ترک تریاک و مرفین بدون کوچکترین ناراحتی و عوارض در مدت سه روز با قید تعهد معالجه میشود دکتر محمد دادخواه- دیپلمه فدرال سویس انترن سابق بیمارستانهای بروکسل لاله زار از طرف میدان سپه از 5 تا 8 بعداز ظهر تلفن 3817
با آخرین متد و جدیدترین لوازم عکاسی آماده شده است برای عکس برداری از شب نشینیها- مسابقات ورزشی- میهمانی ها و غیره میتوانید با تلفن 37351 و 32528 با عکاسی تهرانمصور تماس بگیرید.

طلای غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی
المپیک طلایی ایران
فرزانه قبادی/ در اردیبهشت 1279 «فریدون میرزا ملکم» بهعنوان نخستین نماینده ایران راهی المپیک پاریس شد و با نام «پرنس فریدون میرزا ملکم از کشور پرشیا» در رشته شمشیربازی به رقابت پرداخت و صاحب مقام نوزدهم شد. بعداز آن هم ایران دو دوره موفق شد به مسابقات المپیک راه پیدا کند. حالا اما آذر ماه 1335 است و مردم در فرودگاه مهرآباد بیصبرانه منتظر به زمین نشستن هواپیمایی هستند که حامل ملی پوشان طلایی ایران است. مردانی که با دستی پر از المپیک ملبورن باز میگردند. کاروان ورزشی ایران با دو طلا، دو نقره و یک برنز و با رتبه چهاردهم جهانی، مسابقات المپیک را پشت سر گذاشته است. ایران در دورههای پیشین نیز در این مسابقات شرکت داشت، اما این نخستین تجربه طلایی ایران در المپیک است. در المپیک لندن 1948 کاروان اعزامی ایران با 36 ورزشکار در رشتههای بسکتبال، بوکس، تیراندازی، وزنهبرداری و کشتی توانست نخستین مدال المپیک را که برنز جعفر سلماسی در رشته وزنهبرداری بود، به دست آورد. المپیک هلسینکی 1952 هم میزبان گروهی 22 نفره از ورزشکاران ایرانی در رشتههای دو و میدانی، بوکس، وزنهبرداری و کشتی بود که دستاورد حضورشان یک مدال نقره و یک مدال برنز در رشته وزنهبرداری و دو نقره و سه برنز در رشته کشتی بود. در المپیک ملبورن ایران با سه رشته ورزشی دو ومیدانی، وزنهبرداری و کشتی و 17 ورزشکار حضور پیدا کرد و توانست دو طلا و دو نقره در رشته کشتی و یک برنز در رشته وزنهبرداری کسب کند. امام علی حبیبی نخستین مدال طلای المپیک ایران را کسب کرد و بعد از او غلامرضا تختی دومین مدال طلای کاروان ایران را کسب کرد. محمدعلی خجستهپور و مهدی یعقوبی هم مدال های نقره کشتی و محمود نامجو مدال برنز وزنهبرداری را بهدست آوردند.شاید بتوان گفت محبوبترین فرد کاروان اعزامی ایران به ملبورن در میان مردم، غلامرضا تختی بود. مردم در فرودگاه به استقبال ملی پوشان رفته بودند اما برای تختی شعار میدادند: «رستم ایران کیه/ غلامرضا تختیه / شیر دلیران کیه/ غلامرضا تختیه»در میان تمام خاطراتی که از جوانمردی تختی نقل میشود، عبدالله خدابنده از توجه تختی به تلاشهای اعضای تیم ملی کشتی خاطرهای نقل میکند که مربوط به روزهای بعد از المپیک ملبورن است: «بعد از المپیک 1956 ملبورن نفری پنجاه هزار تومان به دارندگان مدال طلای المپیک (حبیبی و تختی) و نفری سی هزار تومان به نفرات دوم (خجستهپور و یعقوبی) پرداخت کردند. تختی بعد از بازگشت تیم از ملبورن پنهانی بدون آن که کسی خبر داشته باشد سه نفر از کشتی گیران را که نتوانستند در المپیک ملبورن مدال کسب کنند به یک چلوکبابی دعوت کرد و نفری 5 هزار تومان به آنها داده و گفته بود شما هم برای تیم زحمت کشیده اید و این پول حق شماست.» تختی بعد از هلسینکی و ملبورن در دو دوره دیگر مسابقات المپیک هم شرکت کرد اما مدال طلای المپیک دیگر برای او تکرار نشد. در المپیک رم نقره گرفت و در مسابقات توکیو به مقام چهارم رسید.سردبیر کیهان ورزشی پیش از مسابقات ملبورن از تختی خواسته بود خاطرات خود را برای مجله بنویسد، اما این خاطرات در زمان حیات او منتشر نشد، یک هفته پس از مرگ تختی کیهان ورزشی خاطرات او را منتشر کرد، تختی در بخشی از آن درباره تجربه قهرمانی جهان نوشته است: «دیگر دلم نمیخواست قهرمان کشور شوم میخواستم به همه آنهایی که به من میخندیدند و تمسخرشان گوش مرا پر میکرد بگویم که من قهرمان دنیا خواهم شد. من دیگر با این اندیشه عذاب نمیکشیدم اما دائم گمان میبردم آنهایی قادرند قهرمان جهان شوند که قبلاً قمر مصنوعی پرتاب کردهاند. من تا این حد قهرمان جهان شدن را مشکل میپنداشتم. به خیال من آرزو کردن مقام قهرمانی جهان و رسیدن به آن مثل این بود که کسی ادعا کند من میخواهم «قمر» به کره ماه بفرستم. اما در ملبورن جای من و مدال من با شورویها عوض شد و من هم مثل «کولایف» برای گرفتن طلا کاملاً دولا شدم. اما همین که از کرسی به پایین پریدم متوجه شدم کوچکترین تفاوتی نکردهام. تنها تفاوتی که در روحیه من پدیدار گشت این بود که من دیگر خود را حقیر نمیشمردم، آن حقارتی که چند سال قوز آن را به دوش میکشیدم از وجودم رخت بربسته بود.»
تهران، پایتخت بزرگ کشور ما مرکز تضادها و تناقضهای عجیب و غریب و حیرت انگیز است. میگویند تضادها در همه شهرهای بزرگ جهان کم و بیش وجود دارد ولی آنها که تضاد شهرهای بزرگ اروپا و آسیا را دیدهاند، براین عقیدهاند که در هیچ جای دنیا، آنچنان تضادی که در تهران دیده میشود وجود ندارد. در این هفته رپورتاژنویس ما برای تهیه صحنههایی از این تضادها و تشریح زندگی ایرانی، شما را بنقاط مختلف شهر میبرد و این مناظر عجیب و متضاد را به شما نشان میدهد.
ëدر رستورانهای درجه یک
در تهران رستورانهای متعددی وجود دارد که مخصوص طبقه اعیان کشور است. اغلب خارجیهای مقیم تهران هم برای صرف غذا به آنجا میروند... هر روز ظهر و شب صدها نفر از زنان و مردان تهران در حالیکه البسه بسیار شیک و گرانبها پوشیدهاند به رستورانهای درجه یک شهر میروند و با صرف مبالغ هنگفتی بهترین اغذیه را نوش جان میکنند. در همان ساعتی که آنها همه روزه با نهایت اشتها مشغول خوردن اغذیه فرنگی گرانقیمت هستند در رستورانهای دیگری که در گوشه و کنار میدانهای عمومی شهر وجود دارد یک مشت لخت و برهنه مشغول خوردن غذا میباشند. آنها نیز غذایی را که خریداری کردهاند با حرص و ولع میخورند.
ëجغور بغور
رستورانهایی که مختص مردم لخت و برهنه تهران است سقف ندارد، چهاردیواری هم ندارد بلکه در شارع عام، در کنار زباله دانی بساط آنها گسترده است و شکم برهنگان در آنجا سیرمیشوند. اگر شما گذارتان به میدان گمرک، میدان امینالسطان یا بازارچه سید اسمعیل افتاده باشد چه بسیار پلوفروش دورهگرد و جغوربغوری که پشت هم بشقابها را پرمیکنند و بهمشتریان خود میدهند.
جغوربغور یکی از غذاهای بسیار مطبوع و خوشمزه برهنگان تهران است. چه بسیار روزها که آنها با خوردن یک شکم جغوربغور کار میکنند و زحمت میکشند و وقتی پول خوردن جغوربغور را بهدست آوردند خوشحال و خندان نزد جغوربغور فروشی میروند. جغوربغوریها در گوشه و کنار میدان گمرک و امینالسطان روی زمین بساط خود را پهن کردهاند. بوی مطبوع دل و جگر سرخ شده از چند قدمی بهمشام میرسد و با صرف مبلغ ناچیزی مواد اولیه جغوربغور را که عبارت از پیه و جگر سفید و دل و قلوه میباشد تهیه میکنند و بعد آنها را در میدان در انظار مردم آماده طبخ میسازند و هنگام ظهر مشغول سرخ کردن جغوربغور میشوند. بزرگترین رقم فروش جغوربغور سه ریال و کمترین آنها دهشاهی میباشد.
ëبا یک ریال میشود پلو خورد
درحالیکه جغوربغور فروش مشغول سیرکردن شکم عدهای میباشد در چند قدمی او شخص دیگری با یک دیگ پلو که روی آتش قراردارد، مشغول سیرکردن شکم عده دیگری میباشد. وضع این پلوفروش دوره گرد هم بسیار جالب توجه شده است. سرمایه او را یک دیگ قراضه با چند بشقاب و یک کفگیر تشکیل میدهد. او هر روز 6 یا 7 کیلو برنج پخت میکند. جالب اینکه بزرگترین رقم فروشش 2 الی 3 ریال و کوچکترین رقم فروشش یکریال است. آنها که پلوی این پلوفروشهای دوره گرد را خوردهاند اظهار میدارند که بسیار خوشمزه است. اغلب مشتریهای این پلو فروشها را حمالها، کارکنان میدان و زنان و اطفالی که سرپرست ندارند و با گدایی و دوره گردی زندگی خود را میگذرانند تشکیل میدهند. یکی از این پلوفروشها میگفت در روز بهطور متوسط بین 5 تا 10 تومان درآمد دارم و البته غذای خود و خانوادهام را از همین پلو که میبینید تأمین میکنم.
کاسبی دیگری که چرخ زندگی عدهای از مردم بینوا را میچرخاند دستگاه امتحان وزن است، شما در اغلب خیابانهای تهران اطفال خردسال یا اشخاصی را میبینید که یک دستگاه تعیین وزن مقابل خود در گوشه پیاده رو گذاشته و مرتب فریاد میزنند: «امتحان وزن با دهشاهی»
مجله تهران مصور- یکشنبه 4 آبان 1335

دستگاه شکنجه و سرکوب
ساواک تشکیل شد
لیلا ابراهیمیان/ دهم مهرماه سال 1335 تشکیل اولین نهاد متمرکز اطلاعاتی در ایران در هیأت دولت به تصویب رسید؛ سازمان اطلاعات و امنیت کشور «ساواک» در فرمانداری نظامی کار خود را آغاز کرد. در یک ماه 35 نفر از افسران و درجهداران ارتش در ساختمانی در خیابان ایرانشهر مقدمات تأسیس و آغاز فعالیتهای امنیتی را فراهم کردند. برخی نوشتهاند که لایحه تأسیس ساواک چهار ماه بعد به تصویب مجلس سنا رسید.
پهلوی از همان اول علیه مخالفان سیاسی بیپروا بود؛ برای همین رضاشاه در 16 فروردین 1310، واحد پلیس سیاسی یا اداره اطلاعات شهربانی را تأسیس میکند. مسیر خیلی از فعالان سیاسی از این اداره به زندان قصر میرسید و داستان شکنجه توسط محمد درگاهی، محمدحسینخان آیرم و رکنالدینخان مختاری داستانی است تلخ و دهشتناک؛ هر روز فشار بر زندانیان سیاسی بیشتر میشد و پزشک احمدی آمپول آب گرم و هوا تزریق میکرد. حالا داستان شکنجه در دوره محمدرضا شاه تلختر بود و بیشتر زبانزد. اگر او روزی مجبور بود برای محکم کردن جای پای خود زندانیان سیاسی دوره پدر را عفو کند و برخی از آنها حزب توده ایران را تأسیس کنند؛ درست پانزدهم سال بعد یعنی در سال 1335 فرماندار نظامی تهران به این نتیجه رسیده بود که حزب و شبکه نظامیاش را درهم شکسته و 4121 عضو حزب توده را بازداشت کرده است و بخشی از این سناریو زمانی اتفاق میافتاد که هیأت دولت به فکر تأسیس ساواک بود. سیزده روز بعد از همراهی هیأت دولت برای تأسیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور، دادگاه بدوی فوقالعاده نظامی حکم اعدام چهار نفر از افسران عضو سازمان نظامی حزب توده را که محاکمه آنان از دو روز پیش شروع شده بود، صادر کرد. به موجب این حکم هشت نفر دیگر از اعضای حزب توده به زندان هایی از 15 تا 20 سال محکوم شدند. زمستان 1335 ساواک رسماً کار خود را آغاز کرده بود؛ قبل از آن یعنی در ۱۵ شهریور ۱۳۳۴ اداره اطلاعات ستاد ارتش تأسیس شده بود. پیش از تشکیل اداره اطلاعات ستاد ارتش و پس از آن ساواک، کارهای اطلاعاتی خارج و داخل کشور، بر عهده رکن ۲ ستاد ارتش بود.
برخی میگویند طرح تشکیل ساواک ابتکاری از سوی دلتمردان و هیأت حاکمه کشور نبود. حسین فردوست تشکیل ساواک را به سیا و امریکا نسبت میدهد: «این سازمان در راستای توسعه شبکههای اطلاعاتی ـ امنیتی منطقهای سیا تشکیل شد.» محمدحسنین هیکل، روزنامهنگار برجسته مصری هم که کتابی درباره انقلاب ایران و ریشههای آن نوشته، با برشمردن علایق و خواستههای سیاسی، اقتصادی و استراتژیک امریکا در ایران پس از کودتای 28 مرداد 32 و تشکیل ساواک را مؤثرترین اقدام امریکا و سیا ارزیابی میکند که جهت تقویت علایق و منافع آنی و بلندمدت آن کشور در این منطقه احساس نیاز میشد. او ساواک را «بیش و کم شاخهای از سیا» به شمار آورده که عمده فعالیتهایش در راستای اهداف امریکا شکل گرفته و هدایت شد.شاید برای همین یکی از مهم ترین گزارش ساواک در بیستودوم اسفندماه 1335 درباره حوزه علمیه قم و جایگاه علمی و سیاسی آیتالله خمینی بود.
جان. دی. استمپل کارمند بخش سیاسی اطلاعاتی سفارت امریکا در تهران هم دیدگاهی مشابه درباره نقش سیا در تشکیل و تجهیز ساواک دارد. او تأکید میکند که «سازمان امنیت و اطلاعات کشور [ساواک]... آمیزهای از اف. بی. آی [F.B.I] و سی. آی. ای [CIA] امریکا بود.» همچنین منوچهر هاشمی آخرین مدیرکل اداره هشتم ساواک (ضدجاسوسی)، با برشمردن روند سرکوب مخالفان سیاسی رژیم پهلوی پس از کودتای 28 مرداد 1332 توسط فرمانداری نظامی، ضرورت ادامه سیاست سرکوب مخالفان در سال های آتی حیات رژیم پهلوی را به دست سازمانی کارآمدتر، از دلایل مهم تشکیل ساواک برمیشمارد. در هر صورت ساواک تشکیل شد تا مخالفان سلطنت پهلوی از سر راه برداشته شوند و در طول 22 سال آینده که خود از سر راه برداشته شود. زمانی که سنگبنای ساواک روی هم گذاشته میشد آوازه شکنجه زندانیان سیاسی حتی به گوش سفارت انگلیس هم رسیده بود؛ از شلاق زندانی تا استفاده از دستبند قپانی، ناخن کشیدن تا آزارهای جنسی و زندان قزلقلعه و حمام شکنجه آن و اما خود مسئولان سفارت در ردههای بالا سکوت را بر افشاگری ترجیح میدادند، همانطور که تیمسار بختیار مسئول شکنجه را شخص شاه میدانست که با سکوتش فرمان این کار را داده بود؛ از پایان سال 1335، دیگر این نام ساواک بود که وحشتآفرین بود.
تهیه و تنظیم:حسن مجیدی
به قیمت متری 10 ریال
لایحه فروش اراضی ضرابخانه
این لایحه از طرف وزارت دارایی امروز به مجلس شورای ملی تقدیم گردید.ماده واحده- به وزارت دارایی اجازه داده میشود اراضی ضرابخانه را به کارمندان و کارگران اداره ضرابخانه – سیلو- دخانیات و کارمندان وابسته به وزارت دارایی که دارای تمکن نیستند و خانه شخصی ندارند با رعایت حق تقدم برای کارمندان و کارگران کثیرالاولاد به ترتیب زیر بفروش برساند:
1-از هر مترمربع زمین 10 ریال بابت بهای اراضی به اقساط پنجساله به حساب فروش خالصجات و 10 ریال بابت هزینه احداث خیابان و سایر مصارف کوی مزبور دریافت میشود. از 10 ریال اخیر صدی بیستوپنج نقداً قبل از واگذاری زمین و بقیه به اقساط متساوی دو ساله وصول خواهد گردید.
2- خریداران اراضی نامبرده تا 10 سال حق فروش بدیگری را نخواهند داشت.
3- شرایط انتقال و طرز تقسیم و مبادله اسناد واگذاری اراضی مزبور بهکارمندان و کارگران بدون تمکن را وزارت دارایی بهعهده کمیسیونی مرکب از سه نفر از اعضا وزارت دارایی محول مینمایند.
روزنامه اطلاعات- دوشنبه 9 مهر 1335
پایتخت نشینان روزانه 330 هزار پیت آب مصرف می کنند
2 شبانه روز بی آبی در محلات تهران
چند روز قبل اداره راهنمایی و رانندگی از حرکت وسائط کندرو منجمله بشکههای آب شاه بعلت اختلالی که در نظم عبور و مرور تولید میکنند جلوگیری کرد. البته طبق اعلامیه شهربانی، بشکههای آب شاه میتوانند برای رسانیدن آن بهمنازل از ساعت هشت بعد از ظهر تا هفت بامداد در خیابانها حرکت کنند. بقرار اطلاع بشکهداران نسبت به این امر اعتراض دارند و ضمن تلگرافی که برای آقای معلم وزیر کشور مخابره کردهاند خاطرنشان ساختهاند که به اعتراض آنها رسیدگی شود و گرنه در وزارت کشور تحصن اختیار خواهند کرد.امروز آقای کوشانفر رئیس شورایعالی اصناف گفت: در نتیجه مذاکراتی که شورایعالی با بشکه داران بهعمل آورد از تحصن آنها جلوگیری گردید و قرار شد که این موضوع با مذاکره حل گردد. شورایعالی اصناف نامههایی در این باره به شهرداری تهران و شهربانی نوشته است و مذاکراتی هم شروع شده است. از دو روز پیش که از حرکت بشکههای آب شاه در روز جلوگیری گردید بشکه داران از رساندن آب به نقاط مختلف شهر در ساعت شب نیز خودداری کردند و پریشب و دیشب بجز قسمتی از شهر که لوله کشی شده است بقیه شهر در بیآبی بسر بردند.دیروز در هر نقطهای که شیر فشاری آب لوله کشی نصب شده بود عده زیادی زن و مرد و کوچک و بزرگ در حالیکه سطل و کوزه در دست داشتند صف کشیده و منتظر نوبت بودند تا آب بگیرند. گذشته از این اغلب مردم از اینکه میباید در ساعت شب آب شاه خریداری نمایند ناراحت هستند و میگویند ما حاضر هستیم تشنگی را تحمل نماییم و ساعت دو یا سه بعد از نصف شب از صدای در زدن آب شاهی بیدار نشویم.در حال حاضر قریب 10 هزار نفر از راه فروش آب شاهی ارتزاق میکنند و این عده پس از لوله کشی با مشکل بزرگ بیکاری رو بهرو خواهند شد. در هر بیست و چهار ساعت اهالی تهران بهطور متوسط سیصد و سی هزار پیت آب مصرف میکنند. برنامه کار چرخهای آب شاه از ساعت تاریک نیمه شب شروع میشود و صاحبان گاریها کوشش میکنند تا از خلوت بودن خیابانها حداکثر استفاده را بنمایند. در روزهای تابستان که هوا بسیار گرم است فعالیت چرخهای آب بیشتر میشود و هر یک روزانه در حدود هشت الی 10 بار در خط خود رفت و آمد میکنند. هر یک از بشکهها بهطور متوسط گنجایش صد پیت آب را دارد و در هر آبگیری معادل 41700 سطل آب توسط بشکهها در خانه توزیع میگردد.
روزنامه اطلاعات- شنبه 20 اسفند 1335
روز کودک
امروز (22 اسفند) بهمناسبت روز کودک در تمام دبستانها و کودکستانهای کشور مراسمی برگزار شد. سینماهای پایتخت امروز در اختیار وزارت فرهنگ بود و هشتاد هزار نفر از کودکان از سینماها استفاده کردند. صدای کودکان امروز در خیابانها طنینانداز بود و دسته دسته در حالی که سرود میخواندند از خیابانها میگذشتند و به سینماها هجوم میآوردند. کودکان شعارهایی با خود حمل میکردند که روی آن نوشته شده بود: روز کودک را به عموم تبریک میگوییم.امروز هواپیماهای ارتش از ارتفاع بسیار کم بر فراز شهر تهران به پرواز درآمده و تراکتهای تبریک روز کودک را پخش کردند. بههمین مناسبت مؤسسه اطلاعات نیز مجله اطلاعات کودکان را منتشر میکند و زمان انتشار آن 27اسفند است.
روزنامه اطلاعات 22 - اسفند 1335 آبان