برخی ضرورتهای پیشرو در کارگردانی تئاتر
رضا آشفته
منتقد تئاتر
بحث مکان در تئاتر به اندازهای مهم است که اگر از سوی کارگردان به آن کمتوجهی شود نتیجه کار همچون آب در هاون کوبیدن خواهد بود. مکان، محل وقوع یک داستان است و مرتبط با مسائلی است که باید در آن مطرح شود تا اینگونه کارگردان مخاطب را متوجه نکتهای از مسائل پیرامونیاش سازد. بنابراین مکان به ضرورت درک و فهم متن در اجرا بسیار ویژه و با اهمیت میشود و هر کارگردانی باید بداند که چه مسألهای مرتبط با مکان مطرح شده وجود دارد که پرداختن به آن یک ضرورت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... است.
در این نوشته منظور از مکان، همان جغرافیا و زیستبوم است که برای هر مخاطبی نسبت به مخاطبان دیگر متفاوتتر و دربرگیرنده مسائل خاصتری خواهد بود. جغرافیا امری کتماننشدنی در پذیرش، درک و اجرای یک متن است که میتواند شهر به شهر و روستا به روستا تفاوت بنیادینی داشته باشد. مکان میتواند از جغرافیای جهان به قاره، منطقه، کشور، استان، شهر و روستا به مکانهای کوچکتری چون دبستان، بیمارستان، کارخانه و مانند اینها تقسیمبندی شود. اگر نمایشی مربوط به آپارتماننشینی در کلانشهری چون تهران باشد این متن نمیتواند در شهر کوچکی چون محلات سمیرم مورد توجه واقع شود و تنها دلیلش نیز نبودن آپارتمان و مسائل خاص آن در چنین شهرهای کوچکی است.
آلودگی هوا که به دلایلی از جمله افزایش ریزگردها به مسأله مهمی در هر نقطهای از جهان تبدیل شده، یکی از بهترین گزینهها در پرداختن به مسائل زیستبومی است؛ در صورت علاقهمندی کارگردان به ساخت و اجرای اثری بر این مبنا، وی باید به اتفاق یک نویسنده، چنین متن و اجرایی را به صحنه آورده و از این طریق مخاطب را آگاه سازد تا در این آگاهی جسم و جان خود را از آسیبهای برآمده از آن نجات دهد.
بنابراین هر کارگردانی در هر نقطه از جهان به ضرورت درک مکانی مورد نیاز مخاطبان هدفش، باید متن و محتوای آن را برای درک بهتر مخاطب، سمت و سو دهد و اینگونه اجرایش را تبدیل به اثری مطلوب کند. در غیر این صورت آنچه در صحنه اجرا رخ میدهد غیر قابل درک و فهم خواهد شد و کاربردی برای مخاطب نخواهد داشت. چنانکه بهعنوان مثال در اراک نمایشهایی دیدم که مربوط به مسائل فلسفی یا کلانشهر تهران بود؛ این در حالی است که از مسائل مرتبط با زیستبوم خودشان غفلت کرده بودند. در سال ۹۱ به دلیل تحریمهای خارجی علیه کشورمان، کارخانه آلومینیوم اراک از دسترسی به فیلترهای هوا محروم بود و در نتیجه گرد و غبار نشأت گرفته از آن به خطر و تهدیدی برای مردم این شهر تبدیل شده بود. در آن شرایط هیچ دلیل موجهی برای بیتوجهی کارگردانهای تئاتر اراکی به مسأله مذکور وجود نداشت! بیتوجهی در به چالش کشیدن مسائل پیرامونی، صحنه را خالی از محتوای کاربردی و بهرهمندی از کارکرد اقتضای مکانی میسازد.
به همین دلیل درک مکان و نقطهای که کارگردان هوشمند و هشیار در آن قرار گرفته میتواند سرآغازی برای یک ارتباط بهتر، پویا و پوینده باشد. چنانکه در انتخاب متون بیگانه و تاریخی نیز باید اقتضای مکانی به ضرورت یک دراماتورژی و نگاه تطبیقی صورت گرفته باشد که مسائل بیگانه در یک محیط کشور خودمان، قابل درک و تفهیم شود و مخاطب دچار سردرگمی و بیگانگی نسبت به مکان و مسائل پیرامونیاش نباشد.
بگذارید نمونه دیگری بیاورم، اگر نمایشنامهای مربوط به حضور امریکا در جنگ ویتنام است چون هر دو کشور برای ما بیگانه هستند، باید ضمن مطرح شدن رویدادها و شخصیتها، مسائل مندرج در اثر، منطبق با شرایط مورد نیاز با مخاطبان ایرانی اجرا شود، از جمله پرداخت به مباحثی نظیر پایداری در برابر بیگانگان برای حفظ و نگهداری مرز و بوم و منافع آن میتواند در این نوع آثار برجسته شود تا از حالت بیگانه به امری آشنا و قابل درک برای مخاطبان خودمان تبدیل شود. بر این اساس هر متن بیگانهای را میتوان با ارزشگذاریهای اینجایی قابل اجرا و تفهیم کرد تا تماشاگر ضمن لذت بردن از آن حس و درکی تازه و مطلوب پیدا کند. در نتیجه اقتضای مکانی یک اصل مهم برای گزینش و اجرای هر متنی در هر نقطه از زمین خواهد بود و البته که کار هنرمند چیزی فراتر از این نیست.
منتقد تئاتر
بحث مکان در تئاتر به اندازهای مهم است که اگر از سوی کارگردان به آن کمتوجهی شود نتیجه کار همچون آب در هاون کوبیدن خواهد بود. مکان، محل وقوع یک داستان است و مرتبط با مسائلی است که باید در آن مطرح شود تا اینگونه کارگردان مخاطب را متوجه نکتهای از مسائل پیرامونیاش سازد. بنابراین مکان به ضرورت درک و فهم متن در اجرا بسیار ویژه و با اهمیت میشود و هر کارگردانی باید بداند که چه مسألهای مرتبط با مکان مطرح شده وجود دارد که پرداختن به آن یک ضرورت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... است.
در این نوشته منظور از مکان، همان جغرافیا و زیستبوم است که برای هر مخاطبی نسبت به مخاطبان دیگر متفاوتتر و دربرگیرنده مسائل خاصتری خواهد بود. جغرافیا امری کتماننشدنی در پذیرش، درک و اجرای یک متن است که میتواند شهر به شهر و روستا به روستا تفاوت بنیادینی داشته باشد. مکان میتواند از جغرافیای جهان به قاره، منطقه، کشور، استان، شهر و روستا به مکانهای کوچکتری چون دبستان، بیمارستان، کارخانه و مانند اینها تقسیمبندی شود. اگر نمایشی مربوط به آپارتماننشینی در کلانشهری چون تهران باشد این متن نمیتواند در شهر کوچکی چون محلات سمیرم مورد توجه واقع شود و تنها دلیلش نیز نبودن آپارتمان و مسائل خاص آن در چنین شهرهای کوچکی است.
آلودگی هوا که به دلایلی از جمله افزایش ریزگردها به مسأله مهمی در هر نقطهای از جهان تبدیل شده، یکی از بهترین گزینهها در پرداختن به مسائل زیستبومی است؛ در صورت علاقهمندی کارگردان به ساخت و اجرای اثری بر این مبنا، وی باید به اتفاق یک نویسنده، چنین متن و اجرایی را به صحنه آورده و از این طریق مخاطب را آگاه سازد تا در این آگاهی جسم و جان خود را از آسیبهای برآمده از آن نجات دهد.
بنابراین هر کارگردانی در هر نقطه از جهان به ضرورت درک مکانی مورد نیاز مخاطبان هدفش، باید متن و محتوای آن را برای درک بهتر مخاطب، سمت و سو دهد و اینگونه اجرایش را تبدیل به اثری مطلوب کند. در غیر این صورت آنچه در صحنه اجرا رخ میدهد غیر قابل درک و فهم خواهد شد و کاربردی برای مخاطب نخواهد داشت. چنانکه بهعنوان مثال در اراک نمایشهایی دیدم که مربوط به مسائل فلسفی یا کلانشهر تهران بود؛ این در حالی است که از مسائل مرتبط با زیستبوم خودشان غفلت کرده بودند. در سال ۹۱ به دلیل تحریمهای خارجی علیه کشورمان، کارخانه آلومینیوم اراک از دسترسی به فیلترهای هوا محروم بود و در نتیجه گرد و غبار نشأت گرفته از آن به خطر و تهدیدی برای مردم این شهر تبدیل شده بود. در آن شرایط هیچ دلیل موجهی برای بیتوجهی کارگردانهای تئاتر اراکی به مسأله مذکور وجود نداشت! بیتوجهی در به چالش کشیدن مسائل پیرامونی، صحنه را خالی از محتوای کاربردی و بهرهمندی از کارکرد اقتضای مکانی میسازد.
به همین دلیل درک مکان و نقطهای که کارگردان هوشمند و هشیار در آن قرار گرفته میتواند سرآغازی برای یک ارتباط بهتر، پویا و پوینده باشد. چنانکه در انتخاب متون بیگانه و تاریخی نیز باید اقتضای مکانی به ضرورت یک دراماتورژی و نگاه تطبیقی صورت گرفته باشد که مسائل بیگانه در یک محیط کشور خودمان، قابل درک و تفهیم شود و مخاطب دچار سردرگمی و بیگانگی نسبت به مکان و مسائل پیرامونیاش نباشد.
بگذارید نمونه دیگری بیاورم، اگر نمایشنامهای مربوط به حضور امریکا در جنگ ویتنام است چون هر دو کشور برای ما بیگانه هستند، باید ضمن مطرح شدن رویدادها و شخصیتها، مسائل مندرج در اثر، منطبق با شرایط مورد نیاز با مخاطبان ایرانی اجرا شود، از جمله پرداخت به مباحثی نظیر پایداری در برابر بیگانگان برای حفظ و نگهداری مرز و بوم و منافع آن میتواند در این نوع آثار برجسته شود تا از حالت بیگانه به امری آشنا و قابل درک برای مخاطبان خودمان تبدیل شود. بر این اساس هر متن بیگانهای را میتوان با ارزشگذاریهای اینجایی قابل اجرا و تفهیم کرد تا تماشاگر ضمن لذت بردن از آن حس و درکی تازه و مطلوب پیدا کند. در نتیجه اقتضای مکانی یک اصل مهم برای گزینش و اجرای هر متنی در هر نقطه از زمین خواهد بود و البته که کار هنرمند چیزی فراتر از این نیست.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/8099/24/639715/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه













































