خاطرات یک دیپلمات
روایت گمشده
فاروق الشرع / وزیر خارجه سابق سوریه
مترجم: حسین جابری انصاری
خشم خدام از مواضع رفعت اسد
جهتگیری برنامه مطرح شده از سوی رفعت، همسازی با خط امریکا در منطقه بود که تمام کوشش سوریه حافظ اسد بر اساس نپذیرفتنش بنا نهاده شده بود؛ زیرا آن را در اول و آخر در خدمت منافع اسرائیل میدانست. آنچه از سخنان رفعت اسد شنیدم برای من تازگی نداشت، اما از این ناخشنود بودم که بهعنوان برنامه کشور و نه نظر یکی از مسئولان، مطرح میشد. با این حال در فضای سنگینی که بسیاری از جزئیات آن را نمیدانستم، کار چندان زیادی از من بر نمیآمد. سکوت پیشه کردم، اما در عین حال تحرک فکری و آشکار مبتنی بر مواضع حزبی و برداشت هایم را همچنان حفظ کردم که از ایام اتحاد با مصر و جدایی از این کشور؛ در ذهنم شکل گرفته بود. رفعت بر اساس منطق برادر کوچک رئیسجمهوری و فرمانده گردانهای دفاعی عمل میکرد و این منطق را حتی در استقبالهای پروتکلی مانند استقبال از امیر عبدالله بن عبدالعزیز از خود بروز داد، که آن زمان رئیس گارد ملی سعودی بود. در این میان سرلشکر حکمت شهابی رئیس ستاد ارتش کوشید سرتیپ رفعت اسد فرمانده گردانهای دفاعی را به سمتی سوق دهد که بهصورت اعلام نشده، قانونی بودن کمیته تشکیل شده توسط رئیسجمهوری را زیر سؤال برده و رهبری جمعی شاخه سوری حزب بعث را جایگزین آن کند. خدام از جمله افرادی در سطح رهبری حزب بود که این بازی را نپذیرفت و با اصرار بر باقی ماندن کمیته رئیسجمهور، به سرسختترین دشمن رفعت تبدیل شد. در این لحظات حساس، رویارویی بر سر قدرت همچون درگیری میان گرگها بود و خدام میدانست در صورت پذیرش این بازی؛ خود از گردونه بازی خارج میشود. با وجود مخالفت خدام، رهبری شاخه سوری حزب بعث تصمیم گرفت خود مرجع انتقال قدرت باشد. این تصمیم به معنای این بود که رفعت اسد در قلب عملیات تصمیمسازی کشور قرار گرفته است، زیرا اکثریت اعضای رهبری حزب؛ گرفتن پستهای خود را مدیون رفعت بودند و او توانسته بود در هفتمین کنفرانس کشوری حزب، اکثر دشمنان قدرتمند خود را از رهبری حذف کند. تناقض آشکار این که رفعت این موفقیت را با همراهی خدام به دست آورده بود که نقشی چند رنگ در نامیدن اعضای رهبری ایفا کرد و رسیدن خود به این موقعیت را مدیون رفعت اسد میدانستند. البته در صورت رخ نمودن متغیرهای جدیدی مانند بهبودی رئیسجمهوری و بازگشت او به انجام مأموریت هایش، پیوند همه آنها با رئیسجمهوری و نه رفعت یا خدام میبود.امری که عملاً هم اتفاق افتاد.
مترجم: حسین جابری انصاری
خشم خدام از مواضع رفعت اسد
جهتگیری برنامه مطرح شده از سوی رفعت، همسازی با خط امریکا در منطقه بود که تمام کوشش سوریه حافظ اسد بر اساس نپذیرفتنش بنا نهاده شده بود؛ زیرا آن را در اول و آخر در خدمت منافع اسرائیل میدانست. آنچه از سخنان رفعت اسد شنیدم برای من تازگی نداشت، اما از این ناخشنود بودم که بهعنوان برنامه کشور و نه نظر یکی از مسئولان، مطرح میشد. با این حال در فضای سنگینی که بسیاری از جزئیات آن را نمیدانستم، کار چندان زیادی از من بر نمیآمد. سکوت پیشه کردم، اما در عین حال تحرک فکری و آشکار مبتنی بر مواضع حزبی و برداشت هایم را همچنان حفظ کردم که از ایام اتحاد با مصر و جدایی از این کشور؛ در ذهنم شکل گرفته بود. رفعت بر اساس منطق برادر کوچک رئیسجمهوری و فرمانده گردانهای دفاعی عمل میکرد و این منطق را حتی در استقبالهای پروتکلی مانند استقبال از امیر عبدالله بن عبدالعزیز از خود بروز داد، که آن زمان رئیس گارد ملی سعودی بود. در این میان سرلشکر حکمت شهابی رئیس ستاد ارتش کوشید سرتیپ رفعت اسد فرمانده گردانهای دفاعی را به سمتی سوق دهد که بهصورت اعلام نشده، قانونی بودن کمیته تشکیل شده توسط رئیسجمهوری را زیر سؤال برده و رهبری جمعی شاخه سوری حزب بعث را جایگزین آن کند. خدام از جمله افرادی در سطح رهبری حزب بود که این بازی را نپذیرفت و با اصرار بر باقی ماندن کمیته رئیسجمهور، به سرسختترین دشمن رفعت تبدیل شد. در این لحظات حساس، رویارویی بر سر قدرت همچون درگیری میان گرگها بود و خدام میدانست در صورت پذیرش این بازی؛ خود از گردونه بازی خارج میشود. با وجود مخالفت خدام، رهبری شاخه سوری حزب بعث تصمیم گرفت خود مرجع انتقال قدرت باشد. این تصمیم به معنای این بود که رفعت اسد در قلب عملیات تصمیمسازی کشور قرار گرفته است، زیرا اکثریت اعضای رهبری حزب؛ گرفتن پستهای خود را مدیون رفعت بودند و او توانسته بود در هفتمین کنفرانس کشوری حزب، اکثر دشمنان قدرتمند خود را از رهبری حذف کند. تناقض آشکار این که رفعت این موفقیت را با همراهی خدام به دست آورده بود که نقشی چند رنگ در نامیدن اعضای رهبری ایفا کرد و رسیدن خود به این موقعیت را مدیون رفعت اسد میدانستند. البته در صورت رخ نمودن متغیرهای جدیدی مانند بهبودی رئیسجمهوری و بازگشت او به انجام مأموریت هایش، پیوند همه آنها با رئیسجمهوری و نه رفعت یا خدام میبود.امری که عملاً هم اتفاق افتاد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7649/4/579252/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





















