ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
هادی حسینی تهیهکننده آلبوم «بینام» محسن چاوشی در گفتوگو با «ایران»: تاریخ دقیق انتشار هنوز مشخص نیست
دهمین آلبوم رسمی محسن چاوشی با عنوان «بی نام» قرار است بزودی منتشر شود. آلبومی که مانند سایر آثار این خواننده پرطرفدار به دور از حاشیه نبوده است. پس از حواشی پیش آمده بر سر مجوز برخی قطعات و همچنین نام آلبوم، روز گذشته برخی رسانهها نوشتند آلبوم محسن چاوشی 20آبان منتشر خواهد شد. خبری که تهیه کننده این اثر در گفتوگو با «ایران» تکذیب میکند. هادی حسینی که پیشتر تهیهکنندگی آلبوم «ابراهیم» را هم به عهده داشته درباره تاریخ انتشار آلبوم «بینام» به «ایران» میگوید: «قرار نیست آلبوم 20 آبان منتشر شود. ما هنوز نتوانستهایم مجوزهای شورای موسیقی و کتابخانه ملی را دریافت کنیم. ضمن اینکه طبق شنیدهها قرار است 19 آبان آلبوم مشترک علیرضا قربانی و همایون شجریان منتشر شود که به لحاظ حرفهای انتشار همزمان دو آلبوم در بازار موسیقی کار درستی نیست. علاوه بر این ما عجلهای برای انتشار آلبوم نداریم و ترجیح میدهیم همه چیز در آرامش و در موعد درست و مقررش اتفاق بیفتد و حتماً پس از صدور مجوزهای ذکر شده، تاریخ انتشار را از طریق مجاری رسمی اعلام خواهیم کرد.»
حسینی همچنین با اشاره به برنامههای تبلیغاتی انتشار آلبوم گفت: «تجربه آلبوم «ابراهیم» به ما ثابت کرد بیلبوردها و تبلیغات شهری تأثیری بر فروش آثار محسن چاوشی ندارد و محسن بدون این تبلیغات هم آثارش مورد توجه قرار میگیرد. به همین دلیل برنامهای برای تبلیغات شهری آلبوم «بینام» نداریم.»
تهیه کننده آثار محسن چاوشی تصاویر منتشر شده از آلبوم «بی نام» در فضای مجازی را هم غیررسمی دانست و گفت: «کاورهایی که از این آلبوم در فضای مجازی منتشر شده مورد تأیید ما نیست و کاور رسمی هنوز منتشر نشده است. تنها ماکت دو قطعه از آلبوم با نامهای «بازآمدم» و«ای قوم به حج رفته» پیش از این در صفحه شخصی اینستاگرام خود محسن منتشر شده بود که آنها نیز در نسخه نهایی آلبوم تغییراتی داشتهاند.» این بار حاشیهها و بحث مجوز یقه نام آلبوم و شعرهایی از مولانا را گرفت که دست آخر با تغییر نام آلبوم، همه چیز حل و فصل شد.آلبوم ابتدا قرار بود با نام «قمارباز» منتشر شود که برگرفته از این بیت مولاناست: «خُنُک آن قماربازی که بِباخت آنچه بودَش/ بنماند هیچَش الّا هوس قمار دیگر»
هادی حسینی پیشتر درباره این تغییر نام گفته بود: «یکی از ایرادهای اصلی که در شورای موسیقی گرفته شد، اسم آلبوم بود. شعری که گیر دادند همان شعر تِرَک اصلی آلبوم است و اسم آلبوم هم از آن درآمده. بیتی هم که محل ایراد شده یکی از بیتهای اصلی شعر است که اگر حذف شود کل شعر باید حذف شود و آلبوم در کل ماهیت خودش را از دست خواهد داد.» اما در نهایت حسینی 25مهرماه در گفتوگو با «باشگاه خبرنگاران» خبر از رفع مشکلات پیش آمده داد و گفت: «مواردی جزئی برای اصلاحات مطرح شده که باید مرتفع شود تا مجوز شورای موسیقی هم صادر شود. اصلاحات تکنیکال و بسیار جزئی است و بزودی با رفع این موارد، مجوز شورای موسیقی هم صادر میشود. مجوز آلبوم به اسم «بینام» صادر شده و قطعه قمارباز بدون تغییر و سانسور منتشر خواهد شد.»
در حاشیه برگزاری مجموعه نمایشگاههای «رویارویی ۲»لطفاً ساده حرف بزن
زیبا مغربی
منتقد
بزرگی گفته بود که ساده نویسی، دشوارترین کار دنیاست و ما در این دنیای پرآشوب، زبان مادریمان را از یاد بردهایم. کلمهها، واژهها، عبارتها تبدیل شدهاند به چیزهایی که نمیفهمیمشان. مینشینیم پای یک نشست و کلی اطلاعات میگیریم از آدمها، فیلسوفها و بزرگانی که درکی عمیق اما غیرقابل فهم برای بسیاری از ما دارند، مایی که هنوز در الف و ب حرف زدنهایمان ماندهایم. یادمان رفته است چگونه باید حرف بزنیم، آنگاه شعر میگوییم به زبانی ثقیل و نه صقیل. صقیل روان است و ثقیل، سنگین و غیرقابل هضم که گاهی دل دردمان میدهد به هر دو معنای واقعی و استعاری آن.
پای زبان و کیوریتوری چند وقتی است که به داستان آفرینشهای هنری ما باز شده است و من اینجا دارم درباره یک نمایشگاه عکس با نام رویارویی ۲ صحبت میکنم. رویارویی ۲، دغدغه شهر دارد، دغدغه آدمها و فضاها و اشیای آن را دارد. چیزهایی که در آن و با آن زیست میکنند. این روزها رویارویی ۲ برای دومین سال متوالی در ۵ هفته بر دیوار سپید گالری ای جی برپا شده است. ۵ هنرمند و یک کیوریتور که هر کدام تمام تلاششان را در این برهوت آفرینشهای واقعی کردهاند تا اثری متفاوت خلق کنند. سیاوش حمیدی هفته اول از ۱۲ مهر کارهایش را روی دیوار برد با عنوان «حتی مادر هم بچه رحم اجارهایاش را مالک نیست» کارهایش درگیر کارگرانی بود که با حداقل دستمزد در لوکسترین مکانها کار کردهاند و چه سهم اندکی از این همه برجسازی و ثروت اندوزیها داشتهاند. حمیدی، دردهایش را به زیباترین شکلی که میتوانست آورد توی قابهایش و دردهایی را نشان داد که آنها را با وجودش تجربه کرده بود. نمایشگاه دوم کار نازفر فرقانی بود با عنوان «هر چند انتظار تو از پایان کسب رضایتمندی است» او هم در هیأت زنی راهش را باز کرده بود به مکانیکیها و ماشینهایی که تصادف داغانشان کرده بود. کارش شستهرفته، تمیز و به قول خودش پرترهای بود. تصویری از ماشینها و لذتی که ما شاید از انهدام و ویرانی نصیبمان میشود. نمایشگاه سوم را لیلا کیوان به سرانجام رساند. عنوان نمایشگاه این بود «شیوهای هست که بارت را به دوش بکشم» و در آن تمنایی بود برای توهم شادی از رنجهای کارگرانی که در خیابانها با فرمهای بدنی خاصی کار میکردند و او آنها را در حال رقص تصور میکرد و رنج زیستن این قشر را آنچنان زیبا به تصویر کشیده بود که هر بیننده متبحر و غیرمتبحری را میخکوب میکرد. اغراق نیست اگر بگویم تمام سلولهای وجودم از دیدن چنین تناقضی در سطح شهر دچار ارتعاش شد. آنقدر ظریف و زیبا به سراغ این موضوع رفته بود و آن قدر ساده که قلبت را تکان میداد. در کنار همه این نمایشگاهها اما ابعاد دیگری هم حضور داشتند، چیزهایی مثل قراردادهای کارگران، حضور فیزیکی یک ماشین صدمه دیده در تک اتاق مجزای ای جی و در نمایشگاه آخر. تعاملی بین بازدیدکنندگان و گردانندگان نمایشگاه با چند شیء و واژه Aو G که خشمی پنهان از دیوارهای سپید را در خود بازگو میکرد. هنوز دو نمایشگاه دیگر از این مجموعه باقی است که شک ندارم آنها هم به همین اندازه خوب خواهند بود اما مسأله فقط همین نیست.
صحبتهای جنجالی بهروز افخمی در یک برنامه تلویزیونیاز حمله به داریوش ارجمند تا تمجید از نوید محمدزاده
بهروز افخمی صبح روز چهارشنبه 8 آبانماه که در برنامه «سلام صبح به خیر» حاضر شده بود هم به انتقادات چند روز پیش داریوش ارجمند درباره حواشی سریال «میرزا کوچک خان جنگلی» در این برنامه جواب داد و هم درباره بهروز وثوقی و محمدعلی فردین و نوید محمدزاده صحبت کرد.
او در واکنش به صحبتهای ارجمند در خصوص جدایی ناصر تقوایی و جایگزینی افخمی در ابتدا گفت که «بگذارید افسانهای که ناصر تقوایی درباره کوچک جنگلی تعریف میکند، در تاریخ بماند» اما در ادامه با اصرار مجری برنامه چاشنی انتقاداتش را بیشتر کرد و درباره جایگزین شدن علیرضا مجلل به جای داریوش ارجمند گفت «داریوش ارجمند ضعیفکش است و به محض اینکه در موقعیت غیرقابل جانشین قرار بگیرد و بفهمد نمیشود عوضش کرد کارهایی میکند که من تحملش را ندارم. بازیگران دیگر را تحقیر و اذیت میکند و اخلاق خوشی ندارد. چیزهایی که درباره او شنیدهام و آن موقع هم شنیدهام باعث شد نتوانم اعتماد کنم که به او نقش اول را بدهم. او خیلی هم اصرار داشت و نگران بود که سال ها درباره این نقش کار کرده و از او انتظار دارند و در مشهد با این ریش و موی بلند گشته است. ولی من به شوخی به او گفتم ما داشتیم کودتا میکردیم و نمیتوانستیم به تو که رابطهای قدیمی با ناصر تقوایی داشتی، اعتماد کنیم.» افخمی در بخش ابتدایی برنامه که به موضوع هزینههای رایج تولید فیلم در سینمای ایران و سهم بازیگران از این هزینهها اختصاص داشت با اعلام این نکته که تأثیرگذاری برخی بازیگران از کارگردان بیشتر است گفت: «در قبل از انقلاب فردین و بهروز وثوقی همین حالت را داشتند. البته فردین خودش کارگردانی هم میکرده است. وثوقی هم تهیه کننده خلاق بود و در تمام کار مؤثر بود. چنین بازیگرانی در این اندازه حالا نداریم اگر داشتیم به اینکه دستمزدشان اندازه بودجه کل فیلم باشد، میارزید.»
این کارگردان، مرحوم خسرو شکیبایی را از همین دسته بازیگران عنوان کرد و در ادامه از نوید محمدزاده و جواد عزتی در رده بازیگرانی نام برد که حقشان است دستمزد بالایی بگیرند. افخمی این را هم گفت که پول های بادآورده نظام مبتذل سلبریتی بازی را متداول کرده است: «خیلی از بازیگران شبکه نمایش خانگی بازیگر واقعی نیستند و ارزش پولی را که به عنوان سلبریتی خرجشان میشود ندارند اما در شرایط هرکی به هرکی با پول های بادآورده پول میگیرند. این بیلیاقتی فیلمسازان است که باعث شده این اتفاقات بیفتد.»

عکس نوشت
لینا ورتمولر، کارگردان سرشناس ایتالیایی، در 91 ساگی ستاره شماره ۲۶۷۹ را در پیادهرو مشاهیر هالیوود گرفت. این مراسم یک روز پساز اینکه ورتمولر جایزه اسکار افتخاری امسال را در مراسمی رسمی برای یک عمر دستاورد هنری دریافت کرد برگزار شد. او اولین زن کارگردانی است که نامزدی اسکار را کسب کرد و یک صندلی افتخاری «کاپری در مؤسسه جهان» را هم از سال ۱۹۹۵ در اختیار دارد. ورتمولر سال ۱۹۶۲ بهعنوان دستیار فدریکو فلینی برای فیلم «هشت و نیم» استخدام شد و بعدها خودش شروع بهکارگردانی کرد. او نخستین زن کارگردانی بود که فیلمهایش یعنی «اغواگری میمی» و «عشق و آشوب» در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد.
سمپوزیوم بینالمللی مجسمه تهران در آستانه برگزاری ست به حداقلها اکتفا نکنیم
هدایت صحرایی
مجسمه ساز
نهمین سمپوزیوم بینالمللی مجسمه تهران قرار است از 11 آبان ماه تا 4 آذر ماه در منطقه گردشگری عباسآباد با حضور هنرمندان ایرانی و خارجی برگزار شود. همچنین 5 آذرماه هم درمراسم پایانی این رویداد اسامی برگزیدگان اعلام و از آنان تقدیر میشود.
سمپوزیوم مجسمه در ایران جایگاهش با سمپوزیومهای خارجی بسیار متفاوت است. این اتفاق در کشور ما خیلی روال و معمول نیست. در ایران بهترین سمپوزیوم مجسمه همین است که میخواهد 11 آبانماه در تهران برگزار شود. در شهرهای دیگر شاید به تعداد انگشتان دست هم نباشد. سمپوزیوم تهران اما در ایران آنقدر شناخته شده هست که هنرمندان مجسمه ساز هر سال منتظر فراخوان این اتفاق هنری هستند. اما در مقایسه با سمپوزیومهای خارجی واقعاً ایران قابل قیاس نیست. چرا که قدمت سمپوزیومهای خارجی خیلی بیشتر است و سیاستگذاریهایی که برای برگزاری آنها میشود بسیار با ایران متفاوت است. البته با اینکه درایران برای نهمین بار این رویداد هنری برگزار میشود کشور ما موفق عمل کرده است. همین که هر ساله دوستداران آن انتظارش را میکشند یعنی نشانه خوبی است.
آنچه سمپوزیومهای خارجی را با ما متفاوت کرده است، مبلغ جایزه است. مثلاً در کشور چین سمپوزیومهایی برگزار میشود که هنرمند را از نظر مالی بخوبی تأمین میکند. آنقدر مبلغ جایزه بالاست که هنرمندان رقابت زیادی برای حضور در چنین سمپوزیومهایی از خود نشان میدهند.کمترین رقم جایزه آن 60 هزار یوآن معادل 100 میلیون تومان ایران است. اما در ایران ما با این شکل از سمپوزیوم که رقابت در آن بسیار باشد مواجه نیستیم. نهایت رقم جایزه در ایران 20 میلیون تومان است.
با اینکه رقم جایزه در ایران کم است اما از کشورهای دیگر هم در این سمپوزیوم شرکت میکنند. چرا که امکان معاشرت با هنرمندان دیگر برایشان مهیا است. از طرفی برایشان یک جاذبه توریستی، تفریحی هم دارد. من بیشتر کارم را دوست دارم انجام دهم صرفنظر از مبلغ جایزه کارم برایم از اهمیت بالایی برخوردار است.
البته سمپوزیومها با هم متفاوتند.بعضی سمپوزیومهای خارجی مبلغ ورودی به هنرمند نمیدهند در عوض سیاستشان بر این است که کار هنرمند را با مبلغ بالایی بفروشند و 70 تا 80 درصد سود حاصل از فروش اثر را به هنرمند میدهند.
در سمپوزیوم تهران که 5 هنرمند از ایران هستیم و 10 نفر هم از کشورهای دیگر، قرار است به اتفاق سنگهایی که از پیش تعیین شدهاند و اندازه آن را هم به ما گفتهاند در مدت 20 روز در سمپوزیوم بسازیم. کاری فی البداهه که از صفر تا صد آن در این سمپوزیوم انجام میشود و مردم میتوانند از نزدیک شاهد کار دست هنرمندان باشند.کاری که از قبل ماکتش را طراحی و برای سمپوزیوم فرستادیم و انتخاب شدیم. در انتها قرار است که مجسمهها در یک باغ مجسمه که از قبل طراحی شده است در کنار هم قرار بگیرند. چرا که اینها در کنار هم تکمیلکننده هم هستند.

آن خدا خوو کرده
ارمغان بهداروند
نویسنده
شناسنامه شنیداری بختیاری بود که سنگ به سنگ، حال و احوال مردمان زاگرس را به آوا و آواز درمینوشت. خنیاگری شاعر که اندوه و شادمانی ایل را کلمه کلمه زیسته بود و در گرمسیری صدایش، هیچ دلی بلاتکلیف باقی نمیماند. اگر چه آبان به آبان، غیبت «بهمن علاالدین» یادآوری میشود اما بختیاری، گرم از گفتوگوی او با کوه و چشمه و کوچ است که هیچ چیز نمیتواند درههای عمیق دلتنگی را جز سنگریزههای صدای نجیب او پرکند. روزگار ما نه روزگاری است که چادرت را بهار به بهار و پاییز و به پاییز برچینی و بهراه بیفتی و نه گوشه دنجی چنان باقی مانده است که به سایهاش پناه ببری. انسان سرگشتهای که در خویش خلاصه شده است و جز در تنهایی و به تنهایی، ییلاق و قشلاق ندارد، حتماً مفتون ایلیاتی خوانی خواهد شد که از «دَنگ»1 روزگار مینالد و به حسرت از زمانهای یاد میکند که سر به سایه یکدیگر داشتیم و چشم و گوش هم بودیم.
حنجره بهمن، نه دست بر قضا که به رنج و مشقت سرنا و کرنای بختیاری شده است و آن «خدا خوو کرده» با گَردگیری از میراث موسیقایی ایل بختیاری و احیای خردمندانه آواها و آوازهایی که تداعی خاطره جمعی را به دوش داشتند و به نعمت دانش ادبی خویش و اشراف قاطع او بر توانش گویش بختیاری و به گزینی واژگانی، اتفاق آفرین شد. روایات آوازی متمایز علاالدین از کهن آوازهای «برزیگری»، «صیادی» و «گاگریو»2 چنان با جام و جان مخاطب ممزوج میشود که این دست کار نه فقط موجب لذت شنیداری که احیا و ابقای فرهنگ مردمان کوچ نشین بختیاری را رقم میزند. بهمن علاالدین درست در روزگاری در شناسنامه بختیاری ثبت میشود که به قول دیگر نام و نشانِ هم قبیلهاش اردشیر بختیاری: «بختیاری در بیهویتترین شرایط اجتماعی خویش به سر میبرد و هیچ الگویی نداشت. حماسهها به حضیض خاک افتاده بودند و سیاستمدارانِ ناشی، قربانی صداقتِ لُریشان شده بودند و بختیاری در محاق کامل بود و ناگاه ستارهای سر برآورد و با تلألو درخشان صدایش نوری از امید زندگی را در دلها نوید بخشید و چندی در این ظلام درخشید و جست و رفت.»
این سزاواری هر چند دیر و هر چند به تأخیر دیگرخواسته، با انتشار آلبوم «مال کنون»3 که از کیمیای هنر زنده یاد «عطاء جنگوک» جان دوچندانی گرفته بود، اتفاق افتاد. مال کنون قصه غصه همه بختیاریهایی است که خانه هایشان را در کوچ پشت سر میگذارند و غم هایشان جز به ساز و آواز بختیاری ترجمه نمیشود. راز فرهیختگی و سِرّ فرزانگی بهمن علاالدین همین هم جهان شدن با مردمانی است که هر کدام به امیدی، مال کنون کردهاند و خانه و خانواده و خاطره و سنگ مزاری پشت سر گذاشتهاند و به گلایه از کوهساران فاصله، از یکدیگر دریغ شدهاند.
آن «تِشنی طِلا»4 اگر چه سالیانی است که سکوت کرده است اما آبان به آبان، «گِردِواری»5 اوست و مجال مبارکی که نه بختیاری که همه مردمان ایران زمین، بهساز و سخن، میهمان «کوک تارازی» باشند که برای هیچ کس «تیه به ره مَندن»6 را آرزو نکرد و به «تهنایی»7 و به «خین دل»، نغمه خوانِ دردها و درودهای روزگار خویش شد. بماناد نام و نشانش...
1-فریب و نیرنگ. 2-هر سه از آوازهای جمعی بختیاری است. 3-کوچ. 4حنجره طلا. 5- همایش. 6-چشم انتظاری. 7- تنهایی
* عنوان مطلب بهمعنای کسی است که بهخواست خدا عزیز شده است.

#تولد_رند
یگانه خدامی
8/8/98. این تاریخ خاص امروز بهانه تولد نوزادان زیادی شد و بهگفته کسانی که در بیمارستانها کار میکنند پدر و مادرهایی از چند روز قبل مشخص کردند که امروز فرزندشان به دنیا بیاید حتی اگر این تاریخ زودتر از زمان مقرر تولد بود. تاریخ تولد رند پیش از این و در سالهای قبل هم اتفاق افتاده بود و خیلیها هم منتقدش بودند. در رسانهها هم گزارشهایی درباره این مسأله تهیه شده بود اما با وجود همه انتقادها این اتفاق امسال هم افتاد. در اینستاگرام استوریها و پستهای زیادی از این تولدها میدیدیم و حتی بعضی متخصصان زنان و زایمان عکسهایی از نوزادان متولد شده در این روز به اشتراک میگذاشتند. این حال و هوا در توئیتر بشدت با انتقاد روبهرو شد و بسیاری از کاربران توئیتری با هشتگ تولد رند درباره این مینوشتند که این کار به قیمت جان نوزاد تمام میشود و تأثیری در زندگی و آینده او ندارد: «خدا رو شکر دیگه کار نمیکنم! امروز همه شکم خودشونو میدرن و کلی نوزادشون رو ناقص میکنند که تولدش ۸/۸/۹۸ باشه!»، «بعضیها واقعاً یه مشت متوهم ارقام و اعدادن...خب که چی؟»، «من که میگم ثبت احوال یه پولی بگیره تاریخ تولد نوزادانی که 10 روز قبل یا بعد از اون تاریخ رند به دنیا میان رو همون روز بزنه. چون اینا که بیخیال حماقتشون نمیشن باید راه دیگهای رو امتحان کرد»، «توی تاریخای رند شاهد حضور تعداد زیادی از مامانا توی زایشگاهها هستیم که واقعاً تأسفباره. مامان و باباهای عزیز لطفاً با سلامت نوزاد دلبندتون شوآف نکنین...»، «یعنی واقعاً بهخاطر یه تاریخ تولد که رند بشه، سلامتی بچه تون رو بهخطر میندازید»، «انقد همه دارن تلاش میکنن تاریخ تولد بچه شون رند شه بعد واسه برادر من به جای ۵/۵ که به دنیا آمده ۶/۸ گرفتن. خدایا مرسی»، «چقدر امروز قراره بچه به زور به دنیا بیان!»، «حالا واقعاً تاریخ تولد رند چه تأثیری رو زندگی اون بچهای داره که پدر و مادرش همچین آدمایی هستن خدا داند!»، «تا حالا شده به کسی بگید متولد فلان تاریخم و بگه: نچ نچ چ تاریخ تولد زشتی. چرا رُند نیس؟ پس بذارید جنین تو اون شکم بمونه و مغزش کاملاً رشد کنه. با این افکار مسخره، رو یه نسل تأثیر مخرب نذارید. به جاش درست تربیتش کنید.»، «یادش بخیر 10 سال پیش این موقع خیلیا زنبیل گذاشته بودن تو بیمارستانا که تاریخ تولد بچشون رند باشه»، «از شلوغی و صف زایمان امروز بیمارستانها نگم براتون، اونم واسه چی؟ تاریخ تولد رُند بچه. جهالت وارد فازهای جدیدی شده که حتی واسه جاهلان بزرگ تاریخ هم قفل بوده تا الان»، «ای کاش یه تحقیق دانشگاهی انجام میشد و سرانجام اشخاص تاریخ تولد رند را با عدد و ارقام از نظر موفقیت، تأثیر تاریخ تولد در زندگی و... به همگان آشکار میکرد.»

سخن روز
امام على علیه السلام: اَلكَـيِّسُ صَديقُهُ الحَقُّ وَ عَدُوُّهُ الباطِلُ.
انسان زيرك، دوستش حق است و دشمنش باطل.
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص68 ، ح945

علی ربیعی: وضعیت «خانه پدری» را وزارت ارشاد مشخص کند
بهترین راه این است که قضاوت و تصمیمگیری در مورد فیلمها را به نهاد تخصصی خودش یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واگذار کنیم . کیانوش عیاری کارگردان برجستهای است که این مسائل اجتماعی را بیشتر کار میکند. برش زدن به این مسائل و پرداختن به آسیبهای اجتماعی برای حل آن است.
بخشی از حرفهای سخنگوی دولت
در حاشیه جلسه هیأت دولت

میترا حجار: بازیگر نباید خودش را ببیند
کارگردانی یعنی اینکه شما بدانید نخها را چه زمانی بکشید ولی عمل اصلی را عروسکها دارند انجام میدهند. در بازیگری بدترین کار این است که بازیگر به جلوی آینه برود چون شما باید حواستان به درون خودتان باشد. به نظر من آن موقع است که آدم موفق میشود.
بخشی از گفتوگوی این بازیگر با هنرآنلاین
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
تاریخ دقیق انتشار هنوز مشخص نیست
-
لطفاً ساده حرف بزن
-
از حمله به داریوش ارجمند تا تمجید از نوید محمدزاده
-
عکس نوشت
-
به حداقلها اکتفا نکنیم
-
آن خدا خوو کرده
-
#تولد_رند
-
سخن روز
-
علی ربیعی: وضعیت «خانه پدری» را وزارت ارشاد مشخص کند
-
میترا حجار: بازیگر نباید خودش را ببیند
اخبارایران آنلاین




























