سشنبه های شعر


زهرا نظری‌پور
دوباره رمز گزاری‌اش کردید
حواس زمین به شایعه تازه‌ای نیاز داشت
به رنگ‌های مبتلا نشده
به خاورمیانه که پیرترین قصه‌اش بود
و حرف‌های عجیبی در دهانمان می‌گذاشت
بنفش مایل به ارغوانی
به ما که از درخت برگشته بودیم
و می‌خواستیم در اتاق تاریک زمستان
به خواب زمین تکیه کنیم
سفید مایل به کهربایی
اسم رمز چه بود؟
بنویسد از هیچ، ارغوان ساختن
محل تلاقی ما با استعاره‌ها بود
در اسم رمزهای مخدوش
و تا به خودمان آمدیم
آفتاب غروب کرده و
مظلوم‌ترین رنگ به عاقبت‌مان چسبید
نگفتی اسم رمز چه بود؟
حالا هی ماه را پایین بکشید
هی زعفران بپاشید
برتن این فاجعه
در سرزمین کسی چه می‌داند
تمام رنگ‌ها در کاسه چشم باد خالی می‌شوند
اما تو چشمت را بگیر
که هرچه غمگین‌تریم از آسمان
که در چشم هم به کبودی نشسته‌ایم تا هنوز
بگذار سفیدمان کنند
در چهار وجب این قبرستان
این‌بار با مناسباتشان تن نمی‌شوییم
بگذار تا زانو در رنگ فرو رویم
و کنار خستگی این ماه، ستاره ببندیم
شاید پای رنگین کمان وسط این دلهره‌ها باز شود
شاید اسم رمز باران باشد.

مجید زمانی‌اصل
کلمه به تو گفت: شاعر
و برای ابدیت پیرهن سپیدت را
رنگ سیاه زدی
و پذیرفتی که عشق به آدمی آتش است
به فوران‌ها متبسمی
به رعشه‌ها که افکندی بر گردن شعر
زمین سبز به شگفتی
اشیا به شگفتی
نگاهت می‌کنند
و ماه به انتشار زیبایی روحت
زنگوله به دست کودک‌وار می‌دود
فراسوی دشت‌ها را
دم که می‌بری به کول جهان خویش را
با فروتنی‌ زلال محض خویش
تو مردخدای خودی
می‌دانم.

محمد جانبازان
قطاری که از مه می‌گذرد
چه‌چیز در خود دارد
این می‌تواند شروع فاجعه باشد
آیه‌ای که
از پیشانی سربازان تلاوت می‌شد
بر برف
که همیشه بر اندوه می‌نشیند و
در صدای مسافران سوت می‌کشد
کلاغی به‌خواب رفته‌ست
خورشیدی که بر پیشانی می‌نشیند
اندوه کدام ستاره را دارد
گلوی خروسان در تاریکی
و تردد سایه‌ها در ایستگاه
این شب است با قطاری که از مه می‌گذرد
از سنگفرش خیابان
تنها قدم‌های حادثه بود
که نبود
که بود و نبود سرباز را
به شانه در خود
در شاخه در خون
به عکس لیلی که می‌تپد در جیب سربازان
و صدایم لیلی که جیغ می‌کشد بر قطار
وقتی هر سایه
ستاره‌ای‌ست
فرو افتاده در مدار
قطاری که از مه می‌گذرد چه‌چیز را می‌برد
این را سربازی
در غروب ترانه‌ای خواند
و بر دهانه سنگر
در اندوه صدایی که از مه گذر می‌کرد
فرو‌شد
اندوه که تیتر حادثه است
هر روز از جدال با کویر
پلنگی را به دندان دارد
و در سایه‌ها
سفر می‌کند
قطاری که می‌گذرد در مه
ستون فقرات سربازی‌ست
که از جنگ شکسته برمی‌گردد.

رضا باب‌المراد
حال گل روییده در برف را دارم
خوشحال از اعلام بهار و
احاطه در آغوش مرگ
زندگی با من چه می‌کند؟
بلندی رؤیا را به خاطرم نقش می‌زند
موهای بلوندت که خورشید همیشه است
اما عجب
بر آستان گرما
ابر ردا بر دوش اشاره به مه دارد
تابوت زیبایی
که افتادن نور را
مجسم می‌کند.

علی‌رضا بازرگان
تو را به شب
به از سر شب، تب
به تاب تابستان
به تا سپیده
که آسیمه‌سر
که سرگردان
تو را به ثانیه‌هایی که سوسرک* سر رفت
تو را به این سرسام
چقدر مانده بگو از دقیقه‌های دق
چقدر تا هق‌هق!
 * سوسرک: سیرسیرک

بهنود بهادری
ای فواصل هندسی گیسوانت
اندوه به صبح و
شب‌ها به شادی
این است بیرقی که بر تنفس
کشیده‌ام
چون غلیان مضطرب کف آلود دریا
سیاه از نفس
به آونگی بر تن
ایستاده در نیزه‌های نور.
بغض سپیده‌دمان
دریای پارو ندیده است.

یداله شهرجو
شکوفه همیشه این نیست
که درختی در آستین تو باشد
و دکمه‌های برهنه بر شاخه تردش
به جست‌وجوی دستی
تو را از هپروت ناغافل دریا
به کنج اتاق خواب بغلتاند
شکوفه!
رج پنهانی از درخت
در چارچوب صندلی است
صندلی روی شانه‌های من
من در تخیل جنگل ایستاده‌ام
ای شکوفه مست!
بر ردیف دکمه‌های پیراهن
تو مثل حلقه‌های رها در هوا ایستاده‌ای
نفس کشیدنی از بودن با تو سخت است
دارم به خیابان و جنگل و این همه صندلی کار نهاده
در اشکال هندسی ذهن فکر می‌کنم
از این برهوت نشسته در خیابان
از این آشفته موج‌هایی بر آشوب سینه
آتشفشان رنگ بر چادر زنان بندری
از جنوب
از این همه ماهیان برهنه در بازار
تا شکوفه چشم گشوده در آستین
جنگلی پنهان در رج‌های صندلی فاصله است.

طاهر اکوانیان
کارون رنگ پریده عادت داشت
از لیوان‌های لب شکسته آب بخورد
و همیشه حاشیه‌اش خونی بود
همه کتاب‌های سر به زیر
این‌طور نوشته‌اند
اروند اما از فرق سرچشمه خونی شد
از دست ماهیانی که سینه به سینه
برای ضرب‌المثل قدیمی نقشه نکشیدند
رود بی‌سر و پا برای خودش کسی نمی‌شود
تا کوه‌های سر به هوا
مثل برف دیدنشان یکدیگر را زخمی ببینند













آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7511/15/562494/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها