تسلیم گرگ خاکستری در برابر مرگ
گرگ خاکستری که با پای زخمی تحت جراحی قرار گرفته بود تسلیم مرگ شد.
به گزارش پایگاه خبری دیدهبان حیاتوحش ایران، بامداد 21 فروردین ماه در تماس مردی با آتشنشانی بجنورد یک گرگ زخمی در یکی از خیابانهای فرعی مرکز استان خراسان شمالی در منـطقه میدان بار به دام افتاد و به اداره محیط زیست تحویل شد.
مدیر کل حفاظت محیطزیست خراسان شمالی در این باره گفت: این گرگ خاکستری از ناحیه مچ پای چپ دچار شکستگی استخوان و قطع پنجه پا شده بود و در شرایطی تحویل این اداره کل شد که بر اثر خونریزی زیاد وضع جسمانی مساعدی نداشت.مهندس مطهری افزود: با وجود تلاش فراوانی که از سوی دکتر «شریف» دامپزشک اداره صورت گرفت، پس از گذشت ساعتی گرگ مجروح تلف شد.پنجه پای این گرگ خاکستری به احتمال فراوان به دلیل گرفتار شدن در تله آهنی دچار شکستگی و بر اثر تقلای زیاد حیوان برای رهایی از تله، قطع شده بود.
فریب پیرمرد پولدار از سوی همسر موقت
پیرمردی که فریب زن جوانی را خورده بود در دام توطئههای زنانه گرفتار شد.چندی پیش بود که پیرمردی 70 ساله به کلانتری 104 عباسآباد رفت و ادعای عجیبی کرد.
این پیرمرد با معرفی خود به نام «حسین» درباره جزئیات شکایتش به مأموران گفت: دو سال پیش بود که همسرم مریض شد و من برای رفاه حالش با یکی از مؤسسهها تماس گرفتم و درخواست پرستار کردم. روز بعد زن جوانی که 30 سال سن داشت به خانه من آمد، تا چندین ماه اول همه چیز طبق روال پیش رفت و هیچ مشکلی نبود تا اینکه کم کم این زن جوان با دلبری مرا به خود علاقهمند ساخت و با من عقد موقت کرد.
پس از این ازدواج، همسرم بهخاطر بیماری درگذشت و من ماندم با همسر صیغهایام که اسمش «نازنین» بود. نازنین پس از مرگ همسرم خواست برای ماه عسل به یکی از کشورهای اروپایی برویم و من نیز که ابتدا مخالف بودم با اصرارهای نازنین قبول کردم و بار سفر را بستیم. چند روز بیشتر از اقامتمان در کشور خارجی نگذشته بود که متوجه شدم همه پول و مدارکهایم به سرقت رفته البته بعد متوجه شدم که کار نازنین بوده است ولی آن موقع اصلاً حواسم به این موضوع نبود و به نازنین شک نکردم.
خلاصه در کشور بیگانه به سفارت ایران رفتم و با کلی التماس خواهش و نامهنگاری به ایران بازگشتم. این موضوع داشت فراموشم میشد که یک شب نازنین در اتاق شربتی به من داد که باعث شد تا فردا شب آن روز در خواب فرو بروم و آنقدر حالم بد شد که پسرانم مرا به بیمارستان بردند و پنج روز در «سیسییو» بودم تا بهبود یافتم. سرانجام زمانی که به خانه بازگشتم متوجه شدم حدود 3 هزار دلار، مقداری طلا و جواهر و دسته چکم به سرقت رفته و اثری نیز از نازنین نیست. در ادامه کارآگاهان دست به کار شده و با اقدامات اطلاعاتی خود موفق شدند مخفیگاه نازنین را شناسایی کرده و در یک عملیات وی را دستگیر کنند. زن فریبکار در کلانتری به همه چیز اعتراف کرد و علت سرقتش را اینگونه بیان داشت: می دانستم که بچههای حسین پس از شنیدن خبر ازدواج من با پدرشان مخالفت کرده و مرا از ارث محروم خواهند ساخت به همین دلیل در نوبتهای مختلف به اموال این پیرمرد دستبرد زده و سهمم را از زندگی وی می گرفتم.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/5621/12/258942/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.




























