. آنها وقتی دیدند که به لحاظ روحی پریشانم تهدیدم کردند که اگر راجع به اتفاقهای آن روز به کسی چیزی بگویم من را میکشند. بعد هم گفتند که زودتر از خانه شان بروم.
وی در ادامه افزود: آنقدر حالم بد بود که مجبور شدم ماجرا را به نامزد و خواهرزادهام بگویم و تصمیم گرفتم از آنها شکایت کنم.
پس از شکایت مریم وی به پزشکی قانونی معرفی شد و پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کرد که شاکی مورد تعرض و آزار و اذیت قرار گرفته است.
پس از آن مأموران پلیس شناسایی متهمان را در دستور کارشان قرار دادند اما در همان مدت شکایتهای مشابه دیگری نیز به پلیس رسید که نشان میداد 2 متهم پرونده غیر از مریم به 6 دختر دیگر هم تعرض کردهاند.
به این ترتیب پلیس موفق شد مخفیگاه 2 متهم را در غرب تهران شناسایی و آنها را دستگیر کند تعدادی سیمکارت، گوشی موبایل و داروی بیهوشی نیز از آنها کشف شد.
متهمان پس از بازداشت با رد اتهام شان عنوان کردند که هیچگونه تعرضی را مرتکب نشدهاند حتی زمانی هم که مأموران آنها را با شاکیهای پرونده به شکل حضوری مواجه کردند آنها منکر اتهام شان شدند. با این حال پرونده با صدور کیفرخواست، گزارش پلیس و پزشکی قانونی برای رسیدگی به شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه هر 7 شاکی پرونده درخواست کردند تا 2 متهم پرونده به اشد مجازات محکوم شوند.
سپس یکی از شاکیها به جایگاه رفت و گفت: وقتی به پزشکی قانونی رفتم آنها اعلام کردند که مواد بیهوشی که به من خورانده شده بود حاوی هروئین بوده و بر اثر این مواد مغزم دچار التهاب شده و با گذشت یکسال هنوز دارو مصرف میکنم.
شاکی دیگر پرونده نیز در تشریح ماجرا گفت: چند ماه قبل از اینکه در دام این 2 نفر بیفتم ازدواج کرده بودم و به لحاظ مالی هم مشکلی نداشتم فقط میخواستم با کار در فضای مجازی خودم را سرگرم کنم که آنها این بلا را سر من آوردند. بعد از این ماجرا همسرم طلاقم داد و زندگیام نابود شده است.
سومین شاکی نیز عنوان کرد: من هم مثل بقیه فریب این دو شیاد را خوردم. بعد از تعرض هم آنها با تهدید عابربانک و رمز کارتهایم را گرفتند و پس از آن هم شماره و صفحات خودشان در شبکههای اجتماعی و پیامکهایی را که بین مان رد و بدل شده بود، از تلفن همراهم پاک کردند و من را از ماشین بیرون انداختند.
در ادامه 2 متهم یک به یک به جایگاه رفتند و اتهام تعرض را نپذیرفتند.
سیامک به قاضی گفت: ما قبول داریم که با شاکیها رابطه برقرار کرده بودیم اما هیچکدام از آنها با زور و تهدید نبوده و آنها با میل و خواسته خودشان به خانه ما میآمدند بنابراین ما اتهام تعرض را قبول نداریم.
پس از پایان دفاعیات متهمان و وکلای آنها، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
گذشت فرزندان مقتول از قاتلان پدر
گروه حوادث/ راننده تاکسی اینترنتی که با همدستی زن مسافر، شوهر وی را به قتل رسانده و به قصاص محکوم شده بودند با رضایت اولیای دم و کمک نیکوکاران از کابوس مرگ رهایی یافتند.
به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، 6 اسفند سال 97 گزارش قتل مرد میانسالی در پشت بام خانهاش در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به پلیس اعلام شد. بهدنبال این خبر وقتی تیم جنایی راهی محل کشف جسد شدند پیکر خونین مرد میانسال را در حالی مشاهده کردند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود.
در چند قدمی جسد مرد میانسال، همسرش فرنوش و مرد جوانی به نام امید در حالی که دست هردویشان خونی بود، ایستاده بودند. فرنوش و امید به عنوان عاملان جنایت بازداشت شده و جسد نیز به پزشکی قانونی منتقل شد.
امید، متهم جوانی که در صحنه قتل بازداشت شده بود، در تحقیقات لب به اعتراف گشود و گفت من راننده تاکسی اینترنتی هستم. مدتی قبل فرنوش را به عنوان مسافر سوار کردم. بعد از آن، هر بار که قصد رفتن به جایی را داشت با من تماس میگرفت. همین مسأله باعث شد که کم کم با فرنوش رابطه صمیمیتری پیدا کنم اما نمیدانستم که او متأهل است و فرزند هم دارد.
او ادامه داد: شب حادثه فرنوش با من تماس گرفت و از من خواست او را به آدرسی که میخواهد برسانم. اما زمانی که به مقابل خانه او رسیدم مدعی شد که مقدار زیادی وسیله دارد و از من خواست برای حمل وسایل به او کمک کنم. به درخواست زن جوان به طبقه بالا رفتم اما زمانی که به مقابل در ورودی خانهاش رسیدم ناگهان در باز شد و مرد میانسالی که بعداً متوجه شدم همسر او است، در حالی که چاقویی بهدست داشت مقابل در ظاهر شد و به من
حمله کرد.
امید گفت: به قدری این حرکت غافلگیرانه بود که نمیدانستم چکار کنم. به سمت پشت بام فرار کردم؛ اما مرد خشمگین بهدنبالم آمد و چند ضربهای به من زد. در همین موقع فرنوش با چاقویی در دست خود را به پشت بام رساند. او برای نجات من چند ضربه چاقو به شوهرش زد تا من فرصتی برای فرار پیدا کنم. با ضربههایی که فرنوش زد، چاقو از دست شوهرش به زمین افتاد و من در دفاع از خودم چاقو را برداشتم و ضرباتی به مرد میانسال زدم. با سر و صدای ما، همسایهها با پلیس تماس گرفتند اما قبل از رسیدن اورژانس، وی جانش را از دست داد.
در ادامه تحقیقات فرنوش نیز که به اتهام قتل بازداشت شده بود، برای بازجویی مقابل افسر پرونده قرار گرفت و گفت: با همسرم اختلاف داشتم و مدام باهم جر و بحث میکردیم. در این میان، با امید آشنا شدم، به او نگفتم که همسر و فرزند دارم. البته رابطهای با امید نداشتم و فقط اگر میخواستم جایی بروم، از او میخواستم مرا به مقصد برساند. اما شوهرم که به من مشکوک شده بود مدعی شد که با امید رابطه دارم و اختلافهای ما بیشتر شد.
زن جوان ادامه داد: در نهایت او به من گفت اگر میخواهی باور کنم که رابطهای با امید نداری او را به خانه بکشان. من هم برای نجات جانم با امید تماس گرفتم و او را به بهانه حمل وسایل به داخل خانه کشاندم. زمانی که امید آمد شوهرم مرا داخل اتاق خواب حبس کرد و خودش چاقو بدست به انتظار امید ماند. درگیری آنها که بالا گرفت، در را به هر زحمتی بود باز کردم و چاقویی از آشپزخانه برداشته و خودم را به پشتبام رساندم. قصد من کشتن شوهرم نبود، در آن لحظه فقط میخواستم به این درگیری پایان دهم.
با اعتراف متهمان و پس از بازسازی صحنه جنایت، هر دو در دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفتند. با درخواست قصاص اولیای دم، برای دو متهم حکم قصاص صادر شد. با تأیید این حکم در دیوان عالی کشور، امید و فرنوش در نزدیکی چوبه دار قرار گرفتند. اما با ورود واحد صلح و سازش و به کمک گروه چتر نجات، اولیای دم که فرزندان مقتول بودند به شرط پرداخت دیه، مادر خود و راننده تاکسی اینترنتی را بخشیدند. باتوجه به اینکه مرد جوان توانایی پرداخت مبلغ درخواستی را نداشت، گروه چتر نجات برای پرداخت مبلغی از دیه با کمک خیرین وارد عمل شد. با پرداخت دیه، زن جوان و امید از قصاص رهایی یافته و در دادگاه کیفری از جنبه عمومی جرم محاکمه خواهند شد.

حوادث جهان
شیــــر نر سارق توله هایش را خــــورد
مردی در باغ وحش آکرا در کشور غنا قصد داشت تولههای یک شیر را سرقت کند اما مورد حمله شیر نر قرار گرفت و توسط این حیوان خورده شد.
به گزارش رسانههای عربی شیر نر برای دفاع از توله شیری که ظاهراً این مرد قصد سرقت آن را داشت وارد عمل شد و دزد را مجازات کرد.
در همین رابطه یکی از مقامات دولتی غنا گفت: این مرد برای سرقت از دیوار این باغ وحش بالا رفته بود اما تولههای حیوانات معمولاً با نزدیک شدن افراد ناشناس احساس خطر میکنند و این باعث واکنش شدید والدین آنها می شود.
پس از این حادثه پلیس برای انتقال بقایای جسد این فرد و انجام تحقیقات در این زمینه به محل فراخوانده شد.
به گفته مسئولان با وجود این اقدام خانواده این شیر یعنی شیر نر، شیر ماده و دو توله آنها در این مکان سالم ماندند.

در آخر هفته پایتخت رخ داد
3 جنایت و کشف استخوان های ناشناس
گروه حوادث/ وقوع سه جنایت در تهران و کشف استخوان در ارتفاعات امامزاده داوود، حوادثی بود که در آخر هفته پایتخت رقم خورد.
کشف استخوان
ساعت 6 بعد از ظهر چهارشنبه 13 مهر مرد جوانی در تماس با مأموران کلانتری 143 امامزاده داوود، گفت: برای تفریح و گردش به ارتفاعات امامزاده داوود آمدم. در حال پیادهروی بودم که ناگهان چشمم به تعدادی استخوان افتاد. به دنبال این تماس موضوع به بازپرس محمد وهابی از شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران اعلام و دستور انتقال استخوانها به پزشکی قانونی صادر شد تا در بررسیها مشخص شود استخوانها متعلق به انسان است یا حیوان. در صورتی که تأیید شود استخوانها متعلق به انسان است، آزمایشات دی ان ای برای بررسی هویت وی و علت مرگ او انجام میشود.
درگیری خونین دو هممحلهای
ساعت 6:30 دقیقه عصر چهارشنبه و دقایقی بعد از گزارش کشف استخوانها، مأموران کلانتری 106 نامجو در تماس با بازپرس جنایی از قتل پسری 17 ساله در بیمارستان خبر دادند.
در بررسیهای صورت گرفته به دستور بازپرس جنایی، مشخص شد پسر نوجوان با یکی از بچه محلهای خود به نام آرش درگیر و با ضربه چاقو به دست او مجروح شده اما پس از انتقال به بیمارستان جان باخته است. با برملا شدن هویت عامل جنایت، مأموران وارد عمل شده و قاتل را که پسری 15 ساله بود در خانهاش دستگیر کردند.
پسر نوجوان که شوکه بود و باورش نمیشد دوست و هممحلهای خود را به قتل رسانده باشد، در تحقیقات گفت: روز حادثه بر سر یک موضوع کوچک با هم بحثمان شد و او فحاشی کرد. من هم فقط برای ترساندن مقتول چاقویی را که به همراه داشتم به سمتش پرتاب کردم. اما چاقو به او اصابت کرد و خونین روی زمین افتاد. من که ترسیده بودم، فرار کردم ولی فکرش را هم نمیکردم چاقویی که پرتاب کرده باشم منجر به قتل شده باشد. باتوجه به اینکه عامل جنایت کمتر از 18 سال دارد به دستور بازپرس جنایی پرونده برای رسیدگی به دادسرای اطفال ارجاع شد.
درگیری مرگبار دو فروشنده بر سر مشتری
گزارش مرگ مرد دکهداری در یکی از بیمارستانهای تهران ساعت 11:30 شامگاه چهارشنبه از سوی مأموران کلانتری 111 هفت چنار به بازپرس جنایی اعلام شد. ماجرا از این قرار بود که مرد 35 ساله که دکه ساندویچی داشت با یک فروشنده بلال در داخل مغازه بر سر مشتری درگیر میشوند. در این میان مرد دکهدار شیشه نوشابهای را برداشته و پس از شکستن شیشه نوشابه به سمت مرد بلال فروش حمله میکند. مرد بلال فروش نیز در دفاع از خود چاقو پرتاب میکند که منجر به زخمی شدن و در نهایت قتل مرد دکهدار میشود. بازپرس جنایی دستور بازداشت متهم و تحقیقات تکمیلی را صادر کرد.
قاتل مرد ناشناس
ساعت 4:40 دقیقه بامداد پنجشنبه 14 مهر نیز خبر مرگ مرد 39 سالهای در یکی از بیمارستانهای پایتخت به بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران اعلام شد. به دنبال اعلام این خبر تحقیقات آغاز و بررسیها نشان میداد مرد جوان در جریان یک درگیری خیابانی با ضربات چاقو مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
در بازرسی از جیبهای مقتول هویت او به دست آمد. در ادامه تحقیقات و در حالی که هویت عامل جنایت نامشخص بود، مأموران کلانتری نعمتآباد در تماس با بازپرس جنایی مدعی شدند مرد جوانی که در یک درگیری زخمی شده برای درمان به بیمارستان مراجعه کرده است. در ادامه بررسیها مشخص شد مرد جوان، همان قاتل فراری است و به دستور بازپرس جنایی متهم پس از درمان و بهبودی به اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت منتقل خواهد شد تا درباره جزئیات جنایت مورد تحقیق قرار گیرد.
پلیس هوشمند، جامعه قانونمدار، امنیت پایدار
سردار حسین رحیمی
رئیس پلیس پایتخت
«امنیت پایدار» در تعریفی بسیط به معنای آن است که «هرگاه کشوری بتواند از نظر داخلی و بینالمللی به همه تهدیدات در ابعاد مختلف نظامی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و با تکیه بر رضایت مردم پاسخ دهد، به امنیت پایدار رسیده است» ،اما این امنیت پایدار رهاورد کدامیک از فعالیتها و ارزشهای مورد وثوق جامعه است؟
امنیت پایدار دارای مؤلفههای فراوان است که البته هرکدام از آنها در صورت نبود شناخت مناسب و یکجانبهگرایی میتواند با چالشهایی هم روبهرو باشد، برای مثال میتوان به قومیت و هویتهای قومی، وحدت، توان بازدارندگی دشمنان، مقاومت در برابر هجوم فیزیکی مانند جنگهای سخت افزاری و جنگ نرم، ولایتپذیری و پذیرش حکومت قانون، دین و... اشاره کرد، اما آنچه در خصوص امنیت پایدار مورد وفاق همگان است، وحدت و انسجام داخلی است که مهمترین رکن ایجاد، حفظ و ارتقای امنیت پایدار محسوب میشود.
بهطور قطع یکی از بازوهای مهم نیل به امنیت پایدار پلیس بهعنوان حافظ امنیت عمومی کشور از مرز تا مرکز است، پلیسی مقتدر و در عین حال دیندار، قانونمدار و البته هوشمند و آگاه به زمان و تغییرات آنکه بتواند در برابر قانون شکنیها و هنجار گریزیها قاطعانه عمل کند.
با توجه به تغییر تاکتیکهای دشمن برای مقابله با حکومت مستقلی که بنا دارد هیچگاه در برابر زورگویان و استکبارگران کوتاه نیاید، پلیس نیز بهعنوان یکی از نهادهای حاکمیتی که البته بیشترین مواجهه را با آحاد مختلف مردم دارد، هوشمندی در بهرهبرداری از ابزارهای جدید دشمن که بیشتر در حوزه رسانه و جنگ روایتها بوده، برای این سازمان بسیار مهم شده است؛ پلیس به موازات رشد در استفاده از ابزارها و تجهیزات سخت افزاری که قدرت مقابله رو در رو و سلبی در میدان و در مواجهه با مجرمان، قانون گریزان و هنجارشکنان داشته و دارد، به ابزار جنگ نرم نیز تجهیز شده و رسانهمداری را در اولویت برنامههای خود قرار داده است.
پلیس هوشمند امروز با درک درست از نحوه جنگ نرم علیه خود و کشور توانسته ازشیوههای سنتی ارسال اخبار و اطلاعات گذر کرده و به فناوری روز مجهز شود، چراکه پلیسی در تراز جامعه اسلامی خواهد بود که علاوه بر تمرکز روی خود، عمل به شعائر دینی و سپس وظایف سازمانی در موقعیتهای مختلف میدانی و حضور در صحنه، اقتدار فناورانه را نیز نصبالعین داشته باشد تا بتواند در مواقع لزوم در برابر پیاده نظامهای دشمن در فضای رسانه قدعلم کند.
به هرحال برقراری، حفظ و ارتقای امنیت پایدار موضوع چند وجهی است که همافزایی دیگر نهادها و دستگاههای متولی را نیز میطلبد، چراکه جامعه شبکهای از سازمانهای مرتبط با هم و البته دارای وظایفی است که قرار است مکمل همدیگر باشند؛ امنیت پایدار از حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... سرمنشأ گرفته و در ادامه توسط پلیس بهعنوان نیرویی سلبی و قهری برای مقابله با قانون گریزیها ادامه یافته و به سر منزل مقصود خواهد رسید.
خوشبختانه پلیسِ امروز، علاوهبر اِشراف بر وظایف میدانی و سلبی خود، شناخت رسانه و مقابله با جنگ نرم دشمن را نیز بخوبی در خود نهادینه کرده و در حال از بین بردن شکافهای شناختی و آموزشی در این زمینه است که این مهم، نویدی بر توسعه پلیس هوشمند در حوزه جنگ رسانهای و مجهز شدن به سپر آگاهی و دانش در این خصوص است.
مرگ دو جوان یزدی در برخورد با قطار
گروه حوادث/ دو جوان یزدی بر اثر برخورد با قطار عبوری در محدوده بلوار آزادگان این شهر در دم جان خود را از دست دادند.
حدود ساعت ۲۱:۳۰ پنجشنبه در پی تماسهای مردمی با سامانه ۱۱۵ اورژانس یزد، مبنی بر رخداد حادثه برخورد قطار عبوری در کنار ریل واقع در بلوار آزادگان بلافاصله کدهای امدادی این اورژانس به محل حادثه اعزام میشوند.
به گزارش روابط عمومی اورژانس یزد، بعد از رسیدن عوامل اورژانس به محل حادثه مشاهده شد که دو جوان تقریباً ۳۵ ساله با قطار برخورد کرده و در صحنه حادثه در دم فوت کرده بودند.
همدستی عروس و خواهر شوهر برای قاچاق تریاک
گروه حوادث/ دو زن جوان و یک مرد که همگی اعضای یک خانواده هستند و تریاک قاچاق میکردند، با هوشیاری پلیس دستگیر شدند.
سردار عزیزالله ملکی فرمانده انتظامی استان گیلان با اشاره به دستگیری سه عضو یک خانواده قاچاقچی در فومن با ۸۵ کیلوگرم مواد مخدر از نوع تریاک گفت: سه نفر در این رابطه دستگیر
شدند.
وی در تشریح خبر گفت: چندی قبل خبری مبنی بر فعالیت چند نفر در زمینه توزیع مواد مخدر در پوشش خانواده در استان گیلان دریافت کردیم و مأموران پلیس مبارزه با مواد مخدر استان پس از تحقیقات نامحسوس از صحت موضوع اطمینان حاصل کردند. با اقدامات فنی و پلیسی صورت گرفته رد خودرو پژو ۴۰۵ متهمان حین حمل مواد مخدر در شهر فومن شناسایی و این وسیله نقلیه متوقف شد.
فرمانده انتظامی گیلان گفت: ۳ متهم این پرونده که عروس، داماد و دختر یک خانواده کرمانشاهی بودند دستگیر و در بازرسی از خودروی آنها ۸۵ کیلوگرم تریاک کشف شد.
سردار ملکی افزود: متهمان ۳۰، ۳۳ و ۴۲ ساله پس از تشکیل پرونده به مرجع قضایی تحویل داده شدند.
وی از خانوادهها خواست، برای ریشهکن کردن اعتیاد که موجب تباهی جوانان و نوجوانان میشود، هرگونه اطلاعات و اخبار در این خصوص را به مرکز فوریتهای پلیس ۱۱۰ اطلاع دهند.