در مکتب قرآن
درسگفتارهای قرآنی امام موسی صدر - 11
به کجا تکیه کنیم؟
دو دهه از ماه مبارک رمضان سپری شده و یک دهه از آن باقی مانده است. پایان ماه و امتحان و سرانجام این آزمون نزدیک است. هنگامهای حساس است. در این موقعیت حساس در ادعیه هر شب از شبهای دهه آخر ماه مبارک توسلات و تضرعاتی، مشاهده میکنیم: «الهی! وَاَعوذُ بِوَجهِک الکریم وَ جَلالِک العَظیمِ، اَن تَنَقضی عَنّا ایام شهرِ رَمضانَ و لَیالیهِ، وَلَک قِبَلَنا ذَنبٌ، او تَبِعه تُعَذّبُنا عَلَیها»
چرا در ادعیه و احادیث، هر شب و روز، این مسأله را به ما یادآوری میکنند؟ در ادعیه روزهای ماه مبارک هم همین تعبیر آمده است: «اِن کنتَ رِضیتَ عَنا...» چرا این ادعیه دهه آخر ماه مبارک را به ما یادآوری میکنند؟
می خواهند بگویند ای مردم! ای روزه داران! ای مؤمنان! پایان فرصت نزدیک است، پیش روی شما فرصتهایی بود که به شماره نمیآید، در ضیافت الهی بودید، ناز پرورده خدا بودید، اعمالتان پذیرفته خدا بود، همه فرصتها برای شما فراهم بود، اگر بهره نبردهاید، بدبختی شماست. این از نابختیاری انسان است، اگر از این ماه استفاده نکند. این روزها با روزها و شبهای قدر و روزها و خاطرات امیرالمؤمنین(ع) و شهادتش مصادف است. ما، بهطور خاص، به او منسوبیم و متبرکیم به این انتساب و مفتخر. وجود امام چون تابلو جاودانه در برابر ماست. او در محرابش شهید شد. فانی در ذات خداست.
او همه چیزش را برای خدا داده است. در برابر ما این چنین تصویری است و ما مدعی هستیم که او امام ماست. امامت کیست؟ این پرسش را به کودکانمان میآموزیم و به مرده هنگام خاکسپاری میگوییم: اگر از تو پرسیدند امامت کیست، بگو: علی. علی امام توست. بعدی از ابعاد وجود و زندگی او پیش روی تو است. آخرین برگ از زندگی او در برابر تو است؛ او در محراب است و سرش خون آلوده، او در بستر مرگ است و زندگیاش رو به پایان. در چنین حالتی میگوید: «فُزتُ وَ رَبُّ الکعبه» (به پروردگار کعبه سوگند که رستگار شدم.)
او، هر روزه در پندهای پر ارزشش، ما را به نماز، به توجه به همسایه، به مسجد، به اصلاح و به اصلاح ذات البین، فرا میخواند. او ما را به بسیاری از واجبات و آداب و اخلاق سفارش میکند. به نام بردن از سفارشهای او نیازی نداریم، خود وجود و زندگانیاش سفارش است. هر برگی از دفتر زندگانیاش درس و عبرت است.
ما بسیار بسیار از امام میدانیم. ما از زندگانی امام بیش از دیگران آگاهیم. اما ای مؤمنان در این فرصت چه میکنیم؟ یعنی در این ایام که مصادف با شهادت امام است؟
پیروی و اقتدا به امام، به ما میآموزد چگونه زندگی کنیم و چگونه بیندیشیم. راه را به ما مینمایاند، راهی که جز کار و تلاش نیست. چنانکه گفتم، شما از امام و از رمضان بسیار میدانید، چیزهایی را میدانید که غیر شما نمیدانند، اما اگر سخن و معرفت در عمل آدمی متبلور نشود، سودی ندارد. طبیعتاً شما به روشنی میدانید چرا امام به این مقام و درجه رسید. شما آشکارا میدانید اگر امام به اعمالش تکیه نکرده بود، میان او و «عقیل» فرقی نبود. عقیل برادر وی بود. هر دو فرزندان یک پدر بودند و یک مادر. وی برادر امام بود. اما امام چگونه بدین مقام رسید؟ آیا به سبب خویشاوندی و نسب بود یا به سبب دوستی و انتساب طبعاً به این علتها نبود، زیرا میان امام و برادرانش فرقی نبود. یکی از شعرا میگوید: «حقیقت را میگویم، هرچند که سرزنشم کنند. اگر علم و معرفت دینی و دانستن حلال و حرام، کسی را بینیاز میکرد و او را سعادتمند میساخت، ابلیس سرور جهان بود.» آیا اینگونه نیست؟ ابلیس همه واجبات و محرمات را میداند، اما سودی ندارد. اگر ما چیزی را بدانیم، ابلیس بیش از ما میداند. آنچه سود دارد، عمل آدمی است:«وَ ان لیس للإنسان الا ما سعی»
جهان، جهان تصادفات و اتفاقات و پشتگرمیها و تکیه کردنها نیست، جهان، جهان عمل است و علم و تلاش، جهان کوشش و توان و پیشرفت. پس ای مؤمنان، ما به چه چیزی باید تکیه کنیم؟
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/6524/11/416102/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
























