انتظار ، آینده فراگیر جهان




ابوالقاسم حسینجانی
واماندن و منتظر ماندن، چیزی را حل نمی‌کند.
انتظار کشیدن آدمی هم باید حساب شده و «با برنامه» باشد.
کسی که نمی‌داند چه می‌خواهد بکند، چگونه می‌شود که کاری بکند؟
و آنکس که نمی‌داند به کجا می‌خواهد برود، چگونه می‌شود که به جایی برسد؟!
«زمان»، منتظر هیچ‌کس نمی‌ماند؛
و ما -
هرچه بیشتر صبر کنیم، دیرتر -هم- می‌شود!
انتظار راستین هرکس، از جمجمه و جان خود او، آغاز می گردد.
با «انتظارهای کوچک»، به «راه حل‌های بزرگ»، نمی‌شود دست یافت.
انتظارهای کوچک، راه حل‌ها را -هم- کوچک می‌کند!
این اندیشه‌های ژرف ، بزرگ و به‌دردبخور هستند، که متولیان و معماران و آفرینندگان جهان انسانی‌اند.
با یک «تعریف» معمولی و محدود و دم دستی نمی‌شود به یک «راه‌حل» جهانی و انسانی فرارسید! «مسأله جهانی»، «راه حل جهانی» می‌خواهد... «انتظار»، یک «مسأله جهانی» است ؛ و «مدیریت موعود»، نمی‌شود که مبتنی بر نگره و نگاهی «جهان-شمول» و «انسان-شمول» نباشد.
انتظار، آینده فراگیر انسان و جهان است. انتظار، مال هیچ کس نیست؛ مال همه است - و «آینده جهان» به آنانی بیشتر می‌رسد، که خود - خویشتن - به شایستگی و صلاحیت بیشتری رسیده باشند: [ان الارض یرثها عبادی الصالحون] - قرآن/انبیا، ۱۰۵ - این سرزمین «زمین»، به آنانی بیشتر خواهد رسید؛ که صلح و صلاح و صلاحیت ریشه دار‌تری داشته باشند! انتظار، صاحب نظر بودن -هم- است.
کسی که منتظر است، کارها را به امید دیگران رها نمی‌کند.
همه «هستی» و هستی آفرین بزرگ، «چشم به راه» حرکت و حرکت آفرینی‌های حساب شده ما هستند.
اگر به راه نیفتیم، هرگز نخواهیم رسید.
این پا و آن پا کردن، بالاخره آدم را از پا خواهد انداخت!
اگر که خود اراده نکنید، هیچ کس برای شما کاری نمی‌تواند کرد.
این تصمیم و تدبیر و تغییر خودتان است که می‌تواند برایتان کاری بکند:
[شهر، خالی ست ز عشاق؛بود کز طرفی/مردی ازخویش برون آید و کاری بکند؟!] - حافظ -
هیچ‌کسی نمی‌تواند، کسی دیگر را خوشبخت کند. پیروزی یا تیره روزی هرکس، به دست خود اوست. این تصمیم، خواست و برنامه‌ریزی هرکسی ست، که «پیروزی» یا «تیره‌روزی» او را رقم می‌زند. آنکس که بهنگام و بجا، برای زندگی و آینده خویشتن نتواند تصمیم بگیرد بی‌برو برگرد، این تصمیم دیگران است که او و زندگی‌اش را -در چنبره-خواهدگرفت! برای آن که به نتیجه و دستاوردهای ریشه‌ای برسیم، باید که کاری ریشه‌ای بکنیم.
با کارهای روزمره و معمولی و پیش پا افتاده و کوچک، نمی شود که به «دستاوردهای بزرگ»  رسید.
«ادیسون»، برای آن که به روشنایی «برق» -که خود، انفجاری نو در جهانی نو بود-دست یابد، سعی نکرد که کارکرد «شمع» را ارتقا و بهبود بخشد، بلکه او، دست در دست تهور و تغییر و تحول و باورآفرینی، درصدد برآمد که - پیش و بیش از آن که چشمان مردمان را روشن کند - اندیشه‌ها و باورهای دنیا را، از درون، «تغییر»دهد و «روشن»سازد؛ و به همه جان‌های مشتاق جهان-به صراحت-اعلام کند  که: آری، «کاری دیگر» هم می‌توان کرد و «طوری دیگر» هم می‌توان «روشن» شد! پس، بیایید: همین‌طور، چشم در راهی غبارگرفته نمانیم.
این غبارها را باید تکاند و خانه‌تکانی «جمجمه‌ها»، شرط اول قدم، در بازخوانی«جمعه‌ها»ست!



آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7886/29/609502/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها