اروپا در حسرت عدالت
لورنزو مارسیلی، بنیانگذار نهاد «جانشینسازیهای اروپایی» / اولریکه گوئروست مدیر ارشد «بنیاد دموکراسی اروپایی»
مترجم: وصال روحانی
در سال 1933 که حزب نازی آلمان به قدرت رسید و در نهایت آتش جنگ جهانی دوم را برافروخت، جولین بندا نویسنده فرانسوی، در مقالهای بر لزوم متمدنتر شدن اروپا برای ایستادن مقابل هیولاهای ملیگرایی افراطی تاکید کرد، اما کسی به آن فراخوان توجه نکرد و اروپا در دریای خونی غرق شد که آدولف هیتلر به راه انداخت.
امروز «کووید19» به جنگ جهانی دوم تشبیه شده است. هرچند که تفاوتهایی با آن دارد و نه تنها کشتههای کووید19 کمتر از کشتههای دوره جنگ جهانی دوم است که اوضاع کلی جهان نیز قدری مساعدتر از سالهای 1939 تا 1945 است که نازیها خاک اروپا را به توبره کشیدند. با این حال توصیههای «بندا» همچنان و همانند آن زمان، در غبارهای نامساعد زمان گم و گمتر شده و اروپا دچار تفرقی بیشتر از گذشته شده است. چه در زمینههای دموکراسی و ساز و کارهای احراز آن و چه در مورد مسائل اقتصادی بین کشورهای اروپایی و طرق حل آن کمترین تفاهم مشاهده میشود. در واقع با وجود تشکیل اتحادیه اروپا وسپس برقراری یک ارز واحد (یورو) بین اعضای آن، اروپا دستکم در یک دهه اخیر با شدیدترین بحرانهای سیاسی و عقبگردهای اقتصادی درگیر بوده است. بههمین خاطر است که خیلیها در ایام معاصر، فروپاشی اتحادیه اروپا را پیشبینی کرده و هر روز در انتظار آن بودهاند، بدون اینکه آلترناتیوی حتی با این میزان اندک از کارآیی در دسترس باشد. این یک واقعیت است که اکثر دولتهای اروپایی از تأمین آنچه خواسته آحاد مردم این قاره بوده، بازمانده و شکستهای بدی را متحمل شدهاند. درست است که کرونای بیرحم سبب عدم برگزاری اجلاس تازه اتحادیه اروپا شد که قرار بود روز 19 اردیبهشت سرگیرد و طی آن درباره آینده این قاره رایزنی شود اما همه میدانند طرحهای موجود در این زمینه اندک است و اکثر سران اروپایی از روند پیشرفت وقایع عقب افتاده و بازی از دستشان خارج شده است. مدیران ارشد اتحادیه اروپا مدعیاند در این اجلاس و گردهماییهای بعدی طرحهایی تدوین خواهد شد که با نیازهای تازهتر و مسائل جاری اروپا همخوانی داشته باشد اما این نهاد حتی از مبارزهای شایسته با کرونا باز مانده است و این بیماری بهشدت موذی، هیتلروار جوی خون را در اروپا و حتی کشورهای بزرگ آن جاری ساخته است. اروپا به چه چیزی در گذشته نزدیکش میتواند ببالد؟ به برقراری مساوات بین سیاهان و سفیدها که شعاری بیش نیست. به توانمند کردن یورو در مقام رقابت با دلار که همیشه مکانیسمی کوچکتر و کم توانتر از پتانسیل ذاتی آن بوده است یا به احیای صنایع سنگین و سبک در اکثر کشورهای غرب و جنوب اروپا که تا گلو در قروض ملی و دیون بینالمللی غرق هستند؟ بریتانیا طرحهای کارآمدی برای عصر بعد از برگزیت ندارد اما در فهم این نکته که جدایی از اتحادیه اروپا این کشور را نابود نخواهد کرد، به بیراهه نرفته و خوشخیالی مفرط نداشته است.
اروپا امروز بیش از هر زمانی بهیک اتحاد واقعی، جدید و قدرتمند نیازمند است و اگر کرونا فقط یک بهره در برداشته باشد، گوشزد کردن هرچه صریحتر این نیاز به اهالی این قاره است. اروپا به یک جمهوری فراگیر و وسیع احتیاج دارد که مساوات و عدالت واقعی را به تمامی کشورهای عضو خود ارزانی دارد و در مقابله با دشواریهایی مثل کرونا چتر حمایتی خود را بالای سر همه کشورهای عضو بگیرد. یعنی همان چیزی که وقتی اتحادیه اروپا و کمیسیون اروپا میخواستند شکل بگیرند، وعده آن داده شده بود. اما گذر تاریخ نشان داده، اتحادیه اروپا در تأمین چنین چیزی بسیار ناموفق بوده است. زیرا اسیر امیال برخی اعضای خود و سنتگرایی مدیران سهلانگار خود شد و امروز به یک اتحادیه شکننده تبدیل شده که بریتانیا قطعاً جدا شده از آن نخواهد بود. از همین روست که بیش از هر زمانی ایجاد تغییراتی در آن احساس میشود. باید روالی تازه از برنامهریزیهای اقتصادی و مؤلفههای سیاسی در کشورهای اروپا باب شود و این قاره به مفهوم واقعی کلمه یکپارچه مقابل کاستیهایی بایستد که کرونا آن را عیانتر از هر زمانی ساخته است. حتی سیستمهای اخذ مالیات و تعرفه گذاریها روی اجناس در اروپا هم باید پیرو روالی واحد باشد و قضایا به سمتی برود که فقط رواج یک بیماری ولو مهلک، اقتصاد اروپاییها را اینطور ساقط نکند. باید نهادی سرکار بیاید که از هر کشوری بویی و رنگی و یادگاری برده باشد.
منبع: Guardian
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7345/4/542967/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه






















