متهم در دادگاه: گوشی سرقتی را به مادر نامزدم کادو دادم
گروه حوادث - معصومه مرادپور/ اعضای یک باند 4 نفره که در غرب پایتخت با تهدید چاقو 28 گوشی آیفون را سرقت کرده بودند صبح دیروز در شعبه نهم دادگاه کیفری محاکمه شدند. به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، رسیدگی به این پرونده از چند ماه پیش بدنبال طرح برخورد با سارقان در پایتخت کلید خورد. در این طرح فردی بهنام میثم در یک پاساژ تجاری دستگیر شد و در بازجوییها همدستانش را معرفی کرد.
ارتباط و دوستی میثم با همدستانش به 3 سال قبل برمی گشت، زمانی که او در 16سالگی به اتهام درگیری و سرقت گوشی دستگیر و به سهسال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت محکوم شد. در آن مکان دوستی میثم با سعید، فرید و نوید شکل گرفت. این آشنایی تا حدی بود که آنها تصمیم گرفتند بعد از آزادی با همکاری یکدیگر اقدام به سرقت گوشی تلفن همراه کنند.
این باند صبح روز شنبه از زندان به شعبه نهم دادگاه کیفری به ریاست قاضی محمدی کشکولی انتقال یافتند و تا محاکمه شوند.
اظهارات متهمان در دادگاه
پس از طرح شکایت شاکیان پرونده، متهمان به دفاع از خود پرداختند و میثم به عنوان اولین متهم به قاضی گفت: من فقط یک سرقت را قبول دارم. من چند سال پیش هم در جریان یک درگیری متهم به سرقت گوشی شدم که به سه سال حبس محکوم شدم درحالی که اصلاً گوشی سرقت نکرده بودم.
در ادامه قاضی از او پرسید: علت بستری شدنت در بیمارستان آن هم چند روز پس از سرقت چه بود؟
میثم پاسخ داد: من به خاطر اینکه به دختر مورد علاقهام برسم دست به خودزنی زدم، بعد از آن ماجرا هم گوشی سرقتی را به مادر آن دختر کادو دادم.سعید دیگر متهم این پرونده هم گفت: فقط سرقت چند گوشی را قبول دارم.در ادامه فرید و نوید ادعا کردند که بیگناه هستند و سرقت کار آنها نبوده است. نوید که تبعه افغانستان است به قاضی گفت: من چون ایرانی نیستم دستگیر شده ام.
با پایان اظهارات متهمان ختم جلسه اعلام شد و قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.
6 ماه آموزش برای سرقت در 10 ثانیه
گروه حوادث/ پسر بیپول برای خرید هدیه نامزدی تصمیم به دزدی گرفت اما بعد از 6 ماه به یکی از حرفهایترین دزدان خودرو تبدیل شد.
به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، چندی قبل گزارش سرقتهای سریالی از صندوق عقب خودروهای پژو و پراید در محدوده خیابان پیروزی به پلیس اعلام شد. با شروع تحقیقات پلیسی دستور بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل سرقت صادر و کارآگاهان موفق به شناسایی چهره یک مرد جوان شدند. از آنجایی که احتمال میرفت عامل این سرقتها دزدی سابقه دار باشد کارآگاهان به سراغ آلبوم متهمان اداره آگاهی رفتند. پس از بازبینی تصویر متهمان، کارآگاهان دریافتند او مجرمی سابقه دار به نام پرهام است.
کارآگاهان با شناسایی مخفیگاه پرهام به کمین نشسته و زمانی که پسر جوان قصد ورود به مخفیگاهش را داشت او را دستگیر کردند. در بازجوییها نیز متهم به سرقتهای سریالی لوازم داخل خودرو به همراهی یک دختر فراری اعتراف کرد.
بدین ترتیب مدرس، دادیار شعبه 4 دادسرای ویژه سرقت پسر جوان را برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار داد وتحقیقات برای دستگیری همدست او ادامه دارد.
گفتوگو با متهم
25 سال دارد، 7 سال است که سرقت میکند و به خاطر همین جرم به دام مأموران قانون گرفتار شده است. پسر جوان در گفتوگو با خبرنگار ما از جزئیات سرقت هایش میگوید.
سرقتها را چطور انجام میدادی؟
سرقتهای من اصول و قاعده داشت به همین راحتی نبود. من آموزش دیدهام و کارهایم حساب و کتاب دارد. تخصص من به قدری بالاست که میتوانم در 10 ثانیه از صندوق عقب خودرو سرقت کنم.
آموزش دیدهای؟
بله. 7 سال قبل یک روز بیکار و بیپول در پارک نشسته بودم. آنقدر وضع مالیام بد بود که حتی نمیتوانستم برای دخترخالهام که نامزدم بود کادو بخرم. پسر جوانی به سراغم آمد و خیلی زود سر صحبت را با من باز کرد. وقتی سفره دلم را برایش باز کردم او به من پیشنهاد داد که سرقت کنم. قرار شد او به من آموزش سرقت بدهد و در مقابل من هر چیزی سرقت میکردم بخشی از آن را به پسر جوان میدادم. 6 ماه طول کشید تا آموزش دیدم و در این میان هم هر چه سرقت میکردم بخشی را به مربیام میدادم و باقی آن را هم میفروختم و خرج میکردم و برای دختر خالهام کادو میخریدم. اما او از ماجرای سرقتها با خبر شد و نامزدی را به هم زد. میگفت نمیتواند با یک دزد زندگی کند و پول من حرام است. شرط گذاشت تا وقتی دزدی را ترک نکردهام سراغش نروم.
تو هم قبول کردی؟
نه. برای اینکه معتاد به سرقت شده بودم و فکر میکردم میتوانم با این پولهای دزدی برای خودم کار و کاسبی خوبی راه بیندازم.
سرقتها را به تنهایی انجام میدادی؟
من هم تکرو هستم هم با گروه کار میکنم. سال 95 که به زندان افتادم بعد از یک سال حبس آزاد شدم. همان موقعها بود که در پاتوقمان با یک دختر فراری به نام نیوشا آشنا شدم. نیوشا اعتیاد داشت و با گروهی کار میکرد که آنها تخصصشان سرقت داخل خودرو بود. بعد از مدتی رابطه من و نیوشا صمیمیتر شد و درنهایت قرار شد باهم کار کنیم. به سراغ هر ماشینی که میرفتیم من صندوق آن را میزدم و نیوشا لوازم داخل آن را سرقت میکرد.
چه خودروهایی را سرقت میکردی؟
تخصص من فقط پژو و پراید است.
چرا فقط در محدوده خیابان پیروزی سرقت میکردی؟
من وسیله نقلیه ندارم. برای همین مجبور بودم در محدوده محل زندگیام سرقت کنم.
از این سرقتها چقدر گیرت میآمد؟
متفاوت بود. یکبار صندوق خودرویی را زدم که داخل آن یک ساک قرار داشت. داخل ساک هم جعبه جواهرات بود. اما بهطور کل خود جعبه ابزار که در بیشتر ماشینها هست را 50 هزار تومان میفروشم. لاستیکهای زاپاس را 100 هزار تومان و تجهیزات ضبط را هم 100 هزار تومان میفروشم.
شناسایی عامل تصادف مرگبار در سعادت آباد
گروه حوادث/ پسر 18 ساله که یک ماه قبل زن جوانی را با خودرو زیر گرفته و فرار کرده بود با اطلاعاتی که مرد تعمیرکار به پلیس داد شناسایی و دستگیر شد.
به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، ساعت ۱۱ صبح جمعه 21 دی، مأموران کلانتری 134 شهرک غرب در جریان تصادف خودروی پژو 206 سفید رنگ با زن 43 سالهای قرار گرفتند. در حالی که تلاش برای شناسایی و دستگیری راننده فراری ادامه داشت، 13 روز بعد زن جوان در بیمارستان جان باخت.
با انجام تحقیقات میدانی و بازبینی فیلم دوربینهای مداربسته محل وقوع تصادف خودرو شناسایی شد. بررسیها نشان میداد خودرو متعلق به مرد جوانی به نام محمدرضا است. بدین ترتیب محمدرضا بازداشت شد اما او گفت که خودرو را 30 مرداد به صورت وکالتی به مردی به نام حمید فروخته است.بلافاصله حمید 48 ساله نیز بازداشت شد.اما او هم مدعی شد که خودرو را به صورت قولنامهای به دامادش به نام علیرضا فروخته است. درنهایت مأموران موفق به بازداشت علیرضا شدند. وی در تحقیقات گفت: من خودرو را در اولین روز اسفند برای پدرم خریدم و در زمان حادثه خودرو در اختیار ما نبوده است و از تصادف هم بیاطلاع هستم.اما در ادامه تحقیقات کارآگاهان دریافتند که خودروی پژو روز حادثه در اختیار مرتضی، پسر 18 ساله علیرضا بوده است. این درحالی بود که بررسیها نشان میداد خودروی ۲۰۶ چند روز قبل به مغازه فروش و تعویض شیشه خودرو در منطقه سعادت آباد – خیابان کوهستان منتقل شده است.با شناسایی مغازه، کارآگاهان اداره دهم به تحقیق از صاحب مغازه پرداختند که وی گفت: چند روز قبل برای تعویض شیشه یک خودرو ۲۰۶ به خانهای در منطقه سعادت آباد مراجعه و شیشه جلو یک دستگاه خودرو پژو ۲۰۶ سفید رنگ که از ناحیه پایین سمت چپ شکسته بود را تعویض کردم. افرادی که آنجا بودند گفتند در درگیری پسرشان با افراد ناشناس این اتفاق رخ داده است.
با اطلاعاتی که مرد مغازه دار در اختیار تیم تحقیق قرار داد پسر 18 ساله بازداشت شد و گفت: روز حادثه با خودرو پژو ۲۰۶ سفید رنگ از منزل خارج شدم تا به دنبال برادرم به میدان شهرداری بروم. در چهارراه سرو در حالی که چراغ سبز بود قصد سبقت گرفتن از یک خودرو پژو پارس را داشتم که ناگهان با زن جوان برخورد کردم چون تازه گواهینامه گرفته بودم، ترسیدم و از محل متواری شدم و به خانه بازگشتم.سرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت:با اعتراف متهم، قرار قانونی برای وی از سوی بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه ۳۲ تهران صادر شد.