محمدجواد موحد از تجربه تهیهکنندگی «نوشابه مشکی» به «ایران» گفته است
کار در حوزه دفاع مقدس خودش چالش است
فیلم کوتاه «نوشابه مشکی» به تهیهکنندگی محمدجواد موحد و کارگردانی محمد پایدار، تولید شده در باشگاه فیلم سوره توانست برگ زرین بهترین کارگردانی فیلم داستانی و بهترین فیلم از نگاه مردمی را از آن خود کند. این فیلم کوتاه اثری در ژانر دفاع مقدس است که داستانی از روزهای پایانی زندگی یکی از همرزمان شهید مهدی باکری را روایت میکند. محمدجواد موحد تهیهکننده «نوشابه مشکی» در گفتوگو با «ایران» از روند ساخت آن گفته است.
از چگونگی شکل گرفتن ایده داستانی و فرم روایی «نوشابه مشکی» بگویید. چطور شد سراغ یکی از همرزمان شهید باکری رفتید؟
محمد پایدار که در جریان ساخت فیلم است بهتر میتواند به این سؤال پاسخ بدهد. جمله «خدایا مرا پاکیزه بپذیر» که در ایام شهادت حاج قاسم منتسب به ایشان بارها تکرار شد ولی در اصل منتسب به شهید باکری است ایده اولیه و مطلع «نوشابه مشکی» بود. دوست داشتیم فرم جدیدی در ارائه این محتوا داشته باشیم و آن را در قالب طنز ارائه کنیم. درباره آن خیلی صحبت کردیم چون ترس داشتیم از اینکه به هجو تبدیل شود یا شوخیها درنیاید. به لحاظ فرمی هم کار سختی داشتیم ولی با تلاش بچهها بویژه دقت نظر محمد پایدار در مقام کارگردان، کار انجام شد و پاسخ مثبت گرفت. واقعیت این است که ما برداشتی از همرزم شهید باکری نداشتیم، میخواستیم از این جمله استفاده کنیم و در واقع به محتوای ما خیلی نزدیک بود. به جمله دعایی «خدایا مرا پاکیزه بپذیر» از نگاه شهید باکری نمیتوانستیم ورود کنیم چون باید تمام مسائل مستند، مستدل و دقیق اتفاق میافتاد و در قالب طنز هم نمیشد آن را بیان کرد بر این اساس همرزمی برای شهید باکری در نظر گرفتیم و این شکلی مطرح شد.
همزمانی ساخت این اثر و «موقعیت مهدی» این کنجکاوی را ایجاد میکند که آیا ساخته هادی حجازیفر تأثیری در انتخاب سوژه و تولید این اثر داشته است؟
ایده این کار برای سال 99 است و اگر هم آن زمان ایدهای برای ساخت «موقعیت مهدی» وجود داشت ما در جریان نبودیم. این ایده بعد از کاری که برای سالگرد شهادت حاج قاسم تولید کرده بودیم به ذهن ما رسیده بود. اگرچه در زمان تولید «نوشابه مشکی» دوستان گروه تولید «موقعیت مهدی» هم سر صحنه بودند چون هر دو همزمان در شهرک سینمایی دفاع مقدس کار را تولید میکردیم.
«نوشابه مشکی» عنوان فیلم برگزیده از نگاه مخاطبان را از آن خود کرد. دلیل اقبال مخاطب به این فیلم را چه میدانید؟
مهمترین مؤلفه در تحلیل ما از این اتفاق این است که «نوشابه مشکی» به خاطر زاویه نگاه جدید به دفاع مقدس و یکی از شهدای شاخص آن با اقبال مواجه شده است. همیشه وقتی یک پروژه به شهیدی منتسب میشود همه منتظر کار خیلی جدی در ژانر جنگ هستند اما ما سعی کردیم نگاه تازهای به دفاع مقدس و برشی از زندگی یکی از شهدای شاخص داشته باشیم. ضمن اینکه تولید اثر از منظر پروداکشن هم میتواند جذاب باشد. به هر حال به قول سینماییها فیلم دفاع مقدسی توپ و ترقهدار جذاب است، ریتمش بالاتر میرود و مخاطب را جذب میکند. در نهایت به اعتقاد من همین منظر نگاه جدید به دفاع مقدس مهمترین دلیل اقبال به فیلم است.
ساخت فیلم کوتاه برای فیلمسازان جوان کم چالش نیست. با وجود حمایت حوزه هنری، ساخت این فیلم هم با موانع مواجه بود؟
همین که در حوزه دفاع مقدس کار میکنید خودش چالش است. «نوشابه مشکی» با اینکه به ظاهر فیلم کوتاهی در این ژانر است اما بهواقع مصایبش به اندازه یک فیلم بلند بود؛ از تأمین مالی تا اتفاقات سر صحنه و لباس و... فارغ از این موارد کلی، دو موضوع به طور مشخص ما را خیلی اذیت کرد تا جایی که چندین بار در پیشتولید به این نتیجه رسیدیم که قید ساخت کار را بزنیم. وقتی فیلمی در حوزه دفاع مقدس تولید میشود طبیعتاً مهمترین بال تولید آن شهرک دفاع مقدس است که هم از منظر لوکیشن مناسب است و هم خیلی از ادوات جنگی در آنجا قابلیت اجرایی دارند. یکی از سختیهای تولید، همین کار در شهرک دفاع مقدس بود. باید فکر اساسی اندیشیده شود که چرا هر کسی در قالب فیلم کوتاه یا بلند یا سریال کار جنگی میسازد فردای آن روز اعلام میکند که پشت دستش را داغ کرده از اینکه سراغ فیلم جنگی رفته است. چالش جدی بعدی ما اتفاقی بود که برای آقای خنجری از بدلکارهای معروف سینما افتاد. یکی از سکانسهایمان نیاز به انفجار نزدیک به بدلکار داشت که متأسفانه به خاطر ناهماهنگی و برای یکی دو ثانیه جا به جایی، انفجار روی صورت ایشان اتفاق افتاد. آقای خنجری یکی دو روز در کما بود اما الحمدلله به خیر و خوشی تمام شد. هر چند که چند روزی درگیر بیمارستان و چند ماهی درگیر درمان بودند اما خدا را شکرکه مشکل حل شد.
دیده شدن و کسب جایزه در جشنواره فیلم کوتاه تهران چه تأثیری میتواند در گرایش فیلمسازان جوان به این حوزه بخصوص دفاع مقدس داشته باشد؟
جشنواره فیلم کوتاه تهران که از مهمترین جشنوارههای منطقه هم هست میتواند اثر خیلی مهمی هم در آینده فیلمساز و هم در جریانسازی اثر برگزیده داشته باشد. شاید منتخب شدن این فیلم در جشنواره دیگر فیلمسازها را تشویق کند که دل به دریا بزنند و با همه سختیها ژانر دفاع مقدس را مجدداً تمرین و امتحان کنند.
در ایام جشنواره شاهد صفهای بلند مخاطبان پشت در سالنهای سینما بودیم؛ جمعیتی که در ایام غیر از جشنواره فراموش میشود. به اعتقاد شما چه بستر و رسانهای میتواند بستر مناسبی برای عرضه این آثار باشد؟
متأسفانه هیچ شانس جدی برای پخش و دیده شدن آثار وجود ندارد. پیش از این اکران هنر و تجربه را داشتیم که گرچه خیلی جدی نبود اما همان میزان کمش هم تعطیل شد. فیلم کوتاه هم مانند هر اثر سینمایی برای روی پرده و فضای سینما تولید میشود و همان سکوت و تمرکز و غرق شدن در تصویر را میطلبد. باید سانسهایی در سینما برای فیلمهای کوتاه در نظر گرفته شود. بهتر اینکه رتبهبندی انجام شود و سانسهای بهتر به فیلمهای برتر اختصاص یابد. اولین نهاد برای تصمیمگیری در این خصوص سازمان سینمایی بویژه انجمن سینمای جوان است. به امید این که سینمادارها هم به فیلم کوتاه بها بدهند تا هر تصمیمی درباره اکران فیلم کوتاه به نتیجه مطلوب برسد. همانطور که تلویزیون روزی تصمیم گرفت برای آثار مستند شبکهای مستقل تأسیس کند و موفق هم بود و شبکه مستند ثابت کرد که مستند چقدر این پتانسیل را دارد که مخاطب خود را پیدا کند و جزو پربینندهترین شبکههای تلویزیون شود، مدیوم فیلم کوتاه هم این قابلیت را دارد که یک باکس ویژه _حتی بدون شبکه اختصاصی_ در شبکههای سراسری تلویزیون در اختیار داشته باشد. اطمینان دارم این باکسهای پخش با استقبال مخاطبان روبهرو خواهد شد چون فیلم کوتاه جذاب است و وقت کمتری از مخاطب میگیرد. این دو بال مهمترین همراهان سینمای کوتاه باید باشند در عین حال فضای مجازی و پلتفرمها هم میتوانند کمک کنند تا یک اثر بهتر دیده شود.
از چگونگی شکل گرفتن ایده داستانی و فرم روایی «نوشابه مشکی» بگویید. چطور شد سراغ یکی از همرزمان شهید باکری رفتید؟
محمد پایدار که در جریان ساخت فیلم است بهتر میتواند به این سؤال پاسخ بدهد. جمله «خدایا مرا پاکیزه بپذیر» که در ایام شهادت حاج قاسم منتسب به ایشان بارها تکرار شد ولی در اصل منتسب به شهید باکری است ایده اولیه و مطلع «نوشابه مشکی» بود. دوست داشتیم فرم جدیدی در ارائه این محتوا داشته باشیم و آن را در قالب طنز ارائه کنیم. درباره آن خیلی صحبت کردیم چون ترس داشتیم از اینکه به هجو تبدیل شود یا شوخیها درنیاید. به لحاظ فرمی هم کار سختی داشتیم ولی با تلاش بچهها بویژه دقت نظر محمد پایدار در مقام کارگردان، کار انجام شد و پاسخ مثبت گرفت. واقعیت این است که ما برداشتی از همرزم شهید باکری نداشتیم، میخواستیم از این جمله استفاده کنیم و در واقع به محتوای ما خیلی نزدیک بود. به جمله دعایی «خدایا مرا پاکیزه بپذیر» از نگاه شهید باکری نمیتوانستیم ورود کنیم چون باید تمام مسائل مستند، مستدل و دقیق اتفاق میافتاد و در قالب طنز هم نمیشد آن را بیان کرد بر این اساس همرزمی برای شهید باکری در نظر گرفتیم و این شکلی مطرح شد.
همزمانی ساخت این اثر و «موقعیت مهدی» این کنجکاوی را ایجاد میکند که آیا ساخته هادی حجازیفر تأثیری در انتخاب سوژه و تولید این اثر داشته است؟
ایده این کار برای سال 99 است و اگر هم آن زمان ایدهای برای ساخت «موقعیت مهدی» وجود داشت ما در جریان نبودیم. این ایده بعد از کاری که برای سالگرد شهادت حاج قاسم تولید کرده بودیم به ذهن ما رسیده بود. اگرچه در زمان تولید «نوشابه مشکی» دوستان گروه تولید «موقعیت مهدی» هم سر صحنه بودند چون هر دو همزمان در شهرک سینمایی دفاع مقدس کار را تولید میکردیم.
«نوشابه مشکی» عنوان فیلم برگزیده از نگاه مخاطبان را از آن خود کرد. دلیل اقبال مخاطب به این فیلم را چه میدانید؟
مهمترین مؤلفه در تحلیل ما از این اتفاق این است که «نوشابه مشکی» به خاطر زاویه نگاه جدید به دفاع مقدس و یکی از شهدای شاخص آن با اقبال مواجه شده است. همیشه وقتی یک پروژه به شهیدی منتسب میشود همه منتظر کار خیلی جدی در ژانر جنگ هستند اما ما سعی کردیم نگاه تازهای به دفاع مقدس و برشی از زندگی یکی از شهدای شاخص داشته باشیم. ضمن اینکه تولید اثر از منظر پروداکشن هم میتواند جذاب باشد. به هر حال به قول سینماییها فیلم دفاع مقدسی توپ و ترقهدار جذاب است، ریتمش بالاتر میرود و مخاطب را جذب میکند. در نهایت به اعتقاد من همین منظر نگاه جدید به دفاع مقدس مهمترین دلیل اقبال به فیلم است.
ساخت فیلم کوتاه برای فیلمسازان جوان کم چالش نیست. با وجود حمایت حوزه هنری، ساخت این فیلم هم با موانع مواجه بود؟
همین که در حوزه دفاع مقدس کار میکنید خودش چالش است. «نوشابه مشکی» با اینکه به ظاهر فیلم کوتاهی در این ژانر است اما بهواقع مصایبش به اندازه یک فیلم بلند بود؛ از تأمین مالی تا اتفاقات سر صحنه و لباس و... فارغ از این موارد کلی، دو موضوع به طور مشخص ما را خیلی اذیت کرد تا جایی که چندین بار در پیشتولید به این نتیجه رسیدیم که قید ساخت کار را بزنیم. وقتی فیلمی در حوزه دفاع مقدس تولید میشود طبیعتاً مهمترین بال تولید آن شهرک دفاع مقدس است که هم از منظر لوکیشن مناسب است و هم خیلی از ادوات جنگی در آنجا قابلیت اجرایی دارند. یکی از سختیهای تولید، همین کار در شهرک دفاع مقدس بود. باید فکر اساسی اندیشیده شود که چرا هر کسی در قالب فیلم کوتاه یا بلند یا سریال کار جنگی میسازد فردای آن روز اعلام میکند که پشت دستش را داغ کرده از اینکه سراغ فیلم جنگی رفته است. چالش جدی بعدی ما اتفاقی بود که برای آقای خنجری از بدلکارهای معروف سینما افتاد. یکی از سکانسهایمان نیاز به انفجار نزدیک به بدلکار داشت که متأسفانه به خاطر ناهماهنگی و برای یکی دو ثانیه جا به جایی، انفجار روی صورت ایشان اتفاق افتاد. آقای خنجری یکی دو روز در کما بود اما الحمدلله به خیر و خوشی تمام شد. هر چند که چند روزی درگیر بیمارستان و چند ماهی درگیر درمان بودند اما خدا را شکرکه مشکل حل شد.
دیده شدن و کسب جایزه در جشنواره فیلم کوتاه تهران چه تأثیری میتواند در گرایش فیلمسازان جوان به این حوزه بخصوص دفاع مقدس داشته باشد؟
جشنواره فیلم کوتاه تهران که از مهمترین جشنوارههای منطقه هم هست میتواند اثر خیلی مهمی هم در آینده فیلمساز و هم در جریانسازی اثر برگزیده داشته باشد. شاید منتخب شدن این فیلم در جشنواره دیگر فیلمسازها را تشویق کند که دل به دریا بزنند و با همه سختیها ژانر دفاع مقدس را مجدداً تمرین و امتحان کنند.
در ایام جشنواره شاهد صفهای بلند مخاطبان پشت در سالنهای سینما بودیم؛ جمعیتی که در ایام غیر از جشنواره فراموش میشود. به اعتقاد شما چه بستر و رسانهای میتواند بستر مناسبی برای عرضه این آثار باشد؟
متأسفانه هیچ شانس جدی برای پخش و دیده شدن آثار وجود ندارد. پیش از این اکران هنر و تجربه را داشتیم که گرچه خیلی جدی نبود اما همان میزان کمش هم تعطیل شد. فیلم کوتاه هم مانند هر اثر سینمایی برای روی پرده و فضای سینما تولید میشود و همان سکوت و تمرکز و غرق شدن در تصویر را میطلبد. باید سانسهایی در سینما برای فیلمهای کوتاه در نظر گرفته شود. بهتر اینکه رتبهبندی انجام شود و سانسهای بهتر به فیلمهای برتر اختصاص یابد. اولین نهاد برای تصمیمگیری در این خصوص سازمان سینمایی بویژه انجمن سینمای جوان است. به امید این که سینمادارها هم به فیلم کوتاه بها بدهند تا هر تصمیمی درباره اکران فیلم کوتاه به نتیجه مطلوب برسد. همانطور که تلویزیون روزی تصمیم گرفت برای آثار مستند شبکهای مستقل تأسیس کند و موفق هم بود و شبکه مستند ثابت کرد که مستند چقدر این پتانسیل را دارد که مخاطب خود را پیدا کند و جزو پربینندهترین شبکههای تلویزیون شود، مدیوم فیلم کوتاه هم این قابلیت را دارد که یک باکس ویژه _حتی بدون شبکه اختصاصی_ در شبکههای سراسری تلویزیون در اختیار داشته باشد. اطمینان دارم این باکسهای پخش با استقبال مخاطبان روبهرو خواهد شد چون فیلم کوتاه جذاب است و وقت کمتری از مخاطب میگیرد. این دو بال مهمترین همراهان سینمای کوتاه باید باشند در عین حال فضای مجازی و پلتفرمها هم میتوانند کمک کنند تا یک اثر بهتر دیده شود.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8042/15/631844/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





























