خاطرات اوکراین محاله یادم بره
چرا زلنسکی آنفالو کرد؟
محمدرضا رضایی
حالا شما میخندید ولی اتفاقاً زلنسکی با تمام امکاناتی که در اختیار داشته، خشمش را ابراز کرده است. زرادخانه هستهای اوکراین که سر تضمین آبکی غربیها به باد رفت، موشک و سامانه پدافندی درست و حسابی هم که ندارند، ارتششان هم فقط یک پله از ارتش رضاخان میرپنج قویتر است و مقاومت خاصی از خود نشان نمیدهد. خب تمام چیزی که برای زلنسکی میماند همین اینستاگرام است دیگر. حالا میخواهیم بدانیم زلنسکی چه پروسهای را طی کرده که به این سطح از خشم رسیده است.
اپراتور: کاخ سفید، بفرمایید.
رئیسجمهور اوکراین: زلنسکی هستم. آقا پس این ارتش امریکا چی شد؟ ما تا همینجاشم به سربازا وعده استیک گوشت دادیم که مقاومت کردن، دیگه نمیکشیم.
اپراتور: ارتش آماده حرکته، منتها نه که تا دندان مسلحیم و تجهیزات جنگی پیشرفته و مدرن زیادی داریم، بستن این همه بار و بندیل یکم طول میکشه. ولی خیالتون راحت، این شبا تنها دعای قبل از شام آقای بایدن، پیروزی شما در جنگه. حالا بازم من شما رو وصل میکنم دفتر مرکزی ناتو، مشکلتون رو باهاشون درمیون بذارید...
اپراتور: دفتر مرکزی ناتو، بفرمایید.
رئیسجمهور اوکراین: زلنسکی هستم. بابا دارن ما رو فتح میکنن. نمیخواین یه حرکتی بزنین؟
اپراتور: بهجان زلنسکی که میخوام دنیا نباشه، ما هم منتظریم دستور از بالا برسه، وگرنه الآن نیروها چند روزه که تو ماشین نشستن، منتظرن حمله رو شروع کنن. جون تو ما همیشه قبل از سفر همین مشکل رو داریم، نشد یه بار بموقع حرکت کنیم که به تاریکی جاده نخوریم. حالا من وصلت میکنم به دفتر نخستوزیری انگلیس، اونا خرشون خوب میره، ببین کارت رو راه میندازن...
اپراتور: دفتر نخستوزیری انگلیس، بفرمایید.
رئیسجمهور اوکراین: بابا زلنسکی هستم دیگه، مگه شمارم نمیفته؟ چرا عملیات پشتیبانی رو شروع نمیکنید؟ شهرهای ما یکی یکی دارن سقوط میکنن.
اپراتور: خدایی ما زودتر از همه آماده بودیم که بیاییم، ولی خودتون که دیدید، ملکه کرونا گرفت و مجبور شدیم سفر رو بیخیال شیم. الآن باید بالای سر ملکه باشیم و حواسمون بهش باشه که یهوقت کرونای درونش جهش پیدا نکنه، باز به جهش جدید بگن کرونای انگلیسی. بعدشم ترسیدیم ناقل باشیم بیاییم، شما هم بگیرید و اصلاً سفر کوفتمون شه. حالا فعلاً تا قرنطینه ما تموم بشه، وصلت میکنم ریاستجمهوری فرانسه، اونا احتمالاً الآن باید تو راه باشن...
اپراتور: دفتر ریاستجمهوری فرانسه، بفرمایید.
رئیسجمهور اوکراین: ای مرگ بفرمایید، گیریم شماره منو ندارید، پیششماره اوکراین که دیگه میفته؛ غیر از من بدبخت کی از اوکراین به شما زنگ میزنه تو این وضعیت؟ نمیخواین بیایین؟ سقوط کردیم رفت.
اپراتور: اتفاقاً ما تو جاده بودیم که زنگ زدن و گفتن یه عده از مردممون بهخاطر واکسن اجباری ریختن تو خیابونا، ما هم مجبور شدیم برگردیم سرکوبشون کنیم. ولی نگران نباشید، همین که اینا رو سرکوب کنیم و آزادی شهروندای موافق واکسن رو تضمین کنیم و چندتا قانون جدید هم درباره ممنوعیت حجاب وضع کنیم، راه می افتیم. من الآن وصلتون میکنم به یه پروتئینی خوب، شما جوجهها رو سفارش بده که ما هم سر راه تحویلشون بگیریم و خودمون رو برسونیم. ببین اگه امریکا قبل از ما رسید، نذاری بایدن همه جوجهها رو بخورهها، مرتیکه دهنداره.
و اینگونه شد که خون زلنسکی به جوش آمد و طی یک اقدام جسورانه، صفحه غربیها را آنفالو کرد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7862/30/604928/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه





































