شوک به بررسی پشت پرده ضمانت نامههای اجارهای پرداخت
دلالی در راهروها
مردی موسفید به دنبال یک وثیقه برای آزادی تنها پسرش از زندان بود، اما هیچکس حتی بستگانش ضامن یک کلاهبردار نمیشدند.
وی به هرجا که میرسید به در بسته میخورد. خسته و رنجور پلههای دادسرا را بالا و پایین میکرد تا راهی برای رهایی پسرش از زندان بیابد اما تنها راهحل: «گذاشتن یک سند معتبر بود» که خودش قادر به تهیه آن نبود.
در یکی از روزها مرد موسفید وقتی از دادسرا بیرون میآمد با مردی آشنا شد که ادعا میکرد میتواند مشکلش را حل کند. وی از خوشحالی در پوستش نمیگنجید و حاضر بود هر کاری انجام دهد تا مشکلش حل شود، بیخبر از آنکه بداند در دام چه شیادی گرفتار شده است.
در ازای یک قرارداد با مرد دلال، سندی را از وی اجاره کرد تا هرچه سریعتر پسرش را به بالین مادر چشم انتظار ببرد. در شرایط اضطرار بود به همین خاطر هر کاغذی که مقابلش قرار میگرفت چشم بسته امضا میکرد چون گمان میکرد یک فرشته روبهرویش ایستاده اما...
ص 12
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/5621/11/258938/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.




























