ارزیابی مثبت کارشناسان از دیدارهای روحانی با نخبگان سیاسی و اقتصادی
طنین صداها در پاستور
رضوانه رضاییپور
خبرنگار
سنت حسنه دیدار با نخبگان سیاسی، اقتصادی و دانشگاهی که هر سال در ماه رمضان و در قالب افطاریهای رئیس جمهوری انجام میشد، حالا به ماههای دیگر تسری یافته است. در هفتههای گذشته حسن روحانی رئیس جمهوری کشورمان هم با فعالان حزبی و سیاسی دیدار و گفتوگو کرد و هم اخیراً میزبان اندیشمندان حوزه اقتصاد بود. آن گونه که اعلام شده است قرار است این دیدارها ادامه داشته باشد. دیدارهایی که در آن میهمانان فرصت ابراز عقیده، پیشنهاد و حتی نقد و اعتراض را غنیمت شمرده و به قولی هرچه دل تنگشان میخواهند، میگویند. به اعتقاد بسیاری این دیدارهای چهره به چهره و به دور از هیاهوی رسانهای و سیاسی، به رئیس دستگاه اجرایی کشور فرصت میدهد تا بی واسطه از نظرات نخبگان و کارشناسان بهرهمند شود و هم تقویت پلهای ارتباطی میان دولت و بدنه کارشناسی، سبب میشود برنامهها منسجمتر و کم اشتباهتر ظاهر شده و در اجرا با مقاومت کمتری روبهرو شود. در این میان برخی معتقدند این دیدارها زمانی بارورتر میشوند که به سایر ارکان اجرایی بخصوص وزارتخانهها و سازمانهای مادر سرایت کند و وزرا و معاونان رئیس جمهوری به فراخور شرایط و موضوعات میزبان نخبگان حوزه خود باشند. در ادامه تعدادی از فعالان سیاسی و اقتصادی با گرایشهای مختلف درباره نفس این دیدارها گفته و تأکید کردهاند که تداوم این جلسات قطعاً در برون رفت کشور از مشکلات تأثیرگذار خواهد بود.
از شنیدن نقد تا ارائه راهکار
اشرف بروجردی
عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت
برای تصمیمگیری در مورد هر مسألهای، قاعدتاً بهترین راه این است که از زوایای مختلف به شناخت آن بپردازیم. جنس دو نشستی که در هفتههای گذشته با حضور رئیس جمهوری و تعدادی از چهرههای سیاسی اصلاحطلب و پس از آن اساتید امر اقتصاد برگزار شد، با هم متفاوت بوده و نیاز به بررسی جداگانه دارد. برگزاری نشست سیاسی که در ابتدا با اصلاحطلبان و پس از این نیز قرار است با اصولگرایان برگزار شود، مبتنی بر بازگو کردن نقدهایی است که نسبت به عملکرد دولت دوازدهم وجود داشته و به نحوی میتوان گفت که این چهرهها قصد همراهی با رئیس جمهوری را هم داشتهاند. اما نشستی که با موضوع اقتصادی و با حضور اساتید این حوزه برگزار شد، بیشتر ارائه راهکار برای حل مشکل جامعه است. مشکلاتی که در واقع یکی از مخاطرات جدی کشور است و باید به این فکر بود تا مردم از وجود آن به خشم نیایند و این کمبودها، نواقص و مشکلاتی که اقتصاد برای مردم به وجود آورده، باعث نشود که آنان را عصبانی کند. مردم باید آرامش داشته باشند تا زندگی خوبی را تجربه کنند. این یعنی همان چیزی که ما مسئولان به آنها وعده دادهایم. از یک سو از ابتدای انقلاب گفتهایم که چقدر این پیروزی برایتان دستاورد خواهد داشت و از سوی دیگر خلاف آن اهدافی که به دنبال آن بودهایم، حرکت کردهایم. این نقض غرض است و باعث میشود که نتوانیم بر سر آرمانهای خود بایستیم و یا اینکه این اعتماد را به مردم منتقل کنیم که اگر ما هستیم و هر تلاشی میکنیم و یا هر تصمیمی میگیریم به نفع جامعه است. این اعتماد باید به وجود بیاید و این نشستها هم در همین راستا است.اگرچه بیرون از این مجموعه برخی انتقاداتی را در باب این دو نشست مطرح کردند اما نفس این کار، تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور و یا به عبارتی نقدکنندگان اقدامات دولت را متقاعد کرد به اینکه اگر روحانی به اینجا رسیده و شرایط جامعه این گونه شده، به این دلیل است که او نیازمند به همراهی چهرههای سیاسی است اما کمتر این همراهی را دیده است. نه اینکه نقد نکنند اما تلاششان این باشد که از دولت حمایت کنند. این حمایت کمک خواهد کرد تا دولت تصمیم بهتری بگیرد. در عرصه اقتصاد نیز این گونه است. مشکل کشور عمدتاً این است که راهکارهایی که برای برون رفت کشور از مشکلات ارائه میشود ناکارآمد شده و تصمیماتی که گرفته میشود، بعضاً منتهی به نتیجه نمیشود. ولی وقتی همه اقتصاددانها اعم از کسانی که تفکر سیاسیشان اصلاحطلبی است و یا اصولگرایی و هر کدام از اینها در عرصه اقتصاد رویکردهای خاص خود را دارند، در کنار هم قرار بگیرند میتوانند کمک حال دولت شوند. باید بدانیم که هویت نظام بسته به این است که بتواند خود را حفظ کند و این حاصل نمیآید مگر اینکه شرایط خوبی برای جامعه فراهم شود. اگر کسی در این سرزمین زندگی میکند باید همه امکانات لازم از سوی مسئولان برایش فراهم شود تا نگاهش به بیرون نباشد و احساس نکند که باید از این مملکت برود و یا سرمایههای خود را از این کشور به خارج منتقل کند.
البته نقدهایی را پس از برگزاری نشست اصلاحطلبان و اقتصاددانان با رئیس جمهوری شنیدهام که برخی عنوان میکردند با برگزاری چنین نشستهایی باز هم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اما دوستان بدانند که منتقل کردن مرتب این بحثها به جامعه باعث بروز اضطراب در میان مردم میشود. هرچند معتقدم که باید واقعیتها را با مردم در میان گذاشت و اگر آنان واقعیتها را بدانند، همراهی بیشتری با مجموعه مدیران جامعه خواهند داشت.
دولت گوش باشد نه زبان
احمد شیرزاد
فعال سیاسی اصلاحطلب
صرفنظر از اینکه طرفدار دولت باشیم یا مخالف آن و یا دولتمردان را در به وجود آمدن مشکلات فعلی مقصر بدانیم یا نه، واقعیت این است که فضای سنگینی بر کشور حاکم شده است. امروزه به وضعیتی دچار شدهایم که از هر سو به دولت دوازدهم در راستای مسائل سیاست خارجی و مسائل داخلی فشار وارد میشود. در این میان که مخالفان دولت هم هیچ رحمی به دلشان نمیآید تا در شدت برخوردهایشان تجدید نظر کنند، دولتهای خارجی هم که با ما برخورد خصمآمیز دارند، به هیچ روی تن به سازش نمیدهند. راه برون رفت از این شرایط خیلی دشوار است. دولت دوازدهم بدشانسیهای زیادی بخصوص در سال 96 آورده است. زلزله، سقوط هواپیما در کنار قصورها و تقصیرات برخی مسئولان و پس از آن تحریمهای امریکا و خروج این کشور از برجام و سقوط ارزش ریال هر کدام به تنهایی میتواند یک دولت را از پا درآورد. در این زمان دولت باید بهترین و دقیقترین تصمیم را اتخاذ کند. نه اینکه تصمیماتی بگیرد که لزوماً همه را راضی کند بلکه همین که برمیگزیند که به نفع مصالح مردم و کشور باشد، کافی است. طبیعی است که دولت نمیتواند بهترین تصمیم را با 20 وزیر که دور هم مینشینند به دست بیاورد. حتی اگر کارشناسان داخل وزارتخانهها را هم به تعداد این هماندیشان اضافه کنیم، باز هم عقلانیتی که در داخل دولت وجود دارد، کافی نیست. حتماً لازم است مجامع تخصصی به کمک دولت بیایند و ایده و نظر بدهند و دولت هم گوش شنوا داشته باشد. از طرف دیگر فکر میکنم این اتفاق از بخش زیادی از هجمهها و شدت انتقاداتی که وجود دارد، کاسته و در این شرایط قضاوتها نیز مقداری منصفانهتر خواهد شد. به همین دلیل معتقدم که اگر این نمونه جلسات ادامه پیدا کند، حتماً نتایج خوبی خواهیم گرفت. حتی اگر دولت به این نتیجه برسد که در موارد زیادی از این جلسات چیز تازهای نمیشنود و بحثها همان ایدههایی است که از جاهای دیگر هم به گوشش میرسد، اما اگر از میان 10 جلسه یک نکته در آن وجود داشته باشد، میتواند برای دولت مفید باشد و گروههای مختلف اجتماعی و فعالان سیاسی احساس خواهند کرد که میتوانند حرفهایشان را مستقیم به دولت بزنند. البته دولت هم باید بیشتر گوش باشد تا زبان. اما اینکه تمام وقت بخواهد درد دل کند واقعاً مناسب نخواهد بود. حتماً باید آمیزهای از شنیدنها و گفتنها باشد. پیشنهادم این است که با گروههایی مانند سینماگران، هنرمندان، اهالی موسیقی، روزنامهنگاران که گروههای مرجعی در جامعه هستند هم جلساتی برگزار شود. ممکن است برخی از آنان دل پری داشته باشند و حتی در برخوردهای اول به دولت بتوپند اما در درازمدت میتوانند مؤثر واقع شوند.
اهمیت ارتباط با گروههای مرجع
محمد عطریانفر
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی
رئیس جمهوری مسئولیت و مأموریت مهمی را برعهده دارد که از دو حیث قابل بحث است. حیث اول مردمی است و اعتمادی که از سوی اکثریت مطلق جامعه به او شده و به همین اعتبار باید ارتباط تنگاتنگ و تعریف شده و مستمری با آحاد رأی دهندگان داشته باشد. حیث دوم به مسئولیتی برمیگردد که در کابینه عهدهدار بوده و باید بنا بر این مسئولیت کشور را اداره کند. این دو حیث حکم میکند که رئیس جمهوری به لوازم دستیابی به آن هم پایبند باشد. رئیس جمهوری در ارتباط با رکن اولی که به آن اشاره کردم یعنی ارتباط با مردم و به این اعتبار که امین مردم است، باید بتواند با نخبگان سیاسی و اجتماعی و گروهها و آنانی که مرجعیت اجتماعی دارند ارتباط مستمری داشته باشد. این نوع نشستهایی که رئیس جمهوری با نهادهای مردمی یا سیاسی برگزار میکند بیشتر از باب تقویت این ارتباط با جامعه آماری است که به او رأی دادهاند. بر این باور هستم که نفس برگزاری این نشستها مهم، ارزشمند و از تکالیف رئیس جمهوری است. طبیعی است که در چنین نشستهایی هم باید دستاوردهای دولت را مورد بحث قرار دهند و هم بتوانند نشست صمیمانه انتقادی را برگزار کنند. به این معنا که این چهرههای سیاسی که امنای مردم و پل ارتباطی جامعه با مسئولان هستند، باید بتوانند دیدگاههای مستقیمتری را از جامعه دریافت کرده و آنها را به رئیس جمهوری منتقل کنند. بنابراین نفس برگزاری چنین نشست هایی درست است و اگر تشکیل نشود محل ایراد خواهد بود. البته آنچه که امروز بیشتر مورد بحث قرار دارد و این نشست را به حاشیه برده، این است که چرا برگزاری آن تا این حد تأخیر داشته است. کسانی از دوستان ما هستند که این نشست ها را نقد میکنند. مثلاً گفته میشود که رئیس جمهوری وقتی به بنبست میرسد این نشستها را برگزار میکند. به نظر من حرف مناسبی نیست و گویندگان عزیزی که این حرفها را مطرح میکنند که اتفاقاً بیشترشان هم از دوستان اصلاحطلب هستند بیشتر باید موضوع را از منظر استراتژیک آن بررسی کنند. اگر تأخیری بوده همان تأخیر را نقد کنند نه اینکه اصل برگزاری نشست را زیر سؤال ببرند.
پیوند نظام تصمیمگیری و محافل نخبگی
محمد خوش چهره
اقتصاددان
برگزاری چنین دیدارهایی در شرایط کنونی کشور یک ضرورت به شمار میآید. حضور تأثیرگذار نهادها، تشکلها و محافل آکادمیک در نشستهای گفت و شنود با مراکز اصلی تصمیمگیری کشور میتواند به ارتقای ظرفیتهای تصمیمگیری بینجامد. از سوی دیگر برگزاری چنین نشستهایی بازتاب مثبتی در صحنه اجتماعی دارد. پیوند نظام تصمیمگیری و محافل نخبگی میتواند مردم را امیدوارتر و خوشحالتر کند فقط به این شرط که منطق نخبگی داشته باشد و با فاصله گرفتن از فضای سیاسی و جناحی، اصالت را به مصالح و منافع ملی دهد. دیگر آنکه در انتخاب تشکلهای مشارکت کننده در این نشستها باید دقت کرد چرا که قرار است حاضران در این نشستها بازتاب دهنده خواستهها و منافع مردم باشند.
گفتوگوهای رو در رو مفید است
محمدعلی ابطحی
عضو مجمع روحانیون مبارز
دیدارهایی که رئیس جمهوری اخیراً با فعالان سیاسی اصلاحطلب و فعالان اقتصادی برگزار کردند اگر چه بیشتر جنبه پروتکلی دارد اما نفس برگزاری چنین دیدارهایی که میتواند به گفتوگوهای رو در رو بینجامد، مفید است. با این حال بنا به اطلاعی که از دو نشست اخیر دارم، فرصت به اندازه کافی برای طرح اغلب دیدگاهها مهیا نشده است و از سوی دیگر جا داشت در نشست اصلاحطلبان با رئیس جمهوری، کسانی حضور مییافتند که نماینده واقعی جامعه اصلاحطلبی و جامعه جوانان اصلاحطلب باشد که این گونه به نظر نمیرسید.
شرط ثمربخشی دیدار با نخبگان
محمدمهدی اسلامی
عضو شورای مرکزی مؤتلفه
نشست و برخاست رئیس جمهوری محترم با نخبگان اقتصادی، سیاسی و... قطعاً از جمله اقدامات درخور تحسین است؛ شیخ اجل گوید:«ملک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد؛ پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاج ترند که خردمندان به قربت پادشاهان.» اهتمام دکتر روحانی به این موضوع که با اولویت دیدار با اصلاحطلبان، سپس اقتصاددانان آغاز شده و وعده برنامهریزی برای دیدار با اصولگرایان، نمایندگان مجلس و دیگر گروهها نیز رسماً از سوی مسئول دفتر ایشان مطرح شده است، جای خرسندی دارد. اما این نشست و برخاست زمانی مطلوبتر خواهد بود که پشت سر آن کسی زمزمه نکند که «پی مصلحت، مجلس آراستند/ نشستند و گفتند و برخاستند» تیرماه چهار سال قبل بود که دکتر روحانی میزبان افطار اصلاحطلبان، اصولگرایان و... بود. در دیدار با اصولگرایان رئیس جمهوری از تجربه خود در نشست و برخاست با همه جناحها گفت اما گمان میکنم رئیس جمهوری این سخن را چهار سال به فراموشی سپرده بود. حداقل انتظاری که میرفت، تداوم این گفتوگوها به شیوهای مؤثر بود. شیوهای که به تعارفات اکتفا نگردد و کثرت حضار، مانع از امکان گفتوگوی سازنده نباشد.
به عنوان نمونه وی در آن افطار تصریح کرد:«رکود و تورم که جناح نمیشناسد. شکم که جناح نمیشناسد. زندگی مردم که جناح نمیشناسد.» یکی از نقدهای پررنگ اصولگرایان طی سالیان قبل که در مناظرههای انتخاباتی از سوی نامزدهای آنها نیز به صورت جدی طرح گردید، موضوع خطر افزایش نقدینگی بود. به عنوان مثال 27 اردیبهشت ماه سال گذشته، مهندس سید مصطفی میرسلیم در گفتوگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما گفت:«نقدینگی باید صرف تولید شود اما با این وضع اگر از رکود خارج شویم، اقتصاد کشور با یک تورم مخرب روبهرو میشود. نقدینگی باید برای تولید به کار برود. جامعه گرفتار دلال بازی و واسطهگراییهایی شده که مانند زالو به جان ملت افتاده است.» همدلى و مشارکت مستلزم انگیزه اعتقادى است و صرفاً با درخواست و نصیحت حاصل نمىشود. اگر بخواهیم همدلى و مشارکت شکل بگیرد، باید این باور شکل بگیرد که خواسته رئیس جمهوری صادقانه است و حاضر است از نظریات و پیشنهادها و قابلیتهایى که رقباى انتخاباتى او و کارشناسان و نخبگان همراه آنها که امروز اقلیت سیاسى شمرده مىشوند، داشتهاند و دارند به شکل مناسب کمک بگیرد. اگر چنین باوری ایجاد نشود، چنین نشستهایی به حداقل سود خود دست خواهد یافت و نتیجه جدی در اصلاح امور کشور نخواهد داشت.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/6902/2/486292/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه




























