نمایش «صدایا»
صداهای شبانه
محمدحسن خدایی
علیرضا ایزدی اینبار با نمایش «صدایا» در بخش دیگر گونههای اجرایی جشنواره فجر شرکت کرده است. روایتی از یک شخصیت شیزوفرن که ادعا دارد هر شب کمی بعد از نیمهشب صدایی از خارج خانه میشنود. اجراگر مدعی است که به مرور حجم و کیفیت صدا بالا رفته و هراس او شدت مییابد. اجراگر را میتوان سوژه تکافتادهای دانست که در یک اتمسفر اتمیزه شده زندگی میکند و حدود چهار سال پیش از تهران به یکی از شهرستانهای کوچک نقل مکان کرده و زندگی خود را با اشتغال به مغازهداری و مصاحبت با مردمان محلی گذرانده. از همان ابتدا که اجراگر اذعان میکند تصویری که تماشاگران از طریق ویدئو پروجکشن در حال تماشا هستند خود اوست و مربوط به چهار سال پیش، استراتژی اجرا نمایان میشود. یعنی همان مسأله هویت و بحرانی شدن بازنمایی آن. «من» دیروز در مواجهه با «من» امروز. در ادامه گفتوگویی جذاب و طنازانه میان هر دو «من» شکل مییابد و «من» امروزی با زبانی ادبی و آرکائیک تلاش میکند تفاوت و فاصلهاش را با «من» دیروزی آشکار کند. در همان ابتدا وقتی از دو «من» صحبت میشود، «من» نقش بسته بر پرده که مربوط است به چهار سال پیش، این گونه معرفی میشود که گویا واجد سوبژکتیویته جمعی مردم شهر است. بنابراین هراس شیزوفرن یک فرد، گویی بازتابی است از هراس یک جمع. طراحی صحنه هوشمندانه نمایش که تعدادی شیشه آویزان از سقف را در مقابل تصویر «من» دیروزی قرار داده و در طول اجرا و بنابر ضرورت و با رنگ سفید، توسط «من» امروزی رنگآمیزی میشود، بازتابدهنده تصویر منفصل و تکهپارهشدهای که قرار است توهم یکپارچه بودن «من» روی پرده را متلاشی کرده و از وضوح انداخته و بتدریج به محاق برد. در ادامه «من» امروزی مقابل شیشهها مینشیند و به مرور با تصویر «من» دیروزی که منقطع و متکثر شده، یکی میشود. چراکه اجرا هر چه ادامه مییابد و تلاش میشود گذشته بیعیب و نقص بازنمایی گردد، اما این گذشته بیش از پیش به امری غیرقابل اعتماد، سوررئال و هراسناک بدل شده که وضوح ندارد و رسا نیست و پیوستاری را پدیدار نمیکند. یکی از نکات قابل توجه اجرا نسبتی است که سوژه شیزوفرن با گفتار پزشکی برقرار میکند. در ابتدا اجراگر در شرح صدایی که میشنود، روایتی کمابیش عقلانی از گذراندن شبها بیان میکند. اما با مراجعه به روانپزشک، کیفیت و حجم صدا افزایش یافته و نسبت او با واقعیت زندگی روزمره، بحرانیتر میشود. حال عارضه دوبینی و خارش قسمتی از بدن هم سراغش میآید. اجرا با یکی کردن بدن «من» امروز با تصویر «من» دیروز، بیماری را تکثیر و همگانی میکند. چراکه تماشاگران در مواجهه با هر دو «من» که مقابلشان نشسته، با برهم افتادگی هر دو، احساس میکنند دچار دوبینی شده و بدل به بیمارانی شیزوفرن. و در آخر وقتی قرار است سرگذشت «من» آینده روایت شود، تماشاگران شیزوفرنشده در وقت مقرر، از ماجرا آگاه خواهند شد و دیگر احتیاجی به «من» امروز که روایت میکند نخواهد بود.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7271/16/534896/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه









































