در آستانه انتشار
آمینادَب
نویسنده: موریس بلانشو
ترجمه: مجتبا پورمحسن
ناشر: انتشارات بوتیمار
آمینادب، دومین رمان موریس بلانشو است. این کتاب یک سال بعد از انتشار نخستین رمان بلانشو، «توماس گمنام»، منتشر شد. یکی از ویژگیهای قابل ذکر این کتاب تغییر از رمان به چیزی است که بلانشو بعداً آن را Recits نامید: (شرح رخدادها) اصطلاحی که به سختی میتوان ترجمهاش کرد و ابهاماش به خوبی مناسب «داستانهایی» است که کارهای او هرگز بهطور کامل با آن متناسب نیست. Recits در حالی که تهی از ویژگیهایی مثل کاراکترها و اتفاقات نیست، به تدریج از همه قواعد مرسوم روایت، تن میزند و بهطور مداوم حول و حوش نابودی والای صدایی که آنها را ارائه میکند نزدیک میشود. از سویی دیگر آمینادب بیشتر یک رمان است و روی این مسأله با ذکر عنوان در نسخه اصلی به ما گوشزد میشود. داستان این رمان حول یک شخصیت میچرخد و کمابیش روایتی خطی دارد که میتوان آن را در چند جمله خلاصه کرد. چنین طرحی میتواند سنتی و حتی از جهاتی بسیار کلاسیک به نظر برسد. اما بلانشو میکوشد با این ژانر آشنا با تأکید خودش روی بیگانگی و با زیباییشناسی کاملاً ضدرئالیستی روبهرو شود، چرا که این زیباییشناسی ضروریتر از هر زمانی است.
میدانیم که بلانشو هنگام نگارش رمان آمینادب درباره ذات رمان در حال تحقیق و تفکر بود، چون چند مقاله از او در این دوره داریم که به پرسش درباره رمان اشاره میکند. شرایطی که این مقالات در آن نوشته شد، قابل توجه است. بین سالهای 1941 تا 1943 بلانشو در پاریس اشغال شده توسط آلمان نازی زندگی میکرد و برای نشریهای طرفدار «مارشال پتن» ستون هفتگی مینوشت. اما بلانشو در این ستون مقالات سیاسی نمینوشت (و هیچ علاقهای هم به این کار نداشت) در عوض ستون او با عنوان «وقایعنگاری زندگی روشنفکرانه» تماماً وقف مسائل ادبی بود. بهطور عجیبی به نظر میرسید که او به سادگی زمینه سیاسی جایی را که در آن زندگی میکرد، نادیده میگیرد (هرچند باید خیلی عجیب باشد که این مقالات کاملاً پیراسته ادبی در کنار تبلیغات سیاسی خامدستانهای چاپ میشد که به آن روزنامه هویت میداد.) اغلب گفته میشود که آغاز جنگ جهانی دوم، بویژه هنگام تسلیم فرانسه، برای بلانشو، دوره کنارهگیری از سیاست به نفع ادبیات بود.
منتقدان بسیاری آمینادب را با «قصر» کافکا مقایسه کردهاند. ژان پل سارتر در نقدی درباره آمینادب، با اشاره به اینکه بلانشو مدعی است هنگام نوشتن آمینادب، آثار کافکا را نخوانده بود، او را متهم میکند که تلاشهای کافکا را به یک کلیشه یا چیزی مبتذل تبدیل میکند. ولی به یک معنا ما میتوانیم بگوییم که بلانشو راست میگفت قبلاً آثار کافکا را نخوانده بود و اینکه آمینادب نخستین خوانش او از آثار کافکاست. شاید میتوانیم درباره بلانشو از همان عبارتی استفاده کنیم که او خودش برای یادداشتهای روزانه کافکا به کار میبرد: «او دارد دوره کارآموزیاش را میگذراند.» کافکا در یادداشتهای روزانهاش شاگردی بزرگانی چون گوته و فلوبر را میکرد. در آمینادب، بلانشو 32 ساله به عنوان نویسندهای جوان، آشکارا و بدون شرمساری نه فقط با وام گرفتن فرمهای مشخص (رمان به عنوان پرسهزنی و یک سری گفت و شنود) و اشاره به بعضی از دغدغههای اساسی مشابه (قانون، اشتباه، و خود داستان) بلکه با تکرار و با ذکر کلمه به کلمه و عباراتی مشخص از کافکا، شاگردی کافکا را میکند.
بلانشو بعدها درباره رمان «قصر» کافکا نوشت که معنای کامل آن کتاب توسط پلی چوبی منتقل میشود، جایی که قبلِ آنکه از پل رد و وارد روستا شود، توقف میکند تا «به خلأ وهمآلود چشم بدوزد» و ماجرای مبهم رمان را آغاز کند.
فراتر از شخصیت «ک.» در رمان قصر، توماس شخصیتی بدون گذشته است و ورود او از فراخنای روشنای روز روستا به فضاهای غایب خانه، جدایی او را از جهان آن روز آشنا، قطعی میکند. بلانشو بالاخره مفصل درباره «فضای ادبی» سخن میگوید، در آمینادب، ورود به این فضا تا حدودی به شکل ادبی گرفته میشود، به این معنا که اینجا این فضا به شکل یک مکان داستانی که محصور در دیوارهاست نشان داده میشود.
موریس بلانشو 22 سپتامبر 1907 در فرانسه به دنیا آمد و 20 فوریه 2003 درگذشت. این نویسنده، فیلسوف و منتقد ادبی تأثیر زیادی بر فیلسوفان پساساختارگرایی نظیر ژاک دریدا گذاشت. مسألهای که او همیشه با آن درگیر بود، «پرسش ادبیات» بود. برای بلانشو «ادبیات در لحظهای آغاز میشود که ادبیات یک پرسش میشود» (ادبیات و حق مرگ).
مشهورترین کتابهای موریس بلانشو «توماس گمنام»، «جنون روز»، «حکم مرگ»، «آمینادب»، «ادبیات و حق مرگ» و «فضایی ادبی» است.
ویترین
مریم شهبازی
مغازه دار چینی فروشان
«مغازهدار» عنوان تازهترین نوشته» محسن چینیفروشان» است که این روزها در قفسه کتابفروشیهای کشور جای گرفته است. همان گونه که در عنوان کتاب هم آمده «مغازهدار» 9 داستان کوتاه را شامل میشود که «مغازهدار» عنوان نخستین داستان این مجموعه است. «هاکوپ»، «گل ختمی»، «مهدی غیرتی»، «بابا؟»، «شوک»، «خدمتکار»، «شقایق» و «پهلوون» هم هشت داستان دیگر این کتاب هستند. در بخشی از داستان «شقایق» این مجموعه آمده:
خادم نزدیک مهدی آمد. چند بار صدا زد: « آقا، آقا؟» جوابی نیامد و مهدی سر از سجده بر نداشت. خادم دست برد زیر بازوی او تا بلندش کند؛ ولی مهدی روی دست خادم ولو شد. صورت مهدی سفید و آئینه وار شده و نور چلچراغها در صورت او بازتاب داشت. خادم نگاهی به او انداخت. جمعیت مات و مبهوت به این صحنه نگاه میکردند. خادم سرش را بلند کرد و با صدایی خسته و غمناک گفت: «خوش به حالش، چه سعادتی، چه عاقبتی.» مجموعه داستان کوتاه «مغازهدار» نوشته محسن چینی فروشان از سوی نشر قدیانی با قیمت 4 هزار تومان در دسترس علاقهمندان به ادبیات داستانی قرار گرفته است.
مدازمال، داستانی از کوچههای کاهگلی
«مدازمال» داستانی از کوچههای کاهگلی، درشکههای زهوار دررفته در سنگفرشهای خیابانهایی است که میزبان انسانهایی ساده و بدون تکبر هستند. در طول تاریخ زشتیها و پلیدیهای انسانها به گونهها و اشکال خاصی نمودار میشود. از سالها پیش در دیار زاگرس نشینان حکایتی با ذهن و افکار مردم عجین شده که از وجود هیولایی در گذشتههای نه چندان دور میگوید. بر اساس داستانهایی که سینه به سینه میان مردم منتقل شده این هیولا روزها از چشم مردم مخفی و شبها به غارت و چپاول مشغول میشده است. هیولایی که از کودکی به واسطه چهره ناهنجارش خود را از مردم پنهان میکرد.
این کتاب بر اساس این افسانه تلخ شکل گرفته است. بیتا در حالی که دل در گرو عشق خانزادهای دارد اسیر توطئهای شوم میشود. او از سوی برادر ناتنی شوهرش مورد تعرض قرار گرفته و کودکی زشت و کریه به دنیا میآورد. «مدازمال» داستان همین کودک نازیباست که توسط چوپانی بزرگ شده و در جوانی به مردی یاغی تبدیل میشود، البته مسیری که زندگی پیش پایش میگذارد زشتی صورت او را پوشانده و سیرتی پاک و زیبا به مرد یاغی داستان ما هدیه میدهد.
بهرام حسینپور بیش از 14 سال صرف تألیف و انتشار این کتاب کرده است. از زمانی که تصمیم به گردآوری اطلاعات این افسانه مبتنی بر واقعیت گرفت تا وقتی که موفق به کسب مجوز انتشار و در نهایت انتشار آن شد.
در بخشی از این کتاب آمده: « مدازمال همانند آذرخشی آسمانی به اتفاق همراهان در جلوی تفنگچیهای خانها قد علم کرد. هر گلوله او حکم سفیر مرگ را داشت و کم کم رعب و وحشت زیادی در دل خانها ایجاد کرد. مردم در هر کوی و برزن تعریف او را میکردند.
«مدازمال» نوشته بهرام حسینپور با همکاری انتشارات اسحاق منتشر شده و با قیمت 14 هزار تومان در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/5588/7/254417/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
























































