در باب تئاتر خصوصی در ایران
عسرت و گشایش توأمان
محمدحسن خدایی
دیگر مدت هاست که فضای تئاتر کلانشهری چون تهران، پذیرای سازوکار تئاتر خصوصی است. امکانی که در کمبود تئاتر دولتی، نیازش احساس شد و بتدریج در گوشه و کنار شهر، با همت علاقهمندان این رشته به بار نشست. اغلب در ملکهای استیجاری سالنهایی نه چندان استاندارد ساخته شد تا پذیرای اجراهای متنوع و متکثر گروههای آماتور و حرفهای شود. پاسخ به عطش هر دم فزاینده نسل جوان علاقهمند به اجرای تئاتر.
گویی راهکاری سهلالوصل یافت شد تا جوابگوی نیازهای طبقه متوسط و برخوردار در رابطه با تماشای تئاتر باشد. تئاتری که ماهیت اقتصادی خود را در بینیازی از حمایت ارگانهای دولتی و حکومتی تعریف میکرد. مدت ها بود که دست یاریگر دولت بنابر ضرورت و مبتنی بر اصل 44 قانون اساسی پس کشیده شده بود. حتی گشایشهایی در رابطه با امر نظارت پدید آمد و طیف کثیری از فرمهای تجربهنشده اجرایی به مخاطبان عرضه شد.
تولید فزاینده تئاتر در بخش خصوصی احتیاج به نیروی انسانی بیشتری داشت تا فرآیند تولید و عرضه محصولات نمایشی، تحت نظارت کمی و کیفی قرار گیرد. بنابراین تماشاگران با انبوهی اجرا مواجه شدند که پیش از این حتی به فکر کسی هم نرسیده بود. در ادامه و با بروز مشکلات مادی و همچنین آشکار شدن ذائقه تماشاگران، دیالکتیکی شکل گرفت مابین گروههای اجرایی و کسانی که با پرداخت پول، به تماشای تئاتر خصوصیشده مینشستند. حال اولویت در شعار «حق با مشتری است» نمایان شد و لاجرم پاسخ به سلیقه مخاطبان.
گردش مالی بعضی از گروههای اجرایی با حضور سلبریتیها، رقم قابل توجهی شد. از منظر اقتصاد سرمایهداری و مسأله انباشت، فعالیت سرمایهگذاران متمول و حرفهای در این عرصه معنادار بود و به رونق بعضی اجراها منجر شد حتی کار به نوعی همکاری و جلب رضایت کشید، مابین آنکه تولید میکند و آنکه هزینه این تولید را میپردازد.
تئاتر متکثر و تمرکززدا شد. اما نه به تمامی در راستای گشودگی به پیرامون و محذوفان. در ادامه با رکود تورمی حاصل از تحریمهای ظالمانه امریکا، اقتصاد کلان عقب نشست و اقتصاد خرد را هم از رونق انداخت تا هزینههای تولید تئاتر بالا رود. سالنهای استیجاری مدام در این وانفسای بقا و تداوم، از آرمانها و اصول حرفهای خویش، دست شستند.
هجوم منطق انباشت سرمایه، مالکان را ترغیب کرد که پول بیشتری طلب کنند. سالنها در یک وضعیت استیصال بر تعداد اجراها افزودند و لاجرم مجبور شدند با شرایط اسفبار کنونی، کیفیت را فدای کمیت کنند. حال در غیاب دست حمایتی دولت و نهادهای مسئول فرهنگی، تئاتر خصوصی به عرصه تنازع بقا بدل شده. هزینه تولید بالا رفته و درآمدها کاسته شده، بنابراین با وضعیتی روبهرو هستیم که میتوان آن را تفوق منطق سرمایه و نهیلیستی شدن مناسبات تئاتر دانست. بیآنکه مواهب سرمایهداری نصیب تئاتر ما شود از مضراتش نصیب میبریم. هر چه هست با فرآیندی محنتزا و البته گاه امیدبخش روبهرو هستیم که موجب شنیدن و رؤیتپذیری بدنها و صداهای تازه شده اما اغلب با کیفیتی پایین. شاید بتوان از عنوان تئاتر خصوصی دست کشید و در پی عنوان تازه بود. نامی که عسرت و گشایش را توأمان بازتاب دهد. تئاتری متعلق به آینده که هنوز نامی ندارد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7235/13/530015/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





























































































































































