تحقق توقع
رامتین ایمانی نوبر
روانشناس
سورن کی یرکگور فیلسوف نامدار دانمارکی در اثر «ترس و لرز» نوشت: «هرکس به قدر توقع خویش بزرگی یافت.» انسان آمیزهای از افکارش است، از امیال و آمالش، محاسن و معایبش، قریحه و تواناییهایش و البته، اعمالش. به تعبیری دیگر، نقطه شروع مسیر پرفراز و فرود انسان، اندیشه و نقطه پایانش عملش است. در واقع آنچه که میتواند به ساحت روان و شخصیت انسان غنا دهد چگونگی پیمودن این مسیر بین این دو نقطه است، پیمایشی که از مقصد هم مهمتر است و میتواند آبشخور شکستها، رنجها و حتی ناامیدیها گردد، اما به منزله زوال و تباهی نیست، بلکه افق است، داشتن چشمهای جدید و رهایی از بند ناآگاهی و سرانجام پیروزی است. بنابراین گذراندن این چگونگیها توقع انسان و تحقق این توقع را شکل میدهد، اینکه او چه از زندگی میخواهد و چگونه برای بهدست آوردن خواستههایش تلاش میکند. تلاشی به تناسب آنچه که میاندیشد و آنچه که میخواهد داشته باشد. به همین دلیل گوته شاعر و نویسنده آلمانی، اعتقاد داشت که انسان، عمل خویشتن است تا در ابتدای اثر جهانی «فاوست» بنویسد« از ازل عمل بود.» با این حال پیشتر و بیشتر از هر چیزی برای تحقق توقع، ابتدا باید فاصله بین مرز خود واقعی و خود آرمانی را کاهش داد. خود واقعی همان مجموعهای از ویژگیهایی است که خود کنونی را تشکیل میدهد. مجموعهای که تلفیقی از خیر و شر است و میتواند شامل اضطرابها و تعارضهایی که ریشه در عوامل روانی و البته زیستی دارد و متأثر از شرایط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی هر فرد در جامعهاش نیز است، باشد. از طرفی، خود آرمانی آن چشماندازی است که فرد تمایل دارد در آینده باشد یا به مفهومی دیگر، بهترینش باشد. از این رو، زمانی که فاصله بین خود واقعی و خود آرمانی بیشتر گردد، توقع انسان و سپس تحقق این توقع، یک پا در هوا خواهد بود. او تقلا میزند، سردرگم میگردد، پژمرده میشود و با وجود اینکه حتی از منظر دیگران ممکن است فرد ممتازی به نظر رسد، اما از خویش رضایتی ندارد. اینجاست که خود واقعی در مسیری دیگر و خودآرمانی در ورای آن مسیر میرود. انگار، خود آرمانی نامتناهی به مثابه سرابی شده و خود واقعی که یارای دستیابی به آن را ندارد در بیغولهای سرافکنده افتاده است. بنابراین ابتدا تا جایی که مقدور است باید فاصله بین خود واقعی و خود آرمانی را کاست. با شناخت خود، با در نظر گرفتن همه عواملی که گفته شد و سپس خیز برداشتن برای شکلگیری خود آرمانی که با توجه به تواناییهای خود کنونی میسر است. یعنی توقع انسان باید براساس آنچه که اکنون میتواند باشد، شکل بگیرد و این یعنی موهبت «واقع بینی». بنابراین انسان در هر وادی که قدم میگذارد، باید بتواند بهترین خودش را با قرابت بیشتر فاصله خود کنونی و خود آرمانی که ماحصل رنج فراوان و گذر زمانها نیز هست، نشان دهد، درنتیجه رضایت خاطر بیشتری از آنچه که هست و آنچه که انجام میدهد خواهد داشت. با این حال گاهی اوقات چرخ روزگار با بیمهریهایش حتی فرصت تلاش کردن برای تحقق توقع را نیز نمیدهد، توقعی که وی برایش مرارتها کشیده تا سرانجام از ثمرهاش بهره ببرد، در این صورت استقامت تنها بارقه امید برای عبور از این بیمهریهاست؛ با این تفاصیل همانطور که کی یرکیگور اعتقاد داشت، این پیمودن مسیر است که میتواند پیکره روح انسان را تراش دهد، بویژه آنی که در جهت موقر کردن سیرت وی باشد. مسیری در شأن تلاش، در مرتبه استقامت، با شکستها، با بیراهه رفتنها، با سرخوردگیها، با گذشت زمانها، برای بهتر شدن، برای بزرگتر شدن، برای زیستن، تا ابد، تا بیکرانهها؛ تا سرانجام نشستن بر زیر اخگرهای خورشیدی که سایه امید، از درخت حیات، بر پیکره او آرمیده، تا میوه توقعی را که در طول سالیان، سودای تحققش را داشته بچیند.
روانشناس
سورن کی یرکگور فیلسوف نامدار دانمارکی در اثر «ترس و لرز» نوشت: «هرکس به قدر توقع خویش بزرگی یافت.» انسان آمیزهای از افکارش است، از امیال و آمالش، محاسن و معایبش، قریحه و تواناییهایش و البته، اعمالش. به تعبیری دیگر، نقطه شروع مسیر پرفراز و فرود انسان، اندیشه و نقطه پایانش عملش است. در واقع آنچه که میتواند به ساحت روان و شخصیت انسان غنا دهد چگونگی پیمودن این مسیر بین این دو نقطه است، پیمایشی که از مقصد هم مهمتر است و میتواند آبشخور شکستها، رنجها و حتی ناامیدیها گردد، اما به منزله زوال و تباهی نیست، بلکه افق است، داشتن چشمهای جدید و رهایی از بند ناآگاهی و سرانجام پیروزی است. بنابراین گذراندن این چگونگیها توقع انسان و تحقق این توقع را شکل میدهد، اینکه او چه از زندگی میخواهد و چگونه برای بهدست آوردن خواستههایش تلاش میکند. تلاشی به تناسب آنچه که میاندیشد و آنچه که میخواهد داشته باشد. به همین دلیل گوته شاعر و نویسنده آلمانی، اعتقاد داشت که انسان، عمل خویشتن است تا در ابتدای اثر جهانی «فاوست» بنویسد« از ازل عمل بود.» با این حال پیشتر و بیشتر از هر چیزی برای تحقق توقع، ابتدا باید فاصله بین مرز خود واقعی و خود آرمانی را کاهش داد. خود واقعی همان مجموعهای از ویژگیهایی است که خود کنونی را تشکیل میدهد. مجموعهای که تلفیقی از خیر و شر است و میتواند شامل اضطرابها و تعارضهایی که ریشه در عوامل روانی و البته زیستی دارد و متأثر از شرایط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی هر فرد در جامعهاش نیز است، باشد. از طرفی، خود آرمانی آن چشماندازی است که فرد تمایل دارد در آینده باشد یا به مفهومی دیگر، بهترینش باشد. از این رو، زمانی که فاصله بین خود واقعی و خود آرمانی بیشتر گردد، توقع انسان و سپس تحقق این توقع، یک پا در هوا خواهد بود. او تقلا میزند، سردرگم میگردد، پژمرده میشود و با وجود اینکه حتی از منظر دیگران ممکن است فرد ممتازی به نظر رسد، اما از خویش رضایتی ندارد. اینجاست که خود واقعی در مسیری دیگر و خودآرمانی در ورای آن مسیر میرود. انگار، خود آرمانی نامتناهی به مثابه سرابی شده و خود واقعی که یارای دستیابی به آن را ندارد در بیغولهای سرافکنده افتاده است. بنابراین ابتدا تا جایی که مقدور است باید فاصله بین خود واقعی و خود آرمانی را کاست. با شناخت خود، با در نظر گرفتن همه عواملی که گفته شد و سپس خیز برداشتن برای شکلگیری خود آرمانی که با توجه به تواناییهای خود کنونی میسر است. یعنی توقع انسان باید براساس آنچه که اکنون میتواند باشد، شکل بگیرد و این یعنی موهبت «واقع بینی». بنابراین انسان در هر وادی که قدم میگذارد، باید بتواند بهترین خودش را با قرابت بیشتر فاصله خود کنونی و خود آرمانی که ماحصل رنج فراوان و گذر زمانها نیز هست، نشان دهد، درنتیجه رضایت خاطر بیشتری از آنچه که هست و آنچه که انجام میدهد خواهد داشت. با این حال گاهی اوقات چرخ روزگار با بیمهریهایش حتی فرصت تلاش کردن برای تحقق توقع را نیز نمیدهد، توقعی که وی برایش مرارتها کشیده تا سرانجام از ثمرهاش بهره ببرد، در این صورت استقامت تنها بارقه امید برای عبور از این بیمهریهاست؛ با این تفاصیل همانطور که کی یرکیگور اعتقاد داشت، این پیمودن مسیر است که میتواند پیکره روح انسان را تراش دهد، بویژه آنی که در جهت موقر کردن سیرت وی باشد. مسیری در شأن تلاش، در مرتبه استقامت، با شکستها، با بیراهه رفتنها، با سرخوردگیها، با گذشت زمانها، برای بهتر شدن، برای بزرگتر شدن، برای زیستن، تا ابد، تا بیکرانهها؛ تا سرانجام نشستن بر زیر اخگرهای خورشیدی که سایه امید، از درخت حیات، بر پیکره او آرمیده، تا میوه توقعی را که در طول سالیان، سودای تحققش را داشته بچیند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7960/24/620330/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























