گام نخست معرفی جهانی ادبیات مان هدفگذاری است
محمدرضا شمس
نویسنده و مترجم ادبیات کودک
اگر ادبیات داستانیمان را به دو گروه سنی کودک - نوجوان و همچنین بزرگسال تقسیم کنیم، طی دهههای اخیر گروه نخست بیش از ادبیات بزرگسال فرصتی برای معرفی به عرصههای جهانی یافتهاند. دلیل آنهم به تلاش نهادها و ارگانهایی بازمیگردد که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان کشورمان فعال هستند. و این مهمترین پاسخ در سؤالی است که میپرسند چرا نویسندگان این عرصه هرازگاهی به عرصههای جهانی و داوری نهایی جوایز راه پیدا میکنند اما نویسندگان ادبیات بزرگسال نه. دراینبین ازجمله تشکلهایی که طی این سالها عملکرد خوبی داشتهاند به انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و شورای کتاب کودک میتوان اشاره کرد. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و چند سازمان دیگر هم هستند که در این زمینه فعالیت میکنند. اقدام و تلاش پسندیدهای است که با آن بسیار موافق هستم. حداقل شرایط برای معرفی نویسندگان، تصویرگران و مروجان کتابخوانیمان فراهم میکند؛ اگر اینها نبودند که هیچگاه فرصتی برای حضور ادبیات کودک و نوجوانمان در جوایز مهمی نظیر «هانس کریستین اندرسن» یا «آسترید لیندگرن» فراهم نمیشد. هرچند که نقاط ضعفی متوجه عملکرد برخی از آنهاست که در صورت برطرف شدنشان شاهد اثربخشی بیشتری خواهیم بود.
به گمانم نهادها و سازمانهای فعال در این زمینه قبل از هر اقدامی باید هدفگذاری کنند و بدانند دنبال چه چیزی هستند. خواهان دریافت جایزه هستند یا بهدنبال هدفی فراتر از آنکه بحث معرفی نویسندگان و تصویرگران ایرانی به جهانیان است هستند؟ هر دو هدف ارزشمند هستند اما برای هدف دوم، جایگاه و اهمیتی بهمراتب بیشتر میتوان قائل شد. نکته مهم درباره این جوایز این است که تنها بحث آثار و فعالیتهای خود نویسنده، تصویرگر یا حتی مروج کتابخوان در میان نیست. باید از آنها حمایت زیادی شود تا تلاشهایشان در رقابت با دیگران دیده شود. تنها بحث ارائه رزومه کاری در میان نیست، بویژه در ارتباط با کشور ما که بحث برخی تبلیغات منفی هم درمیان است. ناشران ایرانی که از توان مالی و قدرت چندانی برای حمایت از نویسندگان در چنین جوایزی برخوردار نیستند، نهادهایی مثل شورای کتاب کودک و از سویی انجمن نویسندگان هم که مردمی هستند و داشته مالی ندارند. این وسط تنها سازمانهای دولتی و وزارت ارشاد هستند که میتوانند از نامزدهای معرفیشده حمایت کنند تا کار آنان در رقابت با نامزدهایی که از کشورهای دیگر و با امکانات بسیار آمدهاند دیده شود. نکته دیگر اینکه حالا که سطح امکانات ما با نویسندگان و... نامزدهایی که از کشورهای غربی یا امریکایی به این جوایز قدم میگذارند قابلمقایسه نیست حداقل از این فرصت برای معرفی افراد اثرگذار بیشتری بهره بگیریم.
گذشته از انجمن و شورای کتاب، به نظر میرسد دیگر نهادها قدری سلیقهای در معرفی نامزدهای خود رفتار میکنند. مثلاً چرا برخی از آنها اصرار دارند که هرسال فقط یکی- دو نفر را معرفی کنند؟ خب این شیوه فرصت را از معرفی چهرههای دیگر میگیرد. نه اینکه بگویم فلان فرد شایسته نیست، نه. اما بحث این است که معرفی نامزد برای این جوایز از معدود فرصتهایی است که برای شناساندن چهرههای فعال در این حوزه در اختیارداریم. وزارت ارشاد سال گذشته اقدام مؤثری انجام داد، کارنامه کاری 10 نویسنده را درآورد و آماده کرد؛ این اقدام خوبی است چراکه از عهده خود افراد خارج است. امیدوارم این نهادها و همچنین وزارت ارشاد به گفتوگو با یکدیگر بپردازند تا فرصتهای بیشتری برای بهرهگیری حداکثری از این قبیل امکانات فراهم شود. نویسندگان و تصویرگران خوبی داریم که کارهایی در حد جهانی دارند منتهی فرصتی برای عرضه آثار خود پیدا نکردهاند. این مسأله بویژه درباره نویسندگانی که بواسطه دیگری بهعنوان مترجم هم نیاز دارند قدری پیچیدهتر است. در میان این نهادها انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بتازگی نامزدهای خود را برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن(آلما) معرفی کرده؛ فریدون عموزاده خلیلی بهعنوان نویسنده و شهلا افتخاری در کسوت مروج کتاب و کتابخوانی. عموزاده خلیلی که بیتردید یکی از بهترین نویسندگان کشورمان در حوزه ادبیات داستانی این گروه سنی است و آرزو دارم این جایزه را دریافت کند و همینطور شهلا افتخاری. سال قبل هم که عبدالحکیم بهار بهعنوان مروج کتابخوانی، واقعاً شایسته دریافت جایزه آلما بود که متأسفانه این افتخار نصیب کشورمان نشد.
نویسنده و مترجم ادبیات کودک
اگر ادبیات داستانیمان را به دو گروه سنی کودک - نوجوان و همچنین بزرگسال تقسیم کنیم، طی دهههای اخیر گروه نخست بیش از ادبیات بزرگسال فرصتی برای معرفی به عرصههای جهانی یافتهاند. دلیل آنهم به تلاش نهادها و ارگانهایی بازمیگردد که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان کشورمان فعال هستند. و این مهمترین پاسخ در سؤالی است که میپرسند چرا نویسندگان این عرصه هرازگاهی به عرصههای جهانی و داوری نهایی جوایز راه پیدا میکنند اما نویسندگان ادبیات بزرگسال نه. دراینبین ازجمله تشکلهایی که طی این سالها عملکرد خوبی داشتهاند به انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و شورای کتاب کودک میتوان اشاره کرد. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و چند سازمان دیگر هم هستند که در این زمینه فعالیت میکنند. اقدام و تلاش پسندیدهای است که با آن بسیار موافق هستم. حداقل شرایط برای معرفی نویسندگان، تصویرگران و مروجان کتابخوانیمان فراهم میکند؛ اگر اینها نبودند که هیچگاه فرصتی برای حضور ادبیات کودک و نوجوانمان در جوایز مهمی نظیر «هانس کریستین اندرسن» یا «آسترید لیندگرن» فراهم نمیشد. هرچند که نقاط ضعفی متوجه عملکرد برخی از آنهاست که در صورت برطرف شدنشان شاهد اثربخشی بیشتری خواهیم بود.
به گمانم نهادها و سازمانهای فعال در این زمینه قبل از هر اقدامی باید هدفگذاری کنند و بدانند دنبال چه چیزی هستند. خواهان دریافت جایزه هستند یا بهدنبال هدفی فراتر از آنکه بحث معرفی نویسندگان و تصویرگران ایرانی به جهانیان است هستند؟ هر دو هدف ارزشمند هستند اما برای هدف دوم، جایگاه و اهمیتی بهمراتب بیشتر میتوان قائل شد. نکته مهم درباره این جوایز این است که تنها بحث آثار و فعالیتهای خود نویسنده، تصویرگر یا حتی مروج کتابخوان در میان نیست. باید از آنها حمایت زیادی شود تا تلاشهایشان در رقابت با دیگران دیده شود. تنها بحث ارائه رزومه کاری در میان نیست، بویژه در ارتباط با کشور ما که بحث برخی تبلیغات منفی هم درمیان است. ناشران ایرانی که از توان مالی و قدرت چندانی برای حمایت از نویسندگان در چنین جوایزی برخوردار نیستند، نهادهایی مثل شورای کتاب کودک و از سویی انجمن نویسندگان هم که مردمی هستند و داشته مالی ندارند. این وسط تنها سازمانهای دولتی و وزارت ارشاد هستند که میتوانند از نامزدهای معرفیشده حمایت کنند تا کار آنان در رقابت با نامزدهایی که از کشورهای دیگر و با امکانات بسیار آمدهاند دیده شود. نکته دیگر اینکه حالا که سطح امکانات ما با نویسندگان و... نامزدهایی که از کشورهای غربی یا امریکایی به این جوایز قدم میگذارند قابلمقایسه نیست حداقل از این فرصت برای معرفی افراد اثرگذار بیشتری بهره بگیریم.
گذشته از انجمن و شورای کتاب، به نظر میرسد دیگر نهادها قدری سلیقهای در معرفی نامزدهای خود رفتار میکنند. مثلاً چرا برخی از آنها اصرار دارند که هرسال فقط یکی- دو نفر را معرفی کنند؟ خب این شیوه فرصت را از معرفی چهرههای دیگر میگیرد. نه اینکه بگویم فلان فرد شایسته نیست، نه. اما بحث این است که معرفی نامزد برای این جوایز از معدود فرصتهایی است که برای شناساندن چهرههای فعال در این حوزه در اختیارداریم. وزارت ارشاد سال گذشته اقدام مؤثری انجام داد، کارنامه کاری 10 نویسنده را درآورد و آماده کرد؛ این اقدام خوبی است چراکه از عهده خود افراد خارج است. امیدوارم این نهادها و همچنین وزارت ارشاد به گفتوگو با یکدیگر بپردازند تا فرصتهای بیشتری برای بهرهگیری حداکثری از این قبیل امکانات فراهم شود. نویسندگان و تصویرگران خوبی داریم که کارهایی در حد جهانی دارند منتهی فرصتی برای عرضه آثار خود پیدا نکردهاند. این مسأله بویژه درباره نویسندگانی که بواسطه دیگری بهعنوان مترجم هم نیاز دارند قدری پیچیدهتر است. در میان این نهادها انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بتازگی نامزدهای خود را برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن(آلما) معرفی کرده؛ فریدون عموزاده خلیلی بهعنوان نویسنده و شهلا افتخاری در کسوت مروج کتاب و کتابخوانی. عموزاده خلیلی که بیتردید یکی از بهترین نویسندگان کشورمان در حوزه ادبیات داستانی این گروه سنی است و آرزو دارم این جایزه را دریافت کند و همینطور شهلا افتخاری. سال قبل هم که عبدالحکیم بهار بهعنوان مروج کتابخوانی، واقعاً شایسته دریافت جایزه آلما بود که متأسفانه این افتخار نصیب کشورمان نشد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7636/16/577922/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
















