ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

سخن روز
امام على عليه السلام :
سپاسگزارى تو از كسى كه از تو راضى است، موجب رضايت و وفادارى بيشتر او مى شود.
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم ج4، ص 161 ، ح5668

مریم معترف: عروسکها را از مواد دور ریختنی ساختم
عروسکهای نمایش «قصههای سفر پرماجرای کشتی نوح» از مواد دور ریختنی پلاستیکی ساخته شده است. در همه اجراها بچهها با این عروسکها ارتباط برقرار میکنند. آنها بعد از نمایش از پدر و مادرهایشان میخواهند که با وسایلی که در خانه دارند عروسک بسازند. چون بچهها ذاتاً خلاق هستند.
معترف درباره ویژگیهای نمایش جدیدش صحبت کرد

مهدی جعفری: به دنبال روشهای سازنده باشیم
تمایلی ندارم تا با ذکر سرگذشت پیگیریها از کسی یا جایی گلایهای کنم. فضای جامعه سینمایی ما به خودی خود انباشته از ابرهای تیره آه و ناله است. نمیگویم کسی از اوضاع نابسامان امروز سینما شکوه و شکایتی ندارد اما گمان میکنم همه ما باید بیشتر به دنبال روشهای سازنده باشیم تا آه و نالههای فرساینده.
بخشی از گفتوگوی کارگردان فیلم «۲۳ نفر» با خبرآنلاین
بخشی از گفتوگوی کارگردان فیلم «۲۳ نفر» با خبرآنلاین
در مراسم اختتامیه بیست و دومین جشنواره قصه گویی از ایرج طهماسب تجلیل شدادای دین به آقای مجری محبوب
جشنواره قصهگویی امسال شمع 22 سالگیاش را فوت کرد؛ جشنوارهای که در بدو ورود به سنین جوانی، راه ورود به قلب آنهایی که چند سالی از جوانیشان گذشته را هم یاد گرفته است. در صندوق خاطراتشان را گشوده و با خاطرهبازی برای آنها خاطره میسازد.
سال گذشته حتی آنهایی که در جریان کم و کیف برگزاری جشنواره نبودند، با شنیدن اسم قصهگوی محبوب دوران کودکیشان، آقای حکایتی دلشان به برگزاری این جشنواره گره خورد و از مشتریهای پر و پا قرص آن شدند. جشنواره قصهگویی که آیین اختتامیه پارسالش با بزرگداشت بهرام شاهمحمدلو حسابی گل کرد و سر زبانها افتاد، امسال با نام آقای مجری و آهنگ خاطرهساز«کلاه قرمزی» گره خورد و حتی قصهگویی رضا کیانیان روی سن اختتامیه هم نتوانست عنوان چهره برگزیده جشنواره قصهگویی را از آقای مجری بگیرد. آیین بزرگداشت این دوره که همزمان با شب یلدا برگزار شد؛ ادای دینی بود به 3 دهه خاطرهسازی ایرج طهماسب برای کودکان ایران.
مرضیه برومند که برای تجلیل از ایرج طهماسب روی صحنه آمده بود، با این عبارات شوخ طبعانه از این اتفاق غافلگیرکننده پرده برداشت: «اینجا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است و من کارم را از اینجا با رضا بابک و بهرام شاهمحمدلو شروع کردم. جوانی محجوب در آن سالها در کلاسهای تئاتر شرکت میکرد و امروز یکی از بزرگترین هنرمندان این مملکت است.
او در «مدرسه موشها» عروسکگردان و صداپیشه بود و در سریال «آرایشگاه زیبا» با هم همکاری کردیم. این بازیگر بداخلاق و «لایتچسبک»(!) است، اما برایم عجیب است که مردم تا این حد او را دوست دارند. اکنون هم خبر ندارد که قرار است از او تقدیر شود!»
اخلاق گراست اما نصیحت نمی کند
مرضیه برومند
فیلمساز
تا قبل از ورود به صحنه سعی کردم با ایرج طهماسب رو در رو نشوم. خبر نداشت که قرار است از او تقدیر شود. قرار بود غافلگیرش کنیم. اگر چه این غافلگیری دلچسب باید زودتر از اینها اتفاق میافتاد.
نقش او در مجموعه کارهای کودک و کارهای «سالم» خانواده آنقدر پررنگ است که باید پیش از اینها در مراسمی ویژه از ایرج طهماسب تجلیل میشد. طهماسب شبیه زندهیاد نصرت کریمی است که از هر انگشتش یک هنر میریزد. خوب مینویسد، کارگردانی میکند، صداپیشگیاش درجه یک است، بازیگر خیلی خوبی است و البته عروسکگردان منحصر بهفردی است. همه اینها باعث شده که ایرج احاطه خوبی در کارهایش داشته باشد و از آن دست کارگردانهایی نباشد که یک عده را دورش جمع میکند تا بلکه بتوانند کاری کنند.
در تعریف کردن قصه مهارت دارد. حرفهایش نه شعاری است و نه نصیحت. ظریف و نکتهسنج است. از دریچهای باریک به مسائل نگاه میکند و از همان دریچه باریک یک جهان را به مخاطب نشان میدهد. نصیحت نمیکند اما بشدت اخلاقگراست. اصول دارد و حفظ اصول برایش خیلی هم مهم است. طنز ظریفی دارد. به قصهگوییهای آخر شبش برای عروسکهای مجموعه «کلاه قرمزی» دقت کنید و ببینید کلاه قرمزی و پسرخاله و پسر عمهزا و فامیل دور و جیگر و... هر کدامشان چطور با دیدگاههای مختلف نسبت به قصه عکسالعمل نشان میدهند، گاهی به قصه گوش میکنند و گاهی نه و حتی سؤالهای پرت و پلا میپرسند. ایرج طهماسب یک هنرمند مردمی است.
لحنش به لحن مردم نزدیک است و به همین خاطر اینقدر دلنشین است و خوب تأثیر هم میگذارد. از ابتدا و از همان دوران نوجوانی که وارد این فضا شد در همه تحولات و تغییراتی که در این سالها اتفاق افتاد، قدمبهقدم همراه مردم بود. باید قدردان نسلی باشیم که در شرایط سخت دلسوزانه برای جامعه، خانواده و بخصوص بچهها کار کردند و بدون چشمداشت مالی، زیر سایه تنگنظری مسئولان با امکانات محدود چنین کارهای موفقی ساختند. آنها در شرایطی کار کردند که قابل قیاس با امروز نیست که هم ابزار کار بیشتر است و هم رسانههای متعددی برای عرضه کارشان وجود دارد و در چنین شرایطی کارهایی ساختند که همه آبرومند و با اخلاق است. وقتی به کارهای همنسلانم و آنهایی که من حکم خواهر بزرگتر برای آنها دارم نگاه میکنم احساس سربلندی میکنم از اینکه نام نیک از خودشان به جا گذاشتهاند. آنها همچنان راه ارتباط با مخاطب را بلدند چون مردم را دوست دارند و دوست داشتنشان صادقانه است.
مردم بهخوبی فرق محبت صادقانه و فریبکارانه را میفهمند و آنهایی که به ضرب و زور و تقلب میخواهند با آنها ارتباط برقرار کنند را پس میزنند. ایرج طهماسب از همین دست آدمهای صادقی است که راه ارتباط با مخاطب را خوب بلد است. امیدوارم سالهای سال باشد و برای کودکان برنامه بسازد. اطمینان دارم کارهایش مثل همیشه و شاید بیش از قبل موفق خواهد بود. آرزو میکنم طلسم «کلاه قرمزی» شکسته شود و ایرج طهماسب باز هم کار کند و آثار جدیدی از او ببینیم.
نمود عینی فرهنگ دوستی مردم
الهه رضایی
مجری برنامههای کودک و نوجوان
بیستودومین دوره جشنواره بینالمللی قصهگویی که اختتامیه آن اول هفته برگزار شد را میتوان یکی از ارکان مهم تربیتی در جامعه دانست. مراسمی که در آن چگونگی جلب توجه اقشار مختلف مردم با تمهیدات جذابتر به قصهگویی و ایجاد شرایط برای درک اهمیت آن، نمود پررنگی داشت؛ از تقدیر از ایرج طهماسب به عنوان یکی از چهرههای محبوب و فعال که قصهپردازی و قصهگویی همیشه در اولویت برنامههایش بوده تا دعوت از چهره سرشناسی همچون رضا کیانیان برای قصهگویی.
در ایام جشنواره مردم علاقهشان به قصهگویی را نشان دادند و در آیین اختتامیه من به عینه شاهد بودم که در صورت آمادهسازی بسترهای فرهنگی مردم حتی در شب یلدا هم با اشتیاق در جلسات فرهنگی شرکت میکنند. به اعتقاد من استقبال از اختتامیه جشنواره قصهگویی نمود عینی فرهنگ دوستی مردم بود. اگرچه قصهگویی مدتها بود کمرنگ شده بود اما برخی خانوادهها برای رجوع به گذشته، معرفی فرهنگهای مختلف و انتقال پیامهای تربیتی به فرزندانشان تا حدی قصهگویی را زنده نگه داشتند.
قصه دستاوردهای بزرگی برای کودکان و نوجوانان دارد و از نگاه من مهمترین کاربرد آن ایجاد اشتیاق برای مطالعه در سنین بزرگسالی است. در روزگاری که جامعه با تنوع فرهنگی مواجه است، قطعاً قصهگویی یکی از راههای بیان رویکردهای مناسب برای زندگی و روزهای کم تجربگی هر انسانی است.
اصلاً واژه قصه برای اغلب ما دلنشین است و شنیدن همین واژه ما را به دنیای کودکی و روزهای پرشوق و ذوق کتابخوانی میکشاند. وقتی همین یک واژه به تنهایی چنین تجسمی را پدید میآورد قطعاً هر قصه هزاران خلق ذهنی را به همراه دارد. قصهگویی در لحظه ما را به رؤیا میبرد و با تصویرسازی و فضاسازی آنچه میخوانیم یا میشنویم قدرت تجسم تقویت میشود و تجسم در ایجاد خلاقیت تأثیر زیادی دارد. راهکارهای مختلف برای رونق قصهگویی از جمله برگزاری همین جشنواره اگر در مسیر درست انجام شود بهطور قطع قصهگویی جای خود را در خانواده و در بین مخاطبان پیدا میکند.
وجود رسانههای دیگر نباید مزاحم و مخل توجه نسل جدید به قصه و ادبیات شود. اگر هر یک از این رسانهها به خاطر مؤلفههای جذاب کودک و نوجوان را جلب کردهاند، ما هم باید برنامههای سرگرمی و آموزشیمان را از راهی جذاب به مخاطب و نسل جدید ارائه دهیم، همانطور که جشنواره قصهگویی هر سال با نمایشها و بخشهای خلاقانه نو توجه نسلهای مختلف را جلب کرده است.
جشنواره قصهگویی به مرور زمان حتی علاوه بر تأثیرگذاری در قصهگویی منجر به ارائه نوعی از شیوه زندگی به خانوادهها میشود. خانوادههایی که کودکشان را به چنین فضایی میآورند به مرور به آنها میآموزند که تفریح و سرگرمی اتفاقی جدا از فرهنگ و هنر نیست. در نهایت بستر ذهنی کودک به مرور به تلفیق تفریح و فرهنگ عادت میکند و احتمال توجه کودکان به تفریحات ناسالم در آینده کمتر میشود.
سال گذشته حتی آنهایی که در جریان کم و کیف برگزاری جشنواره نبودند، با شنیدن اسم قصهگوی محبوب دوران کودکیشان، آقای حکایتی دلشان به برگزاری این جشنواره گره خورد و از مشتریهای پر و پا قرص آن شدند. جشنواره قصهگویی که آیین اختتامیه پارسالش با بزرگداشت بهرام شاهمحمدلو حسابی گل کرد و سر زبانها افتاد، امسال با نام آقای مجری و آهنگ خاطرهساز«کلاه قرمزی» گره خورد و حتی قصهگویی رضا کیانیان روی سن اختتامیه هم نتوانست عنوان چهره برگزیده جشنواره قصهگویی را از آقای مجری بگیرد. آیین بزرگداشت این دوره که همزمان با شب یلدا برگزار شد؛ ادای دینی بود به 3 دهه خاطرهسازی ایرج طهماسب برای کودکان ایران.
مرضیه برومند که برای تجلیل از ایرج طهماسب روی صحنه آمده بود، با این عبارات شوخ طبعانه از این اتفاق غافلگیرکننده پرده برداشت: «اینجا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است و من کارم را از اینجا با رضا بابک و بهرام شاهمحمدلو شروع کردم. جوانی محجوب در آن سالها در کلاسهای تئاتر شرکت میکرد و امروز یکی از بزرگترین هنرمندان این مملکت است.
او در «مدرسه موشها» عروسکگردان و صداپیشه بود و در سریال «آرایشگاه زیبا» با هم همکاری کردیم. این بازیگر بداخلاق و «لایتچسبک»(!) است، اما برایم عجیب است که مردم تا این حد او را دوست دارند. اکنون هم خبر ندارد که قرار است از او تقدیر شود!»
اخلاق گراست اما نصیحت نمی کند
مرضیه برومند
فیلمساز
تا قبل از ورود به صحنه سعی کردم با ایرج طهماسب رو در رو نشوم. خبر نداشت که قرار است از او تقدیر شود. قرار بود غافلگیرش کنیم. اگر چه این غافلگیری دلچسب باید زودتر از اینها اتفاق میافتاد.
نقش او در مجموعه کارهای کودک و کارهای «سالم» خانواده آنقدر پررنگ است که باید پیش از اینها در مراسمی ویژه از ایرج طهماسب تجلیل میشد. طهماسب شبیه زندهیاد نصرت کریمی است که از هر انگشتش یک هنر میریزد. خوب مینویسد، کارگردانی میکند، صداپیشگیاش درجه یک است، بازیگر خیلی خوبی است و البته عروسکگردان منحصر بهفردی است. همه اینها باعث شده که ایرج احاطه خوبی در کارهایش داشته باشد و از آن دست کارگردانهایی نباشد که یک عده را دورش جمع میکند تا بلکه بتوانند کاری کنند.
در تعریف کردن قصه مهارت دارد. حرفهایش نه شعاری است و نه نصیحت. ظریف و نکتهسنج است. از دریچهای باریک به مسائل نگاه میکند و از همان دریچه باریک یک جهان را به مخاطب نشان میدهد. نصیحت نمیکند اما بشدت اخلاقگراست. اصول دارد و حفظ اصول برایش خیلی هم مهم است. طنز ظریفی دارد. به قصهگوییهای آخر شبش برای عروسکهای مجموعه «کلاه قرمزی» دقت کنید و ببینید کلاه قرمزی و پسرخاله و پسر عمهزا و فامیل دور و جیگر و... هر کدامشان چطور با دیدگاههای مختلف نسبت به قصه عکسالعمل نشان میدهند، گاهی به قصه گوش میکنند و گاهی نه و حتی سؤالهای پرت و پلا میپرسند. ایرج طهماسب یک هنرمند مردمی است.
لحنش به لحن مردم نزدیک است و به همین خاطر اینقدر دلنشین است و خوب تأثیر هم میگذارد. از ابتدا و از همان دوران نوجوانی که وارد این فضا شد در همه تحولات و تغییراتی که در این سالها اتفاق افتاد، قدمبهقدم همراه مردم بود. باید قدردان نسلی باشیم که در شرایط سخت دلسوزانه برای جامعه، خانواده و بخصوص بچهها کار کردند و بدون چشمداشت مالی، زیر سایه تنگنظری مسئولان با امکانات محدود چنین کارهای موفقی ساختند. آنها در شرایطی کار کردند که قابل قیاس با امروز نیست که هم ابزار کار بیشتر است و هم رسانههای متعددی برای عرضه کارشان وجود دارد و در چنین شرایطی کارهایی ساختند که همه آبرومند و با اخلاق است. وقتی به کارهای همنسلانم و آنهایی که من حکم خواهر بزرگتر برای آنها دارم نگاه میکنم احساس سربلندی میکنم از اینکه نام نیک از خودشان به جا گذاشتهاند. آنها همچنان راه ارتباط با مخاطب را بلدند چون مردم را دوست دارند و دوست داشتنشان صادقانه است.
مردم بهخوبی فرق محبت صادقانه و فریبکارانه را میفهمند و آنهایی که به ضرب و زور و تقلب میخواهند با آنها ارتباط برقرار کنند را پس میزنند. ایرج طهماسب از همین دست آدمهای صادقی است که راه ارتباط با مخاطب را خوب بلد است. امیدوارم سالهای سال باشد و برای کودکان برنامه بسازد. اطمینان دارم کارهایش مثل همیشه و شاید بیش از قبل موفق خواهد بود. آرزو میکنم طلسم «کلاه قرمزی» شکسته شود و ایرج طهماسب باز هم کار کند و آثار جدیدی از او ببینیم.
نمود عینی فرهنگ دوستی مردم
الهه رضایی
مجری برنامههای کودک و نوجوان
بیستودومین دوره جشنواره بینالمللی قصهگویی که اختتامیه آن اول هفته برگزار شد را میتوان یکی از ارکان مهم تربیتی در جامعه دانست. مراسمی که در آن چگونگی جلب توجه اقشار مختلف مردم با تمهیدات جذابتر به قصهگویی و ایجاد شرایط برای درک اهمیت آن، نمود پررنگی داشت؛ از تقدیر از ایرج طهماسب به عنوان یکی از چهرههای محبوب و فعال که قصهپردازی و قصهگویی همیشه در اولویت برنامههایش بوده تا دعوت از چهره سرشناسی همچون رضا کیانیان برای قصهگویی.
در ایام جشنواره مردم علاقهشان به قصهگویی را نشان دادند و در آیین اختتامیه من به عینه شاهد بودم که در صورت آمادهسازی بسترهای فرهنگی مردم حتی در شب یلدا هم با اشتیاق در جلسات فرهنگی شرکت میکنند. به اعتقاد من استقبال از اختتامیه جشنواره قصهگویی نمود عینی فرهنگ دوستی مردم بود. اگرچه قصهگویی مدتها بود کمرنگ شده بود اما برخی خانوادهها برای رجوع به گذشته، معرفی فرهنگهای مختلف و انتقال پیامهای تربیتی به فرزندانشان تا حدی قصهگویی را زنده نگه داشتند.
قصه دستاوردهای بزرگی برای کودکان و نوجوانان دارد و از نگاه من مهمترین کاربرد آن ایجاد اشتیاق برای مطالعه در سنین بزرگسالی است. در روزگاری که جامعه با تنوع فرهنگی مواجه است، قطعاً قصهگویی یکی از راههای بیان رویکردهای مناسب برای زندگی و روزهای کم تجربگی هر انسانی است.
اصلاً واژه قصه برای اغلب ما دلنشین است و شنیدن همین واژه ما را به دنیای کودکی و روزهای پرشوق و ذوق کتابخوانی میکشاند. وقتی همین یک واژه به تنهایی چنین تجسمی را پدید میآورد قطعاً هر قصه هزاران خلق ذهنی را به همراه دارد. قصهگویی در لحظه ما را به رؤیا میبرد و با تصویرسازی و فضاسازی آنچه میخوانیم یا میشنویم قدرت تجسم تقویت میشود و تجسم در ایجاد خلاقیت تأثیر زیادی دارد. راهکارهای مختلف برای رونق قصهگویی از جمله برگزاری همین جشنواره اگر در مسیر درست انجام شود بهطور قطع قصهگویی جای خود را در خانواده و در بین مخاطبان پیدا میکند.
وجود رسانههای دیگر نباید مزاحم و مخل توجه نسل جدید به قصه و ادبیات شود. اگر هر یک از این رسانهها به خاطر مؤلفههای جذاب کودک و نوجوان را جلب کردهاند، ما هم باید برنامههای سرگرمی و آموزشیمان را از راهی جذاب به مخاطب و نسل جدید ارائه دهیم، همانطور که جشنواره قصهگویی هر سال با نمایشها و بخشهای خلاقانه نو توجه نسلهای مختلف را جلب کرده است.
جشنواره قصهگویی به مرور زمان حتی علاوه بر تأثیرگذاری در قصهگویی منجر به ارائه نوعی از شیوه زندگی به خانوادهها میشود. خانوادههایی که کودکشان را به چنین فضایی میآورند به مرور به آنها میآموزند که تفریح و سرگرمی اتفاقی جدا از فرهنگ و هنر نیست. در نهایت بستر ذهنی کودک به مرور به تلفیق تفریح و فرهنگ عادت میکند و احتمال توجه کودکان به تفریحات ناسالم در آینده کمتر میشود.
تهران در نگاه عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار انتشارات امیرکبیرزبان مردم کوچه و بازار
احمد مسجدجامعی
عضو شورای شهر تهران
امسال صدمین سال تولد مرحوم عبدالرحیم جعفری و هفتادمین سال تأسیس انتشارات امیرکبیر است. آنچه از آن مرحوم گفته و نوشته شده به تأثیرات او در عرصه نشر کشور باز میگردد. دلیل این امر نیز مشخص است؛ وی بنیانگذار انتشارات امیرکبیر، بزرگترین و از تأثیرگذارترین نشر کشور بوده است.در یکی از مراسمی که به یادبود زنده یاد جعفری برگزار شد، بزرگوارانی از اهل فکر و اندیشه درباره ایشان سخن راندند و من نیز سخنانی با عنوان «تهران از نگاه جعفری» ایراد کردم که میهمانان از آن استقبال کردند و به گفته دوستان زاویهای جدید برای شناخت بنیانگذار انتشارات امیرکبیر پیش رو گذاشت.پس از آن بر آن شدم که مباحث مطرح در آن سخنرانی را گسترش داده و این کتاب را اثری در حوزه تهرانشناسی معرفی کنم.
تهران از زبان عبدالرحیم جعفری
زمانی که به خاطرات و زندگینامه شخصیتهای مختلف از هنرمند، سیاستمدار، اهل فرهنگ، جهانگرد و... کهزاده تهران بودند یا دورهای را در آن زندگی کردهاند رجوع میکنیم هر یک تصویری از این شهر به دست دادهاند که بسیاری از آنها در نوع خود نو و تازه است. متأسفانه این آثار را از این زاویه مطالعه نکردهاند و روایت آنها از تهران نادیده گرفته شده است.
یکی از این کتابها «در جستوجوی صبح»[1] است که خاطرات عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار مؤسسه انتشارات امیرکبیر را از کودکی تا روزگار پیری در برمیگیرد. عبدالرحیم جعفری در بخش بزرگی از کتاب به تاریخچه انتشارات امیرکبیر و توصیف نویسندگان، استادان، هنرمندان و... پرداخته است و سراسر کتاب، تاریخ تحول چاپ در ایران است. اما علاوه بر اینها گفتههای فراوانی هم درباره تهران، خصوصاً در جلد اول، دارد. از آن جا که جعفری از میان توده مردم برخاسته و تهران را از همان زاویه دیده است، روایت او از تهران را میتوان روایت مردم کوچه و بازار از تهران معرفی کرد.
توصیف و گزارشی که جعفری ارائه میدهد، بسیار دقیق، جزئی نگر و دربرگیرنده ابعاد مختلف زندگی در این شهر است. گزارش جعفری تا آن جا با عناصری چون تعلیق و جزءنگری در میآمیزد که به داستان نزدیک میشود و نوعی «ناداستان» خلق میکند.
برای شناخت تصویری که جعفری از پایتخت آن زمان (اوایل سده 1300) ارائه میدهد، لازم است گفتههای او دستهبندی موضوعی و زیر مجموعههایی برای آنها تعریف شود. اما پیش از آن به تصویری کلی اشاره میکنیم که جعفری از صد سال گذشته ارائه میدهد.
[1] جعفری، عبدالرحیم، انتشارات روزبهان، تهران، چاپ سوم 1386

#ایرج_طهماسب
یگانه خدامی
دیــــــــــــروز شنــــــــبه در بیستودومین جشنواره بینالمللی قصهگویی از ایرج طهماسب به پاس یک عمر فعالیت هنری تجلیل شد. سال گذشته شاهد کاری مشابه همین درباره آقای حکایتی بودیم که بسیار هم بازتاب داشت و امسال تجلیل از آقای مجری توجه کاربران شبکههای اجتماعی را جلب کرد. به این بهانه با هشتگ ایرج طهماسب درباره کلاه قرمزی و نقش طهماسب درباره ساخت خاطرات کودکیشان مینوشتند: «خاطرات کودکیای که این آدمها(برومند، جبلی، طهماسب، شاهمحمدلو و رسام و بیرنگ و...) برامون ساختن اونقدر عمیق و قشنگه که بعید میدونم تو هیچ نسل دیگهای تکرار بشه. فکر نمیکنم نسلجدید ۳۰ سال دیگه وقتی موزیک برنامههای بچگیشون رو گوش بدن بغض کنن و یه غم عجیبی بیفته تو دلشون.»، «من هر وقت آهنگ کلاه قرمزی و آقای راننده رو میشنوم بغضم میگیره؛ چقدر گذشته از اون سالها.»، «همزمان با لذتی که این کلیپ داره، غمی هم میاد، غم سفید شدن موهای آقای مجری و خانوم برومند، غم کم شدن این نوع آثار. چه اقبال بدی دارن نسل فعلی بهخاطر نداشتن این مدل خاطرهها»، «چقدر خوبه که ازش قدردانی کردن، خداییش معرکه است»، «یه حسی بعد از دیدن این نسل آدمها بهم دست میده، یه حس شوق همراه با نگرانی، ۴۰ سالمون شد و هیچی نفهمیدیم. دم همشون گرم»، «امثال آقاى ایرج طهماسب واقعاً زندگى رو زیبا میکنن»، «این کلیپ سوپرایز ایرج طهماسب چقدر حس و حال خوبی داشت»، «یه جوری من عاشق خندههای گوگولی آقای مجری هستم که محو میشم وقتی میخنده»، «خدا رو شکر این حرکت لبخند رو لبامون آورد تجلیل از مجری که برا هممون یادآوریهای خوب داره عاشق آرامش آقای مجری بودم، نذاشتن اتفاق بدی براش بیفته بعد یادبودی براش بگیرن»، «من سر تجلیل آقای حکایتی گریه کردم سر آقای مجری هم اشکم رو درآوردین».
موضوع دیگری هم که دیروز در شبکههای اجتماعی به آن پرداخته میشد تلویزیونی بود. مهران مدیری به بهانه شب یلدا با برنامه دورهمی دوباره به شبکه نسیم برگشت اما آنچه این مسأله را بین مخاطبان مطرح کرد کنایههای سنگین مدیری به مسأله بنزین و دولت بود. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی به این موضوع میپرداختند که چرا مدیری تنها از دولت انتقاد میکند؟ روزنامه فرهیختگان هم دیروز در گزارشی مدعی شد مدیری برای هر قسمت برنامه دورهمی ۳۵۰ میلیون نقد همراه ۳۰ درصد تبلیغات برنامه را میگیرد. واکنشها به دورهمی و مهران مدیری را بخوانید: «روزی را میبینم که مهران مدیری قربانی سیاست نادانی خود میشود، «مهران مدیری سال ۹۵: ۳۰ میلیون برای هر قسمت. سال ۹۸: ۳۵۰ میلیون برای هر قسمت پول میگیره، بیخود نیست اسم برنامه شده دورهمی»، «هر یه ویدئو تیکه سنگین مهران مدیری به دولت که آپلود میکنین یه تومن میره رو حقوقش».

عکس نوشت
نقاشی «کومههای علف خشک» اثر «کلود مونه» به عنوان گرانترین اثر هنری فروخته شده در سال 2019 ثبت شد. این نقاشی سه دهه متوالی در یک مجموعه خصوصی نگهداری میشد و برای آخرین بار در سال ۱۹۸۶ در حراجی کریستیز به قیمت 5/2 میلیون دلار فروخته شد. این نقاشی رنگ روغن که در سال ۱۸۹۰ خلق شده گرانقیمتترین نقاشی فروخته شده «کلود مونه» در حراجی ساتبیز نیز محسوب میشود. گفته میشود یک میلیاردر آلمانی به نام «هاسو پلتنر» آن را خریداری کرده است.
از ۱۰ اثر هنری گرانی که در سال ۲۰۱۹ فروخته شدند، ۹ اثر در نیویورک و توسط «ساتبیز» و «کریستیز» به فروش رفتند.

درگذشت بازیگر روز شغال
تونی بریتون بازیگر سرشناس بریتانیایی درگذشت. او که بیش از همه با بازی در فیلم «روز شغال» شناخته می شد هنگام مرگ 95 سال داشت و خبر درگذشت او را دخترش به رسانهها اعلام کرد. این بازیگر کهنهکار که از صحنههای تئاتر لندن به دنیای بازیگری وارد شده بود، سالها در فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی نقشآفرینی کرد.
علاوه بر «روز شغال» به کارگردانی فرد زینهمان که سال 1973 ساخته شد و یکی از برترین تریلرهای سیاسی تاریخ سینماست، «یکشنبه خونین یکشنبه» به کارگردانی جان شلزینجر یکی دیگر از آثار سینمای این بازیگر است. روز شغال با موضوع ترور شارل دوگل نخست وزیر وقت فرانسه بارها در آثار سینمایی بعد از خود مورد ارجاع قرار گرفت. بریتون که تا چند سال پیش در تئاتر روی صحنه میرفت، آخرین بار سال ۱۹۷۹ در فیلم «آگاتا» کنار داستین هافمن و تیموتی دالتون روی پرده سینما ظاهر شد.
برخی بازیگران شناخته شده بریتانیایی از جمله پیتر ایگن بازیگر سریال معروف و محبوب «دانتون ابی» درگذشت بریتون را با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی تسلیت گفتند.
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
سخن روز
-
مریم معترف: عروسکها را از مواد دور ریختنی ساختم
-
مهدی جعفری: به دنبال روشهای سازنده باشیم
-
ادای دین به آقای مجری محبوب
-
زبان مردم کوچه و بازار
-
#ایرج_طهماسب
-
عکس نوشت
-
درگذشت بازیگر روز شغال
اخبارایران آنلاین
































