ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس اجرایی دولت افغانستان:
رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس اجرایی دولت افغانستان:
امریکاییها هنوز از ضرر وارد کردن به افغانستان دست بر نمیدارند
عبدالله: قدردان حمایتهای ارزشمند ایران و جنابعالی از ملت افغانستان هستیم
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب روز گذشته - سهشنبه - در دیدار آقای «عبدالله عبدالله» رئیس اجرایی دولت افغانستان، مسأله «اتحاد اقوام» در افغانستان را مهمترین راه علاج مشکلات این کشور خواندند و با اشاره به سوابق و ظرفیتهای فراوان همکاری ایران و افغانستان خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران «امنیت، آرامش و پیشرفت افغانستان» را «امنیت و پیشرفت» خود میداند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای با تحسین ابتکار تشکیل دولت وحدت ملی و اظهار امیدواری در خصوص حل مشکلات افغانستان افزودند: انشاءالله دولت وحدت ملی شکل حقیقی و واقعی پیدا کند، زیرا راه علاج مشکلات افغانستان، ایجاد وحدت واقعی در میان اقوام و مسئولان است. رهبر معظم انقلاب با اشاره به سابقه همزیستی مسالمتآمیز شیعه و سنی و اقوام مختلف افغانستان گفتند: ما از قدیم مردم افغانستان را به عنوان مردمی صبور، قانع، سختکوش و دیندار و برخوردار از ذوق ادبی میشناسیم اما اختلافات اقوام و زمینههای دوگانگی، هر ملتی را ضعیف میکند. ایشان با یادآوری حمایتهای ایران از ملت افغانستان از جمله مخالفت منحصر بهفرد جمهوری اسلامی با اشغالگری شوروی و حمایت از مجاهدان افغانستانی، افزودند: جمهوری اسلامی اکنون نیز در کنار افغانستان و میزبان حدود 3 میلیون نفر از اتباع آن است. حضرت آیتالله خامنهای حضور 16 هزار دانشجو و فارغالتحصیل افغانستانی در ایران را فرصتی ارزشمند برای افغانستان برشمردند و خاطرنشان کردند: دولت افغانستان باید با تعیین مشوقهایی، این دانش آموختگان را برای بازگشت و خدمت به کشورشان ترغیب کند.
رهبر معظم انقلاب، با اشاره به ظرفیتها و امکانات فراوان ایران در بخشهای علمی، فنی و اقتصادی و همچنین وجود منابع طبیعی و انسانی غنی در افغانستان افزودند: افزایش سطح همکاریها به نفع هر دو طرف است و باید با صمیمیت و همکاری، برخی اختلافهایی نظیر مسأله آبهای مرزی حل شود. ایشان با انتقاد از سیاست منزوی کردن مجاهدین افغانستان در سالهای گذشته تأکید کردند: منزوی کردن مجاهدین با عناوینی نظیر «جنگسالاران» سیاست غلطی است و در کشوری که در معرض تهاجم نظامی و فتنهای فراگیر قرار دارد خود مردم باید با روحیه مجاهدت آماده دفاع از کشورشان باشند. حضرت آیتالله خامنهای، قدرت نداشتن در دفاع از خود را زمینهساز ورود و دخالت بیگانگان خواندند و افزودند: دیدیم که امریکاییها در افغانستان چقدر انسانها را کشتند و ضررهای زیادی وارد کردند و هنوز نیز دست بر نمیدارند. رهبر معظم انقلاب با تحسین روحیه مقاومت مردم افغانستان در مقابل اشغالگری و تجاوزات «انگلیس، شوروی و در سالهای اخیر امریکا»، گفتند: روحیه مقاومت و دینداری در مردم افغانستان بسیار عمیق و در تاریخ معروف است که هیچ اشغالگری نتوانسته در افغانستان دوام بیاورد.
قدردانی از حمایتهای رهبر معظم انقلاب
در این دیدار که آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری نیز حضور داشت، آقای «عبدالله عبدالله» رئیس اجرایی دولت افغانستان با تشکر از حمایتهای ایران از دولت و ملت افغانستان، گفت: تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان نسخه خوبی بود و از مشکلات زیادی جلوگیری کرد. رئیس اجرایی دولت افغانستان، مشکل اصلی این کشور را ناامنی و وجود گروههای تروریستی خواند و گفت: تلاش میکنیم با توکل به خداوند، وحدت و حمایتهای مردم و همچنین با همکاری و حمایت برادران و دوستان ایرانی که از دوران جهاد و مقاومت تاکنون همچنان ادامه داشته است، مشکلات را رفع و عدالت را در تمام بخشها تأمین کنیم. آقای عبدالله با قدردانی از حمایتهای رهبر معظم انقلاب از ملت افغانستان و همچنین دستور اخیر ایشان برای تحصیل دانشآموزان افغانستانی، افزود: این حمایتهای ارزشمند جایگاه خاص و برجستهای از ایران در میان ملت و دولت افغانستان ایجاد کرده است. وی افزود: زمینههای خوبی برای همکاری ایران و افغانستان وجود دارد که در مذاکرات با مقامهای ایرانی تلاش میکنیم راههای افزایش همکاریها را بررسی و دنبال کنیم.
سخنگوی دولت:
اقدام عربستان به قطع رابطه با ایران، همسویی برخی کشورهای عربی با دولت سعودی و برخورد با عاملان حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد، محور اصلی نشست خبری روز گذشته سخنگوی دولت بود. به گزارش ایرنا، محمدباقر نوبخت با اشاره به سوابق عربستان از جمله قرار گرفتن در کنار دولت سابق و ستمگر عراق و نیز قرار گرفتن در کنار گروههای تکفیری گفت: عربستان در این زمینه به فرجام مناسبی نخواهد رسید.
وی درباره مسأله قطع روابط نیز اظهار کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قدرتهای بزرگ نیز قطع رابطه را تجربه کردند، بنابراین کشور عربستان که سیاست ناپخته و کم تجربگی را دنبال میکند، متضرر خواهد شد، هرچند دولت بزرگ جیبوتی هم به این قطع ارتباط پیوسته است! نوبخت با اشاره به اینکه ایران قطعاً متناسب با اتفاقاتی که پیش میآید در چارچوب قواعد بینالمللی واکنش نشان خواهد داد، افزود: هر کشوری میتواند نسبت به یک رخداد که با کشورش مرتبط باشد یا نباشد، موضعگیری کند ولی ایران سیاست خارجی سنجیدهای دارد، همچنان که در موضوع برجام نیز کارشکنی برخی کشورها به نتیجهای نرسید.
سخنگوی دولت ضمن قدردانی از آزادیخواهان جهان و هموطنان به دلیل واکنش به حرکت ضد انسانی عربستان در اعدام شیخ نمر، تأکید کرد: البته باید نسبت به اقدام نکوهشبار و مشکوک عدهای تردید کنیم. وی با بیان اینکه اتفاقات اخیر نسبت به سفارت عربستان از نظر شرعی قابل توجیه نیست و از نظر قانونی در شأن ملت بزرگوار ایران نیست، اضافه کرد: باید به دقت بررسی شود که چه دستهایی پشت صحنه است که تلاش میکنند این موضوع را تحتالشعاع قرار دهند؛ دستگاه قضایی با قدرت در حال پیگیری موضوع است و با هر کس که عامداً یا غیرعامداً خلافی انجام داده باشد، برخورد میشود. نوبخت ادامه داد: در چنین شرایطی قوای نظامی، انتظامی و امنیتی باید دقت کنند که عدهای بنا بر احساسات و عدهای دیگر که مقاصد آنها معلوم نیست برای کدام دولت است، سوء استفاده نکنند، بویژه در شرایطی که برجام در حال اجراست و در شرایط پساتحریم شاهد سرمایهگذاری در کشور خواهیم بود. به گفته این عضو دولت، ما باید نشان دهیم که ایران دارای مدنیت بوده و هست و توانمندی و امنیت لازم را برای حفاظت و صیانت از سرمایهگذاریها دارد.
خبرنگاری از نوبخت پرسید آیا حمله به سفارت برای دولت پیشبینی شده نبود؟ که وی این طور پاسخ داد: آنچه به دولت ربط پیدا میکند، این است که کانون اعتراضها را پیشبینی کند که این اقدامات انجام و اعلام شد که هرگونه تجمعی باید در میادین فلسطین یا امام حسین(ع) انجام شود. وی با اشاره به اینکه در این زمینه نیز شورای عالی امنیت ملی تصمیمهای لازم را اتخاذ و ابلاغ کرد، خاطرنشان کرد: در اجرای پیشبینیها نیروی پلیس نتوانست مانع اتفاقات شود و دستگاه قضایی در حال پیگیری موضوع است. سخنگوی دولت درباره این اظهار نظر پلیس مبنی بر اینکه «نمیتوانیم مردم را بزنیم»؛ تصریح کرد: کسی از پلیس نخواسته است مردم را بزند، بنابراین پلیس میتواند از ساز و کارهای مختلف برای صیانت از محدودههای تعیین شده استفاده کند. به هر رو، موضوع از طریق دستگاه قضایی در حال پیگیری است تا مشخص شود چه کسانی قصور کردهاند یا از آنان به عنوان ابزار استفاده شده است.
نوبخت درباره اینکه برخی معتقدند مخالفان دولت و عربستان از حمله به سفارت شادمان شدهاند و در بین دستگیر شدگان از کشور عربستان نیز هستند، اظهار کرد: حتی میتوان به آنها اسرائیل را هم اضافه کرد و این موارد نه تنها منافع ملی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه منافع برخی کشورهای متخاصم را هم تحت تأثیر قرار خواهد داد، ضمن اینکه باید اجازه دهیم دستگاه قضایی رسیدگی خود را انجام دهد.
وی یادآور شد: چنین اتفاقاتی نمیتواند موجب تردید سرمایهگذاری در کشور مقتدری همچون جمهوری اسلامی ایران شود و در این دوره تیمهای اقتصادی بیشتری وارد کشور خواهند شد، ولی این اقدامها در شأن ملت بزرگ ایران نیست. وی با اشاره به اینکه ایران کشور بزرگی است و اتفاقاً شاهد استقبال انبوه کشورها برای توسعه روابط هستیم، تأکید کرد: سهم عربستان در تأمین توسعه ملی ما به اندازهای نیست که نگران آن باشیم.
رئیس جمهوری در دیدار وزیر خارجه دانمارک با اشاره به جنایات آل سعود:
روحانی در دیدار وزیر خارجه دانمارک:
عربستان نمیتواند جنایت خود را با قطع رابطه بپوشاند
رئیس جمهوری روز گذشته در دیدار وزیر امورخارجه دانمارک، قطع رابطه با ایران از سوی عربستان را تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر این جنایت دانست. وزیر امور خارجه دانمارک نیز با اشاره به اعدام شیخ نمر، تصریح کرد که دانمارک، نخستین کشوری بود که این اقدام را محکوم کرد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری، حجتالاسلام حسن روحانی، با اشاره به اعدام شیخ نمر؛ رهبر شیعیان عربستان به دلیل انتقاد از دولت ریاض، اظهارکرد: پاسخ انتقاد نباید سربریدن باشد و امیدواریم کشورهای اروپایی که همواره به مسأله حقوق بشر واکنش نشان میدهند در این زمینه هم به وظایف حقوق بشری خود عمل کنند. وی با تأکید بر اراده جمهوری اسلامی ایران برای روابط خوب با همسایگان، گفت: طبیعی است که جنایت علیه حقوق اسلامی و انسانی، عکسالعمل افکار عمومی را در پی خواهد داشت. رئیس جمهوری خاطرنشان کرد: البته دولت عربستان برای اینکه بر جنایتش نسبت به سربریدن یک رهبر دینی در کشور خود سرپوش بگذارد، دست به اقدام عجیبی زده و رابطه سیاسی خود را با جمهوری اسلامی ایران قطع کرده است در حالی که بیتردید هیچگاه این گونه اقدامات نمیتواند آن جنایت بزرگ را بپوشاند.
روحانی تصریح کرد: ایران بهترین راه حل برای رفع اختلاف بین کشورها را مذاکره و دیپلماسی میداند و شرایط امروز منطقه به گونهای است که همه کشورها باید برای مبارزه با تروریسم با یکدیگر همکاری و رایزنی داشته باشند و معتقدیم کشورهای منطقه با اتحاد میتوانند منطقه را از خطرات تروریسم پاکسازی کنند. وی، مبارزه با تروریسم را یکی از محورهای همکاری بین ایران و کشورهای عضو اتحادیه اروپایی دانست و گفت: تهران آمادگی دارد برای مبارزه با تروریسم با دیگر کشورها و از جمله کشورهای اتحادیه اروپا، همکاری داشته باشد. رئیس جمهوری همچنین در ادامه با اشاره به برخی اقدامات ضروری برای ریشهکنی تروریسم، اظهار کرد: در مبارزه با تروریسم اول باید کشورهایی که به هر نحو به تروریستها کمک میکنند تحت فشار قرار بگیرند. مخفی نیست که چه کشورهایی به گروههای تروریستی کمکهای مالی میکنند، چه کسانی از تروریستها نفت میخرند و چه کشورهایی سلاح و تجهیزات در اختیار آنها قرار میدهند یا مرزهای خود را برای عبور و مرور تروریستها از گوشه و کنار جهان باز گذاشتهاند.
روحانی تصریح کرد: مسأله دیگر در مبارزه با تروریسم این است که باید در این موضوع کاملاً جدیت داشته و از همه امکانات تبلیغاتی، اطلاعاتی و عملیاتی خود علیه تروریستها استفاده کنیم. رئیس جمهوری اضافه کرد: تفاوتی وجود ندارد که فردی که مورد تهاجم تروریستها قرار گرفته دارای چه ملیت، دین و مذهبی است، لذا مهم است که موضعگیری واحدی نسبت به همه انسانهایی که بیگناه کشته میشوند، اتخاذ شود. روحانی همچنین کمک به آوارگان را مورد تأکید قرار داد و گفت: جمهوری اسلامی ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین پناهنده و آواره را پذیرایی میکند. رئیس جمهوری در بخش دیگری از این دیدار، با بیان اینکه رویکرد دولت جمهوری اسلامی ایران در روابط بینالمللی، رویکردی تعاملی و بر پایه برد – برد است، گفت: اراده تهران توسعه روابط با کشورهای شمال اروپا و بویژه دانمارک است. وی، هیأت اقتصادی همراه وزیر خارجه دانمارک را نشانه اراده جدی کپنهاگ برای توسعه روابط اقتصادی و فرهنگی با ایران دانست و افزود: از طرف دولت ایران نیز برای توسعه روابط با کشورهای شمال اروپا از جمله دانمارک اراده جدی وجود دارد. «کریستین ینسن» وزیر امور خارجه دانمارک نیز در این دیدار، با بیان اینکه دانمارک اهمیت زیادی به توسعه روابط با ایران قایل است اظهار کرد: کپنهاگ از تحولات جدیدی که در برنامههای اقتصادی دولت ایران به منظور تسهیل همکاریهای اقتصادی ایجاد شده، استقبال میکند.
وی خاطرنشان کرد: هیأت تجاری همراه من بسیار مشتاق هستند که همکاریهای مشترک اقتصادی خود را با طرف ایرانی هر چه زودتر آغاز کنند و به آنها تأکید شده که صرفاً نگاه تجاری به ایران نداشته و باید در زمینه انتقال تکنولوژی و سرمایهگذاری مشترک نیز فعالیت داشته باشند. ینسن تصریح کرد: تروریسم خوب وجود ندارد. اسلام مساوی تروریسم نیست و کاملاً با آن مخالف است.

اول دفتـــر
از نسل طلایی روزنامه نگاران وطن دوست
محمد نوری
پای خاطرات نسل اول خبرگزاری و رادیو که بنشینی، همواره سخن از مردی به میان میآید با مشخصه صدای پرطنین، بلندقامت، برخوردار از قلم نافذ و منضبط و سختگیر در مناسبات شخصی و سازمانی.
صبح سهشنبه پانزدهم دیماه، لحظه تلخ جدایی با این مرد اسطورهای بود. رفتن ابوالقاسم وطندوست، مردی که رهتوشهاش، نیم قرن تجربه گرانسنگ خبرنگاری بود، بسی مایه خسران و حسرت است؛ حسرت از دست دادن کسی که در صدای رسا و نگاه عمیقش، دوره پرشکوه روزنامهنگاری را تجسم میکرد. وطندوست به حلقه پیشکسوتان و بزرگان رسانه تعلق داشت، بازماندهای از نسلی که حضورشان دلیل قاطع بر استعدادها و افقهای روزنامهنگاری در ایران زمین است. یکایک خانواده خبر که رد فعالیت حرفهای او از دفتر ایرنا در نیویورک تا ایستگاه رادیو در میدان ارگ را پی گرفتهاند، امروز دلتنگ حضور کسی خواهند بود که نماد ایرانی پرغرور و متعصب در مشق روزنامهنگاری بود.
وطندوست در 7 دهه حیات پربارش اغلب رشتهها و شاخههای کار رسانه را درنوردید. روزی در نقش گزارشگر و خبرنگار، زمانی در جایگاه گوینده و نویسنده رادیو، برههای در مقام مدیر حوزه استانهای خبرگزاری و دورهای دیگر در صف مدیران ارشد روزنامه ایران و سیاستگذار مطبوعات. از این رو شخصیت حرفهای او دربرگیرنده همه وجوه روزنامهنگاری بود، از ادیتوری و سردبیری تا برنامهنویسی و سیاستگذاری. در پیمودن این راه دراز او سختیها و مرارتهای بسیار به جان خرید، بارها دست تقدیر و تلاطم روزگار او را تا مرز خانهنشینی سوق داد اما اراده استوارش برای ماندن در خانواده رسانه، تسلیم و تابع تمنیات دنیوی نشد. با وجود همه ارتباطها و اعتبارش قید منصب و مقام را زد به همان صورت که درخواستها و دعوتها از آن سوی آبها را نادیده گرفت.
اکنون ما ماندهایم و میراث مردی که در حرفه خبری و خبرگزاری منحصر بهفرد بود. او تا وقتی در قید حیات بود، خواسته همکارانش برای کتابت و نشر خاطراتش را قبول نکرد اما خوشبختانه تجربه و اندوخته گران او در ذهن و ضمیر شاگردانش جاری است. مدرسه روزنامهنگاری وطندوست حرفهای بسیار برای گفتن دارد و فرض است که همراهان و همقطارانش برای نقل و انتقال آن به نسل امروز بکوشند و صفحات دفتر تاریخ روزنامهنگاری را به اندیشههای او زینت بخشند با همین امید و تمنا، نظری به اجمال بر اجزای شخصیت او افکندهایم:
1- وطندوست به نسل دانشآموختگانی تعلق داشت که میل و انگیزه «آموختن» آنها را به کانونهای مهم دانشگاهی کشانده بود. او در دهه 40 در جرگه استعدادهای برتر آن روز جواز ورود به دانشگاه تهران را میگیرد و پای درس جامعهشناسی که آن روز جزو رشتههای محبوب محصلان ایرانی بود، مینشیند. شاکله شخصیت وطندوست در فضای آن روز و در کلاس استادان نامداری مثل امیرحسین آریانپور (جامعهشناس)، لطفعلی صورتگر (زبانشناس) و بالاتر از همه غلامحسین صدیقی (پایه گذار جامعه شناسی در ایران و وزیر کابینه مصدق) شکل گرفته بود. داشتن حافظه نیرومند به شاگرد آن روز دانشگاه تهران این امکان را داده بود تا درسها و آموختههای بزرگان جامعهشناسی را با تکنیکها و مهارتهای نویسندگی بزرگان شعر و ادبیات همچون تورج فرازمند، تلفیق کند. خصلتهای حرفهای وطندوست در کوران تجربه و تلمذ آن استادان شکل گرفته بود مثل وفاداری به نثر و نگارش فارسی، انضباط و قانونمندی در رسانه و همین طور سماجت در کشف واقعیات.
2- با آنکه روزنامهنگاری حرفه اول و آخر او بود، اما روزهای بسیار را به آموزش و تعلیمدهی گذراند. برای نسل گذشته ایرنا او پیش از آنکه یک مدیر و سردبیر باشد، یک معلم بود. هنوز طرحهای موسوم به «ارتقای علمی کارکنان» نظام اداری کشور راه نیفتاده بود که او دورههای work shop برای خبرنگاران علاقهمند برپا کرد. حتی در سنین کهنسالی که روزگار، رمق را از جسم و جان او گرفت، از آموختن و یاددادن دریغ نمیکرد. به رسم معلمان شیفته تعلیم، حتی سالهای بازنشستگی، به دعوت مدیران ایرنا برای آموزش و تعلیم «نه» نگفت. باری، وطندوست دستکم در خاطره دو نسل از خبرنگاران، آموزگاری فراموش نشدنی است، معلمی که با هیبت احترامبرانگیز و صدای رسا هیچ پرسشی را بی پاسخ نمیگذاشت، احاطهاش به حوزهها و علوم مختلف باعث میشد حتی در ایام کهولت و خانهنشینی محل رجوع انبوه نویسندگان و گزارشگران شود.
3- اگر کسی از او درباره علایق و مطلوبهایش میپرسید، در کمال ناباوری میشنید روزنامه، رادیو و کتاب، این ها عشق های سهگانه زندگی او بودند؛ فضایلی که برای یک مرد رسانهای شایسته و بایسته است. دوستان سالهای دور و نزدیکش خواهند گفت که لذت پیرمرد از خواندن و نوشتن غیر قابل وصف بود. هر روز صبح را با خواندن روزنامه آغاز میکرد و با گوش دادن به رادیو و مطالعه کتابهای تازه به شام می رساند. حتی در روزهای پررنج بیماری و بستری بودن، از خواندن و شنیدن دست برنداشت.
4- از سکون و رکود در روزنامهنگاری رنج میبرد. ترجیعبند گفتار او در همه محافل و مجالس، تعلیم و تربیت نیروهای حرفهای برای رسانه بود و دلواپسی، او بازماندن رسانههای ایران از قافله رسانههای مدرن بود. تسلط او بر زبان انگلیسی در کنار تجربه دوران خبرنگاری در نیویورک دست به دست هم داده بود تا او دائم فاصله سطح و کلاس روزنامهنگاری ایران با آن سوی آبها را بکاود. از سوی دیگر او تاریخ 170 ساله روزنامهنگاری در ایران را با همه فراز و فرودهایش بازگو میکرد و در این نگاه واگویهاش این بود که مبادا شأن روزنامه و روزنامهنگاری در ایران تنزل یابد. او خبرنگاری و اطلاعرسانی را شریفترین حرفه میشناخت و از این رو، هیچ گاه مشکلات و موانع موجود بر سر راه اهل رسانه مانع از این نشد که او از اصول و استانداردهای روزنامهنگاری تنزل کند. روا نمیدید ساحت این حرفه به غبار تمنیات امروز آلوده شود. رابطه و رفاقت در قاموس حرفه ای او راه نداشت؛ میگفت هر کسی را به سرای اهل قلم راه نیست. این شعار زیبا و نانوشته بر سر دفتر وطن دوست در همه ایامی بود که در کرسی کشف و جذب استعدادهای خبرنگاری مینشست.
اکنون آن صدای متین و مردانه از نفس افتاده است و آن قامت رسا و استوار خرقه خاکی را زمین گذاشته است. آنچه اما هنوز در خیال و خاطره اهالی خبر زنده است میراث یک روزنامه نگار آگاه، مسئول و منضبط است.
جشن زادروز هنرمندان پیشکسوت متولد پاییز و دی، عصر سهشنبه برگزار شد
مریم رضازاده
مراسم تجلیل از هنرمندان پیشکسوت متولد پاییز و دی ماه، روز گذشته در «باغ زیبا» ازسوی مؤسسه هنرمندان پیشکسوت برگزار شد.
به گزارش «ایران»، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم گفت: مجموعه دوستان ما در مؤسسه تلاششان این است تا هنرمندانی را که سالها برای کشور زحمت کشیدند مورد حمایت قرار دهند و رضایت آنها را جلب کنند.
«علی مرادخانی» با اشاره به اینکه حضور شما هنرمندان پیشکسوت باعث دلگرمی جوانها خواهد بود، ادامه داد: امیدوارم خداوند توفیق بدهد و سال آینده به لحاظ مالی دستمان بازتر شود تا بتوانیم شرایط بهتری را برای شما عزیزان فراهم کنیم.
همچنین در این مراسم «یوناتن بت کلیا» نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی گفت: من به غیر از اینکه نماینده آشوریان در مجلس هستم، خوشحالم که توانستم اتحادیه جهانی آشوریان را پس از ۳۷ سال از امریکا به کشور عزیزمان برگردانم. حالا 6 سال است که این اتحادیه در ایران فعالیت می کند.
وی افزود: ما ایران را دوست داریم. نزدیک به 1400 سال است که در کنار خواهران و برادران مسلمان خود در ایران زندگی می کنیم. ما وارث عهدنامه ای بین امام علی(ع) و اجداد و رهبران دینی مان هستیم.این عهدنامه که در موزه چهلستون اصفهان نگهداری می شود، یکی از بزرگترین افتخارات ماست.
تقدیر از یوناتن بت کلیا نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی که از این مؤسسه حمایت کرده است و یادبود انوشیروان ارجمند با حضور دخترش بهار ارجمند از دیگر بخشهای این مراسم بود. جمشید مشایخی، داریوش اسدزاده، اکبر آزاد، علی اکبر شعبانخانی، سید حسن ارژنگ نژاد، رضا ناجی، ناصر چشمآذر، مریم معترف، ضیاءالدین خطیر، یوسف صدیق، ایرج یکه زارع، سید جعفر کشفی، داوود فرشباف، اکبرپور سیاه اسطلخی، محمد اسماعیل فضل فرهادی، سید علی محمد صنعتی، اسماعیل آذر، شمسی فضل اللهی، رضا حیدری، منصور خلج، فضلالله توکل، مهدی آذرسینا، میلاد کیایی، محمدجلیل رسولی، داوود یاسری، نصرالله مدقالچی، رحمت افشار، محمد صیادصبور، محمد مقدسی، حسن دادشکر، علی پویان، محمد ابراهیم حقیقی، یدالله وفاداری، اسماعیل خلج و... از جمله هنرمندانی بودند که در پاییز و دی ماه متولد شدند و مورد قدردانی قرار گرفتند.
پیشکستوتان چه گفتند
«جمشید مشایخی» بازیگر مطرح تئاتر، سینما و تلویزیون در حاشیه این مراسم به «ایران» گفت: تمام فکر و ذکر دستاندرکاران مؤسسه این است که هنرمندان پیشکسوت آرامش فکری داشته باشند و با هم ملاقات کنند. کار مهم مؤسسه دور هم جمع کردن هنرمندان است تا آنها از حال و روز هم با خبر بشوند. این باعث امیدواری میشود که بدانند عدهای به فکرشان هستند و از خاطرهها محو نشدهاند و حضورشان احساس میشود.
وی افزود: با برگزاری چنین برنامه هایی هنرمندان جوان هم متوجه میشوند که اگر روزی پیر شدند و توان کار کردن نداشتند اما همچنان احترام ویژهای برایشان قائل میشوند.
«محمود عزیزی» بازیگر پیشکسوت نیز گفت: هنرمندان در دل مردم جای دارند و همین بزرگترین ثروت آنهاست اما وقتی سنشان بالا میرود، چندان از حضور و دانش و دانایی آنها نمیشود استفاده کرد. یکی از اهداف مؤسسه ایجاد شرایط مطلوب برای هنرمندان پیشکسوت است. اینکه هم جایی باشد که بتوانند با هم دیدار تازه کنند و هم تلنگری است که مسئولان این ثروت معنوی را فراموش نکنند. لازم است تا گاهی شرایط مفرحی برای آنها ایجاد شود.
وی افزود: مؤسسه هنرمندان پیشکسوت سومین سالگرد تأسیسش را اخیراً در کیش جشن گرفت و مؤسسه نوپایی است و البته توجه برخی مسئولان را جلب کرده است. خوشبختانه آقای نوبخت به مؤسسه لطف و محبت دارند اما امیدوارم دولت توجه بیشتری به مؤسسه داشته باشد. آرزویم این است هیأت دولت مصوبهای داشته باشد تا ردیف بودجه ویژهای برای مؤسسه در نظر گرفته شود.
«داریوش اسدزاده» هنرمند پیشکسوت نیز گفت: تشکیلاتی به نام مؤسسه هنرمندان پیشکسوت تأسیس شده که مدیرش آقای عظیمی است. این مرد عاشق است و عاشقانه کار میکند اما به نظرم لازم است وزارت ارشاد بیشتر کمک کند و تسهیلات بیشتری را در اختیار مؤسسه بگذارد تا بتوانیم این تشکیلات را توسعه بدهیم. خوشحالی بسیاری از این هنرمندان پیشکسوت این است که گاهی دور هم جمع شوند و این دور هم جمع شدن امروز بسیار خوب بود.

روز گذشته در قم برگزار شد
آزمون اجتهاد در غیاب نامزدهای سرشناس
سخنگوی شورای نگهبان امکان احراز صلاحیت علمی کسانی که در آزمون شرکت نکردند، وجود ندارد
در حاشیه
اغلب ناظران و مجریان برگزارکننده آزمون از اقوام و آشنایان آیتالله مؤمن و آیتالله شب زندهدار بودند. علی مؤمن، فرزند آیتالله مؤمن از مجریان ارشد آزمون بود که خود نیز از استان مرکزی کاندیدای انتخابات خبرگان شده است. او برخی تذکرات مربوط به آزمون را اعلام میکرد. فرزند و داماد آیتالله شب زندهدار نیز از مجریان بودند.
ائمه جمعه حضور پررنگی در میان داوطلبان داشتند.
ساعت 11 سید محمدرضا مدرسی، از فقهای شورای نگهبان از محل آزمون بازدید کرد و نزدیک اذان ظهر مهدی شب زندهدار، دیگر فقیه شورای نگهبان در محل آزمون حضور یافت.
6 زن در آزمون دیروز شرکت کردند. سمیه طهماسبی مسئول شاخه زنان حزب اعتماد ملی هم جزو بانوان شرکت کننده در این آزمون بود.
آزمون شامل سؤالاتی پیرامون اصول فقه، کفایه، مکاسب و دیگر ابواب فقه بود و 2 الی 3 سؤال اجتهادی داشت.
محمدناصر سقای بیریا، سخنگوی پایداری هم در آزمون خبرگان شرکت کرد و درباره حضور دبیرکل تشکل متبوعش در آزمون علمی خبرگان گفت: آقای آقاتهرانی دوشنبه شب گفته بود که برای شرکت در امتحان به قم میآید اما بنده وی را ندیدم.
قبول شدگان در آزمون کتبی اجتهاد باید آزمون شفاهی نیز بدهند.
آزمون کتبی «اجتهاد» هم برگزار شد، اما باز معلوم نشد شورای نگهبان بررسی صلاحیت علمی سید حسن خمینی و شماری از روحانیون سرشناس را چگونه احراز خواهد کرد. روز گذشته خبرنگارانی که مقابل در ورودی دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری در قم ایستاده بودند، از شرکت کنندگان در آزمون شورای نگهبان، سراغ داوطلبان صاحبنام انتخابات مجلس خبرگان رهبری از جمله سیدحسن خمینی، آیتالله امینی، سعیدی، موسوی بجنوردی، رسول منتجبنیا، سروش محلاتی، مصطفی پورمحمدی و مرتضی آقاتهرانی را میگرفتند؛ همزمان خبرگزاریها برای یافتن پاسخ این سؤال که آیا نوه بنیانگذار انقلاب برای شرکت در آزمون دعوت شده است یا نه، به سراغ نزدیکان بیت امام(ره)، سخنگو و اعضای شورای نگهبان رفتند اما جوابهای متناقض، نحوه بررسی صلاحیت علمی نوه امام(ره) را بیش از پیش مبهم کرد؛ چرا که از یکسو سید علی خمینی نوه امام(ره) به صراحت اعلام کرد برای برادرش پیام یا «پیامک» شورای نگهبان برای شرکت در آزمون اجتهاد نیامده است و همزمان سخنگوی شورای نگهبان بدون نام آوردن از کسی، تأکید کرد برای همه داوطلبان به استثنای سه دستهای که در اطلاعیه شورای نگهبان آمده بود، «پیامک دعوت» ارسال شده است. نجاتالله ابراهیمیان با بیان اینکه «مراد از دعوت، در درجه اول انتشار اطلاعیه شورای نگهبان است»، به فارس گفت: کسانی که در آزمون خبرگان شرکت نکنند، از ادامه مسیر انتخابات باز خواهند ماند.
اشاره ابراهیمیان به اطلاعیهای بود که هفته گذشته از سوی شورای نگهبان صادر و در آن تأکید شده بود به غیر از اعضای فعلی مجلس خبرگان رهبری همچنین داوطلبانی که قبلاً آزمون اجتهاد دادهاند، بقیه نامزدها برای احراز صلاحیت علمیشان باید در امتحان کتبی شورای نگهبان - که 15 دی ماه برگزار میشود - شرکت کنند. براساس این اطلاعیه، سید حسن خمینی، موسوی بجنوردی، آیتالله امینی، آیتالله امجد، سروش محلاتی، رسول منتجبنیا و مصطفی پورمحمدی باید در آزمون اجتهاد شرکت میکردند، چرا که این داوطلبان نه عضو «فعلی» مجلس خبرگان رهبری بودند و نه پیشتر امتحان داده بودند. بعد از طرح برخی اشکالات به اطلاعیه شورای نگهبان، سخنگوی این نهاد در گفتوگو با «جماران»، اعلام کرد چون اجتهاد آیتالله امینی عضو پیشین مجلس خبرگان یک بار از سوی شورای نگهبان احراز شده، وی نباید آزمون بدهد. اما نه تنها آیتالله امینی، بلکه دیگر روحانیون شناخته شده نیز بر سر جلسه حاضر نشدند.
چالش «پیامکی»
اگر چه تبصرهای که برای آیتالله امینی لحاظ شد برخلاف اطلاعیه شورای نگهبان بود، اما سخنگوی این تشکل روز گذشته این اطلاعیه را مصداق «دعوت» داوطلبان برای حضور در آزمون کتبی اجتهاد ارزیابی کرد و با بیان اینکه «پس از صدور اطلاعیه، برای اطلاع بیشتر و محکمکاری، پیامکی هم به داوطلبان داده شده است» گفت: اگر کسی ادعا کرده است که برای شرکت در آزمون استثنا شده، این موضوع برعهده خودش است؛ زیرا ما طبق قانون نمیتوانیم استثنایی قائل شویم.
سخنگوی شورای نگهبان در آخرین اظهار نظر دیروز گفت: هر کدام از داوطلبانی که در آزمون علمی مجلس خبرگان رهبری شرکت نکردند، امکان احراز شرط علمی آنها وجود نخواهد داشت و فقهای محترم این شورا در این شرایط نمیتوانند شرط علمی این داوطلب را تأیید کنند.
اظهارات ابراهیمیان در شرایطی مطرح شد که شماری از نزدیکان به داوطلبان سرشناس خبرگان، ارسال پیامک دعوت را تکذیب کردند.
تکذیب شایعه انصراف سید حسن خمینی
چالش رسانهای بر سر دعوت شدن یا نشدن سید حسن خمینی و شماری از روحانیون صاحبنام بعد از ظهر دیروز به شایعه «انصراف سید حسن خمینی از کاندیداتوری» ختم شد. شایعهای که البته بلافاصله تکذیب شد. یک منبع نزدیک به بیت امام خمینی(ره) در این باره به ایرنا گفت: سید حسن خمینی از داوطلبی در انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری انصراف نداده است. وی با تکرار سخنان سید علی خمینی ادامه داد: سید حسن خمینی در زمان برگزاری آزمون علمی داوطلبان انتخابات مجلس خبرگان رهبری سر کلاس درس و مشغول تدریس بوده است.
غیبت 140 داوطلب
علاوه بر روحانیون نام آشنا، قریب 140 داوطلب مجلس خبرگان رهبری دیروز بر سر جلسه امتحان حاضر نشدند. به گفته سیامک رهپیک عضو شورای نگهبان، این نهاد از 540 داوطلب برای شرکت در آزمون دعوت کرده بود اما دیروز قریب 400 نفر در آزمون اجتهاد شرکت کردند. هرچند ابتدا برخی منابع غیررسمی از برگزاری امتحان مجدد برای غایبان خبر دادند، اما سخنگوی شورای نگهبان تأکید کرد: فعلاً بحث برگزاری آزمون جایگزین مطرح نیست.
گفتوگو با دکتر علی نوذرپور
حمیده امینی فرد
نیم نگاه
دولت از سال 76 تا پایان سال 93، 58 هزار و 449 میلیارد و 97 میلیون ریال بابت مترو (قطارهای شهری) به شهرداریهای سراسر کشور پرداخت کرده است.
دولت در برخی شهرها همچون قم و اهواز که شهرداریها توان مالی کمتری دارند، بیش از سهم 50 درصدی خود را پرداخته است.
تهران فقط 15 درصد جمعیت شهرهای کشور را در خود جای داده، با وجود این سهم تهران از مجموع بودجه شهرداریهای کشور 43 درصد بوده است.
رقم بدهی دولتها به شهرداریهای سراسر کشور از گذشته تا به امروز، معادل 2 هزار میلیارد تومان برآورد شده که تاکنون فقط در سال 87، حدود 80 میلیارد تومان آن پرداخت شده است.
دولت از سال 76 تا پایان سال 93، 58 هزار و 449 میلیارد و 97 میلیون ریال بابت مترو (قطارهای شهری) به شهرداریهای سراسر کشور پرداخت کرده است، در این میان سهم پرداختی شهرداریها معادل 53 هزار و 509 میلیارد و 68 میلیون ریال بوده است که نشان میدهد دولت در مجموع بیش از سهم 50 درصدی خود به متروی 9 شهر تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز، کرج، اهواز، قم، کرمانشاه و خطهای حمل و نقل حومهای مثل تهران-پرند کمک کرده است.
این درحالی است که محمد باقر قالیباف شهردار تهران بارها با متهم کردن دولت، گفته بود که شهرداری تهران بیش از 93درصد بودجه مترو تهران را پرداخت کرده و دولت در این زمینه سهم کمتر از 7 درصد داشته است. معاون امور شهرداریهای سازمان دهیاریها وشهرداریهای کشور با بیان اینکه دولت طی این 17 سال، حدود 15 هزار میلیارد ریال و در 9 ماهه امسال هم 475 میلیارد ریال به متروی تهران پرداخت کرده است، به «ایران» گفت: البته شهرداری تهران تا سال گذشته، بیش از 30 هزار میلیارد ریال پرداخت کرده است که کسی منکر آن نیست، اما دولت در برخی شهرها همچون قم و اهواز که شهرداریها توان مالی کمتری دارند، بیش از سهم 50 درصدی خودرا پرداخته است، برای مثال شهرداری اهواز تاکنون فقط 10 درصد سهم خود یعنی 835 میلیارد ریال پرداخته، اما دولت 4 هزار و 785 میلیارد ریال به قطار شهری اهواز کمک کرده است یا در مشهد این سهم 50 -50 بوده است.
ë ایران، فقط تهران نیست
به گفته وی، دولت به تناسب میزان درآمد شهرداریها، این هزینه را تخصیص داده است.
وی با بیان اینکه تهران فقط 15 درصد جمعیت شهرهای کشور را در خود جای داده، تأکید کرد: با این حال سهم تهران از مجموع بودجه شهرداریهای کشور 43 درصد بوده و این درحالی است که شهرهای متوسط یعنی شهرهای بالای 50 هزار تا 200 هزار نفر با 22 درصد جمعیت کل کشور، 9 درصد بودجه را به خود اختصاص دادهاند.
علی نوذرپور، همچنین با تأکید بر اینکه رقم بدهی دولتها به شهرداریهای سراسر کشور از گذشته تا به امروز، معادل 2 هزار میلیارد تومان برآورد شده که تاکنون فقط در سال 87، حدود 80 میلیارد تومان آن پرداخت شده است، با رد ادعای مقامهای شهرداری و همچنین رئیس شورای شهر تهران که اخیراً رقم بدهی دولت به کلانشهر تهران را بیش از 2 هزار میلیارد تومان اعلام کرده بود، گفت: براساس قانون رفع موانع تولید، سازمان شهرداریهای سراسر کشور در سال 94 مکلف شد به نیابت از شهرداریها، با توجه به اسناد موجود، میزان بدهی دولت را از وزارت دارایی گرفته و احصا کند که در مجموع رقم 2 هزار میلیارد تومان نه فقط برای تهران که برای همه شهرداریهای کشور نهایی شد. او ادامه داد: البته دولت با توجه بهبند ج تبصره 7 قانون بودجه سال 93 هم اعلام کرده بود که رقم مطالبات را درصورتیکه سازمان حسابرسی آنها را تأیید کند، پرداخت میکند، براین اساس سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور با سازمان حسابرسی قرارداد بست و 4 استان کردستان، البرز، اصفهان و تهران هم حسابرسی شدند که در نهایت رقم بدهی دولت تا پایان سال 92 به شهرداریهای یاد شده، 280 میلیارد تومان اعلام شد و به تأیید سازمان حسابرسی هم رسید. البته این رقم هنوز از سوی دولت پرداخت نشده است.
ë بودجه ای که شهرداری می خواهد تأیید شده نیست
وی بار دیگر با تأکید بر اینکه رقم بدهی ای که از سوی شهرداری تهران اعلام شده، رقم درستی نیست، گفت: در قانون توسعه حمل و نقل عمومی و مصرف سوخت مصوب مجلس شورای اسلامی، درحالی دولت باید سالانه مبلغ 4 هزار میلیارد تومان به حمل و نقل عمومی بپردازد که این اعتبار در بودجه سنواتی بسیار پایینتر از این رقم دیده شده و همان هم تخصیص نیافته است، پس چطور میتوان برای مبلغی که هنوز تخصیص نیافته، برنامه چید و آن را به حساب بدهیهای دولت گذاشت؟! متأسفانه شهرداری تهران این رقم را هر سال به عنوان بدهی دولت به خود محسوب میکند. اما دولت درصورتی میتواند این رقم را تخصیص دهد که اولاً در قوانین بودجهای کشور به تأیید مجلس برسد و سپس بسته به اوضاع اقتصادی کشور تخصیص یابد. حتی در زمان دولت قبل هم این منابع محقق نشده بود.
نوذرپور با بیان اینکه دولت هماکنون از محل ردیفهای مندرج بودجههای سنواتی کشور و عوایدی که از محل قانون مالیات بر ارزش افزوده به دست میآید، 26 درصد از کل بودجه شهرداریهای کشور را تأمین میکند، گفت: دریافتی شهرداری تهران از مجموع عواید قانون مالیات بر ارزش افزوده از سال 90 تا 94، تقریباً 21 درصد رشد داشته، اما در سایر کلانشهرها از 7 درصد به 9 درصد رسیده است.
وی با بیان اینکه دولت از محل قانون مالیات بر ارزش افزوده فقط در سال 93، حدود 30 هزار میلیارد ریال به شهرداری تهران کمک کرده است، تأکید کرد: اگرچه دولت محل هزینه کرد این مبلغ را تعیین نکرده، اما شهرداری تهران میتوانست با این مبلغ 6 هزار دستگاه اتوبوس خریداری کرده و به ناوگان حمل و نقل عمومی تزریق کند. با این حال ما حرف آنها راکه میگویند دولت در این دو سال برای خرید اتوبوس هیچ هزینهای پرداخت نکرده، رد نمیکنیم. وی با تأکید بر اینکه 36 درصد از مجموع عواید سالانه قانون مالیات بر ارزش افزوده به شهرداری تهران اختصاص دارد، گفت: سایر کلانشهرها دراین زمینه-به طور میانگین- فقط 16 درصد سهم دارند.
ë یارانه بلیت اتوبوس و مترو
نوذرپور درباره خروج تاکسیهای فرسوده در شهرهای سراسر کشور که نگرانیهای زیادی برای آلودگی هوای شهرهاایجاد کرده به ارائه تسهیلات مورد نیاز دولت تا سقف 90 هزار دستگاه تاکسی اشاره کرد و گفت: دولت از زمستان امسال تا زمستان سال آینده، تسهیلات مورد نیاز برای جایگزینی 90 هزار دستگاه تاکسی را در اختیار متقاضیان قرار میدهد.
وی همچنین درباره جرایم راهنمایی و رانندگی که به گفته شهردار تهران تاکنون مبلغی از آن به حساب شهرداری واریز نشده، گفت: از محل جرایم رانندگی، در سال 94 حدود هزار و 100 میلیارد ریال به شهرداریهای سراسر کشور تزریق میشود که این رقم در سال گذشته، 2 هزار و 828 میلیارد ریال بوده است.
به گفته نوذرپور، دولت در حوزه یارانه بلیت مترو و اتوبوس هم از ابتدای امسال تاکنون، 500 میلیارد ریال پرداخت کرده که این رقم در سال گذشته، هزار و 700 میلیارد ریال بوده است. سهم تهران از یارانه بلیت در سال گذشته 745 میلیارد ریال بوده است.
تهران همچنین در سال گذشته، 140 میلیارد ریال برای توسعه و نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی (اتوبوس) از وزارت کشور دریافت کرده است.
گفتوگو با آزاده اخلاقی، عکاسسارا جمال آبادی
جرأت طرح این پرسش را «جهان را و ما را چگونه میشد اگر که صدای آنها را پیش از موقع در گلو خفه نمیکردند؟» ایوان کلیما دارد،نویسنده بزرگ چک که در دورههای تاریک دیکتاتوری نفس کشیده،زندانی شده،تن به تبعید داده، زنده مانده و با همه آن دیکتاتوریها با قلم جنگیده. سؤالی جسورانه که از کنار هر عکسی از نمایشگاه «به روایت یک شاهد عینی،آزاده اخلاقی» که میگذریم میتوانیم از خود بپرسیم. نمایشگاهی از 17 عکس از مرگهای تاریخی در سرزمین مان که به قول حمید دباشی منتقد سیاسی و جامعه شناس«بازسازی کابوسهای ما هستند و فراخوان نوستالژِیایی تلخ که در سردابهای ناخودآگاه سیاسی جا خوش کردهاند» عکس هایی از مرگهای جهانگیر خان صور اسرافیل، کلنل محمد تقی خان پسیان،میرزاده عشقی، فروغ فرخزاد، محمد مصدق، مهدی باکری، سهراب شهید ثالث و... که چندی پیش در گالری محسن به نمایش درآمد. قاب هایی که ما را به گذشته تاریخی مان میبرند در حالیکه کارگردان آنها –آزاده اخلاقی- آنها را نه محصول درگیری با تاریخ که نتیجه شوک زمان حال میداند و خیال پردازی آرمانشهرانه که «اگر بودند...» خیالی شبیه همان سؤالی که کلیما میپرسد و ما را در فکر و اندوه میبرد. در روزهایی که آزاده اخلاقی برای دومین بار و بعد از نزدیک به 4 سال نمایشگاه «به روایت یک شاهد عینی» را در گالری محسن داشت و همچنین کتاب به روایت یک شاهد عینی اش رونمایی شد و او در حال کلید زدن پروژه بزرگتری بود از تاریخ صدساله اخیر و بازسازی 15 عکس از مقاطع حساس تاریخ ایران- از مشروطه تا انقلاب- با او به گفتوگو نشستیم که آن را میخوانید.
ë بعد از نزدیک به 4 سال عکسهای مجموعه «به روایت یک شاهد عینی» دوباره نمایش داده شد،چرا؟
یک علتش تصمیم تهیه کننده،احسان رسول اف بود و رونمایی از کتاب «به روایت یک شاهد عینی» که بهانهای شد برای نمایش دوباره کارها و علت دیگر هم این بود که نمایشگاه قبلی در اسفندماه برگزار شده بود و خیلیها نتوانسته بودند عکسها را ببینند و با گالری تماس میگرفتند، ایمیل میزدند و میخواستند که کارها دوباره به نمایش گذاشته شود.ما هم فکر کردیم الان که در حال ورود به مرحله تولید پروژه بعدی هستیم بد نیست هم کتاب را رونمایی کنیم و هم کارها را در زمان مناسب تری نمایش بدهیم.
ë در این چهار سال مدام درباره عکسها، نقد و تحلیل –چه مثبت و چه منفی- نوشته میشد.عکسها در فضای اینترنت، شبکههای مجازی،در مطبوعات و سایتهای خبری و همین طور در میان عامه مردم بازنشر میشد.خودتان فکر میکردید تا این حد کارها مورد توجه قرار بگیرد؟
تا قبل از روی دیوار رفتن عکسها اصلاً چنین تصوری نداشتم و شاید بهتر است بگویم اصلاً به این موضوع فکر نمیکردم چون غرق کار بودم نه چیز دیگری.من تمام مدت با عکس هایی که میخواستم بگیرم زندگی میکردم ولی خب! بعدش در این 3-4 سالی که گفتی اتفاقهای عجیبی برای من افتاد،عده زیادی از دوستانی را که داشتم از دست دادم،آدم هایی که معتقد بودند کار برای من از همه چیز در زندگیم مهم تر است و آنها برای من اهمیتی ندارند.
ë این احساس آنها بود یا واقعیتی که اتفاق افتاده بود؟
نمی دانم شاید بود و من ناخواسته رنج هایی به اطرافیانم میدادم چون 24 ساعته روی کارم متمرکز بودم،دیگر آدم قابل معاشرتی نبودم و اصلاً آدمی نبودم که بتوانم کنار دوستانم بمانم،آن هم طی پروسهای که خیلی طولانی بود،3 سال شب و روز تحقیق میکردم،2 ماه گرفتن عکسها طول کشید و یک سال هم ادیت و چاپ عکسها زمان برد. شب و روز نداشتم و درگیر کار بودم. بعد از نمایش عکسها هم نقدهایی از جمعهای روشنفکر تهرانی شنیدم یا به گوشم رسید که من را رنجاند. راستش این پروژه باعث شد دشمنهای زیادی پیدا کنم اما در عین حال باعث شد چیزهای ارزشمندی هم به دست آورم که فکرش را نمیکردم.مثل برخوردهای عجیب با غریبه هایی که وقتی در کافهای در پاریس نشسته بودم یا سفری که به آمستردام داشتم یا در همین تهران و مشهد با آنها روبهرو میشدم، وقتی میفهمیدند من آن عکسها را گرفته ام من را تشویق میکردند و دقیقاً برای همان عکسی که من گریه کرده بودم،آنها هم گریه میکردند و از عکسی میگفتندکه به دیوار خانه شان زدهاند و ساعتها نگاهش کردهاند.تجربههای عجیبی که مکرر در نمایشگاههای مختلفی که داشتم میدیدم و روی دیگر سکه دشنامها و بیمهری هایی بود که از خیلی دوستان گرفته بودم.آدمهای غریبهای که برای رساندن یک خاطره از تاریخ شفاهی معاصر ایران که شنیده بودند یا اسنادی درباره اش داشتند با من تماس میگرفتند و میگفتند «به این فکر کردی؟«،«می دانی در فلان تاریخ این اتفاق هم افتاده؟» و جوری با من رفتار میکردند که انگار قرار است تمام تاریخ را برایشان بازسازی کنم.بعد از این پروژه بود که در خانههای زیادی با مهر به روی من باز شد و کافی بود بگویم دارم این لحظه تاریخی را بازسازی میکنم تا آدمی که من را اصلاً نمیشناخت حاضر میشد و یک روز کامل وقت و اطلاعاتش را در اختیار من میگذاشت و اینها واقعاً برای من ارزشمند بود و محبت، انرژی و شوری که از آدمها گرفتم اصلاً چیز کمی نبود.
ë در صحبتی که داشتید و تقسیم بندی که کردید،از واژه «روشنفکرهای تهرانی» استفاده کردید،کسانی که برخی شان نقدهای تند و تیزی به کار شما داشتند.اما چرا روشنفکر تهرانی؟چرا این نوع تقسیم بندی را داشتید؟
چون به نظر من طبقه خود روشنفکر پندار تهرانی یا حداقل گروهی از آنها هستند که تولیدی ندارند،هیچ نوع تولیدی و تنها حرف میزنند و تولید حرف میکنند و سر این پروژه هم مدام فقط حرف زدند درباب هنرمند خودفروختهای که خودش را به پول فروخت یا هنرمندی که کارهای عظیم میکند و...خیلی نقدهای دیگر در حالیکه من همیشه این سؤال را داشتم که اگر شما میتوانید کار بهتری بکنید چرا کاری نمیکنید و فقط حرفش را میزنید؟!
ë گفتی این نقدها –که البته تمام هم نشده -رنجیده خاطرتان کرد و دوستان زیادی را هم از شما گرفت اما الان آزاده اخلاقی دارد روی پروژه خیلی بزرگتری کار میکند،تاریخ بین دو انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی چرا؟ میخواهد جوابی به آنها بدهد؟
نه؛ با اینکهبنده هنوز هم نقل خیلی از مجالس هستم و اوایل این موضوع خیلی آزارم میداد که فلان دوست درباره کار من و حتی بدتر درباره خود من این نظر را داده اما بعداز مدتی این حرف هاآنقدر زیاد شد که من سِر شدم و دیگرتأثیری روی من نداشت. این پروژه هم واکنشی به آنها نیست.بین پروژه قبلی من و فکر پروژه بعدی که در حال انجام است هیچ فاصلهای نبود و من دقیقاً روز دوم نمایشگاه قبلی بود که به این ایده رسیدم.آن روزها پدرم عمل قلب کرده بود و من باید میرفتم مشهد و میآمدم،یادم است از توی کتابخانه کتابی برداشته بودم و توی هواپیما میخواندم و همان جا بود که با خودم فکر کردم «عجب عکس خوبی میشود!» یعنی من در روز دوم نمایشگاه قبلی یکی از فریمهای نمایشگاه بعدی را توی ذهنم بستم و گفتم این عکس را میگیرم.
ë گرفتن این عکسها کار سادهای نیست، به لحاظ بودجه و امکاناتی که میخواهد.حالا بگذریم از ایده درخشان و پشتکاری که پشت این کار است.با خودتان به این وجه قضیه هم در آن زمان فکر کردید؟
من اصولاً....(سکوت میکند)نمی دانم چه کلمهای برایش بگذارم،من فکر میکنم شاید آدم ساده لوحی هستم (می خندد)برای اینکه یک متنی را میخوانم و یک تصویر در ذهنم میسازم و با خودم میگویم این را میگیرم و اصلاً به این قضیه فکر نمیکنم تولیدش چقدر سخت است و باید برای این صحنه مثلاً 300 بازیگر بیاورم، اینها لباس میخواهند و...من فقط خیالی را که دارم تصور میکنم و با یقین میگویم «من این کار را میکنم» بارها شده چه در پروژه قبلی و چه در این پروژه که به اطرافیان گفتم میخواهم چنین عکسی بگیرم و آنها گفتند «مگه میشه؟!فکر کردی میتونی؟!» و من گفتم «چرا نمیشود؟!» و یک ذره هم فکر نمیکنم اینجا ایران است،کار جمعی اینجا سخت است و تازه حالا که در مرحله تولید هستم میبینم که ساده لوح هستم (میخندد) به خودم میگویم«چطور با خودت فکر کردی که 300 بازیگر را میتوانی در صحنه کنترل کنی؟ لباس تنشان کنی؟ ساختمان آتش بزنی؟ فقط همه این فکرها را کردی و حالا یک گروه بدبختی باید بیاید کنار تو و این خیالپردازی تو را تبدیل کند به واقعیت!»
ë اما به قول شما این خیال و این ساده لوحی یا هر چیزی که اسمش را بگذاری حالا در مرحله پیش تولید است. چگونه؟
چون با همه اینها من تصمیمم را گرفته بودم.من قبل از «به روایت یک شاهد عینی» نمایشگاه دیگری داشتم به اسم «من،آن گونه که دیگری میخواهد»که استیج فوتوگرافی بود، ایده خوبی داشت اما خوب اجرا نشد و وقتی عکسها رفت روی دیوار دیدم اگر بلد بودم گریم کنم یا پول داشتم لباس قدیمی تر بگیرم،لوکیشن و بازیگر درست انتخاب کنم، کار خوبی میشد اما من خیال کرده بودم تنهایی دوربین را میکارم،از دوست و آشنا و رفیق خواهش میکنم بیاید اینجا بنشیند و خودم هم میروم توی عکس و با تایمر عکس میگیرم! یعنی میخواستم هم نورپردازی کنم، هم گریم، هم بازیگر داشته باشم و از آنجا بود که دیدم چقدر کار غیرحرفهای میشود چون من طراحی صحنه نخواندهام، نورپرداز نیستم،حتی یک خون ساده هم بلد نیستم درست کنم و دیدم دو راه بیشتر ندارم،یا بروم همه اینها را یاد بگیرم یا متخصصش را بیاورم! همانجا بود که تصمیم گرفتم در پروژه بعدی حتماً از متخصص در هر کاری استفاده کنم تا نتیجه کار خوب و حرفهای بشود.
ë اما در واقع شما دنبال تجربهای بودی که تا قبل از این به این شکل در عکاسی انجام نشده بود آن هم در فضایی مثل ایران که انجام دادن کار گروهی مشکلات زیادی دارد و هر کس ادعایی در کار دارد و خودش را شخص اول کار میداند.به این قضیه هم فکر کرده بودید؟
در عکاسی چنین تجربهای نشده بود اما در سینما چرا و درکش خیلی ساده بود که کسی ایده کار را بیاورد و هر کس بهاندازه سهم خودش کار کند و همان طور که یک فیلم درخشان نتیجه یک کار گروهی درخشان است این کار هم میتواند همین طور باشد. اما من در پروژه قبلی به دلیل اینکه همه چیز در ذهن من بود – ما به ازای خارجی نداشت- توضیح اینکه دارم چه کار میکنم و چه میخواهم خیلی سخت بود و حتی مدیر تولید من از اول تا آخر نفهمید من چکار دارم میکنم و حتی به نمایشگاه هم نیامد تا ببیند نتیجه کار چه شد و خیلی ساده و در این حد به عکسها نگاه کرد که 18-17 عکس میخواهی بگیری، 18 روز زمان برای عکاسی میگذاریم و یک ماه هم پیش تولید برای آمادهسازی لباسها و با این برنامه ریزی غلط،ذهنیت و زمان بندی کار را شروع کردیم و روزی یک عکس تحویل دادیم. اما از طرفی در گروه کسانی هم بودند مثل ژیلا مهرجویی، طراح درجه یک که اگر نبود امکان نداشت عکسها دربیاید. ژیلا با خودش تخصصش را آورد، عشق و مهر آورد و با یک دنیا انرژی درباره رنگها و لباسها حرف میزد و من عین یک شاگرد از او یاد گرفتم یا لاله مستوفی دستیار و برنامهریز من که سالها تجربه، کار و تخصصش را با مهر و دلسوزی آورد و نتیجه این شد!
ë برگردیم به نمایشگاهی که برگزار شد و دیدگاهی که شما به نمایشگاه داشتید. برای خود من خیلی جالب بود که بر خلاف اینکه عکسهای شما،ما را به لحظههای تراژیکی در گذشته میبرد اما خودتان در توضیح عکسها در مقدمه کتاب نوشتهاید «این عکسها بیش تر از اینکه محصول درگیری با تاریخ باشد، نتیجه شوک زمان حال است!یک نوع خیال پردازی آرمان شهرانه از تصور حضور جسمانی ما و مردگانی که میستاییم»یعنی خودتان به نوعی خلاف جهت حرکتی که به ذهنیت مخاطب دادهاید حرکت کرده اید. چطور و از کجا به این نگاه یا بهتر است از واژه خودتان استفاده کنم،«شوک زمان حال» رسیدی؟
زمانی که من داشتم درباره این آدم ها،وقایع و رخدادها میخواندم به یک حقیقتی رسیدم و آن هم مدد گرفتن از این آدمهای در دل تاریخ بود برای بهتر کردن امروز و دیدم آنها در یک بزنگاه هایی به دست مردم از دل تاریخ بیرون کشیده میشوند، مثلاً در دل بهمن 57 تا اوایل 58 یک سری از چهرههای تاریخی ما دوباره زنده شدند،مردم عکسهایشان را بهدست گرفتند، شعرهایشان را خواندند، مثلاً شعرهای فرخی که این همه سال انگار هیچ کس یادش نبود این آدم را چه کسی کشته و اینکه اصلاً قبری هم ندارد یا تختی که یک دفعه همه در آن زمان شروع میکنند به داد و بیداد که شاه او را کشت و یا دکتر مصدق که سال 45 در غربت، تبعید و حصر به خاک سپرده میشود و مردم از روی ترس یا هر چیزی نرفتند برای خاکسپاری اما 14 اسفند 57 جمعیت کثیری میرود احمد آباد! یا اینکه در بهمن 57 آدمها توی خیابان داد میزنند«صمد معلم ماست، راه صمد راه ماست» و انگار روح این آدمها را احضار میکنند برای کمک به امروز و به آنها میگویند ما داریم قلهای را که شما میخواستید فتح میکنیم، در راهی میرویم که شما با آن تراژدی و اسفناکی در آن مردید ولی الان شما کنار ما زنده شدهاید.البته خیلی هم دور از تصور نیست وقتی به روح اعتقاد داشته باشیم چه بسا آن ارواح واقعاً کنار آن آدمها بودند! اما اتفاقی که میافتد این است که مردم دوباره به خواب میروند،فراموش میکنند.
ë آزاده اخلاقی میخواسته به مردم زمان حالش شوکی بدهد برای یادآوری این آدمها و بزنگاههای تاریخی فراموش شده؟!
موقع کار اصلاً فکر نمیکردم رسالت جمعی شوک دادن به مردم را دارم و اصلاً خیلی طول کشید تا کار در من تهنشین شد که چه میخواهم.من با فکرهایم زندگی کردم،صبح با آنها از خواب بیدار میشدم و شب میخوابیدم،با آنها میهمانی میرفتم،پشت فرمان ماشین برای آنها گریه میکردم و ذهنم نمیتوانست لحظهای از آن آدمها بکند و مثل یک آدم عادی زندگی کند اما در عین حال که نمیخواستم به کسی شوک بدهم یک چیزی من را آزار میداد و بعداً هم بیشتر شد، آن هم حافظه کوتاه مدت ملت ایران بود. این حالت نوستالژیک اغراقآمیز ایرانیها به گذشته که مثلاً ناگهان در شهریور 20 یادشان میآید احمد شاه قاجار خیلی هم شاه خوبی بوده،که مثلاً دهه 50 خیلی خوب بود چون به بچهها توی مدرسه شیرموز میدادند و فکر نمیکنند که تهران در آن سالها آب لوله کشی نداشت!مردمی که به جای اینکه به آمار نگاه کنند و ببینند چه اتفاق هایی واقعاً افتاده، یک سری - واقعیتهای - ساده را تکرار میکنند و حسرت اینکه ما چه بودیم و چه عظمتی داشتیم و حالا چی شدیم؟! نگاه سرزنش باری که مانع حرکت به جلو ما میشود و به نظر من خیلی اشتباه است؛ منی که نمیدانم راه حل چیست و نمیتوانم راهکار بدهم و فقط میتوانم به دل گذشته بروم و با کنار هم گذاشتن اسناد مثل یک کارآگاه عمل کنم.
ë به نکته جالبی اشاره کردید اینکه خودتان را کارآگاه میدانید و اتفاقاً برخی نقدها هم در همین زمینه بوده که کاری که شما کردید هنر نبوده! هرچند اگر نقطه شروع هنر را در ایده پردازی و خلاقیت بدانیم چنین تحلیلی میتواند درست نباشد!
واقعاً فکر میکنم کار من بیشتر کارآگاهی است تا آرتیسیتی.من ریز به ریز دنبال این هستم که مثلاً در فلان تاریخ، فلان دولت چگونه میرزاده عشقی را ترور کرد؛ چیزی که شاید در نگاه اول خیلی ساده به نظر بیاید،اینکه میخوانی دو نفر آمدهاند در خانه، عشقی را زدهاند و او را ترور کردند و تو برای ساختن این صحنه دو ترورکننده میخواهی و یک میرزاده عشقی! اما واقعاً برای من اینها همه چیز نیست. کار من تازه شروع میشود وقتی میخوانم او را در خانه ترور کردند.از خودم میپرسم چه جور خانه ای؟ میگردم اما شواهدی نیست.کسی چیزی ننوشته.اسنادی نیست.شروع میکنم به گشتن و در جایی میخوانم یکی گفته که جمهوری نامه را عشقی و بهار توی زیرزمین یک خانه منتشر میکردند، بعد یکی میگوید قالیچه میانداختند کنار حوض و کم کم تصویر با همین سختی کامل میشود که خانه زیرزمین داشته،حوض داشته و...
ë میخواستید دقیقاً صحنهها را بازسازی کنید؟
نه اصلاً اما میخواستم تا جایی که میشود دقیق باشم برای همین ذرهبین دست گرفتم و توی تاریخ شفاهی آدمها و آن هم در جایی مثل ایران که آرشیو و اسناد نداریم به دنبال اطلاعات گشتم، خیلی هم ساده لوحانه فکر کردم کتابی را باز میکنم و توی آن نوشته در سال 1320 مدل کفش و لباس این بوده،رنگ چادرها این بوده و...در حالیکه اصلاً چنین چیزی نیست و ما خیلی از اینها را از خاطرات آدمهای گمنامی پیدا کردیم که نوشتند و از رنگ گفتند و از جزئیات آن زمان و آنها را کنار هم گذاشتیم تا شاید بتوانیم ذرهای آن حقیقت را شبیهسازی کنیم.اما من هیچ وقت این ادعا را نداشتم که تصویری که ساختهام عین واقعیت است.
ë در واقع روایت هایی هم که شنیدهای همان طور که خودتان گفتهای باهم تفاوت داشتند. مثلاً درباره عکس دکتر شریعتی که یکی میگوید او را بر ویلچر از خانه بیرون بردند و دیگری میگوید روی برانکارد ؟
درباره همه عکسهای من تقریباً همین اتفاق میافتد چون آدم هایی که آنها را دیدهاند زنده هستند و وقتی میروی با آنها حرف میزنی هر کدام به نوعی آن صحنه را به یاد میآوردند.
ë شاید به این علت که شما از یک لحظه معمولی حرف نمیزنی و هر کس که آن را دیده به شکلی که زیاد نمیتواند پا در واقعیت داشته باشد به یاد میآورد!
دقیقاً! مثلاً شده که در نمایشگاهی کسی من را دیده که در صحنه یکی از عکسها بوده و گفته دقیقاً همین طور اتفاق افتاد و حتی همین دمپایی پای من بوده،در حالی که خود من میدانم این طور نبوده و من به خاطر دلایلی که داشتم آن را به نوعی تغییر دادم یا صحنه مرگ دکتر مصدق اگر میخواستم عین واقعیت باشد این همه خلوت نبود چون نوهها و بچههای دکتر بودند اما من میخواستم با خلوت نشان دادن آن فضا حرف دیگری هم بزنم، یا جایی که تختی فوت کرده هتل آتلانتیک نیست چون اجازه ندادند ما عکس را آن جا بگیریم و اتفاقاً این ترسها و ایرادهایی هست که من از کار میگیرم و مدام میخواهم بگویم این کار اینجایش غلط است و مثلاً تابوت آیتالله طالقانی این جوری نبوده و ما مجبور شدیم این طور بگیریم چون تابوت نرسید یا عکس فروغ درست نیست چون ماشین راه نمیرفت و اگر راه میرفت ما باید خط ترمز در عکس داشتیم تا طبیعی تر میشد. یا الان چند سالی است که میشنوم طرفداران تختی، عکس او را میگیرند دستشان و میگویند «آقا تختی ما را این جوری کشتند» و من آن جا نیستم که بگویم نه! این عکس غلط است چون اینجا هتل آتلانتیک نیست و به ما اجازه ندادند توی آنجا عکس بگیریم و این قضیه احساس مسئولیت مرا برای پروژه جدید بیشتر کرده چون به این مردم بیتصویر هرچقدر که بگویی اینکه تصاویر واقعی نیست،باور نمیکنند.
ë برای پروژه قبلی اجازه ندادند در هتل آتلانتیک عکس بگیری یا دانشگاه تهران در عکسهای تو واقعاً دانشگاه تهران نیست،درمورد پروژه جدید همکاریها چطور بوده؟
فعلاً که به آن مرحله نرسیدهایم ولی من از مسئولان میخواهم به ما کمک کنند تا جایی که میتوانیم لوکیشنهای واقعی داشته باشیم و شانس این را داشته باشیم که عکسهای بهتری بگیریم.
ë در عکسهای شاهد عینی خودت حضور داری. جایی فقط نظاره گری و گاهی در حال عکس العمل نشان دادن، مثل عکس 16آذر یا عکس فروغ، فکر میکنی اگر بازهم بخواهی این عکسها را بگیری عکس العملی که به عنوان یک شاهد عینی در این صحنهها داشتهای بعد از چهار سال تغییری کرده؟
راستش در مورد این قضیه فکر میکنم اشتباههایی داشته ام و باید راجع به آنها بیشتر فکر میکردم اما واقعاً من طی 18 روز عکاسی ذهنم مدام تغییر میکرد، توی عکس (تقی) ارانی –که از نخستین عکسها بود- فکر کردم دیده میشوم یا نمیشوم و مثل یک سایه طی گرفتن عکسها شروع کردم به دخالت و در عکاسی بود که تکلیفم مشخص تر شد و مثلاً در عکس حمید اشرف به این جا رسید که او را هل میدهم تا فراریش بدهم یا در عکس دکتر شریعتی سر سوسن را توی بغل میگیرم اما از طرفی جسارت این تغییر را هم داشتم و الان هم اگر بخواهم عکسها را بگیرم شاید بازهم به تغییر فکر کنم!
رئیس پژوهشکده پولی و بانکی خبرداد
ازساعت 16 روز27 اسفند سال 1390 که شبکه سوئیفت براساس تحریمهای اتحادیه اروپا ارائه خدمات خود را به بانکهای ایرانی متوقف کرد، نزدیک به چهار سال میگذرد و دراین مدت شبکه بانکی کشور برای ارتباط با بانکهای خارجی و ارائه خدمات به متقاضیان با محدودیتهای جدی و رشد هزینهها مواجه شدهاند. طی این زمان از کسانی که قصد ارسال پول برای فرزندان دانشجوی خود در دانشگاههای خارجی داشتند تا پیمانکارانی که میخواستند پروژهای را فاینانس کنند، همه با یک معضل واحد مواجه می شدند که بتدریج راههای سنتی اما پرهزینه جایگزین سوئیفت شد، اما با اجرایی شدن برجام درآستانه لغو تحریم این شبکه هستیم، اتفاقی که براساس گفته مقامات مسئول تا چند روزدیگر رخ میدهد.
شیوه سوئیفت جهت ارسال و دریافت هرگونه پیام ارزی در بین واحدهای ارزی بانکهای داخل کشور و بانکهای خارج از کشور مورد استفاده قرار میگیرد. سوئیفت (SWIFT) یا جامعه جهانی ارتباطات مالی بین بانکی یک انجمن تعاونی غیرانتفاعی است که در ماه مه ۱۹۷۳ میلادی توسط ۲۳۹ بانک از 15 کشور اروپایی و امریکای شمالی با هدف جایگزینی روشهای ارتباطی غیراستاندارد کاغذی با یک روش استاندارد شده جهانی راهاندازی شد که هم اکنون بیش از ۹۷۰۰ بانک و مؤسسه مالی در ۲۰۹ کشور جهان عضو آن انجمن هستند.
به گزارش خبرنگارایران رئیس پژوهشکده پولی و بانکی روزگذشته در نشست خبری پنجمین همایش بانکداری الکترونیک با اشاره به اینکه لغو تحریم سوئیفت یکی از الزامات برجام است، اعلام کرد که پیشبینی میشود تا پایان ماه جاری این شبکه بینالمللی دوباره برای بانکهای ایرانی برقرار شود. به گفته علی دیواندری درحالی که چندین سال بانکهای ایرانی از ارتباط کامل با بانکهای خارجی محروم بودند، اکنون امکان برقراری دوباره این ارتباط فراهم شده و بزودی شاهد لغو تحریم بانکداری ایران خواهیم بود.این مدیربانکی با بیان اینکه درمدت حدود هفت سالی که از تحریمهای بانکی ایران میگذرد بسیاری از قوانین بانکی جهانی تغییر کرده است، اظهارکرد: علاوه بر سوئیفت که نقش بسیار مهمی در بازگشت بانکهای ایران به عرصه جهانی دارد، شبکه بانکی ما باید خود را برای بازگشت به بانکداری بینالمللی آماده کند. این درحالی است که بخشی از مقررات جهانی دراین حوزه تغییرکرده و نیازمند تطبیق قوانین داخلی ما به آنهاست.
انجام روزانه بیش از ۱۰۰میلیون تراکنش بانکی در کشور
رئیس پژوهشکده پولی و بانکی درادامه با تأکید بر اینکه تحریمها منجر به وقفه هفت ساله در ارتباط شبکه بانکی با دنیا شد، تأکید کرد که صنعت بانکداری کشور راهی جز پیشرفت در بانکداری الکترونیکی ندارد.دیواندری افزود: در جامعه ما روزانه بیش از 100 میلیون تراکنش الکترونیکی انجام میشود که این حجم با استفاده از بستر آیتی(فناوری اطلاعات) میتواند منجر به ارتقای این حوزه شود.وی، بستر آیتی را بخش مهمی در ارائه خدمات بانکی دانست و گفت: نظام بانکی کشور با حجم زیاد تراکنشهای الکترونیکی، راهی به جز پیشرفت در بانکداری الکترونیکی ندارد؛ ضمن اینکه همه اتفاقاتی که در فضای آیتیرخ میدهد، بر بانکداری اثرگذار است. دیواندری با اشاره به برگزاری پنجمین همایش بانکداری الکترونیک و نظامهای پرداخت در روزهای 21 و 22 دی ماه امسال گفت: در همایش سالانه نظامهای پرداخت و بانکداری الکترونیکی به دنبال نیازها و معرفی راهبردهای نوین این صنعت در کشور هستیم.
یادداشـــت
مصطفی مصلحزاده
سفیر سابق ایران در اردن
موج اعتراضات داخلی ایران به شهادت شیخ مبارز شیعه به دست عربستان، مناسبات تهران - ریاض را با اعلام قطع رابطه دیپلماتیک از سوی مقامات سعودی وارد فاز تازهای کرد. مقامات سعودی در حالی در واکنش به تعرض برخی معترضان داخلی ایران به سفارت عربستان با قطع کانالهای دیپلماتیک موضعگیری کردند که دولت جمهوری اسلامی ایران ضمن محکوم کردن به شهادت رساندن شیخ نمر، اقدام حمله به سفارت عربستان را محکوم کرده و دستور بررسی این اتفاق را صادر کرده بود. تحولات اخیر میان ایران و عربستان در حالی صورت گرفته است که در عرصه کنش واکنشهای منطقهای شاهد بازی دوگانه عربستان هستیم. در یک فرآیند، طرف مقابل از آنجایی که در عرصه رقابتهای منطقهای از جمله سوریه، یمن و بحرین در مقابل ایران مهره قابل ملاحظهای برای بازی و رقابت ندارد، رویکرد ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی را در پیش گرفت که ثمرهای برای آن نداشت و چه بسا به ابزاری تهدیدآمیز برای این کشور نیز تبدیل شد لذا تصمیم گرفت که این بازی استراتژیک را به یک بازی ژئوپولیتیک و سیاسی تبدیل کند و زمین بازی را به یک جنگ مذهبی بکشاند. به این ترتیب که از طریق دامن زدن به جنگ فرقهای و مذهبی شعله اختلافات درونی را در کشورهای منطقه مخالف از جمله ایران برانگیزد که میتوان گفت در این بازی تقریباً پیش رفته است و مهرههایی هم دارد که اهدافش را پیش ببرد تا بازنده نباشد.
این تقابل، در حالی شکل گرفته که ایران و عربستان در چند دهه گذشته از برگهای خود برای پیشبرد اهداف منطقهایشان در منطقه بهره بردهاند. ایران طی پس از انقلاب، کوشیده استراتژیی منطقی در قبال سایر کشورهای منطقه در پیش گیرد. هرچند، به واسطه پرونده منازعه هستهای با قدرتهای بزرگ، سناریوی «ایران هراسی» از سوی برخی کشورهای منطقه و در رأس آنها عربستان در دستور کار قرار گرفت تا چهره ایران مخدوش شود اما توافق هستهای این ابزار ضد ایرانی را نیز ناکار آمد کرد. همچنین گسترش خطر داعش در منطقه و کشیده شدن دامنه عملیات تروریستی به جهان غرب هم مزید بر علت شد تا جهانیان دریابند اطلاق برچسب حمایت از تروریسم به تهران نارواست و ایران در خط مقدم مبارزه با تروریستهای داعش قرار دارد. همین نکته درباره مواضع ایران در سوریه هم تکرار شد تا حدی که غربیها با وجود مقاومت پیشین خویش ناچار شدند از تهران برای شرکت در مذاکرات جهانی با هدف راهکاریابی برای بحران سوریه دعوت کنند. در جملگی رخدادها، عربستان در زمره مخالفان پایدار دیپلماسی کشورمان بود و تلاش کرد مانع پذیرش ایران به عنوان بازیگر فعال منطقهای نزد جهانیان و بویژه غربیها شود. اختلاف دیدگاه تهران و ریاض در عراق و مهمتر از آن در تحولات سیاسی یمن هم مزید برعلت شد تا سعودیها، نه در جایگاه همسایهای مسئول بلکه در موضع رقیبی ناکام نشینند و تلاش کنند با تضعیف کشورمان، موازنه قدرت را به نفع ریاض دگرگون کنند و برای دستیابی به این هدف، از تمامی ابزارهای موجود خود، از فشار علنی گرفته تا دسیسه چینی پنهان، کوتاهی نکردند. اما هدفگذاریهای غیرواقعبینانه سکانداران دیپلماسی این کشور و اشتباهات تاکتیکی پیاپی آنان بویژه پس از صعود ملک سلمان به رأس قدرت موجب شد تا کفه ترازو، روز به روز به سود ایران سنگینتر شود و ناظران، افول بخت عربستان را به نظاره نشینند. در واقع، سعودیها در پیشبرد اهداف خود در منطقه و بویژه در قبال ایران ناکام ماندند و به کشوری منزوی در منطقه و مورد انتقاد نزد متحدان غربی خویش تبدیل شدند. اقدام ناعادلانه ریاض در اعدام شیخ نمر، اشتباه فاحش دیگری بود که میتوانست عرصه را بر حاکمان کم تجربه ریاض تنگتر کند و رخدادهای اولیه نیز گویای چنین واقعیتی بود. سعودیها به علت 47 اعدامی زیرفشار افکار عمومی جهان و مسلمانان قرار گرفتند و خیزش شیعیان داخل عربستان نیز حاکمان این کشور را به هراس واداشته بود. در چنین شرایطی، اعتراض احساسی برخی نیروهای داخلی ایران در حمله به سفارت این کشور فرصتی برای عربستان فراهم کرد تا ائتلافی از برخی کشورهای منطقه و چند کشور آفریقایی را شکل دهد.
کشورهای عربی همانند بحرین و امارات هر چند از نظر مالی اتکا و نیازی به ریاض ندارند اما به دلایل متعددی همواره در زمره کشورهای تحت نفوذ سعودیها تلقی میشوند و اغلب رویکرد دیپلماسیشان با عربستان همسو است و تعصبهای نژادی نیز در شکلگیری این همنوایی مؤثر بوده است. کشورهای آفریقایی مانند سودان، جیبوتی هم به علت دوری از بازارهای ایران و سهم نزدیک به صفرشان در تجارت با کشورمان و نیز چشم دوختن به دلارهای نفتی حاکمان گشاده دست سعودی، منافع خود را در پیوستن به کارزار دیپلماتیک عربستان علیه تهران تشخیص دادهاند اما تجربه نشان داده که ولخرجی پادشاهان عربستان، تاکنون نتوانسته دستمایه موفقیت دیپلماسی ریاض شود و زورق این کارزار نیز دیر یا زود در امواج واقعیتهای موجود، غرق خواهد شد.
یادداشـــت
حمید زمانزاده
عضو هیأت علمی پژوهشکده پولی و بانکی
با نزدیک شدن به روز اجرای برجام، بازار سهام تهران بالاخره از لاک دفاعی خود بیرون آمد تا از قدرت اجرای برجام در احیای اقتصاد ایران رونمایی کند. جالب آنکه این رونمایی با قطع روابط عربستان و برخی دولتهای کوچک وابسته به آن با ایران همزمان شد و در حالی که بسیاری انتظار داشتند بازار سهام تهران نیز به دلیل این تحولات سیاسی مانند بازارهای سهام کشورهای عربی با کاهش ارزش مواجه شود، اما بازار سهام تهران با سیر صعودی شاخصها و معاملات مواجه شده است که میتواند به عنوان نشانهای از آغاز سیر خروج از رکود اقتصادی نیز تلقی شود. بررسی شرایط حاکم بر اقتصاد کشور و تحولات بورس نشان میدهد مهمترین عامل آغاز سیر صعودی بازار سهام تهران در چنین شرایطی، نزدیک شدن به روز اجرای برجام است. بازار سهام تهران تحولات روابط با عربستان و کشورهای کوچک دنبالهرو آن در منطقه را کوچک شمرد و نشان داد که آنچه برای اقتصاد ایران مهم است، روابط با قدرتهای سیاسی و اقتصادی جهانی است که در سایه برجام رو به بهبود است.
آغاز سیر صعودی بازار سهام و بروز نشانههای آغاز فرآیند خروج از رکود اقتصادی در حالی اتفاق میافتد که دلواپسان برجام و مخالفان دولت در طول ماههای پس از حصول برجام که اقتصاد گرفتار رکود و بازار سهام در دام نزولی گرفتار آمده بود، اقدام به تمسخر برجام و پیامدهای اقتصادی آن میکردند و از شرایط اقتصادی نتیجه میگرفتند که آنچه حاصل شد یک توافق بد است و تأثیری بر اقتصاد کشور ندارد! اما واقعیت این بود که کاهش کمسابقه درآمدهای نفتی کشور همزمان با تداوم تحریمها به بروز تنگنای مالی و اعتباری شدید و به تبع آن افزایش بیسابقه نرخهای حقیقی سود بانکی در اقتصاد ایران انجامید که نتیجه آن تداوم رکود در اقتصاد و به تبع آن در بازار سهام کشور بود.
اما اقتصاد ایران در شرایط فعلی و با وجود تداوم سطوح پایین قیمت نفت، در سایه نزدیک شدن به روز اجرای برجام خود را برای ورود به یک دوره رونق اقتصادی آماده میکند تا تلاشهای دو ساله دولت روحانی و وزارت خارجه در به ثمر نشستن مذاکرات نتیجه بدهد و قدرت برجام بر مخالفان آن ثابت شود. در واقع زمانی که برجام عملاً اجرایی و تحریمها لغو شوند، یکی از بزرگترین محدودیتهای طرف عرضه و نیز تقاضای اقتصاد ایران رفع خواهد شد و در سایه گشایش ارزی، گسترش تجارت خارجی، رونق مبادلات مالی، گشایش مالی دولت، تقویت سرمایهگذاری داخلی، ورود سرمایههای خارجی و انعقاد و عملی شدن قراردادهای مشترک با شرکای خارجی، رفع ریسکهای ناشی از تحریم، همه و همه نوید تقویت دو طرف عرضه و تقاضای اقتصادی و حرکت سریع اقتصادی ایران برای خروج از رکود را در انتهای سالجاری و ابتدای سال آینده میدهد؛ بنابراین با وجود شرایط سخت جاری، چشمانداز اقتصادی، روشن است. به همین دلیل بازار سهام تهران با خروج از دام رکود و آغاز سیر صعودی خود به استقبال این چشمانداز اقتصادی روشن میرود. بازار سهام رونق میگیرد تا نشانههای رونق اقتصاد ایران در آینده نزدیک را به همگان نوید دهد. البته در بروز رونق اقتصادی که در پیش است با وجود نقش بیبدیل اجرای برجام، نباید از پیامدهای مثبت عملکرد تیم اقتصادی دولت از بانک مرکزی تا وزارت اقتصاد در پیگیری سیاستهای پولی، مالی، اعتباری و ارزی صحیح و اصولی غفلت کرد. در واقع عملکرد اصولی تیم سیاست خارجی و تیم اقتصادی دولت دو بالی هستند که اقتصاد ایران را از رکود حاکم به سمت رونق اقتصادی پیش میبرند.
خبــــــر
در دو عملیات جداگانه در جنوب افغانستان شماری از نظامیان ارتش امریکا کشته و مجروح شدند. در یکی از این دو عملیات یک فروند بالگرد نظامی ارتش امریکا سقوط کرد. به گزارش شبکه خبری انبیسی پس از عملیات نخست که منجر به زخمی شدن شماری از نظامیان ارتش امریکا شد، یک بالگرد نظامی این کشور مأموریت یافت مجروحان این عملیات را به بیمارستان منتقل کند اما با نزدیک شدن به محل حادثه هدف گلولههای خمپاره و سلاحهای سبک قرار گرفت که اصابت گلولهها منجر به سقوط این بالگرد شد.
اول دفتـــرمحمد نوری
پای خاطرات نسل اول خبرگزاری و رادیو که بنشینی، همواره سخن از مردی به میان میآید با مشخصه صدای پرطنین، بلندقامت، برخوردار از قلم نافذ و منضبط و سختگیر در مناسبات شخصی و سازمانی.
صبح سهشنبه پانزدهم دیماه، لحظه تلخ جدایی با این مرد اسطورهای بود. رفتن ابوالقاسم وطندوست، مردی که رهتوشهاش، نیم قرن تجربه گرانسنگ خبرنگاری بود، بسی مایه خسران و حسرت است؛ حسرت از دست دادن کسی که در صدای رسا و نگاه عمیقش، دوره پرشکوه روزنامهنگاری را تجسم میکرد. وطندوست به حلقه پیشکسوتان و بزرگان رسانه تعلق داشت، بازماندهای از نسلی که حضورشان دلیل قاطع بر استعدادها و افقهای روزنامهنگاری در ایران زمین است. یکایک خانواده خبر که رد فعالیت حرفهای او از دفتر ایرنا در نیویورک تا ایستگاه رادیو در میدان ارگ را پی گرفتهاند، امروز دلتنگ حضور کسی خواهند بود که نماد ایرانی پرغرور و متعصب در مشق روزنامهنگاری بود.
وطندوست در 7 دهه حیات پربارش اغلب رشتهها و شاخههای کار رسانه را درنوردید. روزی در نقش گزارشگر و خبرنگار، زمانی در جایگاه گوینده و نویسنده رادیو، برههای در مقام مدیر حوزه استانهای خبرگزاری و دورهای دیگر در صف مدیران ارشد روزنامه ایران و سیاستگذار مطبوعات. از این رو شخصیت حرفهای او دربرگیرنده همه وجوه روزنامهنگاری بود، از ادیتوری و سردبیری تا برنامهنویسی و سیاستگذاری. در پیمودن این راه دراز او سختیها و مرارتهای بسیار به جان خرید، بارها دست تقدیر و تلاطم روزگار او را تا مرز خانهنشینی سوق داد اما اراده استوارش برای ماندن در خانواده رسانه، تسلیم و تابع تمنیات دنیوی نشد. با وجود همه ارتباطها و اعتبارش قید منصب و مقام را زد به همان صورت که درخواستها و دعوتها از آن سوی آبها را نادیده گرفت.
اکنون ما ماندهایم و میراث مردی که در حرفه خبری و خبرگزاری منحصر بهفرد بود. او تا وقتی در قید حیات بود، خواسته همکارانش برای کتابت و نشر خاطراتش را قبول نکرد اما خوشبختانه تجربه و اندوخته گران او در ذهن و ضمیر شاگردانش جاری است. مدرسه روزنامهنگاری وطندوست حرفهای بسیار برای گفتن دارد و فرض است که همراهان و همقطارانش برای نقل و انتقال آن به نسل امروز بکوشند و صفحات دفتر تاریخ روزنامهنگاری را به اندیشههای او زینت بخشند با همین امید و تمنا، نظری به اجمال بر اجزای شخصیت او افکندهایم:
1- وطندوست به نسل دانشآموختگانی تعلق داشت که میل و انگیزه «آموختن» آنها را به کانونهای مهم دانشگاهی کشانده بود. او در دهه 40 در جرگه استعدادهای برتر آن روز جواز ورود به دانشگاه تهران را میگیرد و پای درس جامعهشناسی که آن روز جزو رشتههای محبوب محصلان ایرانی بود، مینشیند. شاکله شخصیت وطندوست در فضای آن روز و در کلاس استادان نامداری مثل امیرحسین آریانپور (جامعهشناس)، لطفعلی صورتگر (زبانشناس) و بالاتر از همه غلامحسین صدیقی (پایه گذار جامعه شناسی در ایران و وزیر کابینه مصدق) شکل گرفته بود. داشتن حافظه نیرومند به شاگرد آن روز دانشگاه تهران این امکان را داده بود تا درسها و آموختههای بزرگان جامعهشناسی را با تکنیکها و مهارتهای نویسندگی بزرگان شعر و ادبیات همچون تورج فرازمند، تلفیق کند. خصلتهای حرفهای وطندوست در کوران تجربه و تلمذ آن استادان شکل گرفته بود مثل وفاداری به نثر و نگارش فارسی، انضباط و قانونمندی در رسانه و همین طور سماجت در کشف واقعیات.
2- با آنکه روزنامهنگاری حرفه اول و آخر او بود، اما روزهای بسیار را به آموزش و تعلیمدهی گذراند. برای نسل گذشته ایرنا او پیش از آنکه یک مدیر و سردبیر باشد، یک معلم بود. هنوز طرحهای موسوم به «ارتقای علمی کارکنان» نظام اداری کشور راه نیفتاده بود که او دورههای work shop برای خبرنگاران علاقهمند برپا کرد. حتی در سنین کهنسالی که روزگار، رمق را از جسم و جان او گرفت، از آموختن و یاددادن دریغ نمیکرد. به رسم معلمان شیفته تعلیم، حتی سالهای بازنشستگی، به دعوت مدیران ایرنا برای آموزش و تعلیم «نه» نگفت. باری، وطندوست دستکم در خاطره دو نسل از خبرنگاران، آموزگاری فراموش نشدنی است، معلمی که با هیبت احترامبرانگیز و صدای رسا هیچ پرسشی را بی پاسخ نمیگذاشت، احاطهاش به حوزهها و علوم مختلف باعث میشد حتی در ایام کهولت و خانهنشینی محل رجوع انبوه نویسندگان و گزارشگران شود.
3- اگر کسی از او درباره علایق و مطلوبهایش میپرسید، در کمال ناباوری میشنید روزنامه، رادیو و کتاب، این ها عشق های سهگانه زندگی او بودند؛ فضایلی که برای یک مرد رسانهای شایسته و بایسته است. دوستان سالهای دور و نزدیکش خواهند گفت که لذت پیرمرد از خواندن و نوشتن غیر قابل وصف بود. هر روز صبح را با خواندن روزنامه آغاز میکرد و با گوش دادن به رادیو و مطالعه کتابهای تازه به شام می رساند. حتی در روزهای پررنج بیماری و بستری بودن، از خواندن و شنیدن دست برنداشت.
4- از سکون و رکود در روزنامهنگاری رنج میبرد. ترجیعبند گفتار او در همه محافل و مجالس، تعلیم و تربیت نیروهای حرفهای برای رسانه بود و دلواپسی، او بازماندن رسانههای ایران از قافله رسانههای مدرن بود. تسلط او بر زبان انگلیسی در کنار تجربه دوران خبرنگاری در نیویورک دست به دست هم داده بود تا او دائم فاصله سطح و کلاس روزنامهنگاری ایران با آن سوی آبها را بکاود. از سوی دیگر او تاریخ 170 ساله روزنامهنگاری در ایران را با همه فراز و فرودهایش بازگو میکرد و در این نگاه واگویهاش این بود که مبادا شأن روزنامه و روزنامهنگاری در ایران تنزل یابد. او خبرنگاری و اطلاعرسانی را شریفترین حرفه میشناخت و از این رو، هیچ گاه مشکلات و موانع موجود بر سر راه اهل رسانه مانع از این نشد که او از اصول و استانداردهای روزنامهنگاری تنزل کند. روا نمیدید ساحت این حرفه به غبار تمنیات امروز آلوده شود. رابطه و رفاقت در قاموس حرفه ای او راه نداشت؛ میگفت هر کسی را به سرای اهل قلم راه نیست. این شعار زیبا و نانوشته بر سر دفتر وطن دوست در همه ایامی بود که در کرسی کشف و جذب استعدادهای خبرنگاری مینشست.
اکنون آن صدای متین و مردانه از نفس افتاده است و آن قامت رسا و استوار خرقه خاکی را زمین گذاشته است. آنچه اما هنوز در خیال و خاطره اهالی خبر زنده است میراث یک روزنامه نگار آگاه، مسئول و منضبط است.
-
امریکاییها هنوز از ضرر وارد کردن به افغانستان دست بر نمیدارند
-
پشت صحنه حمله به سفارت عربستان روشن شود
-
پاسخ انتقاد سر بریدن نیست
-
ابوالقاسم وطن دوست روزنامه نگار پیشکسوت درگذشت
-
شادباش هنر ایران برای بزرگان عرصه فرهنگ
-
غایبان آزمون داوطلبی انتخابات خبرگان
-
دولت بیشتر از سهم 50 درصدی خود به مترو کمک کرده است
-
تصویرسازی برای مردم بیتصویر
-
لغو تحریم سوئیفت تا پایان دی ماه
-
یارگیری ریاض با دیپلماسی دلار
-
رونمایی بازار سهام از قدرت برجام
-
سقوط بالگرد امریکا در جنوب افغانستان
-
از نسل طلایی روزنامه نگاران وطن دوست




































