بزرگداشت محمود دولتآبادی همزمان با 81 سالگی این نویسنده ایرانی برگزار شد
دم و قدم جوانان مرا زنده نگاه داشته است
گروه فرهنگی: مراسمی باعنوان «بزرگداشت بیهقی زمان» ادای دین نقاشان و مجسمهسازان به مناسبت تولد 81 سالگی محمود دولتآبادی، نویسنده برجسته ادبیات معاصر ایران، با حضور این نویسنده مطرح ایرانی، خانواده او و جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر شامگاه پنجشنبه 21 مرداد در گالری سرزمین هنر برگزار شد. این نمایشگاه حاصل همکاری هنرمندان هنرهای تجسمی از قبیل نقاشی، طراحی، گرافیک، مجسمهسازی و عکاسی است که با ارائه آثار ادای دین خود به محمود دولتآبادی را نشان دادهاند. محمـــــــود دولتآبادی در ایـــــــن مـــــــــــراسم ضمن سپاســــــــــگزاری از برگزارکنندگان این رویداد فرهنگی هنری گفت: «گاه که قوزکرده راه میروم حس میکنم زیر بار محبت دوستان و جوانان کشور عزیزمان ایران هستم. دم و قدم این جوانان است که مرا سرپا نگه داشته است.» این نویسنده برجسته ادبیات معاصر ایران در ادامه تصریح کرد: «در این روزها از خودم بارها پرسیدهام که چرا نه هیچچیز میتوانی بگویی و نه هیچچیز بنویسی. خیلی فکر کردم پاسخ این بود که نویسنده، شاعر، ادیب، پژوهنده، مترجم و اهل اندیشه وقتی سخنی میگوید یا متنی مینویسد، اساس این گفت و سخنها چه هست؟» او افزود: «به خودم پاسخ دادم، اساس آن یک سلسه ارزشهـــــای اخلاقـــــــی است. یک اصل قانونی، حقوق انسانی است، یک اصل آن جامعه مدنی است، اصل دیگرش اخلاق است. در اخلاق شرم و انصاف هست، در قانون قاعده هست و پایه دیگر آن دلدادگیهایی است که آدمها نسبت به آنچه که میهن، کشور و سرزمین گفته میشود، دارند. ولی وقتی که ضد این ارزشها چنان اوج گرفته و چنان بهسرعت در اوج جهش است که از باور انسان گذشته است، بنابراین من چه سخنی بگویم که هم وزن این میزان از تباهی باشد، نمیتوانم. بنابراین سکوت میکنم زیرا که برای سخن حرمت قائل هستم، مرا ببخشید و بسیار متشکرم.»
قلههای نوشتن
احمدپوری نویسنده و مترجم هم در این مراسم به نقش محمود دولتآبادی در ادبیات معاصر ایران اشاره کرد و گفت: «در تاریخ ادبیات هر کشوری معمولاً زمانهایی میرسد که دوره فطرت است بعد از آن یک دوره خیزش و درخشان میرسد. برای مثال اواسط قرن نوزدهم در روسیه یک دفعه شاهد پدیدآمدن چندین چهره بزرگ در ادبیات جهان بودیم که سایه بسیار بزرگ و قابل توجهی داشتند، همچون تولستوی، داستایوفسکی، چخوف و ماکسیم گورکی.» این مترجم در ادامه تصریح کرد: «این چهرهها معمولاً تبدیل به قله میشوند. به این صورت که غربال زمان وقتی به دنبال هنرمند میافتد و آثار او را غربال میکند، اگر آثار هنرمند دانهدرشت باشد، در غربال میماند و اگر خیلی دانهدرشت باشد، اصلاً در غربال نمیرود و تبدیل به قله میشود. شما هر قدر هم از قله دور شوید، باز اگر نگاه کنید قله را خواهید دید.» پوری با تأکید بر اینکه «محمود دولتآبادی یکی از قلههای ادبیات امروز ماست» افزود: «نمیتوان به محمود دولتآبادی بیاعتنایی کرد، میتوان از جنبههای مختلف درباره او صحبت کرد. شاید یکی بگوید که با آثار او زیاد انیس نیست، ولی هیچگونه نمیشود محمود دولتآبادی را کنار گذاشت چون قله است. قله بودن او اتفاقی نیست. دولتآبادی ادبیاتی را در این کشور آفریده است که ریشه در ادبیات گذشته دارد و هم کاربرد زبانی بسیار خیرهکننده دارد.» او افزود: «از نظر خوانندگان کتاب در ایران، در این 50 سال اخیر اثری به بزرگی کلیدر، در ذهن ادبی و تاریخی ما باقی ماند. من سالها پیش کلیدر را خواندم و هنوز با آن زندگی میکنم، چرا؟ برای اینکه کلیدر دو تجربه بزرگ در پشتش داشت، یکی تجربه زیستی که خیلی از نویسندهها از آن برخوردار نیستند و از عرصههایی مینویسند که خود آن را نزیستهاند. دولتآبادی این عرصه را زیسته است. وقتی کلیدر را میخوانید، روایت آن آنقدر برایتان صمیمی میشود که به واسطه آن منطقهای بزرگ و بخشی از تاریخ این مملکت را میتوانید دریابید با این فرق که معمولاً تاریخ از یاد ما میرود ولی وقتی تاریخ با زبان هنر گفته میشود، دیگر در یادها میماند.»
قلههای نوشتن
احمدپوری نویسنده و مترجم هم در این مراسم به نقش محمود دولتآبادی در ادبیات معاصر ایران اشاره کرد و گفت: «در تاریخ ادبیات هر کشوری معمولاً زمانهایی میرسد که دوره فطرت است بعد از آن یک دوره خیزش و درخشان میرسد. برای مثال اواسط قرن نوزدهم در روسیه یک دفعه شاهد پدیدآمدن چندین چهره بزرگ در ادبیات جهان بودیم که سایه بسیار بزرگ و قابل توجهی داشتند، همچون تولستوی، داستایوفسکی، چخوف و ماکسیم گورکی.» این مترجم در ادامه تصریح کرد: «این چهرهها معمولاً تبدیل به قله میشوند. به این صورت که غربال زمان وقتی به دنبال هنرمند میافتد و آثار او را غربال میکند، اگر آثار هنرمند دانهدرشت باشد، در غربال میماند و اگر خیلی دانهدرشت باشد، اصلاً در غربال نمیرود و تبدیل به قله میشود. شما هر قدر هم از قله دور شوید، باز اگر نگاه کنید قله را خواهید دید.» پوری با تأکید بر اینکه «محمود دولتآبادی یکی از قلههای ادبیات امروز ماست» افزود: «نمیتوان به محمود دولتآبادی بیاعتنایی کرد، میتوان از جنبههای مختلف درباره او صحبت کرد. شاید یکی بگوید که با آثار او زیاد انیس نیست، ولی هیچگونه نمیشود محمود دولتآبادی را کنار گذاشت چون قله است. قله بودن او اتفاقی نیست. دولتآبادی ادبیاتی را در این کشور آفریده است که ریشه در ادبیات گذشته دارد و هم کاربرد زبانی بسیار خیرهکننده دارد.» او افزود: «از نظر خوانندگان کتاب در ایران، در این 50 سال اخیر اثری به بزرگی کلیدر، در ذهن ادبی و تاریخی ما باقی ماند. من سالها پیش کلیدر را خواندم و هنوز با آن زندگی میکنم، چرا؟ برای اینکه کلیدر دو تجربه بزرگ در پشتش داشت، یکی تجربه زیستی که خیلی از نویسندهها از آن برخوردار نیستند و از عرصههایی مینویسند که خود آن را نزیستهاند. دولتآبادی این عرصه را زیسته است. وقتی کلیدر را میخوانید، روایت آن آنقدر برایتان صمیمی میشود که به واسطه آن منطقهای بزرگ و بخشی از تاریخ این مملکت را میتوانید دریابید با این فرق که معمولاً تاریخ از یاد ما میرود ولی وقتی تاریخ با زبان هنر گفته میشود، دیگر در یادها میماند.»
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7701/15/584614/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
















