نگاهی به مجموعه شعر «شیهه» سروده میثم متاجی
همگامی شاعرانه عشق و مرگ
حسین تولایی / منتقد: «شیهه» همگامی عشق و مرگ است در مسیر زندگی. روایت شاعرانهای که شعر به شعر و حتی در بعضی از صفحات، سطر به سطر، این هر دو را به تصویر میکشد. گاه با فاصله و دور این دو با هم قدم برمیدارند و گاه چنان نزدیک و شانهبهشانه هم که میگوید:
مرگ تو زمانیست/ که آهنگی عاشقانه را گوش میدهی و/ تصویر کسی را در ذهن نداری! (شعر 15/ صفحه33)
مرگ در شعرهای این مجموعه همنشین زندگیاست. اگرچه بازگفتن این واقعیت، رویکردی تازه نیست اما شاعر تلاش کرده است روایت تازهای از این همنشینی بیافریند. او مرگ و زندگی را در منشور چندوجهی عشق گذاشته و از دورتادور و از دور و نزدیک به آنها مینگرد. در هر زاویه با نگاهی دیگرگونه، وجهی تازه و کشفی دیگر را به دست آورده و روایت میکند.
پرنده سیراب میشود/ از آبی که روی سنگ قبر/ در حکاکی حروف نام تو/ به جا مانده است! (شعر18/ صفحه39)
و گاهی این همگامی چنان در بافتهای از عاطفه اندوه پیچیده شده که خبر میدهد از همگامی عشق و مرگ در کشاکش زندگی آنچه نصیب انسان امروز میشود، بار تنهایی است:
انسان به جای درهها/ تونلها را ساخت/ که تنهاییش/ جایی برای رفتن داشته باشد/ و اینگونه شهرهای بزرگتر/ تونلهای بزرگتری دارند (شعر16/ صفحه 35)
متاجی در این شعر نحو کلام را طوری میچیند تا مفهوم و کلمه تنهایی را بهتنهایی در یک سطر بیاورد و با این شگرد زبانی بتواند بر آن تأکید کند و این یکی از کاربردهای دقیق سطربندی در شعر سپید در این مجموعه است و نیز تصویر تنهایی در شعری دیگر که شاعر در آن کبوتر را پای درددلهایش نشانده است:
ای کبوتر غمگین!/ تنهایی اگر دانه بود/ چینهدان من اکنون وسیعترین دشت میشد (شعر23/ صفحه 48)
شاعر در ساختن جهان شعریاش از مصالح گوناگونی بهره برده که عاطفه از برجستهترینهای آن است. در این راستا، سلامت زبانی و استفاده از مختصات زبان گفتار به برجستگی عنصر عاطفه و شکلگیری زبان و لحن صمیمی شعرها کمک شایانی کرده است. میثم متاجی در این مجموعه نگاه عمیقی به زندگی با تمام ابعادش دارد. رویدادهای روزمره و تلخ و شیرین زندگی شخصی تا اتفاقهای اجتماعی و تاریخی و حتی سیاسی که بر زندگی تأثیرگذار هستند، همه را دستمایه سرودن قرار داده است.
نمیتوانم در توازن گل و گلاب/ سرخی و سرخاب باشم/ تاریخ گونههای مرا/ با خون برادرانم سرخ کرده (شعر3/ صفحه 10)
او حتی به شخصیتهایی که از کودکی تا بزرگسالی در مسیرش قرار گرفتهاند با دوربین شعر نگاه میکند. حالات و احوالات آنها را به زبان شعر ترجمه میکند و خودش را در بطن هرکدام از این رویدادها و اشخاص مییابد.
خواهرم تو را به گیسوانش میبست/ بعد از آن هربار که باد میوزید/ پرواز میکرد و از قفسش دور میشد/ و رنگ باغچه را توی غذایش میریخت/ تنها او بود که ادامه مادر بود (شعر23/ صفحه 48)
تصویرهای شاعرانه، کارکردی کاربردی دارند و نباید تنها برای تزئین به میان شعر بیایند. این ابزار مفیدی است برای شاعر تا جهان را به گونهای دیگر ببیند و مثل کودکان در رویارویی با پدیدهها، اشخاص و اشیا دچار شگفتی شود. انگار برای اولین بار است که همهچیز را میبیند. چنین تماشایی به بازتعریف جهان میانجامد و این ویژگی شعر است. متاجی در این کتاب بسیار از این ابزار استفاده کرده است. از اینرو خواننده را به تماشای دوباره حتی پیشپاافتادهترین اشیای جهان دعوت میکند و این تماشایی است لذتبخش: باید از شاخهها بالا بروم/ و در لانه کبوتری که پیش از این/ درد با تنی آهنین و داغ/ پروازش را برید/ منتظر بمانم (شعر 2/ صفحه 9)
«شیهه» مجموعه شعر موفقی است و خواندن آن برای انسان تنهای امروز که بیش از هر زمان دیگری نیازمند عشق و اخلاق در زندگی است، خالی از لطف نیست. شعرهای «شیهه» میتوانند پناهی باشند برای انسان دردمندی که مرگ نزدیکتر از هر زمان دیگری و با صورتهایی گوناگون، سایه به سایه او قدم میزند.
مرگ تو زمانیست/ که آهنگی عاشقانه را گوش میدهی و/ تصویر کسی را در ذهن نداری! (شعر 15/ صفحه33)
مرگ در شعرهای این مجموعه همنشین زندگیاست. اگرچه بازگفتن این واقعیت، رویکردی تازه نیست اما شاعر تلاش کرده است روایت تازهای از این همنشینی بیافریند. او مرگ و زندگی را در منشور چندوجهی عشق گذاشته و از دورتادور و از دور و نزدیک به آنها مینگرد. در هر زاویه با نگاهی دیگرگونه، وجهی تازه و کشفی دیگر را به دست آورده و روایت میکند.
پرنده سیراب میشود/ از آبی که روی سنگ قبر/ در حکاکی حروف نام تو/ به جا مانده است! (شعر18/ صفحه39)
و گاهی این همگامی چنان در بافتهای از عاطفه اندوه پیچیده شده که خبر میدهد از همگامی عشق و مرگ در کشاکش زندگی آنچه نصیب انسان امروز میشود، بار تنهایی است:
انسان به جای درهها/ تونلها را ساخت/ که تنهاییش/ جایی برای رفتن داشته باشد/ و اینگونه شهرهای بزرگتر/ تونلهای بزرگتری دارند (شعر16/ صفحه 35)
متاجی در این شعر نحو کلام را طوری میچیند تا مفهوم و کلمه تنهایی را بهتنهایی در یک سطر بیاورد و با این شگرد زبانی بتواند بر آن تأکید کند و این یکی از کاربردهای دقیق سطربندی در شعر سپید در این مجموعه است و نیز تصویر تنهایی در شعری دیگر که شاعر در آن کبوتر را پای درددلهایش نشانده است:
ای کبوتر غمگین!/ تنهایی اگر دانه بود/ چینهدان من اکنون وسیعترین دشت میشد (شعر23/ صفحه 48)
شاعر در ساختن جهان شعریاش از مصالح گوناگونی بهره برده که عاطفه از برجستهترینهای آن است. در این راستا، سلامت زبانی و استفاده از مختصات زبان گفتار به برجستگی عنصر عاطفه و شکلگیری زبان و لحن صمیمی شعرها کمک شایانی کرده است. میثم متاجی در این مجموعه نگاه عمیقی به زندگی با تمام ابعادش دارد. رویدادهای روزمره و تلخ و شیرین زندگی شخصی تا اتفاقهای اجتماعی و تاریخی و حتی سیاسی که بر زندگی تأثیرگذار هستند، همه را دستمایه سرودن قرار داده است.
نمیتوانم در توازن گل و گلاب/ سرخی و سرخاب باشم/ تاریخ گونههای مرا/ با خون برادرانم سرخ کرده (شعر3/ صفحه 10)
او حتی به شخصیتهایی که از کودکی تا بزرگسالی در مسیرش قرار گرفتهاند با دوربین شعر نگاه میکند. حالات و احوالات آنها را به زبان شعر ترجمه میکند و خودش را در بطن هرکدام از این رویدادها و اشخاص مییابد.
خواهرم تو را به گیسوانش میبست/ بعد از آن هربار که باد میوزید/ پرواز میکرد و از قفسش دور میشد/ و رنگ باغچه را توی غذایش میریخت/ تنها او بود که ادامه مادر بود (شعر23/ صفحه 48)
تصویرهای شاعرانه، کارکردی کاربردی دارند و نباید تنها برای تزئین به میان شعر بیایند. این ابزار مفیدی است برای شاعر تا جهان را به گونهای دیگر ببیند و مثل کودکان در رویارویی با پدیدهها، اشخاص و اشیا دچار شگفتی شود. انگار برای اولین بار است که همهچیز را میبیند. چنین تماشایی به بازتعریف جهان میانجامد و این ویژگی شعر است. متاجی در این کتاب بسیار از این ابزار استفاده کرده است. از اینرو خواننده را به تماشای دوباره حتی پیشپاافتادهترین اشیای جهان دعوت میکند و این تماشایی است لذتبخش: باید از شاخهها بالا بروم/ و در لانه کبوتری که پیش از این/ درد با تنی آهنین و داغ/ پروازش را برید/ منتظر بمانم (شعر 2/ صفحه 9)
«شیهه» مجموعه شعر موفقی است و خواندن آن برای انسان تنهای امروز که بیش از هر زمان دیگری نیازمند عشق و اخلاق در زندگی است، خالی از لطف نیست. شعرهای «شیهه» میتوانند پناهی باشند برای انسان دردمندی که مرگ نزدیکتر از هر زمان دیگری و با صورتهایی گوناگون، سایه به سایه او قدم میزند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7927/27/615841/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























