آتش و خشم در کاخ سفید ترامپ
عاشق دلخسته بازیهای رایانهای
مایکل وولف
مترجم: مهوش غلامی
ولیعهد خاندان سعود، محمد بن سلمان بن عبدالعزیز آل سعود، سی و یک ساله که در انگلیسی با مخفف اسمش ام-بی-اس هم معروف است، وارد دایره توجه ترامپ شد. موقعیت فرخندهای بود که پادشاه عربستان، پدر محمد بن سلمان آن را از دست داد. اتفاق نظر در خاندان سلطنتی سعود در مورد ضرورت مدرنیزه شدن هر روز (به نحوی) قویتر میشد. محمد بن سلمان – از طرفداران قدیمی بازیهای ویدئویی – شخصیتی از نوعی جدید در رهبری سعودی بود. او چرب زبان، باز و خونگرم و گشاده رو بود، جذاب و بازیگری بینالمللی، فروشندهای زیرک نه یک بزرگزاده کم حرف و جزء. او وجهه و جایگاه اقتصادی کسب کرده بود و رؤیایی – کاملاً رؤیایی ترامپی – را برای جلوتر رفتن از دوبی و ایجاد دگرگونی در اقتصاد دنبال میکرد. پادشاهی مورد نظر او نوعی حکومت جدید، مدرن – البته، کمی مدرنتر – بود (بله، زنان بزودی حق رانندگی پیدا میکردند – بنابراین شُکر خدا، اتومبیلهای خودکار بدون راننده به بازار میآمدند!) از ویژگیهای رهبری سعودی، کهولت سن، سنت گرایی، گمنامی و طرز تفکری دقیق براساس اتفاق نظر بود. از سوی دیگر، خانواده سلطنتی سعود، وقتی طبقه رهبری مطرح میشود، اغلب با زیادهروی و افراط، زرق وبرق و بهره گرفتن از لذایذ مدرنیته در مرزهای خارجی همراه بود. محمد بن سلمان عجول، سعی داشت بین شخصیتهای سلطنتی سعودی پلی ایجاد کند. با انتخاب شدن دونالد ترامپ – در واقع با حتی موجودیتِ دونالد ترامپ – رهبری لیبرال جهانی کاملاً فلج شد. اما در خاورمیانه دنیایی وارونه حاکم بود. خشونت و عقلانیت افراطی اوباما و ریزبینی او در مدیریت و قبل از او، نظامی گری اخلاقی بوش و اختلالات متعاقب آن و قبل ازآن، معامله گریهای کلینتون، تلافی جوییها و از پشت خنجر زدنهای او، همه راه را برای نسخه پیشنهادی ترامپ برای سیاست واقعی باز کرده بودند. او نمیتوانست نظام بعد از جنگ سرد و بسته بودن دستهایمان، احساس سکون و ناتوانی در حرکت به جلو و اینکه حرکت تدریجی و آرام به جلو بهترین سناریوست را تحمل کند – راه چاره فقط جنگ بود. دیدگاه او بسیار سادهتر از این بود: چه کسی قدرت را در دست دارد؟ شماره تماسش را به من بده. و دقیقاً این اصل اساسی و مهم: دشمن دشمن من دوست من است. اگر ترامپ یک معیار و شاخص ثابت در خاورمیانه داشت، این بود که – عمدتاً بر اساس آموزههای مایکل فلین –ایران آدم بَده است. بنابراین هر کس که با ایران مخالف باشد آدم خوبه است. بعد از انتخابات، محمد بن سلمان به سمت کوشنر دست دوستی و ارتباط دراز کرد.
مترجم: مهوش غلامی
ولیعهد خاندان سعود، محمد بن سلمان بن عبدالعزیز آل سعود، سی و یک ساله که در انگلیسی با مخفف اسمش ام-بی-اس هم معروف است، وارد دایره توجه ترامپ شد. موقعیت فرخندهای بود که پادشاه عربستان، پدر محمد بن سلمان آن را از دست داد. اتفاق نظر در خاندان سلطنتی سعود در مورد ضرورت مدرنیزه شدن هر روز (به نحوی) قویتر میشد. محمد بن سلمان – از طرفداران قدیمی بازیهای ویدئویی – شخصیتی از نوعی جدید در رهبری سعودی بود. او چرب زبان، باز و خونگرم و گشاده رو بود، جذاب و بازیگری بینالمللی، فروشندهای زیرک نه یک بزرگزاده کم حرف و جزء. او وجهه و جایگاه اقتصادی کسب کرده بود و رؤیایی – کاملاً رؤیایی ترامپی – را برای جلوتر رفتن از دوبی و ایجاد دگرگونی در اقتصاد دنبال میکرد. پادشاهی مورد نظر او نوعی حکومت جدید، مدرن – البته، کمی مدرنتر – بود (بله، زنان بزودی حق رانندگی پیدا میکردند – بنابراین شُکر خدا، اتومبیلهای خودکار بدون راننده به بازار میآمدند!) از ویژگیهای رهبری سعودی، کهولت سن، سنت گرایی، گمنامی و طرز تفکری دقیق براساس اتفاق نظر بود. از سوی دیگر، خانواده سلطنتی سعود، وقتی طبقه رهبری مطرح میشود، اغلب با زیادهروی و افراط، زرق وبرق و بهره گرفتن از لذایذ مدرنیته در مرزهای خارجی همراه بود. محمد بن سلمان عجول، سعی داشت بین شخصیتهای سلطنتی سعودی پلی ایجاد کند. با انتخاب شدن دونالد ترامپ – در واقع با حتی موجودیتِ دونالد ترامپ – رهبری لیبرال جهانی کاملاً فلج شد. اما در خاورمیانه دنیایی وارونه حاکم بود. خشونت و عقلانیت افراطی اوباما و ریزبینی او در مدیریت و قبل از او، نظامی گری اخلاقی بوش و اختلالات متعاقب آن و قبل ازآن، معامله گریهای کلینتون، تلافی جوییها و از پشت خنجر زدنهای او، همه راه را برای نسخه پیشنهادی ترامپ برای سیاست واقعی باز کرده بودند. او نمیتوانست نظام بعد از جنگ سرد و بسته بودن دستهایمان، احساس سکون و ناتوانی در حرکت به جلو و اینکه حرکت تدریجی و آرام به جلو بهترین سناریوست را تحمل کند – راه چاره فقط جنگ بود. دیدگاه او بسیار سادهتر از این بود: چه کسی قدرت را در دست دارد؟ شماره تماسش را به من بده. و دقیقاً این اصل اساسی و مهم: دشمن دشمن من دوست من است. اگر ترامپ یک معیار و شاخص ثابت در خاورمیانه داشت، این بود که – عمدتاً بر اساس آموزههای مایکل فلین –ایران آدم بَده است. بنابراین هر کس که با ایران مخالف باشد آدم خوبه است. بعد از انتخابات، محمد بن سلمان به سمت کوشنر دست دوستی و ارتباط دراز کرد.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/6902/22/486258/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























