شیوههای تغییر رفتار ناکارآمد
آزاده سهرابی
روانشناس
رفتار دامنه وسیعی از فعالیت آدمی را در بر میگیرد ولی آنچه در این مجال درباره آن صحبت میکنیم رفتاری قابل مشاهده و اندازهگیری و ثبت است. آن چیزی که رفتارگراها در حوزه روانشناسی بسیار روی آن تمرکز کردند تا برای کارآمدی رفتار الگوهایی ارائه دهند. برای کاهش رفتار نامطلوب و تقویت رفتار مطلوب راههای درمانی زیادی از دل رفتارگرایی بیرون آمده است که عموماً با تقویت، شکل دهی، آموزش مهارتهای رفتاری، تنبیه و کلیدواژههایی شبیه این همراه است.
رفتارگراها معتقدند آنچه رفتار را شکل میدهد عموماً در دایره شرطی شدنهای آدمی و قرار گرفتن رفتار در کنار تقویتهای آگاهانه یا اتفاقی محیط شکل میگیرد. مثلاً اگر از منظر رفتارگرایی به اختلالی مثل هراس نگاه کنیم اعتقاد این است که فرد به دلایلی که میتواند متعدد باشد نسبت به ترس شدید از یک محرک شرطی شده است. یکی از روشهای تغییر رفتاری که آنها پیشنهاد میدهند تقویت و خاموشی است که هدفش افزایش رفتارهای مطلوب و کاهش رفتارهای ناکارآمد است.
مثلاً اگر شما همسری دارید که مدام در حال شکایت کردن است و شما در هر حالتی به این شکایتها گوش میدهید در واقع دارید این رفتار ناکارآمد را تقویت میکنید. راه حل رفتارگراها این است که هر زمان با همسر خود وارد دیالوگی شدید حرف مثبتی بزنید و در مقابل هر وقت همسرتان خارج از دایره گله و شکایت حرفی زد هر کاری دارید رها کنید و به آن گوش دهید و در مقابل هر زمان او شروع به شکایت کرد اعتنایی نکنید. در واقع رفتارگراها معتقدند چون توجه هدف نهایی تکرار این رفتار است همسر شما به مرور سعی خواهد کرد برای جلب توجه شما روی حرفهای مثبت تمرکز کند و از گله و شکایت دست بکشد.
هر چند ما میدانیم که خصوصاً در حوزه ارتباطی دامنه بازتاب رفتارهای ما مؤثر است و ممکن است این رفتار شما در مقابل چنین همسری اثر مخربی بگذارد و او احساس ناامنی یا دیده نشدن بکند اما در حوزه رفتارگرایی همه هدف متمرکز بر تغییر رفتار است و جایی برای هیجانات یا زیربنای رفتارهای ناکارآمد وجود ندارد. از سوی دیگر بیشتر کاربرد رفتارگرایی در حوزه تعلیم و تربیت و در زمانی که کودکان در حال شکلگیری هستند کارکرد پیدا کرده است با این همه از دل همین روشها درمانهایی ایجاد شده است.
مثلاً شما کودکی دارید که دوست دارد با او بازی کنید و در عین حال تمرکز زیادی در بازی ندارد یا پرخاشگر است. در این روش از والدین خواسته میشود با کودک بازی کنید و هر زمان شروع به خارج شدن تمرکزش از دایره بازی شد یا پرخاشگری کرد بازی را متوقف کنید و نسبت به آن رفتار هم بیتفاوت باشید و هر زمان دوباره با تمرکز و رفتار سالم به جریان بازی برگشت دوباره بازی با او را ادامه دهید.
تنبیه به معنای ابزاری مستقیم و جسمانی و یا روانی مستقیم و شدید برای کاهش رفتارهای نامطلوب کاربرد زیادی در روشهای رفتارگراها ندارد مگر در مواردی استثنایی و در آخرین مراحل که همه راههای دیگر به شکست برسد در عوض تقویتهای مثبت و منفی یا تنبیه به شکلی دیگر کاربرد دارد.
مثلاً فرض کنید فرزند شما درس نمیخواند. شما برای تقویت درس خواندن یا کاهش رفتار درس نخواندن راههایی دارید. یکی از این راهها این است که هر زمان فرزند شما درسی را که باید بخواند نخواند چیزی را که او دوست دارد برای زمان مشخصی محدود کنید. مثلاً گرفتن تبلت از او. یا کاری را که دوست ندارد به عنوان تنبیه ارائه دهید مثلاً ظرف شستن. (اگر این کار را تنبیه در نظر بگیرد). راه دیگر این است که وقتی او سراغ کتاب درسش رفت ولو به مدت کوتاه به او پاداش بدهید یا او را از وظیفهای که دوست ندارد انجام دهد معاف کنید (همین ظرف شستن) یا فعالیتی را که دوست دارد بیشتر از زمانی که اجازه آن را داشته ارائه دهید (بازی یا در اختیار داشتن تبلت).
اگر روح حاکم بر نظر رفتارگراها را بخوبی درک کنیم ابزارهای زیادی برای افزایش رفتارهای مطلوب حتی در مراودات روزمره در اختیار داریم اما شاید این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که انسان پیچیدهتر از این است که انگیزههای پنهانی رفتارهای او را بتوان به کلی نادیده گرفت و تنها آنچه را قابل مشاهده و اندازهگیری است هدف قرار داد. با این همه در حوزه تعلیم و تربیت و حوزه تربیت کودکان این مسیر کارایی زیادی دارد.
روانشناس
رفتار دامنه وسیعی از فعالیت آدمی را در بر میگیرد ولی آنچه در این مجال درباره آن صحبت میکنیم رفتاری قابل مشاهده و اندازهگیری و ثبت است. آن چیزی که رفتارگراها در حوزه روانشناسی بسیار روی آن تمرکز کردند تا برای کارآمدی رفتار الگوهایی ارائه دهند. برای کاهش رفتار نامطلوب و تقویت رفتار مطلوب راههای درمانی زیادی از دل رفتارگرایی بیرون آمده است که عموماً با تقویت، شکل دهی، آموزش مهارتهای رفتاری، تنبیه و کلیدواژههایی شبیه این همراه است.
رفتارگراها معتقدند آنچه رفتار را شکل میدهد عموماً در دایره شرطی شدنهای آدمی و قرار گرفتن رفتار در کنار تقویتهای آگاهانه یا اتفاقی محیط شکل میگیرد. مثلاً اگر از منظر رفتارگرایی به اختلالی مثل هراس نگاه کنیم اعتقاد این است که فرد به دلایلی که میتواند متعدد باشد نسبت به ترس شدید از یک محرک شرطی شده است. یکی از روشهای تغییر رفتاری که آنها پیشنهاد میدهند تقویت و خاموشی است که هدفش افزایش رفتارهای مطلوب و کاهش رفتارهای ناکارآمد است.
مثلاً اگر شما همسری دارید که مدام در حال شکایت کردن است و شما در هر حالتی به این شکایتها گوش میدهید در واقع دارید این رفتار ناکارآمد را تقویت میکنید. راه حل رفتارگراها این است که هر زمان با همسر خود وارد دیالوگی شدید حرف مثبتی بزنید و در مقابل هر وقت همسرتان خارج از دایره گله و شکایت حرفی زد هر کاری دارید رها کنید و به آن گوش دهید و در مقابل هر زمان او شروع به شکایت کرد اعتنایی نکنید. در واقع رفتارگراها معتقدند چون توجه هدف نهایی تکرار این رفتار است همسر شما به مرور سعی خواهد کرد برای جلب توجه شما روی حرفهای مثبت تمرکز کند و از گله و شکایت دست بکشد.
هر چند ما میدانیم که خصوصاً در حوزه ارتباطی دامنه بازتاب رفتارهای ما مؤثر است و ممکن است این رفتار شما در مقابل چنین همسری اثر مخربی بگذارد و او احساس ناامنی یا دیده نشدن بکند اما در حوزه رفتارگرایی همه هدف متمرکز بر تغییر رفتار است و جایی برای هیجانات یا زیربنای رفتارهای ناکارآمد وجود ندارد. از سوی دیگر بیشتر کاربرد رفتارگرایی در حوزه تعلیم و تربیت و در زمانی که کودکان در حال شکلگیری هستند کارکرد پیدا کرده است با این همه از دل همین روشها درمانهایی ایجاد شده است.
مثلاً شما کودکی دارید که دوست دارد با او بازی کنید و در عین حال تمرکز زیادی در بازی ندارد یا پرخاشگر است. در این روش از والدین خواسته میشود با کودک بازی کنید و هر زمان شروع به خارج شدن تمرکزش از دایره بازی شد یا پرخاشگری کرد بازی را متوقف کنید و نسبت به آن رفتار هم بیتفاوت باشید و هر زمان دوباره با تمرکز و رفتار سالم به جریان بازی برگشت دوباره بازی با او را ادامه دهید.
تنبیه به معنای ابزاری مستقیم و جسمانی و یا روانی مستقیم و شدید برای کاهش رفتارهای نامطلوب کاربرد زیادی در روشهای رفتارگراها ندارد مگر در مواردی استثنایی و در آخرین مراحل که همه راههای دیگر به شکست برسد در عوض تقویتهای مثبت و منفی یا تنبیه به شکلی دیگر کاربرد دارد.
مثلاً فرض کنید فرزند شما درس نمیخواند. شما برای تقویت درس خواندن یا کاهش رفتار درس نخواندن راههایی دارید. یکی از این راهها این است که هر زمان فرزند شما درسی را که باید بخواند نخواند چیزی را که او دوست دارد برای زمان مشخصی محدود کنید. مثلاً گرفتن تبلت از او. یا کاری را که دوست ندارد به عنوان تنبیه ارائه دهید مثلاً ظرف شستن. (اگر این کار را تنبیه در نظر بگیرد). راه دیگر این است که وقتی او سراغ کتاب درسش رفت ولو به مدت کوتاه به او پاداش بدهید یا او را از وظیفهای که دوست ندارد انجام دهد معاف کنید (همین ظرف شستن) یا فعالیتی را که دوست دارد بیشتر از زمانی که اجازه آن را داشته ارائه دهید (بازی یا در اختیار داشتن تبلت).
اگر روح حاکم بر نظر رفتارگراها را بخوبی درک کنیم ابزارهای زیادی برای افزایش رفتارهای مطلوب حتی در مراودات روزمره در اختیار داریم اما شاید این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که انسان پیچیدهتر از این است که انگیزههای پنهانی رفتارهای او را بتوان به کلی نادیده گرفت و تنها آنچه را قابل مشاهده و اندازهگیری است هدف قرار داد. با این همه در حوزه تعلیم و تربیت و حوزه تربیت کودکان این مسیر کارایی زیادی دارد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8094/16/638969/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




















































