با هنر اعتماد به نفس کسب کن
شهره طاعتی
مددکار اجتماعی
با یک سؤال مبحث امروز را شروع میکنیم. رابطه هنر با احساس کارآمدی و اعتماد به نفس چگونه شکل میگیرد؟ اعتماد به نفس به این معنی است که فرد توانمندی و تواناییهای خود را میشناسد و میداند با کسب مهارتها و شناخت بیشتر میتواند پتانسیلهای خود را از بالقوه به بالفعل تبدیل کند. باتوجه به این تعریف، فرد هنرمند با تشخیص و شناخت توانمندیهای خود و با بکارگیری ارکان شناختی درصدد تقویت مهارتهای عملی برمی آید. او با استفاده از ابزارهای مورد نیاز به خلق اثر هنری که از قبل در ذهن خود آن را ترسیم کرده میپردازد. تکرار خلق آثار هنری به مرور زمان کارآمدی فرد و همچنین مهارتهای رفتاری را در آن شاخه هنری تقویت میکند.
هرکدام از اقسام هنر میتواند در ارتقای سطح کارآمدی افراد کمک بسیار کند. چه بسیار کودکانی که به دلایل مختلف، منزوی، کم حرف و گوشه گیر هستند. توانایی صحبت کردن در جمع را ندارند. همین کودکان وقتی به توانمندیهای درونیشان توجه و تمرکز شده و علاقهمندی خود را پیگیری کردهاند، احساس نشاط و رضایت مندی درونی از خود به آنها دست داده است زیرا بخش کارآمدی آنها تقویت شده و راه خود را در ابراز وجود یافتهاند و پس از مدتی میبینیم که همان کودکان با ارائه آثار هنری خود از انزوا و گوشهگیری بیرون آمده و میتوانند در جمع موسیقی بنوازند یا آواز بخوانند یا در توضیح تابلوهای نقاشی خود براحتی با دیگران ارتباط برقرار کنند. این افراد شاید در دیگر مهارتهای رفتاری دارای ضعف باشند ولی در بخش دیگری کاملاً روی اعتماد به نفسشان کار کرده و در سطح مناسبی قرار گرفتهاند.
در این باره با شرح کوتاهی از زندگی یک نوجوان نمونه ای عینی از این مطلب را عنوان میکنیم: پسر نوجوان چهارده ساله ای که بهدلیل زندگی در یک خانواده کم برخوردار از بسیاری امکانات آموزشی و رفاهی به دور مانده بود و به همین دلیل دایره دوستانش بسیار محدود و کوچک بود اعتماد به نفس پایین و خجالتی بودن او را از معاشرت با دیگران به دور نگه داشته بود و پسر داستان ما بعد از آشنایی با تعدادی از مددکاران در یک مؤسسه حمایتی و پس از گذراندن دورههایی و به دست آوردن درک درستی از خود و هویتش، به هنر موسیقی علاقه نشان داد و بهدنبال ابراز وجود و حضور خود از طریق موسیقی و آواز خواندن رفت. او آرامش خود را در هنر یافت و توانست در این عرصه خود را نمایان کند. او بواسطه آزاد کردن صدایش که سالهاست بهخاطر سرزنشهای اجتماع و افراد دوروبرش در سینه مانده بود، توانست بغض چهارده ساله را بشکند و در مقابل دیگران خواسته خود را بیان کند، آواز بخواند و ساز بنوازد. پسر داستان ما راه زیادی برای آموختن دارد ولی گامهای نخست و سخت این راه را مرهون هنر است، هنری که دریچه ای به روی دنیایی پر از امید و آرزو برای او باز کرده است.
مددکار اجتماعی
با یک سؤال مبحث امروز را شروع میکنیم. رابطه هنر با احساس کارآمدی و اعتماد به نفس چگونه شکل میگیرد؟ اعتماد به نفس به این معنی است که فرد توانمندی و تواناییهای خود را میشناسد و میداند با کسب مهارتها و شناخت بیشتر میتواند پتانسیلهای خود را از بالقوه به بالفعل تبدیل کند. باتوجه به این تعریف، فرد هنرمند با تشخیص و شناخت توانمندیهای خود و با بکارگیری ارکان شناختی درصدد تقویت مهارتهای عملی برمی آید. او با استفاده از ابزارهای مورد نیاز به خلق اثر هنری که از قبل در ذهن خود آن را ترسیم کرده میپردازد. تکرار خلق آثار هنری به مرور زمان کارآمدی فرد و همچنین مهارتهای رفتاری را در آن شاخه هنری تقویت میکند.
هرکدام از اقسام هنر میتواند در ارتقای سطح کارآمدی افراد کمک بسیار کند. چه بسیار کودکانی که به دلایل مختلف، منزوی، کم حرف و گوشه گیر هستند. توانایی صحبت کردن در جمع را ندارند. همین کودکان وقتی به توانمندیهای درونیشان توجه و تمرکز شده و علاقهمندی خود را پیگیری کردهاند، احساس نشاط و رضایت مندی درونی از خود به آنها دست داده است زیرا بخش کارآمدی آنها تقویت شده و راه خود را در ابراز وجود یافتهاند و پس از مدتی میبینیم که همان کودکان با ارائه آثار هنری خود از انزوا و گوشهگیری بیرون آمده و میتوانند در جمع موسیقی بنوازند یا آواز بخوانند یا در توضیح تابلوهای نقاشی خود براحتی با دیگران ارتباط برقرار کنند. این افراد شاید در دیگر مهارتهای رفتاری دارای ضعف باشند ولی در بخش دیگری کاملاً روی اعتماد به نفسشان کار کرده و در سطح مناسبی قرار گرفتهاند.
در این باره با شرح کوتاهی از زندگی یک نوجوان نمونه ای عینی از این مطلب را عنوان میکنیم: پسر نوجوان چهارده ساله ای که بهدلیل زندگی در یک خانواده کم برخوردار از بسیاری امکانات آموزشی و رفاهی به دور مانده بود و به همین دلیل دایره دوستانش بسیار محدود و کوچک بود اعتماد به نفس پایین و خجالتی بودن او را از معاشرت با دیگران به دور نگه داشته بود و پسر داستان ما بعد از آشنایی با تعدادی از مددکاران در یک مؤسسه حمایتی و پس از گذراندن دورههایی و به دست آوردن درک درستی از خود و هویتش، به هنر موسیقی علاقه نشان داد و بهدنبال ابراز وجود و حضور خود از طریق موسیقی و آواز خواندن رفت. او آرامش خود را در هنر یافت و توانست در این عرصه خود را نمایان کند. او بواسطه آزاد کردن صدایش که سالهاست بهخاطر سرزنشهای اجتماع و افراد دوروبرش در سینه مانده بود، توانست بغض چهارده ساله را بشکند و در مقابل دیگران خواسته خود را بیان کند، آواز بخواند و ساز بنوازد. پسر داستان ما راه زیادی برای آموختن دارد ولی گامهای نخست و سخت این راه را مرهون هنر است، هنری که دریچه ای به روی دنیایی پر از امید و آرزو برای او باز کرده است.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7720/16/586513/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
































