در رثای مجاهدت حجتالاسلام شهید سجاد شهرکی که در بستر اغتشاشات آبان ماه در زاهدان ترور و شهید شد
شهید سجاد شهرکی تجلی دین اجتماعی و دردمند مردم در دیار آفتاب
مجتبی جهان تیغ
«چرا سکوت کردی؟ ما باید صدای مردم باشیم.»
جلسه تمام که شد این را گفت و بعد از آن مقداری صحبت کردیم. برای آخرین جمله گفت «دعا کن شهید بشیم». گفتم برایت دعا میکنم اما من حالا حالاها کار دارم برایم زود است. رفت و ساعتی بعد هنگام اذان خبر شهادتش در شهر زاهدان پیچید. امام جماعت جوان مسجد مولای متقیان زاهدان حجتالاسلام سجاد شهرکی در حمله تروریستی در مقابل مسجد به شهادت رسید و به دیدار مولا و معبود خود نایل شد.
باید اهل سیستان و بلوچستان باشی تا کیمیای وجود شخصیتهای جوان اما اهل معرفت، اجتماعی و دردمند را بشناسی. جوانانی که دل در گرو اسلام و انقلاب و میهن و دیار خود داشتند و برای آبادانی آن شب و روز نداشتند. شهید شهرکی شخصیتی بود که حرکت او باعث برجستگی او شده بود. اوجگیری او در قوت تفکر اجتماعی و تجلی دین اجتماعی او را برجسته کرده بود. حرکتش در فضای رکود و رخوت، امیدآفرین و سازنده بود و درخشش این حرکت پر برکت ختم به شهادت شد. تلاش و اثرگذاری ایشان باعث توجه کوردلان و بدخواهان این ملت و دیار شد و مردم و جوانان سیستان و بلوچستان از این جوان دغدغهمند و خستگیناپذیر محروم شدند و هیچ محرومیتی برای مردم سیستان و بلوچستان تلختر از هجرت ابدی جوانهای آگاه و دردمند مردم و دلسوز برای جنوب شرق ایران اسلامی نیست. کسانی که میانهای با شعار، عافیتطلبی، خودمحوری و جاهطلبی یا روزمرگی و ناامیدی نداشتند. شدت اضطرار به تفکر اجتماعی و نهاد اجتماعی صادق و دردمند حقیقی مردم، بویژه در سیستان و بلوچستان را عمیقاً درک و زندگی خود را وقف تجلی و بسط آن کردند.
شهید شهرکی روحانی 32 ساله، یک امام جماعت معمولی و سرگرم روزمرگی و قرائت تک بعدی از دین نبود؛ ایمان و تعهد مکتبی داشت. درد و انبوه دغدغههای خرد و کلان فرهنگی،تربیتی، اجتماعی ،سیاسی، اقتصادی وامنیتی برای مردم و حتی ورزشی برای جوانان عمر کوتاه ایشان را چشمه پربرکتی کرده بود که خاطره آن در یاد انبوه نوجوانان و جوانان زاهدانی و اهالی بلوار جمهوری و مسجد مولای متقیان خواهد ماند.
مسجدی که با همت جهادی ایشان از شش سال قبل و اوج جوانی یه یکی از فعالترین مساجد شهر زاهدان تبدیل شده بود. فعالیتهای مذهبی، فرهنگی، تربیتی، اجتماعی و ورزشی این مسجد تحت مدیریت این روحانی جوان و جهادی و آگاه به نیازهای چند بعدی مردم منطقه، الگویی موفق از ساخت پیشرانهای فرهنگی در شهر زاهدان بود و تجربه موفق در جنوب شرق در تأسیس نهاد مذهبی با رویکرد صادقانه و اجتماعی و دغدغهمند حقیقی به جامعه و مردم که فقط به برگزاری مراسم عبادی، مذهبی یا سیاسی اکتفا نمیکرد، بود. ایشان در عمل و عقیده خود مسجد را نهاد محوری پیشرفت جامعه میدانست و نسبت به ابعاد مختلف کیفیت زندگی مردم احساس تکلیف میکرد و اسلام ناب و اجتماعی و دردمند جامعه و مردم را در شخصیت خود نهادینه کرده بود. با اینکه به ایشان پیشنهادهای مشاغل دولتی و استخدامی و تأمین زندگی از راههای کم دردسرتر آن هم در سیستان و بلوچستان که فرصتهای شغلی رسمی و استخدامی اندک است شده بود اما گفت مسجد سنگر ماست و بر این عقیده مجاهدانه تلاش کرد تا نهایتاً در آستانه مسجد خود شهید شد.
باید اهل سیستان و بلوچستان باشی و انبوه نیاز مردم ، بیتفاوتیها و عافیتطلبیها یا سوءاستفاده بسیاری از مدعیان و مسئولان و نخبگان را نسبت به نیاز و رنج مردم جنوب شرق دیده باشی که ارزش دغدغهمندی و تفکر و کنش چون شهید شهرکی مشخص شود. او شریک غم و درد و روزهای سخت مردم بود. تابستان سال گذشته زمانی که کرونا دلتا در جنوب شرق جولان میداد و مرگ بر سر مردم مظلوم جنوب شرق سایه انداخته بود و بیرحمانه از مردم میکشت و اکسیژن نایاب شده بود برای تهیه کپسول اکسیژن شهر، تهیه غذا و طبخ غذا برای بیماران کرونایی تلاش میکرد. محلات را ضد عفونی میکرد. نیاز نیازمندان حاشیه شهر را دیده بود و نوجوانان و جوانان محله و مسجد را برای رسیدگی به آنها بسیج کرده بود و گروه جهادی تشکیل داد و به یاری مستمر مردم مستضعف میپرداخت. سیستانی بود اما برای ارتباط با هم استانیهای بلوچ خود زبان بلوچی میدانست و در مجالس اهل سنت شرکت میکرد. با مساجد اهل سنت مجاور مسجد خود در تعامل و همکاری نزدیک بود (مسجد امام ابومسلم، مسجد امام شیبانی، مسجد عثمانیه و...) از برگزاری کلاسهای قرآن تا شناسایی و یاری نیازمندان مساجد؛ چندی قبل که بلوچستان سیل آمد به چابهار رفت و خانههای مردم را لایروبی و غذا توزیع میکرد. روز تشییع هم مولویهای اهل سنت برای بدرقه او آمدند.
برای پیشرفت شهر و استان سیستان و بلوچستان از همان ابتدای طلبگی دغدغه داشت. در ایام انتخابات چه ریاست جمهوری چه شورای شهر و مجلس حضور و حرکتی پرتلاش داشت و به دانشگاه و مدرسه و مساجد میرفت برای تبیین و تشویق مردم و جوانان برای مشارکت و انتخاب اصلح. برای اداره امور شهر و کیفیت زندگی شهری مردم دغدغه داشت و از شهرداری حل مسائل مردم را پیگیر بود. برای آسیبهای اجتماعی و اعتیاد جوانان دغدغه داشت و با مراکز ترک اعتیاد وارد همکاری شد و به پیشنهاد خود او مسجد مولای متقیان را به اولین مسجد محل برگزاری کلاسهای مشاوره ترک اعتیاد تبدیل کرده بود و بعد استقبال زیاد، برخی مساجد دیگرهم در شهر زاهدان اقدام به برگزاری این کلاسها کردند. دغدغههای تربیتی نوجوانان را داشت و علاوه بر کلاسهای مذهبی و فرهنگی اردوهای تربیتی راه انداخت و هم تیم فوتبال برای مسجد تشکیل داد و حرفهای در مسابقات شرکت میکردند. برای حوزه علمیه شهر دغدغه جدی داشت و برای ارتقای حوزه علمیه سفیران و رسیدگی و حل مشکلات طلاب جوان در تلاش و پیگیر بود و توانسته بود با ارتباط گیری با خیرین و نهادها برخی مشکلات طلاب را حل کند. امید طلاب جوان و حوزه علمیه زاهدان بود. دغدغه جوانان را داشت و با ظرفیت مسجد برای ازدواج و کار و شغل آنها تلاش میکرد. ابتدای هرسال تحصیلی با شناسایی دانشآموزان نیازمند، با تهیه کیف و نوشتافزار به یاری آنها میشتافت و نهایتاً این مجاهدت و حرکت پربرکت اجتماعی به شهادت ختم شد و در اذان مغرب شامگاه 12 آبان با شلیک گلوله به سر، در مقابل مسجد به شهادت رسید. از ایشان یک فرزند دو ساله به یادگار باقی مانده است.
کلید پیشرفت و آبادانی سیستان و بلوچستان و ایران بیشک ترویج و ادامه تفکر و منش جوانان آگاه و بیدار و مجاهد و صادق چون شهید شهرکیهاست و اینکه راه پیشرفت و آبادانی و تغییر به نفع مردم مقدم بر پول و بتن، ساخت و تکثیر و تقویت هویت انقلابی و تفکر اجتماعی و تحولخواه و دلسوز جامعه است.
با تشکر از همکاری دوستان شهید برای گفتوگو و بیان خاطرات: حجتالاسلام علی عدالت جو، امید علی صوفی، هاشم رعنایی و کاظم زحمتکش
«چرا سکوت کردی؟ ما باید صدای مردم باشیم.»
جلسه تمام که شد این را گفت و بعد از آن مقداری صحبت کردیم. برای آخرین جمله گفت «دعا کن شهید بشیم». گفتم برایت دعا میکنم اما من حالا حالاها کار دارم برایم زود است. رفت و ساعتی بعد هنگام اذان خبر شهادتش در شهر زاهدان پیچید. امام جماعت جوان مسجد مولای متقیان زاهدان حجتالاسلام سجاد شهرکی در حمله تروریستی در مقابل مسجد به شهادت رسید و به دیدار مولا و معبود خود نایل شد.
باید اهل سیستان و بلوچستان باشی تا کیمیای وجود شخصیتهای جوان اما اهل معرفت، اجتماعی و دردمند را بشناسی. جوانانی که دل در گرو اسلام و انقلاب و میهن و دیار خود داشتند و برای آبادانی آن شب و روز نداشتند. شهید شهرکی شخصیتی بود که حرکت او باعث برجستگی او شده بود. اوجگیری او در قوت تفکر اجتماعی و تجلی دین اجتماعی او را برجسته کرده بود. حرکتش در فضای رکود و رخوت، امیدآفرین و سازنده بود و درخشش این حرکت پر برکت ختم به شهادت شد. تلاش و اثرگذاری ایشان باعث توجه کوردلان و بدخواهان این ملت و دیار شد و مردم و جوانان سیستان و بلوچستان از این جوان دغدغهمند و خستگیناپذیر محروم شدند و هیچ محرومیتی برای مردم سیستان و بلوچستان تلختر از هجرت ابدی جوانهای آگاه و دردمند مردم و دلسوز برای جنوب شرق ایران اسلامی نیست. کسانی که میانهای با شعار، عافیتطلبی، خودمحوری و جاهطلبی یا روزمرگی و ناامیدی نداشتند. شدت اضطرار به تفکر اجتماعی و نهاد اجتماعی صادق و دردمند حقیقی مردم، بویژه در سیستان و بلوچستان را عمیقاً درک و زندگی خود را وقف تجلی و بسط آن کردند.
شهید شهرکی روحانی 32 ساله، یک امام جماعت معمولی و سرگرم روزمرگی و قرائت تک بعدی از دین نبود؛ ایمان و تعهد مکتبی داشت. درد و انبوه دغدغههای خرد و کلان فرهنگی،تربیتی، اجتماعی ،سیاسی، اقتصادی وامنیتی برای مردم و حتی ورزشی برای جوانان عمر کوتاه ایشان را چشمه پربرکتی کرده بود که خاطره آن در یاد انبوه نوجوانان و جوانان زاهدانی و اهالی بلوار جمهوری و مسجد مولای متقیان خواهد ماند.
مسجدی که با همت جهادی ایشان از شش سال قبل و اوج جوانی یه یکی از فعالترین مساجد شهر زاهدان تبدیل شده بود. فعالیتهای مذهبی، فرهنگی، تربیتی، اجتماعی و ورزشی این مسجد تحت مدیریت این روحانی جوان و جهادی و آگاه به نیازهای چند بعدی مردم منطقه، الگویی موفق از ساخت پیشرانهای فرهنگی در شهر زاهدان بود و تجربه موفق در جنوب شرق در تأسیس نهاد مذهبی با رویکرد صادقانه و اجتماعی و دغدغهمند حقیقی به جامعه و مردم که فقط به برگزاری مراسم عبادی، مذهبی یا سیاسی اکتفا نمیکرد، بود. ایشان در عمل و عقیده خود مسجد را نهاد محوری پیشرفت جامعه میدانست و نسبت به ابعاد مختلف کیفیت زندگی مردم احساس تکلیف میکرد و اسلام ناب و اجتماعی و دردمند جامعه و مردم را در شخصیت خود نهادینه کرده بود. با اینکه به ایشان پیشنهادهای مشاغل دولتی و استخدامی و تأمین زندگی از راههای کم دردسرتر آن هم در سیستان و بلوچستان که فرصتهای شغلی رسمی و استخدامی اندک است شده بود اما گفت مسجد سنگر ماست و بر این عقیده مجاهدانه تلاش کرد تا نهایتاً در آستانه مسجد خود شهید شد.
باید اهل سیستان و بلوچستان باشی و انبوه نیاز مردم ، بیتفاوتیها و عافیتطلبیها یا سوءاستفاده بسیاری از مدعیان و مسئولان و نخبگان را نسبت به نیاز و رنج مردم جنوب شرق دیده باشی که ارزش دغدغهمندی و تفکر و کنش چون شهید شهرکی مشخص شود. او شریک غم و درد و روزهای سخت مردم بود. تابستان سال گذشته زمانی که کرونا دلتا در جنوب شرق جولان میداد و مرگ بر سر مردم مظلوم جنوب شرق سایه انداخته بود و بیرحمانه از مردم میکشت و اکسیژن نایاب شده بود برای تهیه کپسول اکسیژن شهر، تهیه غذا و طبخ غذا برای بیماران کرونایی تلاش میکرد. محلات را ضد عفونی میکرد. نیاز نیازمندان حاشیه شهر را دیده بود و نوجوانان و جوانان محله و مسجد را برای رسیدگی به آنها بسیج کرده بود و گروه جهادی تشکیل داد و به یاری مستمر مردم مستضعف میپرداخت. سیستانی بود اما برای ارتباط با هم استانیهای بلوچ خود زبان بلوچی میدانست و در مجالس اهل سنت شرکت میکرد. با مساجد اهل سنت مجاور مسجد خود در تعامل و همکاری نزدیک بود (مسجد امام ابومسلم، مسجد امام شیبانی، مسجد عثمانیه و...) از برگزاری کلاسهای قرآن تا شناسایی و یاری نیازمندان مساجد؛ چندی قبل که بلوچستان سیل آمد به چابهار رفت و خانههای مردم را لایروبی و غذا توزیع میکرد. روز تشییع هم مولویهای اهل سنت برای بدرقه او آمدند.
برای پیشرفت شهر و استان سیستان و بلوچستان از همان ابتدای طلبگی دغدغه داشت. در ایام انتخابات چه ریاست جمهوری چه شورای شهر و مجلس حضور و حرکتی پرتلاش داشت و به دانشگاه و مدرسه و مساجد میرفت برای تبیین و تشویق مردم و جوانان برای مشارکت و انتخاب اصلح. برای اداره امور شهر و کیفیت زندگی شهری مردم دغدغه داشت و از شهرداری حل مسائل مردم را پیگیر بود. برای آسیبهای اجتماعی و اعتیاد جوانان دغدغه داشت و با مراکز ترک اعتیاد وارد همکاری شد و به پیشنهاد خود او مسجد مولای متقیان را به اولین مسجد محل برگزاری کلاسهای مشاوره ترک اعتیاد تبدیل کرده بود و بعد استقبال زیاد، برخی مساجد دیگرهم در شهر زاهدان اقدام به برگزاری این کلاسها کردند. دغدغههای تربیتی نوجوانان را داشت و علاوه بر کلاسهای مذهبی و فرهنگی اردوهای تربیتی راه انداخت و هم تیم فوتبال برای مسجد تشکیل داد و حرفهای در مسابقات شرکت میکردند. برای حوزه علمیه شهر دغدغه جدی داشت و برای ارتقای حوزه علمیه سفیران و رسیدگی و حل مشکلات طلاب جوان در تلاش و پیگیر بود و توانسته بود با ارتباط گیری با خیرین و نهادها برخی مشکلات طلاب را حل کند. امید طلاب جوان و حوزه علمیه زاهدان بود. دغدغه جوانان را داشت و با ظرفیت مسجد برای ازدواج و کار و شغل آنها تلاش میکرد. ابتدای هرسال تحصیلی با شناسایی دانشآموزان نیازمند، با تهیه کیف و نوشتافزار به یاری آنها میشتافت و نهایتاً این مجاهدت و حرکت پربرکت اجتماعی به شهادت ختم شد و در اذان مغرب شامگاه 12 آبان با شلیک گلوله به سر، در مقابل مسجد به شهادت رسید. از ایشان یک فرزند دو ساله به یادگار باقی مانده است.
کلید پیشرفت و آبادانی سیستان و بلوچستان و ایران بیشک ترویج و ادامه تفکر و منش جوانان آگاه و بیدار و مجاهد و صادق چون شهید شهرکیهاست و اینکه راه پیشرفت و آبادانی و تغییر به نفع مردم مقدم بر پول و بتن، ساخت و تکثیر و تقویت هویت انقلابی و تفکر اجتماعی و تحولخواه و دلسوز جامعه است.
با تشکر از همکاری دوستان شهید برای گفتوگو و بیان خاطرات: حجتالاسلام علی عدالت جو، امید علی صوفی، هاشم رعنایی و کاظم زحمتکش
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8061/16/634466/1
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه

































