یادداشت

اوکراین در مسیر فروپاشی




  دکتر بهرام امیراحمدیان

نردبان خلق این ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
هر که بالاتر رود ابله‌ترست
که استخوان او بتر خواهد شکست
(مولوی)
تحولات اوکراین نشان داد آقای پوتین یکه‌تازی‌های غرب را برنمی‌تابد و حتی قصد به راه انداختن جنگ سرد جدیدی دارد.
اکنون فرصت مناسبی برای زورآزمایی روسیه و غرب پیش آمده است. از این رو سوریه، اوکراین و مصر را می‌توان یادآور شد. پوتین در دور سوم ریاست جمهوری قصد آن دارد که نقشه جدیدی از جهان را پیاده کند. اوکراین صحنه جدی این رویارویی است که غرب (اتحادیه اروپا و امریکا) از یک سو و روسیه به تنهایی از سوی دیگر به رویارویی برخاسته‌اند.
باید در نظر داشت که اقتصاد روسیه و شرایط فضای داخلی آن، امکان ایفای نقش بیشتر به روسیه را (که در داخل با دشواری‌هایی روبه‌روست) نمی‌دهد. به همین سبب رویارویی روسیه با غرب نتایجی ثمربخش به دنبال نخواهد داشت.
در صورت رویگردانی اوکراین از روسیه که از اهمیتی چندجانبه برای روسیه برخوردار است، تحول بزرگی رخ خواهد داد که موازنه قوا را در اروپا برهم می‌زند. روسیه در سال 2010 قرارداد اجاره بندر سواستوپل در شبه‌جزیره کریمه را که در سال 2017 به پایان می‌رسید، تا 25 سال دیگر تمدید کرد. این رویداد از دید ملی‌گرایان اوکراین به منزله تسلیم حاکمیت ملی کشور به روس‌ها ارزیابی شده و بدان اعتراض کردند.
حتی در داخل روسیه نیز انتقادهای زیادی نسبت به مبلغ اجاره منتشر و گفته شد که روسیه با این اعتبار می‌توانست در دریای سیاه در سواحل خود، بندر جدیدی بسازد. روسیه قصد آن داشته است که به هر نحو ممکن اوکراین را در سیطره نفوذ خود داشته باشد. عمده گاز و نفت صادراتی روسیه به اروپا از خاک اوکراین ترانزیت می‌شود.
اکنون که دولت اوکراین با فشار روسیه از امضای قرارداد تجارت آزاد با اتحادیه اروپا خودداری کرده است و روسیه کمک مالی 14 میلیارد دلاری را به اوکراین وعده داده است، هم در داخل اوکراین و هم روسیه مخالفت‌هایی آغاز شده است.
روسیه با صرف 50 میلیارد دلار، المپیک زمستانی سوچی را به راه انداخت، خود را در چندین جبهه سیاسی، اقتصادی و نظامی درگیر کرده است که اوکراین مهم‌ترین آنهاست. در بخش آسیایی روسیه که تأمین‌کننده درآمدهای نفت و گاز و مواد خام صادراتی است نیز زمزمه‌هایی از مخالفت‌ها در هزینه‌کرد دولت مرکزی صورت می‌گیرد. این بخش از روسیه نیاز به سرمایه‌گذاری و توسعه دارد.
در اوکراین عملکرد دولت یانوکوویچ بهانه‌ای به دست نیروهای مرکزگریزی داده است که جامعه بخش غربی اوکراین را تشکیل می‌دهند و بر پیوستن اوکراین به ساختارهای یورو آتلانتیکی پافشاری دارند.
ولی شرق اوکراین که روسوفیل است و فرهنگ روسی بر آن حاکم است، با برخورداری از سوبسیدهای روسیه و فروش محصولات و تولیدات صنعتی کم کیفیت قابل ارائه در بازارهای روسیه، بیشتر به اقتصاد روسیه گره خورده است، تمایلی به پیوستن به ساختار‌های غربی را ندارد و در صورت پیوستن اوکراین به غرب، بشدت آسیب خواهد دید. در نهایت این رویارویی به نظر می‌رسد که سبب برهم خوردن موازنه قوا به ضرر روسیه و به نفع اروپا تمام شود. از بخش شرقی اوکراین تنها روسیه و از بخش غربی آن اتحادیه اروپا و امریکا حمایت می‌کنند.
در سال‌های اخیر در تحولات مربوط به مشروعیت دولت‌ها، روندهایی جریان دارد که هم چون گذشته با سرکوب پایان نمی‌یابد. هر چه دولت‌ها در برابر ملت‌های خویش برای ایجاد تغییرات مقاومت و رویارویی می‌کنند، بر شدت مخالفت‌ها افزوده می‌شود، زیرا با انطباق زمان و مکان بر یکدیگر و عصر ارتباطات و فضای مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای که نقشی کلیدی در مدیریت فضا دارند، دولت‌ها در اعمال فشار بر این جریانات و تحولات از توانایی لازم برخوردار نیستند.
این روند حاصل تغییرات در فضای بین‌الملل است و از سیطره دولت‌ها در درون محدوده مرزهای حاکمیتی می‌کاهد.
اوکراین بخشی از اروپاست، اما روسیه هنوز تمایل دارد این کشور را در مدار نظارت و مدیریت خود داشته باشد. اوکراین از دید نظری توان‌های محیطی و انسانی فراوانی در اختیار دارد که برای بهره‌گیری از آن نیاز به ثبات و آرامش دارد. در صورت نبود توافق بین دولت و مخالفان، ادامه این وضعیت خطرناک و احتمال جنگ داخلی بسیار است.
از سال 2005 که انقلاب نارنجی در اوکراین رخ داده است، غربگرایان ساختارهای لازم برای انسجام در پیوستن به ساختارهای اروپایی را تدارک دیده‌اند. به نظر می‌رسد اوکراین چاره‌ای جز پیوستن به ساختارهای اروپایی نداشته باشد و در صورت مخالفت با این روند، زیان‌های جبران‌ناپذیری از جمله تجزیه کشور، فروپاشی و ازهم گسیختگی بر پیکره اقتصاد آن (که اکنون نیز ورشکسته است) وارد خواهد شد. چیزی که در بهار عربی چهره خشن خود را نشان داده است. مقاومت بیشتر در برابر خواسته‌های مردم، نه تنها آنها را از راهی که رفته‌اند باز نمی‌دارد، بلکه آنها را در برابر خواسته‌هایشان مصمم‌تر می‌سازد. مقاومت روسیه در برابر تحولات اوکراین و حمایت از دولت روسگرای اوکراین دیگر نه به نفع روسیه و نه به نفع دولت اوکراین است.


آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/5588/5/254507/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها