مدخلی بر الهیات فلسفی تمسخر


دکتر سیداحمد غفاری قره‌باغی
عضو هیأت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران

​​​​​​​نکته اول: تمسخر، فعلی برخاسته از انفعال غیرعلمی است. شخص تمسخرکننده، در مواجهه با فعالیتی است که نتوانسته است آن را با پاسخ مستدل و عالمانه، به نقد بکشاند و محاکمه‌ علمی کند؛ از سوی دیگر، از شیوع آن فعالیت نیز نگران است. بنابراین، با رویکردی انفعالی تلاش می‌کند قوای وهمی خویش را در مقابل آن،به کار گیرد و بدین ترتیب، سعی می‌کند با پوشاندن واقعیتی که نتوانسته است آن را نقد علمی کند، تصویری غیرواقعی از آن را برای مخاطب جلوه ‌دهد تا از این طریق، مانعی در مقابل شیوع واقعیت ایجاد کند و این، آغاز تمسخر است.چندین دهه است انقلاب اسلامی ایران، در مقابل انواع هجوم‌های نظامی و فرهنگی، نه تنها مقاوم مانده است، بلکه به ارکان مدنیت غربی هجوم برده است و این، برای تصمیم‌سازان غربی‌گر آمده است و چون نتوانسته‌اند مردانه در میدان مناظره و نقد علمی حضور یافته و داشته‌های علمی خویش را به میدان بررسی آورند، نامردانه به تمسخر شخصیت‌های محترم جریان حق می‌پردازند، حال آنکه تمسخر، نشانه‌ روشنی بر تهی بودن و انزوای علمی است.
نکته دوم: آزادی، زمانی ارزشمند است که در خدمت فضیلت باشد، نه رذیلت. اصولاً و طبق قواعد فلسفی و اخلاقی، «آزادی» خودش فضیلت نیست، ولی اگر در مسیر فضیلت‌مندی به کارگرفته شود، ارزش خواهد یافت، به‌عنوان مثال، شخص قاتل، قتل را با آزادی انجام می‌دهد؛ ولی هیچ عاقلی او را به خاطر آزادی‌اش تمجید نمی‌کند و همگان او را محکوم به مجازات می‌کنند. اینکه وزیر امور خارجه فرانسه می‌گوید فرانسه کشور آزاد است و در کشوری که آزاد باشد، با رسانه برخورد نمی‌شود. بر فرض که سخن درستی باشد، بهانه برای تجویز رسانه‌ای شدن فساد و توهین به سایر اقوام و ملل توسط رسانه‌های رسمی نیست.
نکته‌ سوم: مدعیان آزادی، اصلی‌ترین جانیان بر ضد آزادی. تاریخ گواه است که در غرب، کسانی شعار آزادی داده‌اند که بیشترین جنایت را در حق آزادی مرتکب شده اند. من، هیچ فیلسوف و اندیشمند لیبرالی را در میان غربیان نمی‌شناسم که حقیقتاً‌ و عملاً پایبند به لیبرالیسم بوده باشد. برای نمونه، سخنان «منتسکیو» از مشهورترین اندیشمندان و معماران غرب مدرن در این مورد قابل تأمل است. منتسکیو، از بزرگان غرب جدید و نظام سیاسی و حقوقی مدرن، در مشهورترین کتاب خود یعنی «روح‌القوانین» هیچ حقی از حقوق انسانی را برای غیرسفیدپوستان قائل نیست! بلکه اساساً سیاه‌پوستان را انسان نمی‌داند! با توجه به چنین نگاهی بود که او بردگی سیاهان را، از حقوق سفیدپوستان می‌دانست و در توجیه برده‌داری می‌نوشت: «اروپاییان پس از آنکه [بومیان امریکایی] را ریشه کن ساختند ناچار بودند که آفریقایی‌ها را به بردگی کشند تا بتوانند آن سرزمین پهناور را آماده سازند.»
نکته‌ چهارم: در رویارویی عمروبن‌عبدود با امیرالمؤمنین(ع)، رسول‌الله(ص) فرمودند: «کل اسلام با کل کفر روبه‌رو شد» امروز، نیز مدرنیته با همه‌ داشته‌ها و نداشته‌هایش، به مصاف اندیشه‌ قدرتمند و تمدن‌ساز اسلامِ عقلانی آمده است و تلاش می‌کند از همه‌ اهرم‌های سیاسی و فرهنگی و رسانه‌ای خویش برای این رویارویی استفاده کند. در این موقعیت، اصلی‌ترین عامل تأثیرگذار در پیروزی بر رقیب، تصاحب روایتگری است. آیا این طنز تلخ نیست که فرانسه‌ استعمارگر که فقط در یک نمونه، سابقه‌ کشتار هزاران سیاه‌پوست الجزایری را در کارنامه‌‌ تاریخی‌اش دارد، داعیه‌دار آزادی شده است؟ علت اینکه بسیاری، ادعای آزادیخواهی را از کارگزار و رسانه‌ فرانسوی پذیرفته‌اند، ضعف جریان حق در روایتگری هویت تاریخی فرانسه است. امروز بیش از پیش «نبرد روایت‌ها» خودنمایی می‌کند و فقط کسانی می‌توانند در این نبرد تأثیر بگذارند که در روایتگری حقیقت، بیش از رقیب تلاش کنند و ذهن مخاطب را پیش از مسموم شدن به دروغ، منور به نور آگاهی کنند.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8099/15/639672/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها