
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

سخن روز
امام رضا علیهالسلام:
پنهانکننده کار نیک [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است و آشکارکننده کار بد سرافکنده است و پنهانکننده کار بد آمرزیده است.
پنهانکننده کار نیک [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است و آشکارکننده کار بد سرافکنده است و پنهانکننده کار بد آمرزیده است.

فیلم «بدون قرار قبلی» سینماست
علی نصیریان/ یکی از نقاط قوت فیلم «بدون قرار قبلی» پرداختن به اختلال اوتیسم در این اثر است و چقدر زیبا زندگی یک کودک اوتیسمی را روایت میکند که این نشان دهنده خلاقیت کارگردان فیلم است، چرا که در این فیلم انسان ها بهصورت خود واقعی نشان داده میشوند. فیلم «بدون قرار قبلی» سینماست. این فیلم داستان یک احساس انسانی را به تصویر میکشد. «بدون قرار قبلی» در رده فیلمهای تأثیرگذار است ،چون توانسته حس انسان را جاری کند. من از آقای شعیبی انتظار کارهای فوقالعاده دارم ،زیرا توانایی ایشان را تولید فیلم خوب و تأثیرگذاری چون بدون قرار قبلی دیدم.

هنرمندان در فضای مجازی
چهرهها
مصطفی زمانی
در صفحه شخصیاش خبر از اکران مردمی فیلم سینمایی «بدون قرار قبلی» داده است. این اکران پنجشنبه گذشته، دوم تیرماه به میزبانی پردیس سینمایی چارسو انجام شده است. «بدون قرار قبلی» ششمین فیلم بلند بهروز شعیبی در مقام کارگردان است که فیلمنامه آن با نگاهی به یکی از داستانهای مصطفی مستور نوشته شدهاست. این ساخته سینمایی در چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به کسب دو جایزه شد.
علیمحمد مؤدب،
نویسنده و شاعر، تصویر کودکی را در ویرانههای زلزله افغانستان منتشر کرده، پسر بچهای که کنار خانهخرابهای نشسته و نگاه سرگشتهاش متوجه دوربین عکاس است. البته تصویری که مؤدب در استوریاش بازنشر کرده پست اخیر «مصطفی فارویی فیروزی» است که در توضیح آن نوشته: «جهاد مرز ندارد. درست مثل انسانیت. بلایای طبیعی با همه زجر و رنج و محنتی که دارد یک حسن دارد، اینکه مردم را دور هم جمع میکند. برخلاف اتفاقات غیرطبیعی. تفاوتش مثل مرگ و قتل است.»
شهرام ناظری
در استوری خود از برپایی کنسرتهایی برای روزهای پنجم و ششم تیرماه خبر داده است. این اجرا به میزبانی شیرازیها در تالار حافظ برگزار میشود. این چهره موسیقی سنتی در استوری دیگری درباره اجرای کنسرت دیگری برای کاشانیها هم اطلاعرسانی کرده، این اجرا برای یکم تیرماه بوده است.
طناز طباطبایی
که این روزها به ایفای نقش در سریال «یاغی» در شبکه نمایش خانگی مشغول است، تصویری از خود را در خلال فیلمبرداری این ساخته «محمد کارت» منتشر کرده است. پست وی به بهانه انتشار ششمین قسمت این مجموعه است که با استقبال خوبی از سوی مخاطبان هم روبهرو شده است.
محمدرضا شمس
، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان و مدرس داستانینویسی در پست اخیرش تصویر نقاش کمسن و سالی را بازنشر کرده که موفق به کسب رتبههای برتر در مسابقات کشوری شده است. در این پست که فیلم کوتاهی را شامل میشود «علیرضا رادفرنیا» در حال نقاشی کردن دیده میشود. در پست بعدی این نقاش کوچک هم مطلبی درباره راهیابی اثرش به نمایشگاه گروه آنلاین المر منتشر شده است.
غزل شاکری،
تصویری منتشر کرده و نوشته: «چه اتفاق مبارکی بود فیلم آیینههای روبهرو. با هم گفتیم. باهم خندیدیم. با هم گریه کردیم. با هم ساختیم و با نتیجه همفکری و همکاریمان سفر بسیار رفتیم و جایزه بسیار هم درو کردیم.» در توضیحات آن هم نوشته:«عکسها به یادگار از یکی از سفرها، سال 1389. در رکاب مادر مدبر و خوشفکر و خوشسفرم(فرشته طائرپور).» شایسته ایرانی دیگر بازیگر هم در این تصویر حضور دارد و پست مذکور برای تولد وی است.
محمدکاظم کاظمی نویسنده و شاعر افغانستانیتبار کشورمان تصویری از هموطنانش در افغانستان منتشر کرده، او با اشاره به زلزله اخیر افغانستان نوشته: «افغانستان با زلزله بیگانه نیست. کشوری است زلزلهخیز و زلزلهها همیشه فاجعه میآفریند، چون بناها سنتی است و نامقاوم در برابر حوادث و خود کشور هم روی گسلهای زمین.» و در بخش دیگری از نوشتهاش درباره این گفته که اتفاقاتی از ایندست گاهی روی گسلهای اجتماعی هم اثرگذار هستند، چراکه در پی این حادثه شماری از مردم به یاری هموطنانشان شتافتهاند و نشان دادهاند که برای آنان بیش از هر چیزی انسانیت اهمیت دارد.» تصویری که کاظمی با مخاطبان به اشتراک گذاشته به مراسم فاتحهخوانی و همدردی مردم دایکندی برای زلزلهزدگان خوست و پکتیکا تعلق دارد.
دیگه چه خبر
انجمن شعر شهرستان ادب هر چهارشنبه دست به برپایی جلسهای با حضور اهالی شعر و علاقهمندان ادبیات میزند. به همین مناسبت در تازهترین پست این انجمن گزارشی تصویری از جلسه اخیری که یکم تیرماه برگزار شد، منتشر شده است. در این جلسات هفتگی، حاضران شاهد شعرخوانی و نقد آثار متعددی خواهند بود.
صفحه گالری هنری «آرتیبیشن» در تازهترین پست اینستاگرامی خود نوشته: «امضای هنرمند در کنار هر اثر از زمان صفویه بهعنوان نمادی از استقلال هنرمند شکل گرفت. امروزه امضای اثر علاوهبر ثبت تاریخی، راهی برای اصالتسنجی آن نیز به شمار میآید.» در کنار این نکته خواندنی، مدیریت این گالری از افتتاح نمایشگاه «کلکسیونر مدرن» از جمعه سوم تیرماه خبر داده است. این گالری که در تهران، پایینتر از حسینیه ارشاد واقع شده امکان تماشای آنلاین کارها را هم برای علاقهمندان فراهم کرده است.
مصطفی زمانی
در صفحه شخصیاش خبر از اکران مردمی فیلم سینمایی «بدون قرار قبلی» داده است. این اکران پنجشنبه گذشته، دوم تیرماه به میزبانی پردیس سینمایی چارسو انجام شده است. «بدون قرار قبلی» ششمین فیلم بلند بهروز شعیبی در مقام کارگردان است که فیلمنامه آن با نگاهی به یکی از داستانهای مصطفی مستور نوشته شدهاست. این ساخته سینمایی در چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به کسب دو جایزه شد.
علیمحمد مؤدب،
نویسنده و شاعر، تصویر کودکی را در ویرانههای زلزله افغانستان منتشر کرده، پسر بچهای که کنار خانهخرابهای نشسته و نگاه سرگشتهاش متوجه دوربین عکاس است. البته تصویری که مؤدب در استوریاش بازنشر کرده پست اخیر «مصطفی فارویی فیروزی» است که در توضیح آن نوشته: «جهاد مرز ندارد. درست مثل انسانیت. بلایای طبیعی با همه زجر و رنج و محنتی که دارد یک حسن دارد، اینکه مردم را دور هم جمع میکند. برخلاف اتفاقات غیرطبیعی. تفاوتش مثل مرگ و قتل است.»
شهرام ناظری
در استوری خود از برپایی کنسرتهایی برای روزهای پنجم و ششم تیرماه خبر داده است. این اجرا به میزبانی شیرازیها در تالار حافظ برگزار میشود. این چهره موسیقی سنتی در استوری دیگری درباره اجرای کنسرت دیگری برای کاشانیها هم اطلاعرسانی کرده، این اجرا برای یکم تیرماه بوده است.
طناز طباطبایی
که این روزها به ایفای نقش در سریال «یاغی» در شبکه نمایش خانگی مشغول است، تصویری از خود را در خلال فیلمبرداری این ساخته «محمد کارت» منتشر کرده است. پست وی به بهانه انتشار ششمین قسمت این مجموعه است که با استقبال خوبی از سوی مخاطبان هم روبهرو شده است.
محمدرضا شمس
، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان و مدرس داستانینویسی در پست اخیرش تصویر نقاش کمسن و سالی را بازنشر کرده که موفق به کسب رتبههای برتر در مسابقات کشوری شده است. در این پست که فیلم کوتاهی را شامل میشود «علیرضا رادفرنیا» در حال نقاشی کردن دیده میشود. در پست بعدی این نقاش کوچک هم مطلبی درباره راهیابی اثرش به نمایشگاه گروه آنلاین المر منتشر شده است.
غزل شاکری،
تصویری منتشر کرده و نوشته: «چه اتفاق مبارکی بود فیلم آیینههای روبهرو. با هم گفتیم. باهم خندیدیم. با هم گریه کردیم. با هم ساختیم و با نتیجه همفکری و همکاریمان سفر بسیار رفتیم و جایزه بسیار هم درو کردیم.» در توضیحات آن هم نوشته:«عکسها به یادگار از یکی از سفرها، سال 1389. در رکاب مادر مدبر و خوشفکر و خوشسفرم(فرشته طائرپور).» شایسته ایرانی دیگر بازیگر هم در این تصویر حضور دارد و پست مذکور برای تولد وی است.
محمدکاظم کاظمی نویسنده و شاعر افغانستانیتبار کشورمان تصویری از هموطنانش در افغانستان منتشر کرده، او با اشاره به زلزله اخیر افغانستان نوشته: «افغانستان با زلزله بیگانه نیست. کشوری است زلزلهخیز و زلزلهها همیشه فاجعه میآفریند، چون بناها سنتی است و نامقاوم در برابر حوادث و خود کشور هم روی گسلهای زمین.» و در بخش دیگری از نوشتهاش درباره این گفته که اتفاقاتی از ایندست گاهی روی گسلهای اجتماعی هم اثرگذار هستند، چراکه در پی این حادثه شماری از مردم به یاری هموطنانشان شتافتهاند و نشان دادهاند که برای آنان بیش از هر چیزی انسانیت اهمیت دارد.» تصویری که کاظمی با مخاطبان به اشتراک گذاشته به مراسم فاتحهخوانی و همدردی مردم دایکندی برای زلزلهزدگان خوست و پکتیکا تعلق دارد.
دیگه چه خبر
انجمن شعر شهرستان ادب هر چهارشنبه دست به برپایی جلسهای با حضور اهالی شعر و علاقهمندان ادبیات میزند. به همین مناسبت در تازهترین پست این انجمن گزارشی تصویری از جلسه اخیری که یکم تیرماه برگزار شد، منتشر شده است. در این جلسات هفتگی، حاضران شاهد شعرخوانی و نقد آثار متعددی خواهند بود.
صفحه گالری هنری «آرتیبیشن» در تازهترین پست اینستاگرامی خود نوشته: «امضای هنرمند در کنار هر اثر از زمان صفویه بهعنوان نمادی از استقلال هنرمند شکل گرفت. امروزه امضای اثر علاوهبر ثبت تاریخی، راهی برای اصالتسنجی آن نیز به شمار میآید.» در کنار این نکته خواندنی، مدیریت این گالری از افتتاح نمایشگاه «کلکسیونر مدرن» از جمعه سوم تیرماه خبر داده است. این گالری که در تهران، پایینتر از حسینیه ارشاد واقع شده امکان تماشای آنلاین کارها را هم برای علاقهمندان فراهم کرده است.

برگهایی از شناسنامه تاریخ هنر مدرن ایران
آندره امریچ هنرمند آلمانی امریکایی معتقد است که «هیچکس به یک اثر هنری به اندازه لباس، سرپناه یا غذا احتیاج ندارد. اما آنچه هنگام عبور شما از کنار یک گالری هنری روی میدهد این است که تصویری را میبینید و آن را میخواهید. خرید آثار هنری چیزی است شبیه به تجربه اولین سلام عاشقانه؛ لحظهای که اثر با شما سخن میگوید.»
هنر، در کلیترین معنای جهانی خود به عنوان پدیدهای شناخته میشود که تلاش میکند تا ورای رویدادهای روزمره گام بردارد و بسیاری اوقات هنر معاصر در نگاه اول معنای چندان آشکاری نداشته و هدف قابل درکی را آشکار نمیکند، اما در عین حال هنر همواره در همه جوامع بشری در اشکال مختلف حضور داشته و این ادعا که همه افراد هنرمند نیستند یا همه افراد توانایی ادراک یا تحسین آثار هنری را ندارند به هیچ وجه از اهمیت حضور آن در زندگی روزمره بشر نمیکاهد.
همراه با توسعه گالریها و شکلگیری بازار هنر به شکل حرفهای طی چند دهه گذشته در ایران فرهنگ مجموعهداری نیز رشد و ارتقا یافته است. جمعآوری آثار هنری پدیدهای عمیقاً شخصی و بازتابی از سلایق فرد است و در همین راستا افراد رویکردهای گوناگونی در جمعآوری مجموعههای خود اتخاذ میکنند. برخی تمرکز مجموعه را بر یک بازه تاریخی یا فرهنگی خاص و برخی روی ارزش و اعتبار آثار قرار میدهند. آنچه در این میان اهمیت شاخصی دارد، درک مجموعهداران آثار هنری نسبت به ارزش هنر و فرهنگ برای جامعه (از لحاظ معنوی و مادی) است. مجموعهداران با خرید آثار به صورت مستقیم و یا در بازار ثانویه در نقش حامیان فرهنگی به تقویت صنعت هنر، رشد هنرمندان نوپا و حمایت از هنرمندان شناخته شده برای ادامه مسیر هنری و همچنین استمرار چرخه اقتصاد هنر کمک میکنند. علاوه بر این بر اساس آخرین دادههای دفتر تحلیل اقتصادی و صندوق حمایت ملی از هنر در ایالات متحده، آثار هنری بخش حیاتی از چرخه اقتصاد جهان هستند. درحالی که بحرانهای اقتصادی گوناگونی جهان را دستخوش نوسانات متعددی میکنند، آگاهی از نقش هنر در تولید ناخالص ملی اهمیت بالایی پیدا میکند.
گالری آرتیبیشن نخستین بار در سال 1397 نمایش آثار «کلکسیونر» را با نگاه به اهمیت و اثرگذاری فرهنگ مجموعهداری و توجه به اقتصاد هنر راهاندازی کرد و اکنون از روز جمعه، 3 تیر ماه 1401، یازدهمین دوره نمایشگاه «کلکسیونر» را با نمایش آثاری از اساتید هنر مدرنیسم ایران برگزار میکند. سلسله نمایشگاههای کلکسیونر طی سالهای گذشته شروعی برای همکاری مجموعهداران، هنرمندان و گالریداران حرفهای شد تا نمایشی از آفرینشهای ناب هنر معاصر ایران را فراهم آورد که برخی از این آثار در یک دهه اخیر خلق شدهاند و شماری به نیم قرن گذشته بازمیگردند. طی هر دوره کلکسیونر جامعه بزرگتری از مجموعهداران و گالریداران، تأثیرگذارترین هنرمندان مدرن تا هنرمندان سرشناس معاصر را گرد هم میآورند تا با همراهی و همیاری یکدیگر محدودیتهای بازار سنتی را از میان برداشته و به ارائه آثاری از هنر ایران میپردازند تا فضایی برای انتخاب درست سرمایهگذاران با ریسک کمتر ایجاد کند. در یازدهمین دوره این نمایشگاه با عنوان «کلکسیونر مدرن»، آثاری از صادق تبریزی، میرعبدالرضا دریابیگی، طلیعه کامران، گارنیک درهاکوپیان، پرویز تناولی، ژازه تباتبایی، محمدعلی ترقیجاه، منوچهر نیازی، آیدین آغداشلو، محمد احصایی، حسین محجوبی، نصرالله افجهای، جلال شباهنگی، علیاکبر صادقی، قاسم حاجیزاده، علیرضا اسپهبد، پرویز کلانتری، توکل اسماعیلی (مشاسماعیل) و ناصر اویسی به نمایش درخواهد آمد. همه این نامها جزء چهرههای معتبر و پیشرو هنر مدرن و معاصر ایران محسوب میشوند.
در این نمایشگاه که هر بار با اتخاذ یک رویکرد برگزار شده، این بار آثاری از هنرمندان شاخص ادوار مختلف هنر مدرن ایران عرضه میشود. در یازدهمین دوره از «کلکسیونر» آثاری دیگر از هنرمندان مدرنیست برای بار دوم به نمایش در میآید.
آثار منتخب در این نمایشگاه به مانند آثار 10 دوره گذشته نه فقط ارزش هنریشان را تثبیت کردهاند بلکه در عینحال اهمیت و ارزش سرمایهگذاری در هنر را نیز در بطن خود دارند. هر اثر از «کلکسیونر مدرن» علاوه بر اینکه از منظر زیباییشناسی ارزشمند و چشمنواز است، به عنوان بخشی از شناسنامه تاریخ هنر ایران نیز به شمار میآید و برای فردا، ماندگار و پیامی از هنر سالهای پیشین است.
هنر، در کلیترین معنای جهانی خود به عنوان پدیدهای شناخته میشود که تلاش میکند تا ورای رویدادهای روزمره گام بردارد و بسیاری اوقات هنر معاصر در نگاه اول معنای چندان آشکاری نداشته و هدف قابل درکی را آشکار نمیکند، اما در عین حال هنر همواره در همه جوامع بشری در اشکال مختلف حضور داشته و این ادعا که همه افراد هنرمند نیستند یا همه افراد توانایی ادراک یا تحسین آثار هنری را ندارند به هیچ وجه از اهمیت حضور آن در زندگی روزمره بشر نمیکاهد.
همراه با توسعه گالریها و شکلگیری بازار هنر به شکل حرفهای طی چند دهه گذشته در ایران فرهنگ مجموعهداری نیز رشد و ارتقا یافته است. جمعآوری آثار هنری پدیدهای عمیقاً شخصی و بازتابی از سلایق فرد است و در همین راستا افراد رویکردهای گوناگونی در جمعآوری مجموعههای خود اتخاذ میکنند. برخی تمرکز مجموعه را بر یک بازه تاریخی یا فرهنگی خاص و برخی روی ارزش و اعتبار آثار قرار میدهند. آنچه در این میان اهمیت شاخصی دارد، درک مجموعهداران آثار هنری نسبت به ارزش هنر و فرهنگ برای جامعه (از لحاظ معنوی و مادی) است. مجموعهداران با خرید آثار به صورت مستقیم و یا در بازار ثانویه در نقش حامیان فرهنگی به تقویت صنعت هنر، رشد هنرمندان نوپا و حمایت از هنرمندان شناخته شده برای ادامه مسیر هنری و همچنین استمرار چرخه اقتصاد هنر کمک میکنند. علاوه بر این بر اساس آخرین دادههای دفتر تحلیل اقتصادی و صندوق حمایت ملی از هنر در ایالات متحده، آثار هنری بخش حیاتی از چرخه اقتصاد جهان هستند. درحالی که بحرانهای اقتصادی گوناگونی جهان را دستخوش نوسانات متعددی میکنند، آگاهی از نقش هنر در تولید ناخالص ملی اهمیت بالایی پیدا میکند.
گالری آرتیبیشن نخستین بار در سال 1397 نمایش آثار «کلکسیونر» را با نگاه به اهمیت و اثرگذاری فرهنگ مجموعهداری و توجه به اقتصاد هنر راهاندازی کرد و اکنون از روز جمعه، 3 تیر ماه 1401، یازدهمین دوره نمایشگاه «کلکسیونر» را با نمایش آثاری از اساتید هنر مدرنیسم ایران برگزار میکند. سلسله نمایشگاههای کلکسیونر طی سالهای گذشته شروعی برای همکاری مجموعهداران، هنرمندان و گالریداران حرفهای شد تا نمایشی از آفرینشهای ناب هنر معاصر ایران را فراهم آورد که برخی از این آثار در یک دهه اخیر خلق شدهاند و شماری به نیم قرن گذشته بازمیگردند. طی هر دوره کلکسیونر جامعه بزرگتری از مجموعهداران و گالریداران، تأثیرگذارترین هنرمندان مدرن تا هنرمندان سرشناس معاصر را گرد هم میآورند تا با همراهی و همیاری یکدیگر محدودیتهای بازار سنتی را از میان برداشته و به ارائه آثاری از هنر ایران میپردازند تا فضایی برای انتخاب درست سرمایهگذاران با ریسک کمتر ایجاد کند. در یازدهمین دوره این نمایشگاه با عنوان «کلکسیونر مدرن»، آثاری از صادق تبریزی، میرعبدالرضا دریابیگی، طلیعه کامران، گارنیک درهاکوپیان، پرویز تناولی، ژازه تباتبایی، محمدعلی ترقیجاه، منوچهر نیازی، آیدین آغداشلو، محمد احصایی، حسین محجوبی، نصرالله افجهای، جلال شباهنگی، علیاکبر صادقی، قاسم حاجیزاده، علیرضا اسپهبد، پرویز کلانتری، توکل اسماعیلی (مشاسماعیل) و ناصر اویسی به نمایش درخواهد آمد. همه این نامها جزء چهرههای معتبر و پیشرو هنر مدرن و معاصر ایران محسوب میشوند.
در این نمایشگاه که هر بار با اتخاذ یک رویکرد برگزار شده، این بار آثاری از هنرمندان شاخص ادوار مختلف هنر مدرن ایران عرضه میشود. در یازدهمین دوره از «کلکسیونر» آثاری دیگر از هنرمندان مدرنیست برای بار دوم به نمایش در میآید.
آثار منتخب در این نمایشگاه به مانند آثار 10 دوره گذشته نه فقط ارزش هنریشان را تثبیت کردهاند بلکه در عینحال اهمیت و ارزش سرمایهگذاری در هنر را نیز در بطن خود دارند. هر اثر از «کلکسیونر مدرن» علاوه بر اینکه از منظر زیباییشناسی ارزشمند و چشمنواز است، به عنوان بخشی از شناسنامه تاریخ هنر ایران نیز به شمار میآید و برای فردا، ماندگار و پیامی از هنر سالهای پیشین است.

کیارستمی زنده است
دو سه روز گذشته مصادف بود با زادروز عباس کیارستمی فیلمساز، نقاش، عکاس و شاعر شهیر ایرانی که به معنای واقعی کلمه با رویکرد و ساختار آثارش ضمن جهانی کردن زبان هنری خود، تأثیری اساسی بر زیباشناسی سینمای مستقل معاصر گذاشت. جای پای کیارستمی را در سینما از امریکا تا ترکیه، از کره جنوبی تا کشورهای عربی میتوان مشاهده کرد. سادگی و خلاقیت در لحظه و جاری در زیست این فیلمساز الهام بخش بسیاری از سینماگرانی شده است که در پی بیان ایدههای خود هستند اما از کمبود امکانات و اعتماد به نفس رنج میبرند.
از سوی دیگر طبیعت دوستی و نگاه ویژه کیارستمی به خلق معنا از دل واقعیت او را به پدیدهای فراتر از یک فیلمساز تبدیل کرد. این روزها بیشتر از همیشه جملات بینشزا و دلچسب کیارستمی درباب نه فقط سینما، بلکه زندگی در شبکههای مجازی بازنشر میشود و او بیشتر از زمانی که فیلمسازی فعال بود در اذهان هنردوستان زنده است. بسیاری از گفتارها و مستر کلاسهای کیارستمی به شکل کتاب منتشر و بارها تجدید چاپ شدهاند و به نوعی آموزههای راهگشای او به شکلی عمومی در اختیار همه علاقهمندان این حوزه قرار گرفته است. در روزگاری که فیلمسازی در ایران از همیشه گرانتر شده است، راه و سلوک کیارستمی با تنوعی که ایجاد کرده هدایت کننده علاقهمندان به سمت فیلمسازی ارزان، اعتماد به ایدههای شخصی و بهرهگیری از زندگی خود شده است. کیارستمی بارها توصیه کرده است که خودافشاگری و به حرکت درآوردن مشاهدات و احساسات خود در هنر سینما همان راهی است که یک فیلمساز را منحصر به فرد و قابل توجه میکند. سیفالله صمدیان، عکاس و فیلمساز در مستند «76 دقیقه و 15 ثانیه با کیارستمی» با تعقیب این هنرمند در مقاطع و موقعیتهای مختلف و حتی عادی زندگی نکته بزرگی را به میانجی زیست کیارستمی به مخاطب هنردوست میآموزاند؛ آن نکته این است که خلاقیت و خلق کردن فرایندی جاری و همیشگی در زندگی یک هنرمند است. هنرمند اگر جایگاه و نگرش خود را پیدا، افشا و با اعتماد دنبال کند، با جهان پیرامون خود از جایگاه خلق مدام در ارتباطی زنده و هوشیار قرار میگیرد. انسان همیشه امکانی برای کشف و خلق دارد؛ در سفر، در استراحت، در هنگام آموزش، بیماری، ستایش شدن و اساساً در هر لحظه که بودن و دیدن و احساس کردن میسر است هنرمند درون شما به خلق کردن مشتاق است. این خلاقیت بدون تن دادن به تردید، بهترین راه برای دورزدن گرانی ذاتی هنر فیلمسازی، کمبود امکانات و عدم حمایت چشمگیر نهادی است. از چنین خاستگاهی است که میتوان امیدوار بود استعدادهای کمتری نهفته بمانند و نامکشوف هدر روند. یکی از مهمترین برکات زندگی پربار عباس کیارستمی همین بود که به بسیاری آموخت که چگونه نگاه کنند و دست به آفرینش بزنند. کیارستمی به همین علت و همچنین بهواسطه آثار درخشان و بیبدیل خود هنوز و همیشه زنده است و راهش الهامبخش فیلمسازان نوظهور و نوگراست.
از سوی دیگر طبیعت دوستی و نگاه ویژه کیارستمی به خلق معنا از دل واقعیت او را به پدیدهای فراتر از یک فیلمساز تبدیل کرد. این روزها بیشتر از همیشه جملات بینشزا و دلچسب کیارستمی درباب نه فقط سینما، بلکه زندگی در شبکههای مجازی بازنشر میشود و او بیشتر از زمانی که فیلمسازی فعال بود در اذهان هنردوستان زنده است. بسیاری از گفتارها و مستر کلاسهای کیارستمی به شکل کتاب منتشر و بارها تجدید چاپ شدهاند و به نوعی آموزههای راهگشای او به شکلی عمومی در اختیار همه علاقهمندان این حوزه قرار گرفته است. در روزگاری که فیلمسازی در ایران از همیشه گرانتر شده است، راه و سلوک کیارستمی با تنوعی که ایجاد کرده هدایت کننده علاقهمندان به سمت فیلمسازی ارزان، اعتماد به ایدههای شخصی و بهرهگیری از زندگی خود شده است. کیارستمی بارها توصیه کرده است که خودافشاگری و به حرکت درآوردن مشاهدات و احساسات خود در هنر سینما همان راهی است که یک فیلمساز را منحصر به فرد و قابل توجه میکند. سیفالله صمدیان، عکاس و فیلمساز در مستند «76 دقیقه و 15 ثانیه با کیارستمی» با تعقیب این هنرمند در مقاطع و موقعیتهای مختلف و حتی عادی زندگی نکته بزرگی را به میانجی زیست کیارستمی به مخاطب هنردوست میآموزاند؛ آن نکته این است که خلاقیت و خلق کردن فرایندی جاری و همیشگی در زندگی یک هنرمند است. هنرمند اگر جایگاه و نگرش خود را پیدا، افشا و با اعتماد دنبال کند، با جهان پیرامون خود از جایگاه خلق مدام در ارتباطی زنده و هوشیار قرار میگیرد. انسان همیشه امکانی برای کشف و خلق دارد؛ در سفر، در استراحت، در هنگام آموزش، بیماری، ستایش شدن و اساساً در هر لحظه که بودن و دیدن و احساس کردن میسر است هنرمند درون شما به خلق کردن مشتاق است. این خلاقیت بدون تن دادن به تردید، بهترین راه برای دورزدن گرانی ذاتی هنر فیلمسازی، کمبود امکانات و عدم حمایت چشمگیر نهادی است. از چنین خاستگاهی است که میتوان امیدوار بود استعدادهای کمتری نهفته بمانند و نامکشوف هدر روند. یکی از مهمترین برکات زندگی پربار عباس کیارستمی همین بود که به بسیاری آموخت که چگونه نگاه کنند و دست به آفرینش بزنند. کیارستمی به همین علت و همچنین بهواسطه آثار درخشان و بیبدیل خود هنوز و همیشه زنده است و راهش الهامبخش فیلمسازان نوظهور و نوگراست.

روایت سالهای سیاه قحطی و کشف حجاب
نویسندگان در مواجهه با یک واقعه تاریخی میتوانند دو رویکرد مختلف را پی بگیرند. در رویکرد اول نویسنده به دنبال ثبت تاریخ است و در رویکرد دوم تنها از آن وقایع ایده گرفته و بخش عمدهای از نوشته، ساخته و پرداخته ذهن وی به شمار میآید. شما در هنگام مطالعه کتاب «ننگ سالی» متوجه خواهید شد که نگارنده سعی بر آن دارد تا به رویکرد اول نزدیکتر باشد. تعداد زیادی خاطره شستهورفته که در سه قسمت به سالهای «قحطی بزرگ»، «ممنوعیت حجاب» و «ممنوعیت روضه» میپردازد، نشانگر این امر است. میزان اسناد مندرج در کتاب نیز این امر را تأیید میکند. البته چینش پاورقیها و پینوشتها کمی گیجکننده است و اسناد نیز میتوانست به خاطرات مربوطه الصاق شود و دارای چیدمان بهتری باشد. تلاش در جهت حفظ اصالت تاریخی موجب شده تا میزان توصیفات به کمترین حالت ممکن برسد و دقیقاً در جایی که توقع فضاسازی و همذاتپنداری با راوی وجود دارد، اتفاق در یک جمله خلاصه شده و خاطره به پایان برسد. این امر موجب شده جذابیت کتاب برای خواننده عام کمتر شده و خاطرات بخصوص در قسمت ممنوعیت حجاب به تکرار بیفتد، البته که تعلیق و فضاسازیهای بجا در اکثر خاطرات در نظر گرفته شده است. دو فصل ممنوعیت روضه و قحطی بزرگ نیز با اینکه بخش کمتری از کتاب را دربرگرفته، اما اتفاقات جدیدتر و نابتری که کمتر شنیده شده است، بیان میکند. فضاسازیهای مکانی فوقالعاده که از حیث مطالعات تاریخی و معماری کمککننده است، بهخوبی در کتاب مشاهده میشود. بیان رفتارهای جمعی و همدلی اجتماعی نیز از جمله نکات مثبت نوشتههای این کتاب محسوب میشود.
در هنگام خوانش «ننگ سالی»، این را بهخوبی متوجه میشویم که چطور ملتی در پی یک کنترلگری توسط رضاخان، تفکر جمعی خویش را به کار میگیرد تا آنچه را که میخواهد رقم بزند. شاید بتوان گفت امکان قیاس شرایط اجتماعی، قیاس شیوه هدایت مردم توسط حکومت و حتی تفاوت ارزشی زمان مردم پهلوی و مردم ایران در حال حاضر، مهمترین مقصود کتاب «ننگ سالی» است که با تصویرسازی اجتماعی مردم در زمان رضاشاه، بهخوبی به آن دست پیدا کرده است. کتاب «ننگ سالی»، خاطرات مردم محله علیقلی آقای اصفهان از دوران کشف حجاب، ممنوعیت روضه و قحطی بزرگ است که از سوی انتشارات «راه یار» روانه کتابفروشیها شده است. تحقیق این کتاب نیز برعهده گروهی از محققان دفتر تاریخ شفاهی اصفهان بوده و تدوین آن را نیز «فائزه درهگزنی» انجام داده است.
در هنگام خوانش «ننگ سالی»، این را بهخوبی متوجه میشویم که چطور ملتی در پی یک کنترلگری توسط رضاخان، تفکر جمعی خویش را به کار میگیرد تا آنچه را که میخواهد رقم بزند. شاید بتوان گفت امکان قیاس شرایط اجتماعی، قیاس شیوه هدایت مردم توسط حکومت و حتی تفاوت ارزشی زمان مردم پهلوی و مردم ایران در حال حاضر، مهمترین مقصود کتاب «ننگ سالی» است که با تصویرسازی اجتماعی مردم در زمان رضاشاه، بهخوبی به آن دست پیدا کرده است. کتاب «ننگ سالی»، خاطرات مردم محله علیقلی آقای اصفهان از دوران کشف حجاب، ممنوعیت روضه و قحطی بزرگ است که از سوی انتشارات «راه یار» روانه کتابفروشیها شده است. تحقیق این کتاب نیز برعهده گروهی از محققان دفتر تاریخ شفاهی اصفهان بوده و تدوین آن را نیز «فائزه درهگزنی» انجام داده است.

تلاشهایی برای بخشیدن
این روزها در هفته قوه قضائیه قرار داریم و یکی از کارهایی که سالهاست در قوه قضائیه صورت میگیرد ورود به موضوع صلح و سازش و بخشش در پروندههاست. از پروندههای اختلافات مالی و خانوادگی تا تلاش برای جلب رضایت اولیای دم برای بخشش کسی که پای اعدام است و....
واقعیت این است که در دنیای اجتماعی نیز گسترش فرهنگ بخشش میتواند به نجات روح و روان آدمی و یک اجتماع بینجامد. اما باید پیش از ورود به بحث بدانیم که بخشش امری اختیاری است و به این سادگی هم به دست نمیآید. در ساحت اجتماعی، روانشناسان اجتماعی چهارضلعی تماس، همکاری، ارتباط و سازش را به عنوان چهارضلعی صلحآفرین معرفی میکنند. صلح گرچه معادل بخشش نیست اما برای رسیدن به بخشش الزامات رسیدن به صلح را میتوان بررسی کرد. تماس عنصری است که امکان شناخت را از طرف مقابل که دچار تعارضی با او هستیم بیشتر میکند و همکاری میتواند به درک بیشتر افراد از موقعیت، احساسات، چرایی رفتارها کمک کند. «ارتباط» در این چهارضلعی تعاملی هدفمند و آگاهانه بر مبنای رفع چالش و تعارض به صورت مستقیم است. منظور این است که دو طرف به صورت مستقیم وارد مذاکره شوند یا با واسطه یک میانجی به این کار دست بزنند. حضور میانجی در فرایند بخشش و صلح یک مؤلفه اثرگذار است. در اتاقهای مشاوره این نقش را مشاوران به عهده دارند و در سیستم قضایی نیز نمایندگان این سیستم این نقش را ایفا میکنند. از دیرباز در فرهنگ سنتی ایران و بسیاری از کشورهای دنیا این نقش میانجی را یک فرد به اصطلاح ریش سفید ایفا میکرد که هنوز هم این نقش حذف نشده است. با اینهمه در جوامع امروزی دیگر این نقش در خانوادهها کمرنگتر شده است و بیشتر میانجیهای قانونی یا میانجیهایی بیطرف از میان متخصصان این نقش را به عهده دارند.
شاید یکی از ارکانی که سازش یا بخشیدن را سخت میکند، عمق تعارض است. گاه این عمق تعارض در درون خود فردی که باید در فرایند بخشیدن نقش پررنگی داشته باشد وجود دارد و گاه آسیب بسیار عمیق است. نکته مهم اما اینجاست که عموماً با نبخشیدن هم این شکاف و عمق پر نمیشود. در واقع گاهی با نبخشیدن چه برای خود افراد چه برای مشکلات، گرهها کورتر میشود.
در این مجال وقت ورود به موضوع چرایی نبخشیدنها و سازش نرسیدنها نیست، موضوع این است که بخشیدن گرچه فرایندی اختیاری است اما افراد در یک جامعه باید به این میزان علاقه اجتماعی و بینش اجتماعی رسیده باشند که بدانند گاهی یک حق فردی میتواند تأثیری عمیق در یک اجتماع به جای بگذارد. نبخشیدن یک حق است که قانونگذار به کسی که حقی از او ضایع شده داده است. این حقی است که در اختیار هر فرد است اما اگر همین سیستم قانونی به دنبال این میرود که افراد را متقاعد کند از حق خود گاهی صرفنظر کنند، به پیامدهای اجتماعی آن نیز مینگرد. در جامعهای که افراد بخشندهتری دارد با پرخاش کمتری روبهرو خواهیم بود. در آن جامعه همدلی و صداقت بیشتری رواج خواهد داشت و مهمتر از همه اینکه گرههای کور کمتری در آن به چشم میخورد. برای همین است که مسیر بخشیدن باید هموار باشد. برای هموار کردن مسیر بخشیدن یکی از راهکارها گفتوگوی عمیق و فردی با فردی است که حق نبخشیدن به او داده شده تا بتواند خشم و غم خود را از آسیبی که دیده ببیند، به او حق نبخشیدن داده شود و نتایج بخشیدن برای رشد شخصی او مشخص شود.
واقعیت این است که در دنیای اجتماعی نیز گسترش فرهنگ بخشش میتواند به نجات روح و روان آدمی و یک اجتماع بینجامد. اما باید پیش از ورود به بحث بدانیم که بخشش امری اختیاری است و به این سادگی هم به دست نمیآید. در ساحت اجتماعی، روانشناسان اجتماعی چهارضلعی تماس، همکاری، ارتباط و سازش را به عنوان چهارضلعی صلحآفرین معرفی میکنند. صلح گرچه معادل بخشش نیست اما برای رسیدن به بخشش الزامات رسیدن به صلح را میتوان بررسی کرد. تماس عنصری است که امکان شناخت را از طرف مقابل که دچار تعارضی با او هستیم بیشتر میکند و همکاری میتواند به درک بیشتر افراد از موقعیت، احساسات، چرایی رفتارها کمک کند. «ارتباط» در این چهارضلعی تعاملی هدفمند و آگاهانه بر مبنای رفع چالش و تعارض به صورت مستقیم است. منظور این است که دو طرف به صورت مستقیم وارد مذاکره شوند یا با واسطه یک میانجی به این کار دست بزنند. حضور میانجی در فرایند بخشش و صلح یک مؤلفه اثرگذار است. در اتاقهای مشاوره این نقش را مشاوران به عهده دارند و در سیستم قضایی نیز نمایندگان این سیستم این نقش را ایفا میکنند. از دیرباز در فرهنگ سنتی ایران و بسیاری از کشورهای دنیا این نقش میانجی را یک فرد به اصطلاح ریش سفید ایفا میکرد که هنوز هم این نقش حذف نشده است. با اینهمه در جوامع امروزی دیگر این نقش در خانوادهها کمرنگتر شده است و بیشتر میانجیهای قانونی یا میانجیهایی بیطرف از میان متخصصان این نقش را به عهده دارند.
شاید یکی از ارکانی که سازش یا بخشیدن را سخت میکند، عمق تعارض است. گاه این عمق تعارض در درون خود فردی که باید در فرایند بخشیدن نقش پررنگی داشته باشد وجود دارد و گاه آسیب بسیار عمیق است. نکته مهم اما اینجاست که عموماً با نبخشیدن هم این شکاف و عمق پر نمیشود. در واقع گاهی با نبخشیدن چه برای خود افراد چه برای مشکلات، گرهها کورتر میشود.
در این مجال وقت ورود به موضوع چرایی نبخشیدنها و سازش نرسیدنها نیست، موضوع این است که بخشیدن گرچه فرایندی اختیاری است اما افراد در یک جامعه باید به این میزان علاقه اجتماعی و بینش اجتماعی رسیده باشند که بدانند گاهی یک حق فردی میتواند تأثیری عمیق در یک اجتماع به جای بگذارد. نبخشیدن یک حق است که قانونگذار به کسی که حقی از او ضایع شده داده است. این حقی است که در اختیار هر فرد است اما اگر همین سیستم قانونی به دنبال این میرود که افراد را متقاعد کند از حق خود گاهی صرفنظر کنند، به پیامدهای اجتماعی آن نیز مینگرد. در جامعهای که افراد بخشندهتری دارد با پرخاش کمتری روبهرو خواهیم بود. در آن جامعه همدلی و صداقت بیشتری رواج خواهد داشت و مهمتر از همه اینکه گرههای کور کمتری در آن به چشم میخورد. برای همین است که مسیر بخشیدن باید هموار باشد. برای هموار کردن مسیر بخشیدن یکی از راهکارها گفتوگوی عمیق و فردی با فردی است که حق نبخشیدن به او داده شده تا بتواند خشم و غم خود را از آسیبی که دیده ببیند، به او حق نبخشیدن داده شود و نتایج بخشیدن برای رشد شخصی او مشخص شود.
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
سخن روز
-
فیلم «بدون قرار قبلی» سینماست
-
هنرمندان در فضای مجازی
-
برگهایی از شناسنامه تاریخ هنر مدرن ایران
-
کیارستمی زنده است
-
روایت سالهای سیاه قحطی و کشف حجاب
-
تلاشهایی برای بخشیدن

اخبارایران آنلاین