نقدی بر رویکرد رسانه ای جریان دوم خرداد در قبال گفتوگوهای وین
نتیجه مذاکرات و سناریوی دو وجهی مخالفان دولت
امیر فرشباف
روزنامه نگار
روزنامه اعتماد در تاریخ ۱۷ اسفند سالجاری یادداشتی را به قلم محمدصادق جوادی حصار با عنوان «هرمنوتیک تیم ظریف در مذاکره» منتشر کرد که در آن این گزاره القا شد که «تیم مذاکره کننده فعلی پس از مواجهه با واقعیات دیپلماسی و مذاکره، متوجه سختی کار و ناتوانی خود و درنتیجه، ناگزیر از استفاده مجدد از اعضای تیم قبلی شد.»
در این نوشتار، به طور مختصر به اعتبارسنجی اظهارات و مدعیات نویسنده یادداشت پرداخته خواهد شد. پیش از آن مقدمتاً بهتر است به سناریوی دو وجهی جریان متبوع نویسنده این یادداشت اشاره شود. آنچه از تصویرپردازی رسانهای و محتوای نشستهای محفلی جریان موسوم به اصلاحطلب میتوان کشف کرد، این است که این جریان سیاسی برای سرانجام مذاکرات لغو تحریمها، دو سناریوی کلان طراحی کرده است؛ در صورت تحقق یک توافق خوب، این تصویر بازنمایی خواهد شد که «توافق موجود، محصول وین ۶ و فتح بابی است که در دولت قبل صورت گرفت و حاکمیت و دولت فعلی صرفاً میوه همان برجام روحانی و ظریف را چیدند» و در صورت شکست مذاکرات و عدم حصول توافق، این گزاره القا خواهد شد که «جریان انقلابی زبان دنیا و دیپلماسی را بلد نیست و منافع جناحی و ایدئولوژیک را بر منافع ملی ترجیح میدهد». این تصویرپردازی شامل وسایل و اهدافی است که تحلیل و تفصیل آن خارج از گنجایش این نوشتار است و در صورت لزوم در فضایی دیگر، مستقلاً به آنها پرداخته خواهد شد. لازم به ذکر است که هرچند که این درست است که این سناریوی دو وجهی، معطوف به نتیجه مذاکرات (اعم از توافق یا عدم توافق) طراحی شده است، اما اکنون که در میانه مذاکرات قرار داریم و خبری از سوی یک نماینده مجلس مبنی بر وقوع تغییراتی در تیم مذاکرهکننده منتشر شده است، بهترین زمان برای آمادهسازی افکار عمومی برای پذیرش این سناریو است و به نظر میرسد یادداشت جوادی حصار نیز در همین راستا، یعنی القای هر دو خط رسانهای مذکور است، چراکه هنوز مذاکرات به نتیجه خود (شکست یا توفیق) نرسیده و این یادداشت و این ادراکسازی اخیر را باید به مثابه سوت آغاز این عملیات روانی دانست.
نکته مقدماتی دیگر درباره این یادداشت، این است که نویسنده در عنوان آن از واژه «هرمنوتیک» استفاده کرده که وجه این استعمال، به هیچ وجه مشخص نیست. اولاً چنین استفادهای کاملاً بیمعنا و مهمل است، چراکه هرمنوتیک، یک گرایش تفسیری و زبانی معاصر در غرب است که به دو شاخه هرمنوتیک روشمند شلایرماخر و دیلتای و هرمنوتیک هستیشناسانه هیدگر و گادامر تقسیم میشود و سلباً یا ایجاباً ربطی به تغییر اعضای یک تیم ندارد! صرفنظر از کاربرد علمی و اصطلاحی آن، معنای لغوی آن نیز دردی را دوا نمیکند و به مقاصد و اغراض جناحی نویسنده یادداشت مزبور هم ارتباطی ندارد؛ زیرا این واژه به معنای تأویل، تفسیر و تعبیر و کشف پیامها و دلالتهای یک متن است که برخی گفتهاند سرچشمهاش به لحاظ تاریخی به هرمس حکیم بازمیگردد که نخستین تأویل کننده متون مقدس بوده است. به هر ترتیب، برای نگارنده وجه استعمال این واژه در عنوان یادداشت مذکور -که غیر از عنوان، حتی یک بار هم در متن از این واژه استفاده نکرده- مشخص و معلوم نشد و تنها احتمالی که با توجه به سوء پیشینه نویسنده و جریان متبوع او به ذهن میرسید، نوعی اظهار دانایی و فضل فروشی برای فریب مخاطب بود. جوادی حصار از اعضای حزب بدسابقه اعتماد ملی وابسته به خانواده مهدی کروبی بوده که از اصلیترین جریانهای القای دروغ تاریخی تقلب در انتخابات و آشوبهای خیابانی سال ۸۸ است و در حال حاضر نیز مسئول شاخه حزب اتحاد ملت (مشارکت سابق) در خراسان رضوی است که چندی است تبدیل به یکی از میهمانان ثابت شبکههای ضد انقلاب از جمله بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال سعودی شده است. در متن یادداشت کوتاه جوادی حصار چند بند مندرج است که نیازمند بازخوانی و تحلیل است.
جوادی حصار در بخشی از یادداشتش مدعی شده:
«امروز مشخص است کدام تیمها، وقت مذاکرات حساس هستهای را صرف شعارهای توخالی و بیانیههای بیفایده کردند و کدام تیم مذاکراتی در مسیر استیفای منافع ملی ایرانیان گام برداشتهاند. همه جریانات منصف، روی دقت نظر تیم آقای ظریف و تخصص آنها اذعان دارند.»
معلوم نیست جوادی حصار معنای استیفای حقوق و تأمین منافع ملی را میداند یا نه؟ وگرنه به برجامی که خود امضاکنندگان آن، به خسارتبار بودنش اذعان داشتند، اینقدر سخاوتمندانه چنین خصوصیتی اعطا نمیکرد. تعجبآورتر از همه تأکیدی است که روی دقت نظر ظریف و تیم قبلی مذاکرات دارد! جوادی حصار میگوید: «همه جریانات منصف به دقت نظر تیم آقای ظریف و تخصص آنها اذعان دارند». باز او احتمالاً یا معنای «انصاف» را نمیداند و چنان این مفهوم را در حصار تنگنظریهای جناحی و ضد ملی خود محدود کرده است که چنین جملهای را اظهار کرده و یا احتمالاً معنای «دقت» را نمیداند. اظهارات چندی پیش محمد جواد ظریف مبنی بر بیاطلاعی از وجود کلمه «تعلیق» در متن توافق و اطلاع ندادن تیم - به گفته جوادی حصار «متخصص» - به ظریف همگی نشانههای روشن و غیرقابل انکاری هستند که اتفاقاً بیدقتی و سهلانگاری و عدم تخصص تیم قبلی را در حالت خوشبینانه اثبات میکنند. مسأله دیگری که این نشانهها به آن دلالت دارند، عدم توجه و اهمیت تیم قبلی نسبت به منافع ملی و حقوق هستهای کشور بود که چندین و چند نشانه ازجمله آثار این توافق و اعترافات بانیان آن دارد.
موضوع دیگری که نویسنده یادداشت مزبور سعی دارد از آن برای جریان مسئولیت خود به عنوان تأیید استفاده کند، استناد به قول رهبر معظم انقلاب است. او در این خصوص، مینویسد: «همه جریانات منصف، روی دقت نظر تیم آقای ظریف و تخصص آنها اذعان دارند. مهمتر از همه تشویقها و حمایتهایی است که مقام معظم رهبری، از محمدجواد ظریف و تیم مذاکراتیشان داشتهاند». حقیقت این است که این سبک تلاشها نه تنها آبرویی برای این جریان فراهم نمیکند، بلکه برعکس، اگر به متن بیانات رهبر انقلاب و زمینه قبلی آن اندکی توجه کنیم، به سهولت به نتیجهای کاملاً خلاف مقاصد و اغراض نویسنده دست خواهیم یافت و از سوی دیگر متوجه رویکرد تحریفی این جریان خواهیم شد. اولاً جوادی حصار و جریانی که به آن تعلق دارد، حمایت عام رهبری که از همه دولتها صورت گرفته -و استثنایی برای روحانی و ظریف نبوده- را میبیند، ولی انتقادات و هشدارهای چندین و چندباره معظمله نسبت به اکثر رویکردهای مدیریتی و مذاکراتی دولت قبل و نقد صریح خود برجام را نمیبیند و مهمتر اینکه مضمون حمایت رهبری از تیم مذاکره کننده، به «خائن نبودن» تیم مذاکره کننده راجع بود و نه تأیید نتایج عملکرد ایشان. در دورهای که عمیقاً این نگرانی نسبت به خیانت دولت یازدهم و مذاکرهکنندگان آن وجود داشت، ایشان نسبت به عدم تعمد تیم مذاکره کننده در خیانت به منافع ملی تذکر دادند.
موضوع سومی که در این یادداشت، قابلیت پرداخت و بررسی دارد، جملات جوادی حصار مبنی بر هوشمندی ظریف و اظهارات ترامپ علیه برجام است. او نوشته است: «مهمترین دلیل عملکرد مطلوب تیم مذاکراتی آقای ظریف آن است که ترامپ مدام فریاد میزد که ایرانیها، کلاه بر سر امریکاییها گذاشتهاند. این اظهارات هوشمندی تیم ایرانی در مواجهه با بزرگترین دیپلماتهای جهان را نشان میدهد». جوادی حصار در حالی اظهارات و اقدامات ترامپ علیه برجام را نشانه هوشمندی ظریف و تیم قبلی بازنمایی میکند که اولاً خلأهایی که موجبات اقدام بیدردسر ترامپ در خروج یکجانبه از برجام و اقدامات پس از آن را فراهم کرد و تیم مذاکرهکننده وقت از آنها بیاطلاع بودند را مسکوت میگذارد و ثانیاً این حقیقت را بازگو نمیکند که مواضع تبلیغاتی و انتخاباتی ترامپ مبنی بر کلاه گذاشتن ایرانیها بر سر امریکاییها یک جنجال رسانهای علیه رقبایش بود که در راستای طراحی و اجرای سیاست فشار حداکثری طراحی شده بود؛ فشاری که با مقاومت ملت و نهادهای انقلابی حاکمیت با شکست مواجه شد و اگر قرار بود رویکردهای متبوع دولت وقت عملیاتی شوند، معلوم نبود در آن مقطع چه سرنوشتی برای کشور رقم میخورد.
نکته پایانی اینکه همانگونه که از اخبار مذاکرات کنونی و اظهارات ناظران برمیآید، مذاکرات به پایان خود نزدیک شده و صورت نهایی آن شکل گرفته است و محتوای آن تغییر چندانی نخواهد داشت. در این میان اگر دو سه نفر از اعضای تیم قبلی به گروه فعلی -آنهم با هدف تسهیل روند اجرایی توافق و نه به منظور استفاده کارشناسی برای تدوین متن توافق- اضافه شده باشند، این به هیچوجه نه تنها تصویرسازی جریان موسوم به اصلاحات و القائات یادداشت جوادی حصار را تأیید و نمایندگی نمیکند؛ بلکه برخلاف آن به معنای رویکرد فراجناحی دولت سیزدهم است که مانند موارد متعدد دیگر، سایرین شعارش را داده و بهرهاش را بردند؛ ولی در عمل، این جریان انقلابی بود که به آن عمل کرد و در عین حال، هدف تحریف و عملیات روانی واقع شد.
روزنامه نگار
روزنامه اعتماد در تاریخ ۱۷ اسفند سالجاری یادداشتی را به قلم محمدصادق جوادی حصار با عنوان «هرمنوتیک تیم ظریف در مذاکره» منتشر کرد که در آن این گزاره القا شد که «تیم مذاکره کننده فعلی پس از مواجهه با واقعیات دیپلماسی و مذاکره، متوجه سختی کار و ناتوانی خود و درنتیجه، ناگزیر از استفاده مجدد از اعضای تیم قبلی شد.»
در این نوشتار، به طور مختصر به اعتبارسنجی اظهارات و مدعیات نویسنده یادداشت پرداخته خواهد شد. پیش از آن مقدمتاً بهتر است به سناریوی دو وجهی جریان متبوع نویسنده این یادداشت اشاره شود. آنچه از تصویرپردازی رسانهای و محتوای نشستهای محفلی جریان موسوم به اصلاحطلب میتوان کشف کرد، این است که این جریان سیاسی برای سرانجام مذاکرات لغو تحریمها، دو سناریوی کلان طراحی کرده است؛ در صورت تحقق یک توافق خوب، این تصویر بازنمایی خواهد شد که «توافق موجود، محصول وین ۶ و فتح بابی است که در دولت قبل صورت گرفت و حاکمیت و دولت فعلی صرفاً میوه همان برجام روحانی و ظریف را چیدند» و در صورت شکست مذاکرات و عدم حصول توافق، این گزاره القا خواهد شد که «جریان انقلابی زبان دنیا و دیپلماسی را بلد نیست و منافع جناحی و ایدئولوژیک را بر منافع ملی ترجیح میدهد». این تصویرپردازی شامل وسایل و اهدافی است که تحلیل و تفصیل آن خارج از گنجایش این نوشتار است و در صورت لزوم در فضایی دیگر، مستقلاً به آنها پرداخته خواهد شد. لازم به ذکر است که هرچند که این درست است که این سناریوی دو وجهی، معطوف به نتیجه مذاکرات (اعم از توافق یا عدم توافق) طراحی شده است، اما اکنون که در میانه مذاکرات قرار داریم و خبری از سوی یک نماینده مجلس مبنی بر وقوع تغییراتی در تیم مذاکرهکننده منتشر شده است، بهترین زمان برای آمادهسازی افکار عمومی برای پذیرش این سناریو است و به نظر میرسد یادداشت جوادی حصار نیز در همین راستا، یعنی القای هر دو خط رسانهای مذکور است، چراکه هنوز مذاکرات به نتیجه خود (شکست یا توفیق) نرسیده و این یادداشت و این ادراکسازی اخیر را باید به مثابه سوت آغاز این عملیات روانی دانست.
نکته مقدماتی دیگر درباره این یادداشت، این است که نویسنده در عنوان آن از واژه «هرمنوتیک» استفاده کرده که وجه این استعمال، به هیچ وجه مشخص نیست. اولاً چنین استفادهای کاملاً بیمعنا و مهمل است، چراکه هرمنوتیک، یک گرایش تفسیری و زبانی معاصر در غرب است که به دو شاخه هرمنوتیک روشمند شلایرماخر و دیلتای و هرمنوتیک هستیشناسانه هیدگر و گادامر تقسیم میشود و سلباً یا ایجاباً ربطی به تغییر اعضای یک تیم ندارد! صرفنظر از کاربرد علمی و اصطلاحی آن، معنای لغوی آن نیز دردی را دوا نمیکند و به مقاصد و اغراض جناحی نویسنده یادداشت مزبور هم ارتباطی ندارد؛ زیرا این واژه به معنای تأویل، تفسیر و تعبیر و کشف پیامها و دلالتهای یک متن است که برخی گفتهاند سرچشمهاش به لحاظ تاریخی به هرمس حکیم بازمیگردد که نخستین تأویل کننده متون مقدس بوده است. به هر ترتیب، برای نگارنده وجه استعمال این واژه در عنوان یادداشت مذکور -که غیر از عنوان، حتی یک بار هم در متن از این واژه استفاده نکرده- مشخص و معلوم نشد و تنها احتمالی که با توجه به سوء پیشینه نویسنده و جریان متبوع او به ذهن میرسید، نوعی اظهار دانایی و فضل فروشی برای فریب مخاطب بود. جوادی حصار از اعضای حزب بدسابقه اعتماد ملی وابسته به خانواده مهدی کروبی بوده که از اصلیترین جریانهای القای دروغ تاریخی تقلب در انتخابات و آشوبهای خیابانی سال ۸۸ است و در حال حاضر نیز مسئول شاخه حزب اتحاد ملت (مشارکت سابق) در خراسان رضوی است که چندی است تبدیل به یکی از میهمانان ثابت شبکههای ضد انقلاب از جمله بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال سعودی شده است. در متن یادداشت کوتاه جوادی حصار چند بند مندرج است که نیازمند بازخوانی و تحلیل است.
جوادی حصار در بخشی از یادداشتش مدعی شده:
«امروز مشخص است کدام تیمها، وقت مذاکرات حساس هستهای را صرف شعارهای توخالی و بیانیههای بیفایده کردند و کدام تیم مذاکراتی در مسیر استیفای منافع ملی ایرانیان گام برداشتهاند. همه جریانات منصف، روی دقت نظر تیم آقای ظریف و تخصص آنها اذعان دارند.»
معلوم نیست جوادی حصار معنای استیفای حقوق و تأمین منافع ملی را میداند یا نه؟ وگرنه به برجامی که خود امضاکنندگان آن، به خسارتبار بودنش اذعان داشتند، اینقدر سخاوتمندانه چنین خصوصیتی اعطا نمیکرد. تعجبآورتر از همه تأکیدی است که روی دقت نظر ظریف و تیم قبلی مذاکرات دارد! جوادی حصار میگوید: «همه جریانات منصف به دقت نظر تیم آقای ظریف و تخصص آنها اذعان دارند». باز او احتمالاً یا معنای «انصاف» را نمیداند و چنان این مفهوم را در حصار تنگنظریهای جناحی و ضد ملی خود محدود کرده است که چنین جملهای را اظهار کرده و یا احتمالاً معنای «دقت» را نمیداند. اظهارات چندی پیش محمد جواد ظریف مبنی بر بیاطلاعی از وجود کلمه «تعلیق» در متن توافق و اطلاع ندادن تیم - به گفته جوادی حصار «متخصص» - به ظریف همگی نشانههای روشن و غیرقابل انکاری هستند که اتفاقاً بیدقتی و سهلانگاری و عدم تخصص تیم قبلی را در حالت خوشبینانه اثبات میکنند. مسأله دیگری که این نشانهها به آن دلالت دارند، عدم توجه و اهمیت تیم قبلی نسبت به منافع ملی و حقوق هستهای کشور بود که چندین و چند نشانه ازجمله آثار این توافق و اعترافات بانیان آن دارد.
موضوع دیگری که نویسنده یادداشت مزبور سعی دارد از آن برای جریان مسئولیت خود به عنوان تأیید استفاده کند، استناد به قول رهبر معظم انقلاب است. او در این خصوص، مینویسد: «همه جریانات منصف، روی دقت نظر تیم آقای ظریف و تخصص آنها اذعان دارند. مهمتر از همه تشویقها و حمایتهایی است که مقام معظم رهبری، از محمدجواد ظریف و تیم مذاکراتیشان داشتهاند». حقیقت این است که این سبک تلاشها نه تنها آبرویی برای این جریان فراهم نمیکند، بلکه برعکس، اگر به متن بیانات رهبر انقلاب و زمینه قبلی آن اندکی توجه کنیم، به سهولت به نتیجهای کاملاً خلاف مقاصد و اغراض نویسنده دست خواهیم یافت و از سوی دیگر متوجه رویکرد تحریفی این جریان خواهیم شد. اولاً جوادی حصار و جریانی که به آن تعلق دارد، حمایت عام رهبری که از همه دولتها صورت گرفته -و استثنایی برای روحانی و ظریف نبوده- را میبیند، ولی انتقادات و هشدارهای چندین و چندباره معظمله نسبت به اکثر رویکردهای مدیریتی و مذاکراتی دولت قبل و نقد صریح خود برجام را نمیبیند و مهمتر اینکه مضمون حمایت رهبری از تیم مذاکره کننده، به «خائن نبودن» تیم مذاکره کننده راجع بود و نه تأیید نتایج عملکرد ایشان. در دورهای که عمیقاً این نگرانی نسبت به خیانت دولت یازدهم و مذاکرهکنندگان آن وجود داشت، ایشان نسبت به عدم تعمد تیم مذاکره کننده در خیانت به منافع ملی تذکر دادند.
موضوع سومی که در این یادداشت، قابلیت پرداخت و بررسی دارد، جملات جوادی حصار مبنی بر هوشمندی ظریف و اظهارات ترامپ علیه برجام است. او نوشته است: «مهمترین دلیل عملکرد مطلوب تیم مذاکراتی آقای ظریف آن است که ترامپ مدام فریاد میزد که ایرانیها، کلاه بر سر امریکاییها گذاشتهاند. این اظهارات هوشمندی تیم ایرانی در مواجهه با بزرگترین دیپلماتهای جهان را نشان میدهد». جوادی حصار در حالی اظهارات و اقدامات ترامپ علیه برجام را نشانه هوشمندی ظریف و تیم قبلی بازنمایی میکند که اولاً خلأهایی که موجبات اقدام بیدردسر ترامپ در خروج یکجانبه از برجام و اقدامات پس از آن را فراهم کرد و تیم مذاکرهکننده وقت از آنها بیاطلاع بودند را مسکوت میگذارد و ثانیاً این حقیقت را بازگو نمیکند که مواضع تبلیغاتی و انتخاباتی ترامپ مبنی بر کلاه گذاشتن ایرانیها بر سر امریکاییها یک جنجال رسانهای علیه رقبایش بود که در راستای طراحی و اجرای سیاست فشار حداکثری طراحی شده بود؛ فشاری که با مقاومت ملت و نهادهای انقلابی حاکمیت با شکست مواجه شد و اگر قرار بود رویکردهای متبوع دولت وقت عملیاتی شوند، معلوم نبود در آن مقطع چه سرنوشتی برای کشور رقم میخورد.
نکته پایانی اینکه همانگونه که از اخبار مذاکرات کنونی و اظهارات ناظران برمیآید، مذاکرات به پایان خود نزدیک شده و صورت نهایی آن شکل گرفته است و محتوای آن تغییر چندانی نخواهد داشت. در این میان اگر دو سه نفر از اعضای تیم قبلی به گروه فعلی -آنهم با هدف تسهیل روند اجرایی توافق و نه به منظور استفاده کارشناسی برای تدوین متن توافق- اضافه شده باشند، این به هیچوجه نه تنها تصویرسازی جریان موسوم به اصلاحات و القائات یادداشت جوادی حصار را تأیید و نمایندگی نمیکند؛ بلکه برخلاف آن به معنای رویکرد فراجناحی دولت سیزدهم است که مانند موارد متعدد دیگر، سایرین شعارش را داده و بهرهاش را بردند؛ ولی در عمل، این جریان انقلابی بود که به آن عمل کرد و در عین حال، هدف تحریف و عملیات روانی واقع شد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7869/6/606167/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه
































