خاطرات یک دیپلمات
روایت گمشده
فاروق الشرع / وزیر خارجه سابق سوریه
مترجم: حسین جابری انصاری
پایان غائله لبنان
اسد که مایل نبود کار به جایی برسد که رسیده بود؛ با پیشنهادهای مطرح شده در جلسه موافقت کرد. رئیسجمهوری چند روز بعد به من گفت: معلوم شد امیر سعود الفیصل توانسته بر ابراهیمی که برای دبیری کمیته پیشنهاد داد سیطره یابد و علیه ما کودتا و وزیر الجزایری را نیز با خود همراه کند. اسد افزود: شاذلی بن جدید دوستدار سوریه است، اما ظاهراً تنها به خوش تیپی خود توجه دارد و نمیداند وزیر خارجهاش چه میکند، برای همین باید به دیدار او برویم. سپس اسد با همراهی من دیداری شتاب زده از الجزایر انجام داد. شاذلی از شنیدن موضع وزیر خارجهاش غافلگیر شد و با اعلام ناراحتی شدید خود از بسایح، او را کوتاه زمانی پس از انتصاب به این سمت؛ عزل کرد. مشکل ما البته با اخراج یک وزیر از کابینه حل نمیشد و آنچه برای ما مهم بود جلوگیری از اخراج سوریه از لبنان و عدم انتقامجویی از آن بود. در عمل نیز با وجود برکناری وزیر خارجه الجزایر، روابط کمیته سه جانبه با سوریه ولو بهصورت کمتری، اما در کلیت آن متشنج باقی ماند.
بازگشت به نقطه آغاز
کمیته سه جانبه در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۹، با ازسرگیری فعالیت خود؛ برنامه امنیتی و سیاسی مرکب از هفت گام تدریجی را تصویب کرد که از آتش بس فوری و همه جانبه شروع و با گامهای بعدی شامل رفع محاصره دریایی منطقه شرقی و بازگشایی فرودگاه بینالمللی بیروت، توقف حملات رسانهای توسط طرفهای لبنانی، خودداری همه کشورهایی که از کار کمیته حمایت میکردند از پشتیبانی تسلیحاتی و لجستیک از هر یک از طرفهای لبنانی و فراخوان مجلس نمایندگان لبنان برای جلسه در تاریخ ۳۰ سپتامبر، جهت تصویب سند وفاق ملی، دنبال میشد. اخضر ابراهیمی، ریاست کمیته امنیتی را برعهده گرفت که مسئولیت اجرای این برنامه را داشت. ابراهیمی کوشید نقشی فراتر از مسئولیت خود در کمیته ایفا و با برخی بازیگران بینالمللی و اعضای شورای امنیت بویژه فرانسه و امریکا رایزنی کند. او این را نمیدانست که سعودی مخارج هنگفت تحرکات او را پرداخت میکند، تا وقتی که از زبان سعود الفیصل وزیر خارجه سعودی پرید که اخضر ما را با هزینه هنگفت اقامت خود در فرانسه هلاک کرد. به سعود گفتم این بهتر از آن بود که کشورهای بیگانه پرداخت این هزینهها را برعهده گیرند.
سوریه در تدوین سند وفاق ملی مشارکت داشت که با حضور خدام معاون رئیسجمهوری و من و سعود الفیصل و رفیق حریری در کنفرانس طائف، تصویب شد. یک گام اساسی که مقدمات تصویب این سند را فراهم کرد، توافق من با ایلی سالم مشاور امور خارجه رئیسجمهوری لبنان و همچنین طرح حریری و سلیم الحص نخستوزیر و حسین الحسینی رئیس مجلس نمایندگان لبنان بود. من که دایره موضوعات و منافع مشترک دو کشور را گستردهتر از آن میدانستم که در هر توافقنامهای بگنجد، در نشستهایی که در دمشق برگزارشد و در آن حضور داشتم؛ بر لغو طایفه گری سیاسی و همراهی موضع سوریه و لبنان در برابر اسرائیل تمرکز کردم. کنفرانس طائف پس از مذاکرات پی در پی ۲۳ روزه، در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۹؛ با تصویب سند وفاق ملی پایان پذیرفت و لبنان در نتیجه آن وارد مرحله تحول جدیدی در تاریخ معاصر خود شد، همان گونه که روابط سوریه و لبنان نیز وارد دوره نوینی شد که عنوان برجسته آن نهایی شدن «معاهده برادری و همکاری و هماهنگی» میان دو کشور در ۵ نوامبر ۱۹۸۹، بود که تاکنون مبنای کلیت روابط سوریه و لبنان بوده است.
فصل هشتم:
انتفاضه بزرگ فلسطین
انتفاضه نخست فلسطین با عملیات «جنبش جهاد [اسلامی] فلسطین» در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۷، آغاز و به شهادت همه اعضای مجموعه انجام دهنده این عملیات، منجر شد. دو نفر از این شهدا جوانان دلاور فلسطینی بودند که تنها چند ماه پیش، با چهار نفر از رفقای خود توانسته بودند از بازداشتگاه اسرائیلیها فرار کنند. شهادت همه افراد این مجموعه و بویژه این دو جوان، واکنش مردم فلسطین را در پی داشت که منجر به یک انتفاضه و قیام عمومی و سهمگین مردمی گردید. در این شرایط هزاران فلسطینی نمازگزار جمعه، در جنبشی غیرمسلحانه و تنها با پرتاب سنگ، با سربازان اسرائیلی رویارو شدند. فلسطینیها در گام بعدی با در اختیار گرفتن کلاسنگ، از نیروهای اسرائیلی فاصله گرفتند و به سنگ پراکنی خود قوت دادند.
درگیریهای پراکنده میان فلسطینیها و اسرائیلیها در نوار غزه در تاریخ ۸دسامبر ۱۹۸۷، گسترش یافت و در روز بعد یک راننده کامیون اسرائیلی چهار فلسطینی آواره ساکن اردوگاه جبالیا را دیده و دانسته؛ زیر گرفت. با این تحول، انتفاضه شعلهور شد و در مسیر تبدیل به یک جنبش مردمی همهجانبه در تمامی مناطق کرانه باختری و نوار غزه قرار گرفت. ارتش اسرائیل شروع به شلیک گلوله به سمت شهروندان فلسطینی تظاهرکننده کرد که در میان آنان زنان و کودکان نیز حضور داشتند. ارتش اسرائیل همچنین، هزاران جوان فلسطینی را دستگیر کرد. این اقدامات، شورای امنیت سازمان ملل متحد را بر آن داشت تا در پایان سال ۱۹۸۸؛ قطعنامه شماره ۶۰۵ خود را تصویب و به اسرائیل هشدار دهد «سیاستهایش پیامدهای اجتنابناپذیر و خطرناکی بر کوششهای جاری برای ایجاد صلح همیشگی و عادلانه در خاورمیانه خواهد داشت.» شورای امنیت همچنین «بار دیگر از آتشباری ارتش اسرائیل که منجر به مرگ بی گناهان شده است، ابراز تأسف» و تأکید کرد «معاهدات ژنو، ضروری است در مناطق اشغالی اجرا شود.» اما با اینکه انتفاضه در چهارچوب سنگ پراکنی و به دور از نظامی شدن باقی ماند، این معاهدات هیچ گاه از سوی اسرائیل اجرا نشد.
با بالا گرفتن تعداد شهدای انتفاضه از یک هزار نفر و تا آغاز سال ۱۹۹۰؛ پیشنویس قطعنامههای تندتری نیز به شورای امنیت ارائه شد، اما ایالات متحده با پناه جستن به حق وتو مانع تصویب آنها شد. از این میان سه پیشنویس قطعنامه در فوریه، ژوئن و اکتبر ۱۹۸۹ مطرح شد که دربر گیرنده محکومیتهای شدیدتری نسبت به اسرائیل و تهدید به اقداماتی علیه آن بود اما همه این قطعنامهها پس از مذاکرات درازدامن، با وتوی امریکا مواجه و در نتیجه تصویب نشد. اتحاد شوروی نیز در آن روزها، در آستانه فروپاشی و در شرایطی نبود که بتواند استوارانه در کنار فلسطینیها بایستد.
رهبران ملی فلسطینی در داخل با حکومت امریکا ارتباط برقرار کرده و پیشنهادات خود را - با موافقت سازمان آزادیبخش فلسطین - در اواسط ژانویه ۱۹۸۸، به جورج شولتز وزیر خارجه ایالات متحده ارائه کردند. شولتز نیز بلافاصله شروع به تنظیم ابتکار عمل امریکا برای توقف انتفاضه کرد که بر اساس آن، مذاکرات فلسطینی - اسرائیلی میان نمایندگان فلسطینیان و حکومت اسرائیل آغاز میشد و سازمان آزادیبخش فلسطین تا هنگامی که «قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت را به رسمیت نشناخته و تروریسم را رها نمیکرد»، هیچ نقشی در آن نمیتوانست ایفا کند. انتفاضه از ژانویه ۱۹۸۸، به رویدادی روزمره تبدیل شد و اسحاق شامیر با توجه به بالا رفتن آمار شهدای فلسطینی، تصمیم خود را برای «شکستن استخوان» فلسطینیها؛ به جای کشتن آنها گرفت. سوریه در چهارچوب این تحولات، بازگشت روابط راهبردی سوری - فلسطینی به مرحله پیش از تهاجم اسرائیل به لبنان را به رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین پیشنهاد کرد. من نیز برای ترتیب دادن ملاقاتی میان عرفات و اسد تماسهای متعددی برقرار کردم، چون میدانستم اگر این ملاقات را ترتیب ندهم؛ شاید فرد دیگری جز من برای انجام آن تلاش نکند.
مترجم: حسین جابری انصاری
پایان غائله لبنان
اسد که مایل نبود کار به جایی برسد که رسیده بود؛ با پیشنهادهای مطرح شده در جلسه موافقت کرد. رئیسجمهوری چند روز بعد به من گفت: معلوم شد امیر سعود الفیصل توانسته بر ابراهیمی که برای دبیری کمیته پیشنهاد داد سیطره یابد و علیه ما کودتا و وزیر الجزایری را نیز با خود همراه کند. اسد افزود: شاذلی بن جدید دوستدار سوریه است، اما ظاهراً تنها به خوش تیپی خود توجه دارد و نمیداند وزیر خارجهاش چه میکند، برای همین باید به دیدار او برویم. سپس اسد با همراهی من دیداری شتاب زده از الجزایر انجام داد. شاذلی از شنیدن موضع وزیر خارجهاش غافلگیر شد و با اعلام ناراحتی شدید خود از بسایح، او را کوتاه زمانی پس از انتصاب به این سمت؛ عزل کرد. مشکل ما البته با اخراج یک وزیر از کابینه حل نمیشد و آنچه برای ما مهم بود جلوگیری از اخراج سوریه از لبنان و عدم انتقامجویی از آن بود. در عمل نیز با وجود برکناری وزیر خارجه الجزایر، روابط کمیته سه جانبه با سوریه ولو بهصورت کمتری، اما در کلیت آن متشنج باقی ماند.
بازگشت به نقطه آغاز
کمیته سه جانبه در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۹، با ازسرگیری فعالیت خود؛ برنامه امنیتی و سیاسی مرکب از هفت گام تدریجی را تصویب کرد که از آتش بس فوری و همه جانبه شروع و با گامهای بعدی شامل رفع محاصره دریایی منطقه شرقی و بازگشایی فرودگاه بینالمللی بیروت، توقف حملات رسانهای توسط طرفهای لبنانی، خودداری همه کشورهایی که از کار کمیته حمایت میکردند از پشتیبانی تسلیحاتی و لجستیک از هر یک از طرفهای لبنانی و فراخوان مجلس نمایندگان لبنان برای جلسه در تاریخ ۳۰ سپتامبر، جهت تصویب سند وفاق ملی، دنبال میشد. اخضر ابراهیمی، ریاست کمیته امنیتی را برعهده گرفت که مسئولیت اجرای این برنامه را داشت. ابراهیمی کوشید نقشی فراتر از مسئولیت خود در کمیته ایفا و با برخی بازیگران بینالمللی و اعضای شورای امنیت بویژه فرانسه و امریکا رایزنی کند. او این را نمیدانست که سعودی مخارج هنگفت تحرکات او را پرداخت میکند، تا وقتی که از زبان سعود الفیصل وزیر خارجه سعودی پرید که اخضر ما را با هزینه هنگفت اقامت خود در فرانسه هلاک کرد. به سعود گفتم این بهتر از آن بود که کشورهای بیگانه پرداخت این هزینهها را برعهده گیرند.
سوریه در تدوین سند وفاق ملی مشارکت داشت که با حضور خدام معاون رئیسجمهوری و من و سعود الفیصل و رفیق حریری در کنفرانس طائف، تصویب شد. یک گام اساسی که مقدمات تصویب این سند را فراهم کرد، توافق من با ایلی سالم مشاور امور خارجه رئیسجمهوری لبنان و همچنین طرح حریری و سلیم الحص نخستوزیر و حسین الحسینی رئیس مجلس نمایندگان لبنان بود. من که دایره موضوعات و منافع مشترک دو کشور را گستردهتر از آن میدانستم که در هر توافقنامهای بگنجد، در نشستهایی که در دمشق برگزارشد و در آن حضور داشتم؛ بر لغو طایفه گری سیاسی و همراهی موضع سوریه و لبنان در برابر اسرائیل تمرکز کردم. کنفرانس طائف پس از مذاکرات پی در پی ۲۳ روزه، در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۹؛ با تصویب سند وفاق ملی پایان پذیرفت و لبنان در نتیجه آن وارد مرحله تحول جدیدی در تاریخ معاصر خود شد، همان گونه که روابط سوریه و لبنان نیز وارد دوره نوینی شد که عنوان برجسته آن نهایی شدن «معاهده برادری و همکاری و هماهنگی» میان دو کشور در ۵ نوامبر ۱۹۸۹، بود که تاکنون مبنای کلیت روابط سوریه و لبنان بوده است.
فصل هشتم:
انتفاضه بزرگ فلسطین
انتفاضه نخست فلسطین با عملیات «جنبش جهاد [اسلامی] فلسطین» در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۷، آغاز و به شهادت همه اعضای مجموعه انجام دهنده این عملیات، منجر شد. دو نفر از این شهدا جوانان دلاور فلسطینی بودند که تنها چند ماه پیش، با چهار نفر از رفقای خود توانسته بودند از بازداشتگاه اسرائیلیها فرار کنند. شهادت همه افراد این مجموعه و بویژه این دو جوان، واکنش مردم فلسطین را در پی داشت که منجر به یک انتفاضه و قیام عمومی و سهمگین مردمی گردید. در این شرایط هزاران فلسطینی نمازگزار جمعه، در جنبشی غیرمسلحانه و تنها با پرتاب سنگ، با سربازان اسرائیلی رویارو شدند. فلسطینیها در گام بعدی با در اختیار گرفتن کلاسنگ، از نیروهای اسرائیلی فاصله گرفتند و به سنگ پراکنی خود قوت دادند.
درگیریهای پراکنده میان فلسطینیها و اسرائیلیها در نوار غزه در تاریخ ۸دسامبر ۱۹۸۷، گسترش یافت و در روز بعد یک راننده کامیون اسرائیلی چهار فلسطینی آواره ساکن اردوگاه جبالیا را دیده و دانسته؛ زیر گرفت. با این تحول، انتفاضه شعلهور شد و در مسیر تبدیل به یک جنبش مردمی همهجانبه در تمامی مناطق کرانه باختری و نوار غزه قرار گرفت. ارتش اسرائیل شروع به شلیک گلوله به سمت شهروندان فلسطینی تظاهرکننده کرد که در میان آنان زنان و کودکان نیز حضور داشتند. ارتش اسرائیل همچنین، هزاران جوان فلسطینی را دستگیر کرد. این اقدامات، شورای امنیت سازمان ملل متحد را بر آن داشت تا در پایان سال ۱۹۸۸؛ قطعنامه شماره ۶۰۵ خود را تصویب و به اسرائیل هشدار دهد «سیاستهایش پیامدهای اجتنابناپذیر و خطرناکی بر کوششهای جاری برای ایجاد صلح همیشگی و عادلانه در خاورمیانه خواهد داشت.» شورای امنیت همچنین «بار دیگر از آتشباری ارتش اسرائیل که منجر به مرگ بی گناهان شده است، ابراز تأسف» و تأکید کرد «معاهدات ژنو، ضروری است در مناطق اشغالی اجرا شود.» اما با اینکه انتفاضه در چهارچوب سنگ پراکنی و به دور از نظامی شدن باقی ماند، این معاهدات هیچ گاه از سوی اسرائیل اجرا نشد.
با بالا گرفتن تعداد شهدای انتفاضه از یک هزار نفر و تا آغاز سال ۱۹۹۰؛ پیشنویس قطعنامههای تندتری نیز به شورای امنیت ارائه شد، اما ایالات متحده با پناه جستن به حق وتو مانع تصویب آنها شد. از این میان سه پیشنویس قطعنامه در فوریه، ژوئن و اکتبر ۱۹۸۹ مطرح شد که دربر گیرنده محکومیتهای شدیدتری نسبت به اسرائیل و تهدید به اقداماتی علیه آن بود اما همه این قطعنامهها پس از مذاکرات درازدامن، با وتوی امریکا مواجه و در نتیجه تصویب نشد. اتحاد شوروی نیز در آن روزها، در آستانه فروپاشی و در شرایطی نبود که بتواند استوارانه در کنار فلسطینیها بایستد.
رهبران ملی فلسطینی در داخل با حکومت امریکا ارتباط برقرار کرده و پیشنهادات خود را - با موافقت سازمان آزادیبخش فلسطین - در اواسط ژانویه ۱۹۸۸، به جورج شولتز وزیر خارجه ایالات متحده ارائه کردند. شولتز نیز بلافاصله شروع به تنظیم ابتکار عمل امریکا برای توقف انتفاضه کرد که بر اساس آن، مذاکرات فلسطینی - اسرائیلی میان نمایندگان فلسطینیان و حکومت اسرائیل آغاز میشد و سازمان آزادیبخش فلسطین تا هنگامی که «قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت را به رسمیت نشناخته و تروریسم را رها نمیکرد»، هیچ نقشی در آن نمیتوانست ایفا کند. انتفاضه از ژانویه ۱۹۸۸، به رویدادی روزمره تبدیل شد و اسحاق شامیر با توجه به بالا رفتن آمار شهدای فلسطینی، تصمیم خود را برای «شکستن استخوان» فلسطینیها؛ به جای کشتن آنها گرفت. سوریه در چهارچوب این تحولات، بازگشت روابط راهبردی سوری - فلسطینی به مرحله پیش از تهاجم اسرائیل به لبنان را به رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین پیشنهاد کرد. من نیز برای ترتیب دادن ملاقاتی میان عرفات و اسد تماسهای متعددی برقرار کردم، چون میدانستم اگر این ملاقات را ترتیب ندهم؛ شاید فرد دیگری جز من برای انجام آن تلاش نکند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7703/4/584752/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه

















