نقش متغیرهای مداخله گر؛ از آبخازیا تا دونتسک
ریشهها و سناریوهای بحران اوکراین
عماد هلالات
پژوهشگر مسائل بینالملل
اوکراین کلیدواژه اصلی امروز رسانههای مختلف دنیا است. روسیه به عنوان کشوری مهاجم و برهمزننده نظم بینالملل معرفی شده است که باید علیه آن اجماع جهانی ایجاد کرد. اما بهراستی ریشههای بحران اوکراین کجاست و چرا بحران در این کشور شکل گرفت؟
اوکراین در زمان اتحاد جماهیر شوروی از نظر سیاسی و اقتصادی پس از روسیه دومین قدرت بزرگ در آن مجموعه بود و از لحاظ وسعت پس از قزاقستان در جایگاه سوم قرار داشت. بعد از استقلال اوکراین در سال 1991 سیاست خارجی کییف همواره میان غرب و جمهوری فدراتیو روسیه در نوسان بوده است. دولتمردان اوکراینی هیچگاه نتوانستند در روابط خارجی خود به تعادلی پایدار برسند تا از حساسیتهای روسیه و غرب نسبت به کشور خود بکاهند.
کشور اوکراین با توجه به موقعیت جغرافیایی خود از لحاظ ژئوپلیتیکی برای غرب و روسیه بسیار اهمیت دارد. اوکراین برای غرب دروازه ورود ناتو و اتحادیه اروپا به روسیه و نیز برای روسیه سد محکمی در برابر نفوذ ناتو و گسترش به شرق است. در طول سالهای گذشته در اوکراین بحرانهای سیاسی و جنگهای داخلی مختلفی شکل گرفت که همه آنها ریشه در فرایند گسترش ناتو به شرق دارد. میتوان گفت که بحران اوکراین جدیترین تنش بین روسیه و ایالات متحده (غرب) بعد از جنگ جهانی دوم است. به گونهای که حتی بحران کوبا هم همانند بحران اوکراین نبوده است.
ریشههای بحران اوکراین را میتوان در عوامل ذیل جستوجو کرد:
1- گسترش ناتو به سمت شرق: پیمان ناتو که در واقع توسعه مترقیانه موافقتنامه بروکسل (1948) است، در آوریل 1949 منعقد شد و علت اساسی شکلگیری آن نیز دفاع از کشورهای عضو در مقابل تهدیدهای نظام کمونیستی بود. اصلیترین تعهد پیمان ناتو در ماده 5 اساسنامه آن ذکر شده است که به موجب آن حمله مسلحانه به یک یا چند عضو پیمان در اروپا یا ایالات متحده به مثابه حمله مسلحانه علیه تمامی اعضا تلقی میشود. در پیمان آتلانتیک شمالی، اولویت نفوذ و تسلط اقتصادی، دریایی و نظامی از آن ایالات متحده است. با فروپاشی شوروی تقریباً از همان آغاز دهه 1990، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در حوزه «ماهیت»، «هدف»، «ساختار» و «کارکرد» اقدام به بازتعریف و بازنگری در اجزا و عناصر خود کرد. به لحاظ ماهیتی، ناتو دیگر صرفاً پیمانی تدافعی (مبتنی بر ماده 5 منشور مربوط به اصل دفاع جمعی اعضا از یکدیگر) و منطقهای (اروپا محورانه با تأکید بر ماده 6 منشور) نبود، زیرا مسأله گسترش ناتو به شرق علاوه بر آنکه سیاستی پیشروانه و تهاجمی را ایجاب میکرد، محدوده جغرافیایی وسیعتری از اروپای شرقی در آسیا (همچون مناطق آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه) را نیز هدف حوزههای عملیاتی خود قرار داده بود.
به لحاظ ساختار، تأکید این سازمان بر لزوم پذیرش اعضای جدید که عمدتاً شامل جمهوریهای اروپای شرقی برجای مانده از اتحاد جماهیر شوروی سابق بودند، زمینه را جهت دگرگونی ساختاری در این پیمان فراهم کرد. افزایش تعداد کشورهای عضو از 16 به 26 عضو که طی دو نسل عضوگیری در نشستهای مادرید (1999) و پراگ (2002) صورت پذیرفته بود، همراه با تأسیس نهادهایی همچون شورای همکاری آتلانتیک شمالی (1993)، شورای مشترک دائمی ناتو-روسیه (1997)، شورای ناتو-روسیه (2002) جهت سهولت روند گسترش ناتو به شرق، نمونههایی از تحولات ساختاری در ناتو به شمار میآید.
با وجود این همواره یکی از نگرانیهای روسیه، عضویت کشورهای سابق اتحاد جماهیر شوروی سابق در این سازمان است. این در حالی بود که طبق اسناد منتشرشده از مذاکرات کشورهای غربی با روسیه، غربیها متعهد شده بودند که ناتو به سمت شرق گسترش پیدا نکند. روزنامه اشپیگل آلمان در رونمایی از سندی که دال بر تعهد غربیها بود میگوید: مذاکرات بین وزیران امور خارجه وقت امریکا، انگلیس، فرانسه، شوروی سابق جمهوری دموکراتیک آلمان و جمهوری فدرال آلمان در ۶ مارس ۱۹۹۱ در شهر بن آلمان برگزار شد که در این مذاکرات کشورهای غربی با این موضوع موافقت کردند که عضویت کشورهای شرق اروپا درائتلاف نظامی ناتو قابل قبول نیست و به عبارتی دغدغه کنونی روسیه درباره گسترش ناتو به شرق کاملاً موجه و منطقی است.
با وجود این در طول سالهای گذشته بزرگترین دغدغه امنیتی روسیه، گسترش ناتو و هممرز شدن این کشور با این سازمان است و این یعنی استقرار نظامی و امنیتی ناتو در مرزهای روسیه که میتواند حیات وجودی این کشور را تهدید کند. عضویت کشورهایی همچون، لهستان، کشورهای حوزه بالتیک و درخواست اوکراین، گرجستان و جمهوری آذربایجان برای عضویت در این سازمان شکافهای ناتو و روسیه را بیش از گذشته کرده و یکی از ریشههای اصلی بحران فعلی اوکراین گسترش ناتو به شرق بعد از تعهدات غربیها مبنی بر مورد ملاحظه قرار دادن نگرانیهای روسیه است.
2- متغیر ایالات متحده: فروپاشی شوروی باعث شد که ایالات متحده نفوذ خود را در کشورهای تازه استقلالیافته گسترش دهد. امریکا همواره به عنوان بازیگر بیثباتساز در این کشورها عمل کرده است. انقلاب گل رز (سرخ) در سال 2003 در گرجستان، انقلاب مخملی در سال 2004 در اوکراین، انقلاب گل لاله در سال 2005 در قرقیزستان، کودتای سال 2014 در اوکراین، انقلاب اکتبر در صربستان و... میتواند بخشی از فعالیتهای بیثبات کننده ایالات متحده در کشورهای تازه استقلالیافته از شوروی تلقی شود. به گونهای که ایالات متحده به صورت مستقیم از این انقلابها حمایت میکرد. ایالات متحده به دنبال آن با روی کار آمدن دولتهای غربگرا و همراه سیاستهای خود در منطقه حوزه نفوذ روسیه، میخواهد اهرم فشاری بر مسکو داشته باشد تا بتواند این کشورها را به اتخاذ سیاستهایی علیه روسیه ترغیب کند. امری که منجر به تجزیه گرجستان و اوکراین شده است.
ایالات متحده با ترغیب این کشورها به اتخاذ سیاستهایی بر ضد مسکو، یکی از عوامل اصلی بیثباتی در این کشورها بود. این درحالی است که روستبارهای بسیاری در این کشورها زندگی میکنند و روسیه همواره به محافظت از آنها متعهد شده است. جنگ داخلی، بیثباتی سیاسی، انقلابهای رنگی، ناامنی و تجزیه کشورهای اروپای شرقی نتیجه مداخلات ایالات متحده در این کشورها بوده است.
3- متغیر روسیه: روسیه همواره و از زبان رئیس جمهور خود اعلام کرده است که کشورهای غربی و ایالات متحده باید ملاحظات امنیتی این کشور را در نظر بگیرند. ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه، روز سهشنبه، ۲۱ دسامبر سال 2021 در یک نشست گسترده در دانشکده وزارت دفاع بیان کرد: دلیل گسترش ناتو به سمت شرق، سرخوشی ناشی از پیروزی اتحادیه ناتو بر اتحاد جماهیر شوروی در جنگ سرد بود. به همین دلیل روسها همواره به دنبال این بودند تا دولتهایی که در شرق اروپا بعد از استقلال تشکیل شدهاند به گونهای عمل کنند که ملاحظات امنیتی روسیه را در نظر بگیرند. از سوی دیگر روسیه همواره خود را به عنوان وارث اتحاد جماهیر شوروی ارزیابی میکند. قدرتی بزرگ که به دنبال نظام چندقطبی است و مداخلات ناتو و ایالات متحده را در حوزه نفوذ خود برنمیتابد و این مهم باعث شده که روسیه همواره به دغدغههای امنیتی خود واکنش نشان دهد، که بحران گرجستان و اوکراین نمونههایی از آن هستند.
سناریوهای آینده بحران اوکراین
با گذشت چند روز از جنگ اوکراین نتایج و پیامدهای این جنگ کشورهای مختلف را درگیر کرده است. با وجود تحریمهای مختلف غرب علیه روسیه و مذاکرات روسیه و اوکراین در بلاروس، به نظر میرسد که این جنگ میتواند سناریوهای مختلفی داشته باشد که میتوان به برخی از آنها اشاره کرد:
1- فرسایشی شدن جنگ برای روسیه: عنصر زمان برای روسیه بسیار حیاتی است ، چرا که هرچقدر از زمان جنگ بگذرد، برای روسیه فرسایشی خواهد شد و این کشور نمیتواند جنگ را به گونهای اداره کند که شبیه جنگ پارتیزانی و جنگ شهری صورت بگیرد. در نتیجه جنگ فرسایشی مطلوب ایالات متحده و ناتوست که ضمن گیر کردن روسیه در باتلاق اوکراین قدرت چانهزنی خود را بالا ببرند.
2- تصرف کییف توسط روسیه: روسیه اگر بتواند پایتخت اوکراین را تصرف کند، و دولت زلنسکی را ساقط کند. در این سناریو روسیه یک حکومت همسو با سیاستهای مسکو بر سرکار خواهد آورد. اما دولت زلنسکی به عنوان دولت رسمی اوکراین توسط سازمان ملل و کشورهای غربی به رسمیت شناخته خواهد شد و جنگ داخلی در اوکراین ادامه خواهد داشت.
3- پذیرش آتشبس: در این سناریو، به هیچوجه تا آینده نزدیک نیروهای روسی از شهرهای تصرف شده عقبنشینی نخواهند کرد و مذاکرات بین غرب و روسیه با وجود ارتش روسیه در اوکراین دنبال خواهد شد. اوکراین توسط غرب به عنوان کشوری که در مقابل روسیه توانست مقاومت کند شناخته خواهد شد و زلنسکی به عنوان قهرمان ملی معرفی خواهد شد.
4- جدایی کامل دونتسک و لوهانسک: حتی در صورت اینکه روسیه بعد از آتشبس، خاک اوکراین را در دوره زمانی مختلف ترک کند، اما همانند گرجستان توانسته است دو منطقه خودمختار دونتسک و لوهانسک را از اوکراین جدا کند و در تمام معادلات و تحولات آینده این دو منطقه همانند آبخازیا و اوستیا خواهند بود.
سخن پایانی
برای بررسی هر بحرانی باید به علتها و ریشههای این بحران توجه کرد. فارغ از جو رسانهای، فهم و درک ریشه یک بحران بسیار اساسی است. اوکراین از زمان استقلال خود تاکنون از بیثباتترین کشورهای استقلال یافته از شوروی و همواره محل نزاع شرق و غرب بوده است. انقلابهای رنگی و کودتای مخملی طی سالهای گذشته باعث شده است به جای اینکه ریشه بحران اوکراین را در مسائل داخلی این کشور جستوجو کرد، به متغیرهای تأثیرگذار همچون ایالات متحده و ناتو اشاره کرد که از ریشههای اصلی این بحران هستند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7862/6/604783/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





































