ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
درنگ
رضا سلیمان نوری
لغو مشروطیت از سوی محمدعلی شاه علاوه بر تهران در بسیاری از شهرستانها نیز با مخالفت عمده بزرگان هوادار مشروطه مواجه شد. اصفهان یکی از کانونهای عمده مخالفت با این تصمیم شاه قاجار بود.در راستای همین عدم همراهی با سلطان مستبد قاجار بود که بزرگان شهر و در رأس آنها نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیاری در روزی چون امروز از سال 1288 خورشیدی اقدام به تاسیس «انجمن نجات مشروطیت اصفهان» کردند.در مراسم آغاز به کار این تشکل صمصام السلطنه اعلام کرد که به منظور خلع محمدعلی شاه از سلطنت با سه هزار سوار و چند دستگاه توپ رهسپار تهران خواهد شد. سخنی که چندی بعد آن را عملی کرد و سواران صمصام با پیوستن به مشروطه طلبان شمال پایتخت را تصرف کردند.در این هنگام بود که شاه قاجار همان کاری را کرد که حاکم اصفهان پس از تشکیل انجمن نجات انجام داد با این تفاوت که شاه به سفارت روسیه پناه برد و حاکم اصفهان به کنسولگری انگلستان پناهنده شد.
جهان نویسندگان
آرش نقیبیان
کورنلیوس یوهانس یاکوبس ماریا نوتبوم معروف به «سیس نوتبوم» متولد سال 1933 در لاهه؛ داستان نویس و شاعر هلندی است که تاکنون جوایز ادبی فراوانی در هلند و در جهان کسب کرده و چند بارتا نامزدی جایزه نوبل ادبیات پیش رفته است. پدرش سال 1945 هنگام جنگ دوم جهانی در بمباران لاهه کشته شد و مادرش بلافاصله با کاتولیکی مؤمن ازدواج کرد. نوتبوم زیر نظر پدرخوانده خود تحصیلاتش را در مدارس مذهبی به اتمام رساند و با سمت کارمندی در بانک استخدام شد. در کنار کار اداری اش به همکاری با روزنامههای مختلف هلندی پرداخت. از همان سالهای جوانی شوق سفر و انگیزه فراوان نوتبوم برای گشت وگذار در جهان او را به اقصی نقاط گیتی کشاند. به بسیاری از کشورهای جهان سفر کرد و با فرهنگها و تمدنهای مختلف آشنا شد. شاید در تاریخ ادبیات قرن بیستم کمتر نویسندهای را بتوان یافت که مانند نوتبوم اهل سیاحت و سفر باشد. نوتبوم گزارش سفرهای خود را با زبان و لحنی فرهیخته و ادیبانه ارائه میدهد. کتاب «شبی در اصفهان» طی یکی از همین سفرهای پژوهشی او به ایران در سال 1978 نگاشته شد. از جمله سفرنامههای دیگر او «بعد از ظهری در برووی»، «یک شب درتونس» و «جاده سانتیاگو» است. از کتابهای مشهور او در این حوزه همچنین میتوان به کتاب «در محفل شاعران مرده» اشاره کرد. کتاب حاصل سفرهای متعدد نوتبوم و همسرش سیمونه زاسن به بیش از پنجاه کشور جهان و بازدید و عکاسی از قبر شاعران و نویسندگان بزرگی است که نوتبوم به آنها عشق میورزد. عکسهای زیبای سیمونه زاسن که در عین حال عکاس مشهور و برجستهای است و متنهای زیبای نوتبوم در زیر و حاشیه عکسها از کتاب «در محفل شاعران مرده» شاهکاری ادبی و هنری خلق کرده که تحسین همگان را از هنگام انتشار تا امروز برانگیخته است.
سیس نوتبوم در میان نویسندگان هلند به پرکاری شهرت دارد. رمانها، سفرنامهها و مجموعه اشعار او در جامعه کتابخوان هلندی از جایگاه ویژهای برخوردارند. درون مایه بسیاری از رمانهای او شرح همین سفرها و در عین حال رخدادهای نوجوانی و جوانی اوست که به تعبیر زیبای سِرژ آلِن میشل - مترجم آثار نوتبوم به فرانسه- خاطراتی زنده هستند که در میان پرسوناژ رمانهای این نویسنده همچنان زندگی میکنند. نخستین رمان نوتبوم، «فیلیپ و دیگران»، در سال 1955 جایزه آن فرانک را دریافت کرد. از همان نخستین کتاب جامعه ادبی هلند تولد نویسندهای بزرگ را به رأیالعین مشاهده کرد که قرار بود نقش برجستهای در تکامل رمان هلندی قرن بیستم ایفا کند. از دیگر رمانهای معتبر نوتبوم میتوان به «داستان بعدی» اشاره کرد. این رمان که در سال 1990 منتشر شد، نوتبوم را در ردیف مهمترین نویسندگان اروپایی قرار داد. داستان بسیار پیچیده و مبهم کتاب، در کنار نثر شاعرانه نوتبوم و دیدگاههای عمیق و فلسفی آن، تحسین و حیرت منتقدان ادبی را برانگیخت.
در اینجا باید اشارهای به رمان «تشریفات» داشته باشیم که اسباب شهرت جهانی نویسندهاش را فراهم کرد و در اندک زمانی به سی زبان ترجمه و در امریکا جایزه معتبر ادبی «پِگاسوس» را از آن خود کرد. تشریفات رمانی است شامل سه بخش که سه حادثه زندگی «اینی وینتروپ» را توصیف میکند، بخش نخست که کوتاهترین بخش نیز است، توصیف ازدواج اینی وینتروپ با زیتا دختری اهل نامیبیا که مدل عکاسی است. این ازدواج پس از شش سال با ناکامی مواجه میشود و اینی را تا مرز خودکشی میکشاند. بخش دوم و سوم کتاب شرح آشنایی قهرمان داستان با پدر و پسری است که با مجموعه عقاید عجیب و منحصر به فردشان اینی وینتروپ را تحت تأثیر قرار میدهند، اما در نهایت تنها میتوانند نگاه قهرمان داستان را اندکی نسبت به زندگی تعدیل ببخشند. اینی وینتروپ از جزمیت بیزار است. از هرگونه دکترین فکری و عقیدتی که رنگ و بویی از ایدئولوژی بدهد سرپیچی میکند؛ در رمان زیبای «تشریفات» نبض تاریخ معاصرجهان میزند. بسیاری از حوادث دهههای 50، 60 و 70 میلادی، از جمله مسافرت انسان به ماه، کودتای 28 مرداد 32 در ایران، دوران ریاست جمهوری آیزنهاور و کنفرانس برمودا و بسیاری از حوادث تاریخی معاصر را به لایههایی پنهان و آشکار در رمان میبینیم و همچنین بحث و جدلهای اگزیستانسیالیستی شخصیتهای داستان و مکالمههای مذهبی، فلسفی و اخلاقی کتاب، از تشریفات رمانی کم نظیر و عمیق ساخته است.
در پایان به سابقه انتشار آثار نوتبوم به زبان فارسی اشاره مختصری میکنیم. نخستین بار شهروز شهید کتاب «داستان بعدی» را به فارسی ترجمه و بعد از آن خانم مهشید میرمعزی کتاب جذاب و خواندنی «در محفل شاعران مرده» را به فارسی برگرداندند و شاهکار نوتبوم، رمان «تشریفات» هم توسط خانم سامگیس زندی از اصل هلندی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

محمد بلوری
روزنامه نگار پیشکسوت
با زندهیاد «ابوالقاسم وطندوست» سالیان سال دوست و همکار بودم. در خاطرم هست پیش از انقلاب، زمانی که او در خبرگزاری پارس (نام پیشین خبرگزاری ایرنا) مشغول فعالیت بود؛ مسئولیت خواندن خبرهای محرمانه خبرگزاری با وطندوست بود. کشور عمان درگیر جنگ ظفار بود و من در رابطه با مسائل نظامی این جنگ مطالبی را در روزنامه کیهان فاش کردم. وطن دوست به واسطه آن نامههای محرمانه با خبر شده بود که ساواک به دنبال دستگیری من برای انتشار آن مطالب است. تلفنی از این اتفاق باخبرم کرد و گفت: «روزنامه نرو که ساواک به دنبالت است!» حدود یازده- دوازده روز سرکار نرفتم تا اینکه با کمک مدیران و همکاران، ماجرا ختم به خیر شد. این خاطره را گفتم تا به یکی از مهمترین ویژگیهای اخلاقی وطندوست اشاره کنم. او بیهیچ اغراق، مردی بسیار مهربان، همکاری با مسئولیت و دوستی بینهایت دلسوز بود؛ آنچنان که هر کاری از دستش برمیآمد برای همکاران و دوستانش انجام میداد. کافی بود که از ماجرایی، شخصی یا کاری ناراحت بودیم و برای لحظهای پیش او مینشستیم؛ آن وقت بود که با مهربانی و اخلاق خوشش، کاری میکرد که غم دنیا را فراموش میکردیم. بیش از نیم قرن در عرصه رسانه با عشق و علاقهای مثال زدنی کار کرد و هر وقت که جوانان پیش او میرفتند بدون هیچ دریغی تجربیاتش را در اختیار آنان میگذاشت. هنوز باورم نمیشود که او از این دنیا رخت بربسته است...

ابوالقاسم وطن دوست
روزنامه نگار پیشکسوت درگذشت
ابوالقاسم وطن دوست از مدیران با سابقه و پیشکسوت خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) روز سهشنبه دار فانی را وداع گفت. مرحوم وطن دوست که طی روزهای اخیر به علت عارضه مغزی در بخش «آی سی یو» بیمارستان بستری بود از سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی همکاری خود را با خبرگزاری پارس (ایرنا) آغاز کرد و پس از سالها خدمت در مسئولیتهای مختلف از جمله خبرنگار، مدیر و مشاور، در سال 1376 با پست مدیر امور اداری بازنشسته شد. مدیرکل اخبار استان ها، مدیرکل امور اداری، مدیرکل تشکیلات و بودجه، مدیرکل طرح و برنامه، مشاور مدیرعامل و نفر دوم دفتر نمایندگی ایرنا در نیویورک از جمله سمتهای مرحوم وطن دوست طی سالها خدمت در ایرنا بوده است.
مکاشفه
عموجان دلواپس ما شادمان و مسرورند که فلانی سر جلسه امتحان نرفته! البته فقط ایشان که نیستند. رسانههای دلواپس و شبه دلواپس چیزی نمانده اشک شوق بریزند و بر طبل شادانه بکوبند و کم مانده از خوشحالی پس بیفتند که فلانی نرفت، فلانی امتحان نداد، فلانی حذف شد، امتحان مجدد نداریم و الخ...
ما آن قدیم و ندیمها که بچه بودیم یادمان میآمد که از سوپری محل و راننده سرویس تا بابای مدرسه و معلم ورزش، وکیل مدافع بچه هایی میشدند که سر جلسه دیر میرسیدند. خود ما را وقتی آبله مرغان گرفته بودیم برای مان یک اتاق جدا با میز و صندلی جدا گذاشتند و از در پشتی بردند تا امتحان بدهیم و از درس و کلاس عقب نمانیم. یعنی کوشش همه این بود که تا میشود کمک کنند همه در آزمون شرکت کنند. حالا بعضیها هم بودند که حوصله درس و کلاس را نداشتند و میرفتند دنبال زندگی که بدون حاضر و غایب باشد. خب کسی برای حضور نداشتن و غیبت آنها شادی نمیکرد و همه تأسف میخوردند که حیف شد فلانی درسش را ادامه نداد. ما حتی یک مدیری داشتیم که وقتی کسی غایب بود زنگ میزد منزل شان که چرا فرزندتان سر جلسه حاضر نشده و اگر میشود تا وقت هست، خودش را برساند.
حالا روزگار عوض شده. با وجود تأکید تمام ارکان نظام بر حضور و مشارکت حداکثری در انتخابات، داریم دوستانی را که از حذف زودهنگام چهرهها شادمان میشوند و دست افشانی میکنند. خب حالا به فرض هم که این شخصیت حذف شد؟ آخرش؟ این شخصیت را هم حذف بفرمایید اکثریت به شخصیتهای محبوب شما رأی میدهند؟
عموجان پوزخندی به پهنای صورت زدند و فرمودند:« بیخود خودتان را به موش مردگی نزنید. باید امتحان بدهید. همه باید امتحان بدهند. حتی باید از جناب روحانی و جناب هاشمی هم امتحان بگیرند. اصلاً باید قانون را عوض کنند که بشود هر سال انتخابات ریاست جمهوری برگزار کرد. چه معنی دارد که اداره کشور برای 4 سال به دست یک ژنرال حقوقدان بیفتد! اصلاً باید روابط مان را با کل دنیا قطع کنیم. فرق جیبوتی با فرانسه و انگلیس و کانادا چیست؟ اصلاً چرا باید بین کشورها فرق بگذاریم؟ یکسری نمیخواهند با ما رابطه داشته باشند، خب ماهم نخواهیم با باقی کشورها رابطه داشته باشیم؟ اینجوری به نفع اقتصاد هم هست. کلاً میشود وزارت خارجه را تعطیل و ظریف را مرخص کرد که برود لاویج عسل بخورد!» بله خب اینها که فرمودند آرزوهای شیرین دلواپسانه است اما مملکت حساب و کتاب و قانون دارد و مختصات کلانش را اکثریت در هر انتخاباتی مشخص میکند. اگر به شما بود که دوست داشتید کل کابینه به مرخصی برود و زمام امور به دستان با کفایت دوستان ولنجک بازگردد. ولی خب فعلاً با همین شادیهای کوچک خوش باشید و پایکوبی کنید. به هر حال این هم داستانی است...
کیوسک
نخستین شماره دوهفته نامه سیاسی و فرهنگی «روبه رو» به مدیرمسئولی پوریا سوری و سردبیری سروش فرهادیان، با گزارشی جنجالی و مستند درباره هزینههای سرسام آور تبلیغاتی نمایندگان، در گفتوگو با 267 نماینده مجلس نهم و با تیتر «مظنه نمایندگی چند؟» منتشر شد. همچنین در این مجله، موضوع کارآمدی یا ناکارآمدی در دولت یازدهم با تیتر «روحانی و رفیقان ناباب» موضوع تحقیق قرار گرفته شده است و «روبهرو» سراغ 33 رئیس ستادهای استانی حسن روحانی در انتخابات 92 رفته است. در پرونده اقتصادی این مجله، اتاق بازرگانی یا همان پارلمان بخش خصوصی موضوع گزارش قرار گرفته است. در بخش فرهنگی این شماره، به چرایی حذف نویسندگان و شاعران برجسته معاصر از کنداکتور پخش صدا و سیما پرداخته شده است. افشای ابعاد ویرانگر پرونده سد گتوند و آثار تخریبی زیست محیطی این سد بر زندگی مردم خوزستان و رودخانه کارون، سوژه دیگر «روبهرو» در شماره نخست است. مجله «روبه رو»، در 100 صفحه و با قیمت 8 هزار تومان در دکههای سراسر کشور توزیع شده است.
«ایران»، تولد این نشریه را به همکاران مطبوعاتی خود تبریک میگوید.

بررسی «درآمدی بر تاریخنگاری ایرانی- اسلامی»
نشست نقد و بررسی کتاب «درآمدی بر تاریخنگاری ایرانی- اسلامی» چهارشنبه 16 دی ساعت 16 برگزار میشود. در این نشست پروین ترکمنی آذر، ذکرالله محمدی و ابوالفضل رضوی (مؤلف) در خانه اندیشمندان علوم انسانی به سخنرانی خواهند پرداخت.
همایش بزرگداشت «ابن هیثم»
همایش بزرگداشت ابن هیثم دانشمند بزرگ جهان اسلام به همت فرهنگستان علوم چهارشنبه ۱۶ دی برگزار میشود. این همایش که «جهانبینی نور» نام دارد و به مناسبت سال جهانی نور برگزار خواهد شد، در دو نشست یکی از ساعت 8:30 تا ۱۲ و دیگری از ساعت۱۴ تا ۱۷ در سالن کنفرانس فرهنگستان علوم تشکیل میشود. استادان و صاحبنظران برجسته حوزههای فلسفه، تاریخ و فلسفه علم، فیزیک، مهندسی و هنر سخنرانان همایش مزبور هستند. در نشست صبح رضا داوری اردکانی، جواد صالحی، حسین معصومی همدانی، یوسف ثبوتی، هادی ندیمی و حبیب تجلی سخنرانی خواهند کرد. در نشست بعد از ظهر سید مصطفی محقق داماد، غلامحسین ابراهیمی دینانی و محمد حسین حلیمی سخن میگویند.
نقد کتاب «دریای معرفت؛ از بایزید بسطامی تا نجمدایه»
نشست نقد و بررسی کتاب «دریای معرفت؛ از بایزید بسطامی تا نجمدایه» چهارشنبه 16دیماه ساعت 16 در سرای اهل قلم برگزار میشود که در آن نصرالله پورجوادی و محمد سوری سخنرانی میکنند.
نشست «تاریخ سیاسی ایران»
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نشست «تاریخ سیاسی ایران با تأکید بر مفاهیم و چارچوبهای نظری» را برگزار میکند. این نشست با حضور احمد گل محمدی، داریوش رحمانیان و عبدالرحمن حسنیفر چهارشنبه ۱۶ دیماه از ساعت 14 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار میشود.
درس گفتار «خاقانی، متواضع یا مغرور»
سومین نشست از مجموعه درسگفتارهایی درباره خاقانی چهارشنبه 16 دی ساعت ۱۶:۳۰با عنوان «خاقانی، متواضع یا مغرور» با سخنرانی «محمدرضا ترکی»؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و خاقانیپژوه در مرکز فرهنگی شهر کتاب در خیابان احمد قصیر برگزار میشود.
تخفیف ویژه «متاستاز» به دانشجویان
بلیت تئاتر «متاستاز» به کارگردانی علی اصغر دشتی روز چهارشنبه 16 دی، با تخفیف 50 درصد به دانشجویان علاقهمند ارائه میشود.
حوالی فرهنگ
یزدان سلحشور
یادم هست وقتی عزتالله ضرغامی ریاست صدا و سیما را بر عهده داشت از وضعیت دوبله در تلویزیون خیلی انتقاد میشد هم از داخل سازمان و هم از بیرون اما به نظر میرسد که اکنون این انتقادها بیشتر شده. دوبله البته سالهاست که حال و روز خوبی در تلویزیون ایران ندارد با اینکه میزان آثار دوبله شده در این رسانه، نسبت به دهه پنجاه که اوج فعالیت دوبله در تلویزیون بود، چند برابر شده اما مشکلات، یکی دو تا نیست. حتی فیلمهای باکیفیت هم بد دوبله میشوند. دوبلورها هم مقصر نیستند، کار خوب، زمان خوب میخواهد، پول خوب میخواهد، ترجمه خوب میخواهد، صداگذاری خوب میخواهد. گاهی حتی شاهدیم که دوبلورهای باسابقه، همه سعیشان را میکنند اما وقتی صدای زمینه وجود ندارد، حاصل کار چه خواهد بود؟ حاصلش احتمالاً این است که یکی از بهترین دوبلورهای تاریخ دوبله بگوید «فعلاً در دوبله کار نمیکنم!» بهرام زند گفته است: «وضعیت دوبله در صداوسیما در دوره ریاست سید عزتالله ضرغامی به مراتب بهتر از حال حاضر بود. در این زمینه خیلی حرفی برای گفتن ندارم و پیشنهاد خاصی هم به صداوسیما ندارم؛ چرا که معتقدم پیشنهادها فایدهای ندارد و هیچ تغییری صورت نمیگیرد. اوایل که آقای سرافراز ریاست سازمان صداوسیما را بر عهده گرفتند، درباره ویراستاری فیلمهای خریداری شده برای دوبله کمی شکایت داشتم که تمام حرفهایم منعکس شد ولی هیچ فایدهای نداشت و اتفاقی نیفتاد؛ بنابراین چه من بگویم و چه نگویم هیچ اتفاقی نمیافتد؛ چرا که یک سیستم خفته و یکجا ماندهای است که هیچ تغییری نمیکند.» به نظرتان وقتی کسی به حرفهای زند گوش نمیدهد، به حرفهای من در یک ستون کوچک روزنامه ایران گوش میدهد؟!
شبگردها
فاروق مظلومی
کرکسی گرسنه و خسته بر فراز آسمان کویر پرواز میکرد در جستوجوی غذا. انسانها درختچههای گز را سوزانده بودند و موشها از کویر رفته بودند.کرکس ناامید از فرط گرسنگی آرام فرود آمد و دیگر توان بلند شدن نداشت.از بد حادثه همان انسانها آنجا بودند.گرفتند کرکس بینوا را. منقارش را بستند و پاهایش را.سرش از گردن بلندش آویزان بود نا نداشت سرش را بالا نگه دارد.یکی از انسانها بالهای کرکس را باز کرد تا شجاعتش را به نمایش بگذارد و اینکه با چه قدرت فراوانی حیوان گرسنه بیرمق را به چنگ آورده است و انسانی دیگر دست انداخت زیر سر کرکس تا سرش را بلند کند و با کرکس رو به موت عکس سلفی بگیرد و بعد شادمان از این پیروزی اسیرشان را به مزایده گذاشتند. بعضی از دوستانی که با ماشینهای به اصطلاح آف رُد آمده بودند پیشنهادهای غیرمتمدانهای داشتند.یک لحظه کرکس را خشک شده در سالن یک خانه مجلل تصور کردم و سر جایم خشک شدم.بعد اوضاع به حالت عادی برگشت و صدای موزیک مادونِ دون، کویر را آلوده تر کرد، غروب کویر زیبا بود و غمگین.
از خواب که پریدم اشک و خشم امان نمیداد.خشم از خودم که شاهد این اتفاق بودم و حتی وقتی که پرنده بداقبال را با پاها و منقار بسته انداختند صندوق عقب پیکان نتوانستم کاری بکنم. کابوس شبانه من اتفاقی بود که صبح روز ششم آذر ماه سال 94 در کویر مرنجاب واقعاً افتاد. آن روز من به همراه گروهی از فراگیران راهنمایی تور در کویر بودم.کسی چه میداند شاید افرادی که پرنده را اسیر کردند به قول خودشان تحویل سازمان محیط زیست دادهاند اما از رفتار اولیه شان امیدی به این کار نبود.
برایمان عجیب است اما کرکس و کلاغ هم پرندهاند. شکوه پرواز کرکس بر فراز کویر با شکوهِ ایران کمتر از پرواز عقاب نیست. آرامشی که در پرواز این پرنده است با سکوت و آرامش کویر همنوا است قبول کنیم حیوانات بهتر از ما هماهنگی و همراهی با اتمسفر و آمبیانس فضا را تشخیص میدهند. ما هیچ حرکت ناشایستی از حیوانات در طبیعت نمیبینیم. حیوانات تمام مدت در حال پاکسازی محیط زندگیشان هستند. هیچ صوت ناهماهنگی از هیچ پرنده یا خزندهای در طبیعت نمیشنویم. این انسان است که عموماً در حد بضاعت خودش هر جا پایش برسد آلودگی صوتی، بصری و دیگر آلودگیها را ایجاد میکند.
هر چقدر سعی کردم سازمان محیط زیست و میراث فرهنگی و گردشگری را برای حادثه اسارت کرکس متهم کنم موفق نشدم و دیدم جداً بیانصافی است. ما تقریباً هر روز از صدا وسیما و سازمانهای ذیربط برنامه هایی را مشاهده میکنیم که در راستای رفتار صحیح در طبیعت فرهنگسازی میکنند اما چرا کارگر نیست ؟ عقلم به جایی قد نمیدهد.
حسن ختام کویرگردی ما اتفاقی بود که هنگام بازگشت افتاد.آرامش شتر را با سکوت غروب زیبای کویر تصور کنید بعد ما را اضافه کنید که از ماشین به حالت حمله پیاده شدیم تا عکس بگیریم.البته نه از دوردست و با لنز تله که آرامش حیوان را به هم نزنیم منظور گرفتن عکس سلفی بود و چارهای نبود مگر از سر و گردن شترها آویزان بالا برویم.
یک نفر داخل خانواده باید با ما جدی صحبت کند و بگوید که زندگی در طبیعت آداب دارد و ادب میطلبد. حتی ژست گرفتن برای عکس در طبیعت کمی دقت میخواهد. ما در طبیعت میهمان حیوانات هستیم میهمان میزبانش را نمیآزارد.میهمان خانه میزبان را تخریب نمیکند، میهمان میزبان را دوست دارد. حالا چشمهایم را میبندم و در کویر تنها میمانم جنگلی از درختچههای گز میروید. روباهها و گربههای شنی به خانه برمیگردند و موشها از زیر درختچهها سرک میکشند. آسمان کویر پر از شاهین، عقاب و تیهو میشود. چشمهایم را باز نمیکنم تا شب شود و ستارهها نزدیک شوند نه آنقدر که دست انسان برسد. امشب کویر بدون کرکس دلش میگیرد و ستارهها اشک میشوند و میبارند.
پاورقی: در لغت نامه شبگردها کرکس و کلاغ پرندههای زیبایی هستند که کاری به کار انسان ندارند و روزهای تنهایی، انسان را تنها نمیگذارند. اما انسانها بویژه شعرا به غیر از سهراب میانه خوبی با آنها ندارند، بی دلیل.من خودم دیدم کلاغی که در خانه ماند مهربانتر از همسایهها بود که آمدند تسلیتی گفتند و رفتند.
کتاب
نشر ثالث با همکاری بخش فرهنگی سفارت آلمان ساعت ۱۷ پنجشنبه 17 دی ماه در کتابفروشی ثالث از کتاب «کامو؛ آرمان سادگی» رونمایی خواهد کرد. ایریس رادیش، نویسنده کتاب، که به دعوت نشر ثالث به ایران سفر کرده است، همراه با مترجم کتاب، مهشید میرمعزی، در این مراسم حاضر خواهند بود. کتاب «کامو؛ آرمان سادگی» که بتازگی با رعایت قانون کپی رایت به چاپ رسیده است در 10 فصل زندگی و آثار کامو را مرور و بررسی میکند. این کتاب که با مقدمه نویسنده برای چاپ در ایران آغاز میشود ۳۵۸ صفحه دارد و با جلد نفیس و به قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.
خبر آخر
ماشاءالله محمدی، صاحب کتابفروشی محمدی دوشنبه 14 دی درگذشت. وی صاحب یکی از قدیمیترین کتابفروشیهای خرمآباد و نویسنده کتاب «خاطرات من از خرم آباد قدیم» بود که نقش ارزندهای در توزیع نشریههای قدیمی داشت. وی از سال 1325 تا 1382 به مدت 57 سال کتابفروش و نمایندگی شماری از مطبوعات چاپ تهران را بر عهده داشت و چهار عنوان کتاب در دهه 1340 به چاپ رساند که اسامی آنها عبارتند از «جغرافیای تاریخی»، «تاریخ لرستان» تألیف «آهنگها و ترانه لرستان» و «سفرنامه دوراند» و «سفرنامه حج بیتالله الحرام». چهار جلد کتاب یاد شده را کتابفروشی محمدی در چاپخانههای مطبوعات و آفتاب تهران چاپ کرد. یاد ماندههای این کتابفروش ناشر با عنوان «خاطرات من از خرمآباد قدیم» به کوشش و با مقدمه سید فرید قاسمی در سال 1379 به وسیله انتشارات افلاک چاپ شد.
روزنه
نشر دف، واقع در زیر پل سیدخندان، پنجشنبه 17 دی از ساعت 17 تا 19، میزبان بیش از پنجاه نفر از اعضای یک شبکه اجتماعی معاوضه کتاب خواهد بود. اعضای این گروه با بیش از 14 هزار عضو فعال و علاقهمند، تاکنون بارها در اماکن عمومی مانند پارکها و کافهها کتابهایشان را با یکدیگر معاوضه کردهاند. اکنون این نخستین باری است که یک «کتابفروشی» را برای تاخت کتابهایشان انتخاب میکنند. ویترین و دکورِ پاریسی و جذاب کتابفروشی نشر دف عموماٌ مورد علاقه جوانان بوده و امید میرود این کتابفروشی تازه تأسیس تبدیل به یک پاتوق فرهنگی شاداب در سطح شهر تهران شود. مدیران نشر دف میگویند از هر فرصت ممکن میبایست برای افزایش سرانه مطالعه در میان جوانان استفاده کرد. «شبکههای اجتماعی» رسانههایی هستند که میتوانند با نگاه و رویکرد مثبت در خدمت کتاب قرار بگیرند.
نگاره
رامین اعتمادی بزرگ، هنرمند مجسمه سازی که پیش از این در آثارش برای سندسازی تلاش کرده بود، این بار نیز پرفورمنسی اجرا میکند. این هنرمند هنرهای اجرایی و مجسمهساز با اثری با نام «اسناد یک توافق» از مجموعه اسناد تاریخی در قالب پرفرمنس آرت یا هنر اجرا در جشنواره «سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز» در موزه هنرهای معاصر حضور خواهد یافت. این اجرا چهارشنبه ١٦ دی رأس ساعت ١٧ در موزه هنرهای معاصر به آدرس تهران، خیابان کارگر شمالی، جنب پارک لاله، موزه هنرهای معاصر برگزار میشود.
-
ایجاد انجمن نجات مشروطیت در اصفهان
-
در محفل شاعران مرده درباره «سیس نوتبوم»
-
باورم نمیشود که او دیگر نیست
-
عکس نوشت
-
بر طبل شادانه بکوب!
-
آغاز «روبه رو»یی در مطبوعات
-
چهارشنبه بازار فرهنگ
-
گوش میکنی و فراموش میکنی!
-
کرکس و کلاغ هم پرندهاند
-
رونمایی کتاب «کامو؛ آرمان سادگی»
-
قدیمیترین کتابفروش خرمآباد درگذشت
-
گردهمآیی دوستداران کتاب به بهانه تاخت آن!
-
سندسازی با یک پرفورمنس




































