خاطرات یک دیپلمات

روایت گمشده



فاروق الشرع / وزیر خارجه سابق سوریه
مترجم: حسین جابری انصاری

بمب جیمز باندی هنداوی
در سخنرانی‌ام همچنین گفتم منطقه ما اگر چه از زمین، دریا و هوا در نقطه تماس با غرب قرار گرفته، اما بافت اجتماعی آن با اروپا متفاوت است. همانگونه که با‌وجود واردات بسیاری از صنایع و پوشیدن لباس‌های مد و شگفتی ما از تعداد لغاتی که از زبان‌های پربار غربی به زبان عربی وارد شده، اعتماد میان دو طرف، تا اندازه زیادی از بین رفته است. کمتر از شش هفته پس از بازگشت من از دیدار لندن، در ۱۷ آوریل ۱۹۸۶ که روز ملی سوریه بود، بمب رسانه‌ای مسأله هنداوی به شکلی غم انگیز و بی‌نظیر منفجر شد که جز در فیلم‌های جیمز باند و هیچکاک دیده نمی‌شود. نزار هنداوی که از پیش او را نمی‌شناختم، یک فلسطینی تبار دارای تابعیت اردن و دارنده گذرنامه سوریه بود، که سفارت اردن گذرنامه اردنی او را تجدید نکرده بود و اسرائیل نیز از اساس هویت فلسطینی‌اش را قبول نداشت تا گذرنامه‌ای به او بدهد که در حکم تأیید این هویت می‌بود. مدتی بعد و پس از نشست رئیس‌جمهوری اسد و پادشاه اردن، اطلاع یافتیم دولت اردن گذرنامه اردنی هنداوی را به‌خاطر پدرش که به همکاری با دشمن محکوم شده بود، از او گرفته است. در این شرایط یکی از شاخه‌های سازمان امنیت سوریه، گمشده ارزان قیمت خود را در هنداوی یافته و با هدف بهره‌برداری از او در جمع‌آوری اخبار ارزشمند از منابع اصلی آن، مطابق عادت موجود در برخی کشورها و از جمله سوریه، به انگیزه‌های امنیتی خواهان صدور گذرنامه دیپلماتیک با نام مستعار برای او شده بود.
هنداوی با چنین ویژگی‌هایی، برای سازمان‌های امنیتی بی‌شک تردیدآفرین بود و نمی‌توانست زیر نظر سازمان اطلاعات بریتانیا نباشد. بویژه هنگامی که «آن مورفی» دوست دختر ایرلندی خود را به فرودگاه هیثرو رسانده و بی‌همراهی تا داخل فرودگاه، او را ترک کرده بود؛ با اینکه فرزندی به ظاهر شش ماهه از هنداوی در شکم داشت. بدین سان «آن مورفی» به تنهایی از ورودی‌های فرودگاه هیثرو وارد شده، بسادگی از آنها عبور کرده و به مربع امنیتی هواپیمای ال عال رسیده بود. بی‌آنکه دستگاه‌های الکترونیکی یا یکی از نیروهای امنیتی توانمند بریتانیایی یا زبردست اسرائیلی متوجه شوند که کیف دستی‌اش پر از مواد منفجره و فتیله انفجاری است که بدون اطلاع او توسط هنداوی جاسازی شده و به‌عنوان هدیه غافلگیر کننده زیبایی برای خانواده‌اش به دست او داده بود. خانواده‌ای که در فرودگاه بن گوریون در انتظار این دختر خانم نامزد یک شهروند بیگانه بودند.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7675/4/581920/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها