
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

مهاجران سیبری در تهران
هر سال اواخر ماه آذر و با شروع فصل سرما، پرندگان برای پیدا کردن محل جدیدی برای زندگی اقدام به کوچ میکنند. تهران نیز یکی از میزبانان این پرندگانی است که از سیبری برای یافتن غذا و محل مناسب نقل مکان کردهاند. این پرندگان مهاجر امسال نیز میهمان دریاچه شهدای خلیج فارس تهران بودند.
حالا اهالی پایتخت میتوانند از نزدیک پرندگان مهاجری را ببینند که به هوای دریاچه چیتگر، به تهران راه پیدا کردهاند و روی آب پرواز میکنند و زندگی چندماههشان را در این محدوده آغاز کردهاند.
چندی پیش شهردار منطقه 22 گفته بود با بهرهبرداری از حوزه آبگیر دریاچه شهدای خلیج فارس (چیتگر)، اکوسیستم جدیدی برای زیست گونههای جانوری از جمله پرندگان در محیط شهری فراهم شده و با شروع فصل پاییز و با توجه به مناسب بودن محیط و شرایط زیست مناسب، پرندگان دریایی در دریاچه تجمع کردهاند.
به گفته او تاکنون حدود ۵۰۰ پرنده سازگار با زیست در اکوسیستم جدید پایتخت، در این محدوده دیده شدهاند و پیشبینی میشود تعداد آنها بیشتر هم شود.
براساس این گزارش برخی گونههای مهاجر شناسایی شده در دریاچه شهدای خلیج فارس شامل: کشیم کوچک، کشیم بزرگ، کشیم گردن سیاه، باکلان، بوتیمار، بوتیمار کوچک، کوکوی معمولی، مرغ حق، بادخورک، ماهیخورک، زنبورخوار، سبزقبا، هدهد، دارکوب باغی، چکاوک کاکلی، چلچله کوهی، پرستو، حواصیل شب، گاوچرانک، اگرت کوچک، چلچله دمگاه سفید، اگرت بزرگ، حواصیل خاکستری، حواصی ارغوانی، غاز خاکستری، تنجه، گیلار، اردک اردهای، خوتکا، اردک سرسبز، فیلوش، خوتکا ابرو سفید، اردک نوک پهن، اردک سرحنایی، کورکور سیاه، طرلان، قرقی، پیغوی کوچک، سارکپه معمولی است.
یک پرندهشناس درباره این پرندگان مهاجر گفته است: «این پرندهها مهاجرانی از اروپای شرقی و شمال سیبری هستند که برای زمستانگذرانی مثل همیشه به ایران آمدهاند و رهسپار تالابهای فارس و خوزستان بودند اما وقتی سر راهشان به جنوب، با دریاچه مواجه شدهاند، فرود آمده و ماندگار شدهاند.»
پرندهشناس دیگری میگوید: «تهران مسیر مهاجرت این مرغهاست که ما آنها را به اسم «کاکایی» میشناسیم و احتمالاً وقتی از شمال کره زمین به سمت جنوب میرفتند بین راه متوجه این دریاچه شدند و همین جا ساکن شدند.»
این پدیده نشان از شکلگیری یک اکوسیستم متفاوت در چیتگر برای این پرندگان دارد.البته امسال علاوه بر دریاچه چیتگر، در کانال ها و مسیل های تهران نیز این پرندگان حضور دارند.
به گزارش مهر، تهران در سالهای گذشته هم گاهی میزبان این پرندهها میشد. چند سال پیش خبر حضور پرندگانی به نامهای «ابیا» و «تاج طلایی» در مناطقی مثل پارک جمشیدیه منتشر شد و بعضی پرندگان هم در مسیر مهاجرتشان چند روزی میهمان تهران میشدند اما حضور گسترده آنها امسال و در کنار دریاچه چیتگر و مسیل های تهران، اتفاق تازهای برای تهرانیهاست.
در شرایطی که در چند سال گذشته و با آلودگی شدید هوا، گونههای ثبت شده پرنده در شهر تهران ۵۹ درصد کاهش پیدا کرده و حتی دو سال پیش اعلام شد که کم کم کلاغها هم در حال مهاجرت از تهران هستند، حضور این پرندههای تازه وارد در پایتخت، میتواند کمی امیدوار کننده باشد.
البته پرنده شناسان میگویند که ممکن است این پرندهها ماندنی نباشند و با نوسانات آب و هوایی تا آخر اسفند اینجا بمانند و اگر مشکل خاصی برایشان پیش نیاید این دریاچه را بهعنوان محل زمستانگذر خود انتخاب کنند، این برای اینگونه پرنده معمول است و در محیطهای شهری و ارتباط با انسانها هم تحمل بالایی دارند. اما ارتباط و اعتمادشان به انسانها تابعی از عدم احساس خطر یا رفتارهای خصمانهای است که میبینند، اگر کسی اذیتشان نکند در آینده هم به انسانها نزدیک میشوند و سالهای آینده هم دوباره به اینجا خواهند آمد، اما اگر اذیت شوند اینطور نخواهد بود و ممکن است مسیر مهاجرتشان را عوض کنند.
اما به نظر میرسد که آنها ارتباط خوبی با انسانها برقرار کردهاند، یکی از نگهبانهای دریاچه چیتگر در این باره گفته است: «این پرندهها از یک ماه پیش آمدهاند، اول تعدادشان کم بود بعد یکباره زیاد شدند، خیلی هم با مردم راحت هستند و پفک و نان میخورند، گاهی هم دیدم از ماهیهای ریز توی آب برمیدارند اما چون ماهیها خیلی کم روی سطح آب میآیند به همین خاطر بیشتر از غذایی که مردم برایشان میریزند تغذیه میکنند.»
حالا اهالی پایتخت میتوانند از نزدیک پرندگان مهاجری را ببینند که به هوای دریاچه چیتگر، به تهران راه پیدا کردهاند و روی آب پرواز میکنند و زندگی چندماههشان را در این محدوده آغاز کردهاند.
چندی پیش شهردار منطقه 22 گفته بود با بهرهبرداری از حوزه آبگیر دریاچه شهدای خلیج فارس (چیتگر)، اکوسیستم جدیدی برای زیست گونههای جانوری از جمله پرندگان در محیط شهری فراهم شده و با شروع فصل پاییز و با توجه به مناسب بودن محیط و شرایط زیست مناسب، پرندگان دریایی در دریاچه تجمع کردهاند.
به گفته او تاکنون حدود ۵۰۰ پرنده سازگار با زیست در اکوسیستم جدید پایتخت، در این محدوده دیده شدهاند و پیشبینی میشود تعداد آنها بیشتر هم شود.
براساس این گزارش برخی گونههای مهاجر شناسایی شده در دریاچه شهدای خلیج فارس شامل: کشیم کوچک، کشیم بزرگ، کشیم گردن سیاه، باکلان، بوتیمار، بوتیمار کوچک، کوکوی معمولی، مرغ حق، بادخورک، ماهیخورک، زنبورخوار، سبزقبا، هدهد، دارکوب باغی، چکاوک کاکلی، چلچله کوهی، پرستو، حواصیل شب، گاوچرانک، اگرت کوچک، چلچله دمگاه سفید، اگرت بزرگ، حواصیل خاکستری، حواصی ارغوانی، غاز خاکستری، تنجه، گیلار، اردک اردهای، خوتکا، اردک سرسبز، فیلوش، خوتکا ابرو سفید، اردک نوک پهن، اردک سرحنایی، کورکور سیاه، طرلان، قرقی، پیغوی کوچک، سارکپه معمولی است.
یک پرندهشناس درباره این پرندگان مهاجر گفته است: «این پرندهها مهاجرانی از اروپای شرقی و شمال سیبری هستند که برای زمستانگذرانی مثل همیشه به ایران آمدهاند و رهسپار تالابهای فارس و خوزستان بودند اما وقتی سر راهشان به جنوب، با دریاچه مواجه شدهاند، فرود آمده و ماندگار شدهاند.»
پرندهشناس دیگری میگوید: «تهران مسیر مهاجرت این مرغهاست که ما آنها را به اسم «کاکایی» میشناسیم و احتمالاً وقتی از شمال کره زمین به سمت جنوب میرفتند بین راه متوجه این دریاچه شدند و همین جا ساکن شدند.»
این پدیده نشان از شکلگیری یک اکوسیستم متفاوت در چیتگر برای این پرندگان دارد.البته امسال علاوه بر دریاچه چیتگر، در کانال ها و مسیل های تهران نیز این پرندگان حضور دارند.
به گزارش مهر، تهران در سالهای گذشته هم گاهی میزبان این پرندهها میشد. چند سال پیش خبر حضور پرندگانی به نامهای «ابیا» و «تاج طلایی» در مناطقی مثل پارک جمشیدیه منتشر شد و بعضی پرندگان هم در مسیر مهاجرتشان چند روزی میهمان تهران میشدند اما حضور گسترده آنها امسال و در کنار دریاچه چیتگر و مسیل های تهران، اتفاق تازهای برای تهرانیهاست.
در شرایطی که در چند سال گذشته و با آلودگی شدید هوا، گونههای ثبت شده پرنده در شهر تهران ۵۹ درصد کاهش پیدا کرده و حتی دو سال پیش اعلام شد که کم کم کلاغها هم در حال مهاجرت از تهران هستند، حضور این پرندههای تازه وارد در پایتخت، میتواند کمی امیدوار کننده باشد.
البته پرنده شناسان میگویند که ممکن است این پرندهها ماندنی نباشند و با نوسانات آب و هوایی تا آخر اسفند اینجا بمانند و اگر مشکل خاصی برایشان پیش نیاید این دریاچه را بهعنوان محل زمستانگذر خود انتخاب کنند، این برای اینگونه پرنده معمول است و در محیطهای شهری و ارتباط با انسانها هم تحمل بالایی دارند. اما ارتباط و اعتمادشان به انسانها تابعی از عدم احساس خطر یا رفتارهای خصمانهای است که میبینند، اگر کسی اذیتشان نکند در آینده هم به انسانها نزدیک میشوند و سالهای آینده هم دوباره به اینجا خواهند آمد، اما اگر اذیت شوند اینطور نخواهد بود و ممکن است مسیر مهاجرتشان را عوض کنند.
اما به نظر میرسد که آنها ارتباط خوبی با انسانها برقرار کردهاند، یکی از نگهبانهای دریاچه چیتگر در این باره گفته است: «این پرندهها از یک ماه پیش آمدهاند، اول تعدادشان کم بود بعد یکباره زیاد شدند، خیلی هم با مردم راحت هستند و پفک و نان میخورند، گاهی هم دیدم از ماهیهای ریز توی آب برمیدارند اما چون ماهیها خیلی کم روی سطح آب میآیند به همین خاطر بیشتر از غذایی که مردم برایشان میریزند تغذیه میکنند.»

فرمانده نامآشنای امنیت
حراست از امنیت و تأمین آسایش عمومی دو وظیفه اصلی فرمانده جدید فراجا
با پایان یافتن مدت مأموریت سردار اشتری در مسئولیت فراجا، حضرت آیتالله خامنهای در حکمی سردار سرتیپ احمدرضا رادان را به فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران منصوب کردند.
متن حکم فرمانده کل قوا به این شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
سردار سرتیپ احمدرضا رادان
با پایان یافتن دوران مأموریت سردار اشتری و با ابراز قدردانی و رضایتمندی از خدمات ایشان، شما را به فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم.
توصیه اکید اینجانب، جلب رضایت خداوند متعال و در امتداد آن، جلب رضایت مردم عزیز در حراست از امنیت و تأمین آسایش عمومی است. ارتقای تواناییهای سازمان و صیانت از شأن کارکنان و پرورش پلیس تخصصی برای بخشهای گوناگون امنیت توصیه مهم دیگر است.
از دستگاههای گوناگون کشوری انتظار میرود با سازمان انتظامی کشور، همکاری لازم را مبذول دارند.
توفیق همگان را از خداوند متعال مسألت میکنم.
سیدعلی خامنهای
۱۷ دی ۱۴۰۱
تبریک سران قوا به سردار رادان
رئیس جمهور و رئیس دستگاه قضا در پیام های جداگانه ای انتصاب سردار احمدرضا رادان به فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران را تبریک گفتند و از خدمات و تلاشهای ارزنده سردار سرتیپ پاسدار اشتری قدردانی کردند.
نگاهی به پیشینه و کارنامه سردار رادان
احمدرضا رادان زاده ۱۳۴۲ در شهر اصفهان روز گذشته در حالی به فرماندهی کل انتظامی کشور انتخاب شد که در سابقه خود در فاصله سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۳ مسئولیت جانشینی فرماندهکل انتظامی جمهوری اسلامی ایران را برعهده داشت.
او که حضور خود در نیروهای نظامی کشور را از سال ۱۳۵۹ به دنبال حکم جهاد امام خمینی(ره) با حضور داوطلبانه در جبهههای جنگ به عنوان نیروی بسیجی آغاز کرده و در طول دفاع مقدس به سپاه پاسداران پیوسته بود، پس از پایان جنگ به فرماندهی انتظامی منتقل شد. سردار رادان فرماندهی انتظامی استانهای کردستان، سیستان و بلوچستان و خراسان و تهران را در کارنامه کاری خود دارد. او از سال 1376 تا 1379 فرماندهی انتظامی کردستان و از 1379 تا 1383 فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان را بهعهده داشت. پس از آن تا سال 1385 از جایگاه فرمانده انتظامی خراسان رضوی به خادمی امام رضا (ع) درآمد. سپس به فرماندهی انتظامی تهران بزرگ منصوب شد و تا سال 1387 نیز در این جایگاه فعالیت کرد. اجرای اصلی طرح ارتقای امنیت اجتماعی که در زمان خود تأثیر بسزایی در تأمین امنیت بانوان، کودکان، افراد ناتوان، مقابله با اراذل و اوباش، مقابله با گروههای قاچاق مواد مخدر و دیگر جرایم خشن داشت از جمله نقاط درخشان کارنامه او در زمان برعهده داشتن مسئولیت فرماندهی انتظامی تهران بزرگ بود و به کاهش چشمگیر آمار ارتکاب به جرم منتهی شد. سردار رادان در تاریخ 5 خرداد 1393 به سمت ریاست مرکز مطالعات راهبردی ناجا منصوب شد و در این مرکز اقدام به چاپ کتابهای راهبردی برای فعالیتهای پلیس در کشورمان کرد.
متن حکم فرمانده کل قوا به این شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
سردار سرتیپ احمدرضا رادان
با پایان یافتن دوران مأموریت سردار اشتری و با ابراز قدردانی و رضایتمندی از خدمات ایشان، شما را به فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم.
توصیه اکید اینجانب، جلب رضایت خداوند متعال و در امتداد آن، جلب رضایت مردم عزیز در حراست از امنیت و تأمین آسایش عمومی است. ارتقای تواناییهای سازمان و صیانت از شأن کارکنان و پرورش پلیس تخصصی برای بخشهای گوناگون امنیت توصیه مهم دیگر است.
از دستگاههای گوناگون کشوری انتظار میرود با سازمان انتظامی کشور، همکاری لازم را مبذول دارند.
توفیق همگان را از خداوند متعال مسألت میکنم.
سیدعلی خامنهای
۱۷ دی ۱۴۰۱
تبریک سران قوا به سردار رادان
رئیس جمهور و رئیس دستگاه قضا در پیام های جداگانه ای انتصاب سردار احمدرضا رادان به فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران را تبریک گفتند و از خدمات و تلاشهای ارزنده سردار سرتیپ پاسدار اشتری قدردانی کردند.
نگاهی به پیشینه و کارنامه سردار رادان
احمدرضا رادان زاده ۱۳۴۲ در شهر اصفهان روز گذشته در حالی به فرماندهی کل انتظامی کشور انتخاب شد که در سابقه خود در فاصله سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۳ مسئولیت جانشینی فرماندهکل انتظامی جمهوری اسلامی ایران را برعهده داشت.
او که حضور خود در نیروهای نظامی کشور را از سال ۱۳۵۹ به دنبال حکم جهاد امام خمینی(ره) با حضور داوطلبانه در جبهههای جنگ به عنوان نیروی بسیجی آغاز کرده و در طول دفاع مقدس به سپاه پاسداران پیوسته بود، پس از پایان جنگ به فرماندهی انتظامی منتقل شد. سردار رادان فرماندهی انتظامی استانهای کردستان، سیستان و بلوچستان و خراسان و تهران را در کارنامه کاری خود دارد. او از سال 1376 تا 1379 فرماندهی انتظامی کردستان و از 1379 تا 1383 فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان را بهعهده داشت. پس از آن تا سال 1385 از جایگاه فرمانده انتظامی خراسان رضوی به خادمی امام رضا (ع) درآمد. سپس به فرماندهی انتظامی تهران بزرگ منصوب شد و تا سال 1387 نیز در این جایگاه فعالیت کرد. اجرای اصلی طرح ارتقای امنیت اجتماعی که در زمان خود تأثیر بسزایی در تأمین امنیت بانوان، کودکان، افراد ناتوان، مقابله با اراذل و اوباش، مقابله با گروههای قاچاق مواد مخدر و دیگر جرایم خشن داشت از جمله نقاط درخشان کارنامه او در زمان برعهده داشتن مسئولیت فرماندهی انتظامی تهران بزرگ بود و به کاهش چشمگیر آمار ارتکاب به جرم منتهی شد. سردار رادان در تاریخ 5 خرداد 1393 به سمت ریاست مرکز مطالعات راهبردی ناجا منصوب شد و در این مرکز اقدام به چاپ کتابهای راهبردی برای فعالیتهای پلیس در کشورمان کرد.

بازی برد برد خودرو در بورس
قیمتگذاری دستوری، ۲۵۰ هزار میلیارد تومان رانت نصیب ویژهخواران کرده است
عرضه خودرو در بورس کالا اهدافی چون افزایش شفافیت در فروش خودرو، حذف رانت، نظم بخشی به بازار، افزایش رقابت و در نهایت افزایش رفاه مصرف کنندگان را دنبال میکند
گروه اقتصادی / عرضه خودرو در بورس کالا که در گذشته از طرف طیف گستردهای از نمایندگان مجلس مورد استقبال قرار گرفته بود، یکی از سیاستهایی بوده که از نظر کارشناسان بازار و اکثریت متخصصان علم اقتصاد نیز مورد تأیید قرار گرفته است؛موضوعی که حالا زمزمههایی از گوشه و کنار مجلس برای متوقف کردن آن و سنگاندازی در این فرایند برخاسته است.
براساس نامهای که علی خضریان، یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حساب شخصی توئیتری خود منتشر کرده است، جمعی از نمایندگان مجلس با ارسال شکایتی از وزارت صمت و شرکتهای خودروساز به شورای رقابت نوع عرضه خودرو در بورس کالا را ضد رقابتی دانستهاند و خواستار توقف رویه ضد رقابتی کنونی به همراه مجازات مدیران متخلف و عودت اضافه درآمد در معاملات شدهاند.
این اقدام عجیب از طرف گروه کوچکی از نمایندگان مجلس، ضمن مغایرت با نظرات اکثر نمایندگان دستاندرکار ورود خودرو به بورس کالا، از طرف جمع کثیری از کارشناسان و فعالین بازار نیز مورد انتقاد قرار گرفته و در تازهترین واکنشها به اقدام مجلس علیه فرایند عرضه خودرو در بورس کالا، جمعی از کارشناسان و فعالان بازار سرمایه با انتشار نامهای به سران قوا نسبت به برخی اقدامات علنی گروهی علیه شفافسازی معاملات در صنعت خودرو و جلوگیری از حذف رانت و قیمتگذاری دستوری هشدار دادند و اعلام کردند: قیمتگذاری دستوری ۲۵۰ هزار میلیارد تومان رانت نصیب ویژهخواران کرده است.
این کارشناسان با اشاره به مضرات قیمتگذاری دستوری که طی 10 سال گذشته زیان بیش از 120 هزار میلیارد تومانی را برای صنعت خودرو به ارمغان آورده است و همچنین اشاره به روند معاملات خودرو در بورس کالا و منفعت بیش از 7 هزار و 500 میلیارد تومانی برای خودروسازان و بیش از 2.7 هزار میلیارد تومانی به مصرف کنندگان، خواستار حمایت نهادهای ذیربط از مسیر شفاف و ضد رانت عرضه خودرو در بورس کالا شدهاند.
افزایش رفاه مصرفکننده هدف نهایی عرضه خودرو در بورس کالا
بر اساس آنچه که در ابتدای انتقال معاملات خودرو به بورس کالا مشخص شده بود، متولیان امر، اهدافی چون افزایش شفافیت در فروش خودرو، حذف رانت، نظم بخشی به بازار، افزایش رقابت و در نهایت افزایش رفاه مصرف کنندگان را دنبال میکردند که در این راستا، مقرر شد با انتقال خودرو به بورس کالا در قدم اول و همچنین آزادسازی واردات خودروهای خارجی در قدم بعدی، گامهای ابتدایی برای اصلاح کلی بازار خودرو و خروج صنعت از بحران برداشته شود.
در کنار این موارد، دولت اقداماتی را برای سامان بخشیدن به صورتهای مالی شرکتها، جداسازی شرکتهای زیانده و اصلاح ساختار مدیریتی شرکتها برای کاهش هزینههای سربار تولید و انواع هزینههای غیرعملیاتی کلید زد و اقداماتی را برای تحقق خصوصیسازی واقعی خودروسازان و واگذاری نهایی سهام باقی مانده دولتی به بخش خصوصی انجام داد.
این اقدامات در ادامه توانست ضمن افزایش درآمدهای عملیاتی خودروسازان، تابآوری این صنعت را بالا ببرد تا صنعت خودرو ایران بتواند برای حضور در یک بازار رقابتی و قرار گرفتن در کنار سایر برندهای مطرح جهان آماده شود.
در واقع براساس علوم اقتصادی، آزادسازی بازارها در شرایطی که صنایع محلی توانایی رقابت با سایر شرکتهای فعال در بازار را نداشته باشند امری خطا بوده و تیم اقتصادی دولت نیز با توجه کامل به این موضوع در گام اول سعی در افزایش قدرت رقابتی صنعت کرد و در گام بعدی اقدام به بازگشایی تدریجی بازار و افزایش رقابت در بازار میکند.
در این خصوص باید توجه داشت، که هرچند خودرو نباید به عنوان یک کالای سرمایهای شناخته شود و باید ماهیت سرمایهای و سوداگری را از این بازار دور کرد، اما آنچه که طی 10 سال گذشته و بر اساس قیمتگذاری دستوری در این صنعت شکل گرفته بود، نه تنها خودرو را به کالای سرمایهای تبدیل کرد، بلکه عدم شفافیت کافی در فرایند عرضه خودرو، باعث انتشار رانت برای عدهای محدود شد و طی این مدت مشاهده میشد که نه تنها خودرو با قیمت ارزان به دست مصرف کننده نهایی نمیرسد، بلکه هر روز بر زیان خودروسازان نیز افزوده میشود.
از این رو، قبل از ورود خودرو به بورس کالا نیز ماهیت این کالا، سرمایهای شده بود و عرضه خودرو در بورس کالا باعث شد شفافیت در معاملات افزایش یابد و تمامی رانتی که به جیب عدهای خاص وارد میشد، بین خودروساز و مصرفکننده نهایی تقسیم شود.
این روند میتواند در ادامه و با افزایش تعداد عرضهها، بازار ایران را به حد اشباع برساند که در این شرایط خودروسازان برای فروش بیشتر کالاهای خود نیازمند ارائه خدمات بیشتر و باکیفیتتر به مشتریان خواهند شد و در این شرایط میتوان امیدوار بود منفعت خریداران نیز افزایش یابد.
مطمئناً طی این فرایند نیازمند زمان بوده و به نظر میرسد اگر افرادی نگران عملکرد ضد رقابتی حال حاضر در بازار هستند بهتر است در وهله اول از حذف قیمتگذاری دستوری حمایت کنند و در قدم بعدی، فرایند تولید خودروی داخلی را برای سایر برندها و جوانان مستعد ایرانی هموارتر کنند تا انحصار نیز از این بازار برچیده شود.
همچنین در ادامه بهتر است، شرایط لازم برای شفافیت در بازارها مهیا شود تا زمینه ورود هرچه بیشتر عرضه کننده و تقاضا کننده به بازار هموار شود تا بتوانیم کشف قیمت را به صورت هرچه کاراتر و واقعیتر به سرانجام رسانیم.
بــــرش
قیمتگذاری دستوری ۲۵۰ هزار میلیارد تومان رانت نصیب ویژهخواران کرده است
عرضه خودرو در بورس کالا اهدافی چون افزایش شفافیت در فروش خودرو، حذف رانت، نظم بخشی به بازار، افزایش رقابت و در نهایت افزایش رفاه مصرف کنندگان را دنبال میکرد
اقدامات دولت در ادامه توانست ضمن افزایش درآمدهای عملیاتی خودروسازان، تابآوری این صنعت را بالا ببرد تا صنعت خودرو ایران بتواند برای حضور در یک بازار رقابتی و قرار گرفتن در کنار سایر برندهای مطرح جهان آماده شود
قانونگذار بهتر است، شرایط لازم برای شفافیت در بازارها را مهیا کند
براساس نامهای که علی خضریان، یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حساب شخصی توئیتری خود منتشر کرده است، جمعی از نمایندگان مجلس با ارسال شکایتی از وزارت صمت و شرکتهای خودروساز به شورای رقابت نوع عرضه خودرو در بورس کالا را ضد رقابتی دانستهاند و خواستار توقف رویه ضد رقابتی کنونی به همراه مجازات مدیران متخلف و عودت اضافه درآمد در معاملات شدهاند.
این اقدام عجیب از طرف گروه کوچکی از نمایندگان مجلس، ضمن مغایرت با نظرات اکثر نمایندگان دستاندرکار ورود خودرو به بورس کالا، از طرف جمع کثیری از کارشناسان و فعالین بازار نیز مورد انتقاد قرار گرفته و در تازهترین واکنشها به اقدام مجلس علیه فرایند عرضه خودرو در بورس کالا، جمعی از کارشناسان و فعالان بازار سرمایه با انتشار نامهای به سران قوا نسبت به برخی اقدامات علنی گروهی علیه شفافسازی معاملات در صنعت خودرو و جلوگیری از حذف رانت و قیمتگذاری دستوری هشدار دادند و اعلام کردند: قیمتگذاری دستوری ۲۵۰ هزار میلیارد تومان رانت نصیب ویژهخواران کرده است.
این کارشناسان با اشاره به مضرات قیمتگذاری دستوری که طی 10 سال گذشته زیان بیش از 120 هزار میلیارد تومانی را برای صنعت خودرو به ارمغان آورده است و همچنین اشاره به روند معاملات خودرو در بورس کالا و منفعت بیش از 7 هزار و 500 میلیارد تومانی برای خودروسازان و بیش از 2.7 هزار میلیارد تومانی به مصرف کنندگان، خواستار حمایت نهادهای ذیربط از مسیر شفاف و ضد رانت عرضه خودرو در بورس کالا شدهاند.
افزایش رفاه مصرفکننده هدف نهایی عرضه خودرو در بورس کالا
بر اساس آنچه که در ابتدای انتقال معاملات خودرو به بورس کالا مشخص شده بود، متولیان امر، اهدافی چون افزایش شفافیت در فروش خودرو، حذف رانت، نظم بخشی به بازار، افزایش رقابت و در نهایت افزایش رفاه مصرف کنندگان را دنبال میکردند که در این راستا، مقرر شد با انتقال خودرو به بورس کالا در قدم اول و همچنین آزادسازی واردات خودروهای خارجی در قدم بعدی، گامهای ابتدایی برای اصلاح کلی بازار خودرو و خروج صنعت از بحران برداشته شود.
در کنار این موارد، دولت اقداماتی را برای سامان بخشیدن به صورتهای مالی شرکتها، جداسازی شرکتهای زیانده و اصلاح ساختار مدیریتی شرکتها برای کاهش هزینههای سربار تولید و انواع هزینههای غیرعملیاتی کلید زد و اقداماتی را برای تحقق خصوصیسازی واقعی خودروسازان و واگذاری نهایی سهام باقی مانده دولتی به بخش خصوصی انجام داد.
این اقدامات در ادامه توانست ضمن افزایش درآمدهای عملیاتی خودروسازان، تابآوری این صنعت را بالا ببرد تا صنعت خودرو ایران بتواند برای حضور در یک بازار رقابتی و قرار گرفتن در کنار سایر برندهای مطرح جهان آماده شود.
در واقع براساس علوم اقتصادی، آزادسازی بازارها در شرایطی که صنایع محلی توانایی رقابت با سایر شرکتهای فعال در بازار را نداشته باشند امری خطا بوده و تیم اقتصادی دولت نیز با توجه کامل به این موضوع در گام اول سعی در افزایش قدرت رقابتی صنعت کرد و در گام بعدی اقدام به بازگشایی تدریجی بازار و افزایش رقابت در بازار میکند.
در این خصوص باید توجه داشت، که هرچند خودرو نباید به عنوان یک کالای سرمایهای شناخته شود و باید ماهیت سرمایهای و سوداگری را از این بازار دور کرد، اما آنچه که طی 10 سال گذشته و بر اساس قیمتگذاری دستوری در این صنعت شکل گرفته بود، نه تنها خودرو را به کالای سرمایهای تبدیل کرد، بلکه عدم شفافیت کافی در فرایند عرضه خودرو، باعث انتشار رانت برای عدهای محدود شد و طی این مدت مشاهده میشد که نه تنها خودرو با قیمت ارزان به دست مصرف کننده نهایی نمیرسد، بلکه هر روز بر زیان خودروسازان نیز افزوده میشود.
از این رو، قبل از ورود خودرو به بورس کالا نیز ماهیت این کالا، سرمایهای شده بود و عرضه خودرو در بورس کالا باعث شد شفافیت در معاملات افزایش یابد و تمامی رانتی که به جیب عدهای خاص وارد میشد، بین خودروساز و مصرفکننده نهایی تقسیم شود.
این روند میتواند در ادامه و با افزایش تعداد عرضهها، بازار ایران را به حد اشباع برساند که در این شرایط خودروسازان برای فروش بیشتر کالاهای خود نیازمند ارائه خدمات بیشتر و باکیفیتتر به مشتریان خواهند شد و در این شرایط میتوان امیدوار بود منفعت خریداران نیز افزایش یابد.
مطمئناً طی این فرایند نیازمند زمان بوده و به نظر میرسد اگر افرادی نگران عملکرد ضد رقابتی حال حاضر در بازار هستند بهتر است در وهله اول از حذف قیمتگذاری دستوری حمایت کنند و در قدم بعدی، فرایند تولید خودروی داخلی را برای سایر برندها و جوانان مستعد ایرانی هموارتر کنند تا انحصار نیز از این بازار برچیده شود.
همچنین در ادامه بهتر است، شرایط لازم برای شفافیت در بازارها مهیا شود تا زمینه ورود هرچه بیشتر عرضه کننده و تقاضا کننده به بازار هموار شود تا بتوانیم کشف قیمت را به صورت هرچه کاراتر و واقعیتر به سرانجام رسانیم.
بــــرش
قیمتگذاری دستوری ۲۵۰ هزار میلیارد تومان رانت نصیب ویژهخواران کرده است
عرضه خودرو در بورس کالا اهدافی چون افزایش شفافیت در فروش خودرو، حذف رانت، نظم بخشی به بازار، افزایش رقابت و در نهایت افزایش رفاه مصرف کنندگان را دنبال میکرد
اقدامات دولت در ادامه توانست ضمن افزایش درآمدهای عملیاتی خودروسازان، تابآوری این صنعت را بالا ببرد تا صنعت خودرو ایران بتواند برای حضور در یک بازار رقابتی و قرار گرفتن در کنار سایر برندهای مطرح جهان آماده شود
قانونگذار بهتر است، شرایط لازم برای شفافیت در بازارها را مهیا کند

وام صد میلیون تومانی برای فرهنگیان
اکرم رضایی ثانی
خبرنگار
رابطه تسهیلات و عملکرد در کار و پیشرفت جامعه همواره رابطه مستقیمی بودهاند، همچنین با توجه به اهمیت آموزش در جهان و جایگاه معلم در دنیا، ارائه تسهیلات متعدد قطعاً یکی از راههای ایجاد انگیزه در معلمان و توسعه آموزش در کشور است. توسعه منوط به آموزش درست و وجود آموزگاران با انگیزه است، در نتیجه تسهیلات، خدمات و معیشت آنها از محورهای ایجاد انگیزه در این قشر است. تا به امروز معلمان بهدنبال مطالبات خود اعم از خدمات بیمه، وامهای قرضالحسنه و همچنین مسکن هستند. سید سعید مقدمزاده، سرپرست اداره کل رفاه و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در گفتوگو با «ایران» از پیگیری تسهیلات رفاهی معلمان گفته است؛
آخرین اقدامات درباره بیمه فرهنگیان چه بوده و چه برنامهای برای آن دارید؟
از مهمترین اقدامات اداره کل رفاه و پشتیبانی در این دوره ایجاد تغییر در رویکرد بیمهگری برای فرهنگیان بوده است. باید توجه داشت بیمهای برای فرهنگیان مناسب است که دارای نرخ پایین و در عین حال سقف خدمات بالایی باشد. در گذشته مسئولان روش صندوقی را اجرا کرده بودند اما نتوانسته بودند سهم دولت را از طرف بیمه احیا کنند، از این رو دولت سهم خود را پرداخت نکرد که وقتی سهم دولت محقق نشود عملاً همکاران ما باید سهم بیشتری پرداخت کنند که با توجه به میزان حقوق آنها، این مهم از عهده فرهنگیان خارج بود. متأسفانه همتی هم وجود نداشت که بتوانند سهم دولت را احیا کنند. اولین اقدام ما در دوره جدید این بوده که بتوانیم مجدداً سهم دولت را احیا و در قالب رفاهی آن را تأمین کنیم، اما خوشبختانه دولت مردمی کمک کرد که از بودجه ۱۴۰۱ این سهم احیا شود. در روش صندوقی به دلیل آنکه حجم صندوق محدود است و ظرفیت دیگری نیز برای کمک به آن در نظر گرفته نشده بود و عملاً میزان بودجه صندوق با تعداد افرادی که در آن سهم داشتند همخوانی نداشت، نمیتوانست خدمات مناسبی به افراد بدهد. بهعنوان مثال اگر قرار بود همه افراد از سهم این صندوق استفاده کنند، صندوق دچار مشکل میشد. متأسفانه این روش اشتباه، چهار سال نیز ادامه داشته است.
پس از این شش، هفت سال پرتلاطم چه روشهای سازندهای را اجرا کردید؟
در این دوره ما سعی کردیم از روش بیمهگری استفاده کنیم که مزایای بیشتری برای همکاران فرهنگی دارد. به دلیل تعداد بالای پرسنل فرهنگی، با چند شرکت بزرگ که میتوانستند از عهده خدماترسانی به نیروهای آموزش و پرورش کشور برآیند، وارد مذاکره شدیم. یک تفاوت عمدهای که وزارت آموزش و پرورش با سایر نهادها دارد، این است که همه عددها در آن بزرگ است زیرا نیروی انسانی قابل توجهی دارد.
بعضاً ممکن است همکاران ما بیمه خود را با نیروهای یک نهاد دیگری مقایسه کنند که از لحاظ حجم نیروی انسانی تفاوت چشمگیری با وزارت آموزش و پرورش دارد. دید ما بهعنوان یک بخش مهم از وزارت خانه باید از جنوبیترین نقطه تا شمالیترین نقطه کشور را شامل شود. در واقع باید شرایط همه مناطق را بسنجیم. نیروهای ما در حدود ۸۰۰ نقطه آموزشی پراکنده هستند. وقتی که میخواهیم شرکتی را متقاعد کنیم به ما سرویس بدهد باید در نظر گرفت که آیا آنها میتوانند در این ۸۰۰ نقطه سرویسدهی مناسبی داشته باشند. برخی شرکتهای بیمهای هستند که در یکسری از شهرها سرویسدهی خوبی دارند ولی در خیلی از استانهای دیگر ظرفیتی برای آنها وجود ندارد. در نهایت از میان شرکتهای مختلف بیمهگر و با در نظر گرفتن جمیع شرایط، تفاهمنامه و قرارداد با بیمه دانا منعقد گردید که از تاریخ یکم تیر ۱۴۰۱ قرارداد ما با این بیمه عملیاتی شد.
چه مشکلاتی با بیمه آتیهسازان حافظ داشتید؟
یکی از چالشهای ما در روش صندوقی ایجاد زیان انباشته است. یعنی سقف تعهدات از میزان ورودی صندوق بیشتر شده بود. به همین علت از دوره قبل، شرکت بیمهگذار مبلغی به همکارانمان بدهکار شده است که در حال پیگیری و احصای مطالبات همکاران فرهنگی برای حل این موضوع هستیم.
چه تعداد از فرهنگیان تحت پوشش بیمه جدید هستند؟
در حدود یک میلیون و ۴۸۰ هزار نفر از همکاران و خانوادههای آنها تحت پوشش این بیمه هستند.
اکنون با تغییر شرکت بیمه فرهنگیان چه میزان رضایت از سوی آنها وجود دارد؟
این اطمینان را به همکارانمان میدهیم که تلاش ما برای ارائه خدمات خوب به آنها است. ما هر روزه با چالشهایی در حوزه بیمه روبهرو هستیم زیرا فرایند بیمه، نیازمند پیگیری مستمر است و اگر کار را اندکی نادیده بگیریم با مشکل مواجه خواهیم شد، ما میخواهیم همکارانمان حتی در دورترین نقاط دلگرم باشند. نکته دیگری که لازم است همه بدانند این است که معمولاً پوشش بیمهای به یک فاکتور دیگری بستگی دارد و آن هم موضوع زیرساختهای بهداشت و درمان در زمینه پوشش درمانی افراد است. بهعنوان مثال شاید در تهران تعداد زیادی بیمارستان خصوصی و دولتی و مراکز متعدد درمانی، پاراکلینیکی، اسکن، دندانپزشکی و… داشته باشیم، اما در شهرهای دیگر، زیرساختهای درمانی متنوع و متعددی نداشته باشیم. بنابراین نمیتوان انتظار داشت که خدمات به افراد در تمام نقاط بهطور متوازن صورت پذیرد. از این رو است که اگر کم و کاستی مشاهده شود، در وهله اول آن را از سوی بیمه قلمداد میکنند. بر همین اساس در بحث درمان این مسأله به بیمه و آموزش و پرورش مربوط نبوده بلکه زیرساخت بهداشت و درمان در شهرها نیز باید در نظر گرفته شود. در نقاطی که زیرساختهای درمانی وجود دارد، رضایتمندی همکاران از بیمههای درمانی هم بیشتر است.
اعطای وام به فرهنگیان چه شرایطی دارد و چه اقدام جدیدی داشتهاید؟
برای این امر تقریباً چند روش داریم مانند اعطای وام از طریق صندوق وام ضروری یا در قالب تفاهمنامه با بانکها. صندوق وام ضروری از سالها قبل در تمام ادارات کل آموزش و پرورش تشکیل شده و در همه مناطق، نواحی و شهرستانها یک صندوق وام ضروری داریم که از محل پاره سهامهایی که همکاران از حقوق خود پرداخت میکنند، تأمین میشود. از این رو ارائه وامی با سود صفر درصد، به میزان سه برابر پولی که فرد در صندوق گذاشته وجود دارد.
سقف وام ضروری برای فرهنگیان چقدر است؟
میزان وام در شهرهای مختلف متفاوت است زیرا هزینه زندگی در شهرهای گوناگون با هم فرق دارند. از آنجایی که تعداد پرسنل ما در مناطق مختلف، متفاوت است در یک استان ممکن است سقف وام ضروری با استان و منطقه دیگر متفاوت باشد، اما در هر صورت وام ضروری کارمزد بسیار پایینی داشته و حتی کارمزد آن در حد صفر است. از آنجایی که وام ضروری متقاضی بسیاری دارد، طبیعتاً نوبت انتظار وام طولانی میشود اما تلاش کردیم نوبت انتظار به دو تا سه ماه کاهش پیدا کند.
فاصله زمانی دریافت این وام برای فرهنگیان چند ماه است؟
در مقوله وام با بانکهای مختلف طرف قرارداد هستیم، اما سعی ما در این دوره بر این بوده است که کیفیت آن را ارتقا دهیم. این ارتقا، هم شامل میزان تسهیلات و هم شامل زمان طی کردن پروسههایی است که فرد برای دریافت وام باید طی کند. بزرگترین سرویسدهنده وام به فرهنگیان، بانک ملی است. طبق آخرین تفاهمنامه که مربوط به سال ۹۸ است به میزان دو هزار میلیارد تومان تفاهمنامه برای ارائه وام به فرهنگیان امضا شده بود. این وام با عنوان مرابحه با سقف ۶۰۰ میلیون ریال (بدون مسدودی) پرداخت میشود. در دوره جدید خدمات، عدد تفاهمنامه با بانک ملی هفت برابر شده و تا ۱۴ هزار میلیارد تومان افزایش داشته است. در حال حاضر سقف وام اعطایی به فرهنگیان به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. این وام به خود استانها ابلاغ شده و استانها بر اساس مقتضیات خودشان میتوانند به افراد وام دهند. به هر حال باید در نظر داشت سطح زندگی و هزینهها در کلانشهرها با شهرهای کوچک قابل قیاس نیست و شاید وام ۳۰ میلیون تومانی برای افرادی که در تهران هستند مؤثر نباشد اما برای کسی که در شهرهای کوچکتر زندگی میکند، این وام تا حدی میتواند کمککننده باشد.
ضمانت این وام چیست؟
در تفاهمنامه جدید با بانک ملی برای بازپرداخت دیگر نیازی نیست که ماه به ماه به بانک مراجعه شود، بلکه بازپرداخت تسهیلات از طریق کسر از حقوق اعمال میشود. هماکنون به منظور رفاه همکاران فرهنگی شاغل با داشتن دو ضامن که گواهی کسر از حقوق ضامنین نیز الزامی نیست، این وام برای فرهنگیان قابل دریافت است. اگر مدارک فرد تکمیل باشد معمولاً ظرف یک هفته مبلغ وام به حساب فرد واریز خواهد شد.
با توجه به اینکه معلمان نیروهای رسمی کشور هستند و اغلب وامها شرایط ضامن رسمی را گذاشتهاند، درخواست ضمانت به معلمان زیاد است. آیا آماری دارید که چند درصد از ضمانتهای بانکی بر دوش معلمان است؟
قاعدتاً اطلاعات این موضوع در اختیار اداره کل امور مالی است زیرا آنها مرجع صدور گواهی کسر از حقوق هستند، اما بهطور کلی معلمان نماد اعتماد در جامعه بوده و ممکن است افراد زیادی برای کمک از آنها درخواست ضمانت کنند. ما با دو سه مجموعه بانکی دیگر در زمینه وام برای فرهنگیان همکاری داریم و تفاهمنامهای با آنها منعقد کردهایم که به ما سرویسهایی ارائه میدهند اما به هر حال نیازمند تقویت بیشتری در زمینه اعطای وام و تسهیلات هستند.اینجا هم دقیقاً اتفاقی مانند پوشش بیمه پیش خواهد آمد. ما باید ببینیم که طرف ما در سیستم بانکی پیشنهاددهنده آیا میتواند از عهده توزیع وام در ۸۰۰ نقطه آموزشی کشور برآید. شاید بانکی که به ما پیشنهاد همکاری داده در خیلی از شهرها شعبه نداشته باشد، اما بانکی برای ما اهمیت دارد که در تمام شهرها شعبه داشته باشد و بتواند به راحتی به فرهنگیان تسهیلات بدهد. ما در این قضیه هیچ نفع شخصی نداریم ولی هر بانکی که بتواند بهترین سرویس را به فرهنگیان بدهد و ایجاد رضایتمندی کند از آن استفاده خواهیم کرد.
موضوع معیشت معلمان و حتی بیمه از منویات مقام معظم رهبری نیز بوده است. طوریکه حضرت آقا در ۲۱ اردیبهشت ماه امسال در جمع معلمان نمونه، صراحتاً به عبارت درمان معلمان اشاره کردند. این تأکید رهبر انقلاب به ما در گرفتن سهم دولت در بیمه فرهنگیان کمک بسیار زیادی کرد. پس ضرورت ارتقای کیفیت تسهیلات به فرهنگیان کاملاً در دولت و حاکمیت مشخص است و ما هم وظیفه داریم با تسهیلاتی که قرار است از جانب هر سازمان و نهادی بخواهد به بهترین شکل به جامعه فرهنگیان ارائه شود، همکاری کنیم. هر کدام از این قراردادهایی که ما با شرکتها و سازمانها بستهایم اگر در حین اجرا با مشکل و چالشی مواجه شود و منجر بهعدم رضایت همکاران ما باشد قطعاً ما روش ادامه همکاری با آن شرکت را تغییر خواهیم داد.
برنامه مسکن فرهنگیان تا کجا پیش رفته است؟
در طرح نهضت ملی مسکن، از سال 1398 یک آماری درباره همکاران فاقد مسکن و بدمسکن داریم؛ حدود ۱۷۰ هزار نفر از فرهنگیان در کشور فاقد مسکن و همچنین تقریباً به همین میزان هم افراد بدمسکن از میان فرهنگیان داریم. یعنی حدوداً از هر سه نفر، یک نفر بد مسکن است. بد مسکن یعنی کسی که مسکن او با استانداردهای قابل قبول منطبق نیست. حال یا یک مسکن اجارهای نامناسب است یا مسکنی است که در شأن و منزلت معلمان نیست. بنابراین مجموع فرهنگیان بدمسکن و فاقد مسکن در کشور حدود ۳۵۰ هزار نفر هستند، البته این آمار مربوط به سال ۹۸ در طرح اقدام ملی مسکن است. قطعاً یک عدهای از این همکاران ما اکنون بازنشسته شدهاند و به احتمال زیاد هنوز هم فاقد مسکن هستند و یک عده جدیدی هم به سیستم اضافه شدهاند که استخدامی جدید بوده و احتمالاً فاقد مسکن هستند. ما در برنامه پیشروی خود آمار فاقدین مسکن را مجدداً احصا خواهیم کرد تا اطلاعات جدیدتری به دست آوریم و بدانیم با چه حجم عملیاتی روبهرو خواهیم بود. دوم اینکه از این مسیرهایی که تاکنون رفتهایم و به نتیجه نرسیدهایم، دیگر نرویم.
خبرنگار
رابطه تسهیلات و عملکرد در کار و پیشرفت جامعه همواره رابطه مستقیمی بودهاند، همچنین با توجه به اهمیت آموزش در جهان و جایگاه معلم در دنیا، ارائه تسهیلات متعدد قطعاً یکی از راههای ایجاد انگیزه در معلمان و توسعه آموزش در کشور است. توسعه منوط به آموزش درست و وجود آموزگاران با انگیزه است، در نتیجه تسهیلات، خدمات و معیشت آنها از محورهای ایجاد انگیزه در این قشر است. تا به امروز معلمان بهدنبال مطالبات خود اعم از خدمات بیمه، وامهای قرضالحسنه و همچنین مسکن هستند. سید سعید مقدمزاده، سرپرست اداره کل رفاه و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در گفتوگو با «ایران» از پیگیری تسهیلات رفاهی معلمان گفته است؛
آخرین اقدامات درباره بیمه فرهنگیان چه بوده و چه برنامهای برای آن دارید؟
از مهمترین اقدامات اداره کل رفاه و پشتیبانی در این دوره ایجاد تغییر در رویکرد بیمهگری برای فرهنگیان بوده است. باید توجه داشت بیمهای برای فرهنگیان مناسب است که دارای نرخ پایین و در عین حال سقف خدمات بالایی باشد. در گذشته مسئولان روش صندوقی را اجرا کرده بودند اما نتوانسته بودند سهم دولت را از طرف بیمه احیا کنند، از این رو دولت سهم خود را پرداخت نکرد که وقتی سهم دولت محقق نشود عملاً همکاران ما باید سهم بیشتری پرداخت کنند که با توجه به میزان حقوق آنها، این مهم از عهده فرهنگیان خارج بود. متأسفانه همتی هم وجود نداشت که بتوانند سهم دولت را احیا کنند. اولین اقدام ما در دوره جدید این بوده که بتوانیم مجدداً سهم دولت را احیا و در قالب رفاهی آن را تأمین کنیم، اما خوشبختانه دولت مردمی کمک کرد که از بودجه ۱۴۰۱ این سهم احیا شود. در روش صندوقی به دلیل آنکه حجم صندوق محدود است و ظرفیت دیگری نیز برای کمک به آن در نظر گرفته نشده بود و عملاً میزان بودجه صندوق با تعداد افرادی که در آن سهم داشتند همخوانی نداشت، نمیتوانست خدمات مناسبی به افراد بدهد. بهعنوان مثال اگر قرار بود همه افراد از سهم این صندوق استفاده کنند، صندوق دچار مشکل میشد. متأسفانه این روش اشتباه، چهار سال نیز ادامه داشته است.
پس از این شش، هفت سال پرتلاطم چه روشهای سازندهای را اجرا کردید؟
در این دوره ما سعی کردیم از روش بیمهگری استفاده کنیم که مزایای بیشتری برای همکاران فرهنگی دارد. به دلیل تعداد بالای پرسنل فرهنگی، با چند شرکت بزرگ که میتوانستند از عهده خدماترسانی به نیروهای آموزش و پرورش کشور برآیند، وارد مذاکره شدیم. یک تفاوت عمدهای که وزارت آموزش و پرورش با سایر نهادها دارد، این است که همه عددها در آن بزرگ است زیرا نیروی انسانی قابل توجهی دارد.
بعضاً ممکن است همکاران ما بیمه خود را با نیروهای یک نهاد دیگری مقایسه کنند که از لحاظ حجم نیروی انسانی تفاوت چشمگیری با وزارت آموزش و پرورش دارد. دید ما بهعنوان یک بخش مهم از وزارت خانه باید از جنوبیترین نقطه تا شمالیترین نقطه کشور را شامل شود. در واقع باید شرایط همه مناطق را بسنجیم. نیروهای ما در حدود ۸۰۰ نقطه آموزشی پراکنده هستند. وقتی که میخواهیم شرکتی را متقاعد کنیم به ما سرویس بدهد باید در نظر گرفت که آیا آنها میتوانند در این ۸۰۰ نقطه سرویسدهی مناسبی داشته باشند. برخی شرکتهای بیمهای هستند که در یکسری از شهرها سرویسدهی خوبی دارند ولی در خیلی از استانهای دیگر ظرفیتی برای آنها وجود ندارد. در نهایت از میان شرکتهای مختلف بیمهگر و با در نظر گرفتن جمیع شرایط، تفاهمنامه و قرارداد با بیمه دانا منعقد گردید که از تاریخ یکم تیر ۱۴۰۱ قرارداد ما با این بیمه عملیاتی شد.
چه مشکلاتی با بیمه آتیهسازان حافظ داشتید؟
یکی از چالشهای ما در روش صندوقی ایجاد زیان انباشته است. یعنی سقف تعهدات از میزان ورودی صندوق بیشتر شده بود. به همین علت از دوره قبل، شرکت بیمهگذار مبلغی به همکارانمان بدهکار شده است که در حال پیگیری و احصای مطالبات همکاران فرهنگی برای حل این موضوع هستیم.
چه تعداد از فرهنگیان تحت پوشش بیمه جدید هستند؟
در حدود یک میلیون و ۴۸۰ هزار نفر از همکاران و خانوادههای آنها تحت پوشش این بیمه هستند.
اکنون با تغییر شرکت بیمه فرهنگیان چه میزان رضایت از سوی آنها وجود دارد؟
این اطمینان را به همکارانمان میدهیم که تلاش ما برای ارائه خدمات خوب به آنها است. ما هر روزه با چالشهایی در حوزه بیمه روبهرو هستیم زیرا فرایند بیمه، نیازمند پیگیری مستمر است و اگر کار را اندکی نادیده بگیریم با مشکل مواجه خواهیم شد، ما میخواهیم همکارانمان حتی در دورترین نقاط دلگرم باشند. نکته دیگری که لازم است همه بدانند این است که معمولاً پوشش بیمهای به یک فاکتور دیگری بستگی دارد و آن هم موضوع زیرساختهای بهداشت و درمان در زمینه پوشش درمانی افراد است. بهعنوان مثال شاید در تهران تعداد زیادی بیمارستان خصوصی و دولتی و مراکز متعدد درمانی، پاراکلینیکی، اسکن، دندانپزشکی و… داشته باشیم، اما در شهرهای دیگر، زیرساختهای درمانی متنوع و متعددی نداشته باشیم. بنابراین نمیتوان انتظار داشت که خدمات به افراد در تمام نقاط بهطور متوازن صورت پذیرد. از این رو است که اگر کم و کاستی مشاهده شود، در وهله اول آن را از سوی بیمه قلمداد میکنند. بر همین اساس در بحث درمان این مسأله به بیمه و آموزش و پرورش مربوط نبوده بلکه زیرساخت بهداشت و درمان در شهرها نیز باید در نظر گرفته شود. در نقاطی که زیرساختهای درمانی وجود دارد، رضایتمندی همکاران از بیمههای درمانی هم بیشتر است.
اعطای وام به فرهنگیان چه شرایطی دارد و چه اقدام جدیدی داشتهاید؟
برای این امر تقریباً چند روش داریم مانند اعطای وام از طریق صندوق وام ضروری یا در قالب تفاهمنامه با بانکها. صندوق وام ضروری از سالها قبل در تمام ادارات کل آموزش و پرورش تشکیل شده و در همه مناطق، نواحی و شهرستانها یک صندوق وام ضروری داریم که از محل پاره سهامهایی که همکاران از حقوق خود پرداخت میکنند، تأمین میشود. از این رو ارائه وامی با سود صفر درصد، به میزان سه برابر پولی که فرد در صندوق گذاشته وجود دارد.
سقف وام ضروری برای فرهنگیان چقدر است؟
میزان وام در شهرهای مختلف متفاوت است زیرا هزینه زندگی در شهرهای گوناگون با هم فرق دارند. از آنجایی که تعداد پرسنل ما در مناطق مختلف، متفاوت است در یک استان ممکن است سقف وام ضروری با استان و منطقه دیگر متفاوت باشد، اما در هر صورت وام ضروری کارمزد بسیار پایینی داشته و حتی کارمزد آن در حد صفر است. از آنجایی که وام ضروری متقاضی بسیاری دارد، طبیعتاً نوبت انتظار وام طولانی میشود اما تلاش کردیم نوبت انتظار به دو تا سه ماه کاهش پیدا کند.
فاصله زمانی دریافت این وام برای فرهنگیان چند ماه است؟
در مقوله وام با بانکهای مختلف طرف قرارداد هستیم، اما سعی ما در این دوره بر این بوده است که کیفیت آن را ارتقا دهیم. این ارتقا، هم شامل میزان تسهیلات و هم شامل زمان طی کردن پروسههایی است که فرد برای دریافت وام باید طی کند. بزرگترین سرویسدهنده وام به فرهنگیان، بانک ملی است. طبق آخرین تفاهمنامه که مربوط به سال ۹۸ است به میزان دو هزار میلیارد تومان تفاهمنامه برای ارائه وام به فرهنگیان امضا شده بود. این وام با عنوان مرابحه با سقف ۶۰۰ میلیون ریال (بدون مسدودی) پرداخت میشود. در دوره جدید خدمات، عدد تفاهمنامه با بانک ملی هفت برابر شده و تا ۱۴ هزار میلیارد تومان افزایش داشته است. در حال حاضر سقف وام اعطایی به فرهنگیان به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. این وام به خود استانها ابلاغ شده و استانها بر اساس مقتضیات خودشان میتوانند به افراد وام دهند. به هر حال باید در نظر داشت سطح زندگی و هزینهها در کلانشهرها با شهرهای کوچک قابل قیاس نیست و شاید وام ۳۰ میلیون تومانی برای افرادی که در تهران هستند مؤثر نباشد اما برای کسی که در شهرهای کوچکتر زندگی میکند، این وام تا حدی میتواند کمککننده باشد.
ضمانت این وام چیست؟
در تفاهمنامه جدید با بانک ملی برای بازپرداخت دیگر نیازی نیست که ماه به ماه به بانک مراجعه شود، بلکه بازپرداخت تسهیلات از طریق کسر از حقوق اعمال میشود. هماکنون به منظور رفاه همکاران فرهنگی شاغل با داشتن دو ضامن که گواهی کسر از حقوق ضامنین نیز الزامی نیست، این وام برای فرهنگیان قابل دریافت است. اگر مدارک فرد تکمیل باشد معمولاً ظرف یک هفته مبلغ وام به حساب فرد واریز خواهد شد.
با توجه به اینکه معلمان نیروهای رسمی کشور هستند و اغلب وامها شرایط ضامن رسمی را گذاشتهاند، درخواست ضمانت به معلمان زیاد است. آیا آماری دارید که چند درصد از ضمانتهای بانکی بر دوش معلمان است؟
قاعدتاً اطلاعات این موضوع در اختیار اداره کل امور مالی است زیرا آنها مرجع صدور گواهی کسر از حقوق هستند، اما بهطور کلی معلمان نماد اعتماد در جامعه بوده و ممکن است افراد زیادی برای کمک از آنها درخواست ضمانت کنند. ما با دو سه مجموعه بانکی دیگر در زمینه وام برای فرهنگیان همکاری داریم و تفاهمنامهای با آنها منعقد کردهایم که به ما سرویسهایی ارائه میدهند اما به هر حال نیازمند تقویت بیشتری در زمینه اعطای وام و تسهیلات هستند.اینجا هم دقیقاً اتفاقی مانند پوشش بیمه پیش خواهد آمد. ما باید ببینیم که طرف ما در سیستم بانکی پیشنهاددهنده آیا میتواند از عهده توزیع وام در ۸۰۰ نقطه آموزشی کشور برآید. شاید بانکی که به ما پیشنهاد همکاری داده در خیلی از شهرها شعبه نداشته باشد، اما بانکی برای ما اهمیت دارد که در تمام شهرها شعبه داشته باشد و بتواند به راحتی به فرهنگیان تسهیلات بدهد. ما در این قضیه هیچ نفع شخصی نداریم ولی هر بانکی که بتواند بهترین سرویس را به فرهنگیان بدهد و ایجاد رضایتمندی کند از آن استفاده خواهیم کرد.
موضوع معیشت معلمان و حتی بیمه از منویات مقام معظم رهبری نیز بوده است. طوریکه حضرت آقا در ۲۱ اردیبهشت ماه امسال در جمع معلمان نمونه، صراحتاً به عبارت درمان معلمان اشاره کردند. این تأکید رهبر انقلاب به ما در گرفتن سهم دولت در بیمه فرهنگیان کمک بسیار زیادی کرد. پس ضرورت ارتقای کیفیت تسهیلات به فرهنگیان کاملاً در دولت و حاکمیت مشخص است و ما هم وظیفه داریم با تسهیلاتی که قرار است از جانب هر سازمان و نهادی بخواهد به بهترین شکل به جامعه فرهنگیان ارائه شود، همکاری کنیم. هر کدام از این قراردادهایی که ما با شرکتها و سازمانها بستهایم اگر در حین اجرا با مشکل و چالشی مواجه شود و منجر بهعدم رضایت همکاران ما باشد قطعاً ما روش ادامه همکاری با آن شرکت را تغییر خواهیم داد.
برنامه مسکن فرهنگیان تا کجا پیش رفته است؟
در طرح نهضت ملی مسکن، از سال 1398 یک آماری درباره همکاران فاقد مسکن و بدمسکن داریم؛ حدود ۱۷۰ هزار نفر از فرهنگیان در کشور فاقد مسکن و همچنین تقریباً به همین میزان هم افراد بدمسکن از میان فرهنگیان داریم. یعنی حدوداً از هر سه نفر، یک نفر بد مسکن است. بد مسکن یعنی کسی که مسکن او با استانداردهای قابل قبول منطبق نیست. حال یا یک مسکن اجارهای نامناسب است یا مسکنی است که در شأن و منزلت معلمان نیست. بنابراین مجموع فرهنگیان بدمسکن و فاقد مسکن در کشور حدود ۳۵۰ هزار نفر هستند، البته این آمار مربوط به سال ۹۸ در طرح اقدام ملی مسکن است. قطعاً یک عدهای از این همکاران ما اکنون بازنشسته شدهاند و به احتمال زیاد هنوز هم فاقد مسکن هستند و یک عده جدیدی هم به سیستم اضافه شدهاند که استخدامی جدید بوده و احتمالاً فاقد مسکن هستند. ما در برنامه پیشروی خود آمار فاقدین مسکن را مجدداً احصا خواهیم کرد تا اطلاعات جدیدتری به دست آوریم و بدانیم با چه حجم عملیاتی روبهرو خواهیم بود. دوم اینکه از این مسیرهایی که تاکنون رفتهایم و به نتیجه نرسیدهایم، دیگر نرویم.

دیپلماسی فرهنگی با کشورهای اسلامی
فرهنگی/ محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که برای شرکت در مراسم انتخاب پایتخت فرهنگی جهان اسلام عازم نواکشوت پایتخت کشور موریتانی شده است، در دیدار با رئیسجمهور موریتانی پیام شفاهی و تبریک رئیسجمهور کشورمان را به دولت و مردم این کشور تقدیم کرد.وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دیدار با محمد غزوانی رئیسجمهور موریتانی، گسترش روابط با کشورهای اسلامی، عربی و آفریقایی را مستعد تعاملات جدید دانست. اسماعیلی در خصوص رویکرد جدید دولت مردمی در حوزه دیپلماسی عمومی گفت: «خوشبختانه تعاملات فرهنگی با جهان اسلام و کشورهای آفریقایی در دولت مردمی گسترش یافته است و دیدار و رایزنی با وزرای فرهنگ کشورهای مختلف اسلامی در حاشیه اجلاس پایتخت فرهنگی جهان اسلام بهترین فرصت برای تقویت تعاملات فرهنگی میان ایران و کشورهای اسلامی به شمار میرود.»او با بیان اینکه چنین دیدارهایی بخوبی نشان میدهد که فرصت تمدنی فرهنگی کشورمان، ابزار مهمی برای تعمیق دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی محسوب میشود، بر استفاده حداکثری از این ظرفیت عظیم تأکید کرد.محمد غزوانی رئیسجمهور موریتانی نیز در دیدار با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از مواضع ثابت و اصولی جمهوری اسلامی ایران درباره مسائل جهان اسلام قدردانی کرد و با اظهار اشتیاق برای دیدار از تهران، از دعوت آقای دکتر رئیسی تشکر کردند.
آغاز فصلی نو در مراودات ایران و لیبی
محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین در دیدار با وزیر فرهنگ لیبی با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی هنری ایران و لیبی بویژه در حوزه سینما، شعر و ادبیات و هنرهای تجسمی، این دیدار را آغاز فصلی نو در مراودات هنری و فرهنگی میان دو کشور دانست.
همچنین مبروکه توغی عثمان وزیر فرهنگ لیبی نیز در این دیدار با اشاره به استقبال خوب مردم و هنرمندان لیبیایی از برگزاری نمایشگاه خوشنویسی هنرمندان ایرانی که اخیراً در لیبی برگزار شد، این گونه برنامههای هنری را موجب شناخت بیشتر مردم کشورهای شمال آفریقا از غنای هنری و فرهنگی هنرمندان ایرانی برشمرد.
یادداشت
فرصت تمدنی فرهنگی ایران برای تعمیق دیپلماسی عمومی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جدیدترین یادداشت خود در برنامه کاربردی روبیکا ضمن اشاره به دیدار خود با رئیسجمهور موریتانی و برخی وزرای فرهنگ کشورهای اسلامی در حاشیه اجلاسیه انتخاب پایتخت فرهنگی جهان اسلام به شتاب تعاملات فرهنگی با جهان اسلام و کشورهای آفریقایی در دولت مردمی تأکید کرد. محمدمهدی اسماعیلی در این باره نوشت: «تعاملات فرهنگی با جهان اسلام و کشورهای آفریقایی در دولت مردمی شتاب بسیار خوبی گرفته است. استقبال گرم رئیسجمهور موریتانی و وزرای فرهنگ کشورهایی که در حاشیه اجلاس پایتخت فرهنگی جهان اسلام با آنها دیدار میکنم، نشان میدهد فرصت تمدنی فرهنگی ایران عزیز، ابزار مهمی برای تعمیق دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی است.»طبق اعلام روابط عمومی این وزارتخانه، محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کشورمان که جهت شرکت در مراسم معرفی رسمی نواکشوت پایتخت کشور موریتانی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۲۳ به این کشور سفر کرده، در حاشیه این مراسم با تعدادی از وزرای کشور میزبان و وزرای فرهنگ کشورهای اسلامی حاضر در این اجلاس دیدار و درباره معرفی هنرمندان کشورها به یکدیگر، برگزاری برنامههای هنری و مبادله آثار فرهنگی هنری گفتوگو کرد.
آغاز فصلی نو در مراودات ایران و لیبی
محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین در دیدار با وزیر فرهنگ لیبی با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی هنری ایران و لیبی بویژه در حوزه سینما، شعر و ادبیات و هنرهای تجسمی، این دیدار را آغاز فصلی نو در مراودات هنری و فرهنگی میان دو کشور دانست.
همچنین مبروکه توغی عثمان وزیر فرهنگ لیبی نیز در این دیدار با اشاره به استقبال خوب مردم و هنرمندان لیبیایی از برگزاری نمایشگاه خوشنویسی هنرمندان ایرانی که اخیراً در لیبی برگزار شد، این گونه برنامههای هنری را موجب شناخت بیشتر مردم کشورهای شمال آفریقا از غنای هنری و فرهنگی هنرمندان ایرانی برشمرد.
یادداشت
فرصت تمدنی فرهنگی ایران برای تعمیق دیپلماسی عمومی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جدیدترین یادداشت خود در برنامه کاربردی روبیکا ضمن اشاره به دیدار خود با رئیسجمهور موریتانی و برخی وزرای فرهنگ کشورهای اسلامی در حاشیه اجلاسیه انتخاب پایتخت فرهنگی جهان اسلام به شتاب تعاملات فرهنگی با جهان اسلام و کشورهای آفریقایی در دولت مردمی تأکید کرد. محمدمهدی اسماعیلی در این باره نوشت: «تعاملات فرهنگی با جهان اسلام و کشورهای آفریقایی در دولت مردمی شتاب بسیار خوبی گرفته است. استقبال گرم رئیسجمهور موریتانی و وزرای فرهنگ کشورهایی که در حاشیه اجلاس پایتخت فرهنگی جهان اسلام با آنها دیدار میکنم، نشان میدهد فرصت تمدنی فرهنگی ایران عزیز، ابزار مهمی برای تعمیق دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی است.»طبق اعلام روابط عمومی این وزارتخانه، محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کشورمان که جهت شرکت در مراسم معرفی رسمی نواکشوت پایتخت کشور موریتانی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۲۳ به این کشور سفر کرده، در حاشیه این مراسم با تعدادی از وزرای کشور میزبان و وزرای فرهنگ کشورهای اسلامی حاضر در این اجلاس دیدار و درباره معرفی هنرمندان کشورها به یکدیگر، برگزاری برنامههای هنری و مبادله آثار فرهنگی هنری گفتوگو کرد.

تراکمفروشی حل شد تخلف فروشی نه!
طبق آمار شهرداری تهران، تخلفات در حوزه ساختمان کاهش یافته است
حمیده امینی فرد
خبرنگار
هوشمند شدن صدور جواز ساخت و ساز باعث کاهش آمار تخلفات ساختمانی شده است. اگرچه شهرداری همچنان از محل این تخلفات درآمد دارد، اما میزان درآمدی که از این محل به جیب دولت محلی میرود، ناچیز است. برخی کارشناسان معتقدند که تخلفات همچنان درآمدزاست، اما نه برای شهرداری که باتوجه به نرخ صعودی ملک، بیشتر برای سازندگانی میصرفد که حاضرند مابه ازای این تخلف را بپردازند. اگرچه میزان جریمه کمیسیون ماده 100 به اعتقاد برخیها بازدارنده است و حتی برخی سازندهها به تخریب یا عقبنشینی به جای پرداخت جریمه بیشتر تن میدهند، اما تمایل برخی شوراییها به افزایش صدور پروانه در وضعیت رکود موجب شده تا نرخ جریمه از رقمی که هست بالاتر نرود. موضوع نگرانکنندهای که به اعتقاد برخی کارشناسان شهری باید افزایش یابد وگرنه به افزایش تخلفات دامن میزند.
مهدی بابایی، عضو شورای شهر تهران با اشاره به اینکه اصل موضوع تخلف، تراکمفروشی بود که زمانی به ساخت طبقات اضافی خارج از طرح تفصیلی مجوز داده میشد، به «ایران» میگوید: «غیر از طبقات، اغلب تخلفات جزئی است که در حین ساخت و ساز رخ میدهد و 3 تا 5 برابر جریمه تخریب و نوسازی هم برای آن پیشبینی شده است، اما هم اکنون که صدور جواز 100 درصد الکترونیکی و به نوعی هوشمند شده است، کسی نمیتواند در تهران خارج از طرح تفصیلی جواز بگیرد، مگر اینکه به کمیسیون ماده 5 برود که قضیه فرق دارد و اغلب هم موردی است. البته طرحی در شورای شهر در دستور کار گذاشتهایم که حتی آن دسته از پروندههایی که استثنائاً به کمیسیون ماده 5 میرود نیز ارسال آنها به تصویب شورای شهر برسد، یعنی اعضای شورا در جریان پرونده قرار بگیرند. زمانی که این فرایند الکترونیکی نبود امکان وقوع تخلف در این حوزه وجود داشت.»
وی ادامه میدهد: «البته ادعای الکترونیکی شدن در ابتدای مدیریت شهری دوره اصلاحات بود، اما 6 ماه مانده به دوره جدید سامانه، هوشمند شد و دیگر امکان صدور مجوز دستی وجود ندارد.»
او البته منکر بروز تخلف نشده، اما تعداد و مقدار آن را بسیار ناچیز میداند که در مثلاً پاسیوها به صورت موردی اتفاق میافتد که آن هم مناطق تا سقف محدودی اجازه جریمه دارند و خارج از آنها به کمیسیون ماده 100 ارسال میشود، اما درباره اینکه بخواهیم بگوییم الان چند درصد ارسال پروندهها به کمیسیون ماده 100 کاهش یافته نمیتوان عدد دقیقی اعلام کرد، چون پروندهها تاریخ معینی ندارند. در کمیسیون ماده 100 هم مطابق طرح تفصیلی برخورد میشود.»
تخلفات در باغات کاهش یافته است
او درباره وضعیت تخلفات در باغات تهران هم میگوید: «از زمانی که سطح اشغال از 30 به 15 درصد در دو طبقه رسید، تعداد درخواستها بسیار محدود شد. شاید سالانه به 2 تا 3 مورد بیشتر نرسد، چون برای مالکان هم دیگر به صرفه نیست، اما در برههای به علت سطح اشغال 30 درصد که گاهاً تا 60 درصد هم کشیده میشد، صرفه اقتصادی داشت. الان چون صدور جواز 100 درصد هوشمند شده امکان تخلف وجود ندارد چون سیستم باید مجوز دهد. مگر در بالکن یا پاسیو که مجوز محدودی به مناطق داده شده است.»
بابایی میگوید که میزان درآمد شهرداری از محل تخلفات بسیار ناچیز است. جریمه پاسیو نسبت به عوارض تخریب و نوسازی شاید یک دهم باشد آن هم برای ساختمانهایی که تخلف کنند که مثلاً در ملک شمالی تخلف نیست و در املاک جنوبی هم 3 تا 5 برابر عوارض، جریمه میشوند. 30 تا 35 درصد درآمد شهرداری هم اکنون از محل درآمد پایدار است و 10 درصد درآمد از فروش املاک بهدست میآید. البته شهرداری باید هر سه ماه یک بار گزارشی به خزانهدار شورا درباره منابع درآمدی خود ارائه دهد. اگرچه در درآمد نقد وضعمان خوب است، اما در درآمد غیرنقد عقب هستیم.»
تخلففروشی به جای تراکمفروشی!
با این حال تعدادی از سازندگان که در مناطق مرکزی تهران ساخت و ساز میکنند خلاف این گفتهها را تأیید میکنند. آنها معتقدند که با پول میتوان در شهرداری تهران هرکاری انجام داد و این به شرطی است که شما رابطه داشته باشید. چراکه حالا برخی از سازندهها به هر دری میزنند تا تراکم مازاد (سطح اشغال بالاتر) داشته باشند، اما در عمل تعداد محدودی موفق به گرفتن تراکم مازاد میشوند. بهای این تراکم هم البته کم نیست. برخی میگویند در ازای هر متر بیشتر در سطح اشغالی که بالاتر از سطح اشغال مصوب در طرح تفصیلی است، باید 20 تا 30 درصد قیمت تمام شده را پرداخت کرد و البته این مبلغ جدا از تخلفات جزئی است که مثلاً در پاسیو اتفاق میافتد. چراکه تخلف این موارد چندان پرهزینه نیست و با متری 5 تا 6 میلیون تومان هم دستور مازاد در این سطح داده میشود. اما زمانی که بحث به جزئیات بیشتر میرسد، قضیه فرق میکند. خب سیستم هوشمند چگونه اجازه این تخلفات را صادر میکند؟ آیا ادعای اینکه سیستم الکترونیکی اجازه نمیدهد طرحی خارج از طرح تفصیلی جلو برود غیرواقعی است؟ مسأله البته پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. برخی سازندهها از جمله روحالله ثابتی که از سازندگان مناطق مرکزی تهران است به «ایران» میگوید که وقتی کار به شورای معماری مناطق کشیده شود با فیش دستی هم میتوان پرداخت مازاد را انجام داد که البته درحسابداری پرداخت میشود، اما دیگر فیش سیستمی ندارید. البته منظور فیش مازاد است نه فیشی که برای سطح اشغال قانونی باید پرداخت کنید، چراکه برای آن فیش سیستمی گرفتهاید.
درآمد تخلفات به جیب سازنده میرود تا شهرداری!
عبدالرضا گلپایگانی، کارشناس معماری و شهرسازی با بیان اینکه موضوع تخلف در ساخت و ساز جدی است، چون به واسطه آن درآمد هنگفتی برای سازنده و مالک ایجاد میشود، به «ایران» میگوید: «اگر فرایند دقیقی برای نظارت حین انجام کار باشد، صورتمسأله پاک میشود، اما گام بعدی این است که با تخلف برخورد قانونی میشود یا نه. درهمان دوره برای اینکه جلوی تخلف گرفته شود ما سازکار نظارتی دقیقی تنظیم کردیم تا برمبنای تقسیم کار گزارش تخلف در هر سطحی اعلام شود. پیش از این سازکار روشنی وجود نداشت و باب بود که مهندس ناظر گزارش را به شهرداری اعلام و شهرداری هم مطابق گزارش با متخلف برخورد کند،اما در این طرح نظارت کاملاً به صورت سیستمی انجام میشود. متأسفانه الان کار به شکل پراکنده است. درحالی که مسئولیت باید شفاف و مشخص بوده و امکان نظارت در هر مرحله وجود داشته باشد. ما نیروی این کار را هم در شهرداری داریم اما تقسیم کارمان درست نیست. کلیات این طرح هم در شورا تصویب شد اما به مرحله اجرا نرسید.»
او درباره درآمدزایی شهرداری از محل تخلفات شهرسازی میگوید: «اینکه گفته میشود شهرداری از این محل کسب درآمد میکند بیشتر شبیه توجیه و بهانه است برای افرادی که میخواهند منفعت کار را از دست ندهند. یک نیروی ناپاک میتواند کل مجموعه را بدنام کند. عددی که از این محل به دست میآید ناچیز است اما برای مدیرانی که توجه نمیکنند، میتواند یک توجیه خوب باشد. مثلاً در بحث تخلفات باغات که در نهایت منجر به توقف صدور پروانه در باغات شد، درآمدی که از محل صدور پروانه عاید شهرداری میشد، یک درصد کل درآمد شهرداری برای 10 سال بود، اما در مقابل این تخلف برای صاحب باغ و آن مأمور متخلف کلان محسوب میشد. پس موضوع شخص است نه سازمان! اما اصل این است که باید جلوی تخلف قبل از وقوع گرفته شود و این نیاز به نظارت جدی دارد که در شهرداری ضعیف است و باید تقویت شود.»
وی ادامه میدهد: «درحوزه برخورد با تخلف هم مثلاً اگر تخلفی به کمیسیون ماده 100 ارسال شود باید بدانیم که بیش از 85 درصد آرای ماده 100 بازگشت به شکل قانونی و رفع تخلف یا تخریب است و فقط 15 درصد با جریمه رفع و رجوع میشود. البته یک سری تخلفات جزئی در منطقه رسیدگی میشود که قبلاً تعریف روشنی از این تخلفات جزئی وجود نداشت اما سازکار دقیقی برای آن تعریف شد و به تصویب شورا هم رسید و مبنای عمل قرار گرفت. جریمه این نوع تخلفات جزئی هم سیستمی پرداخت میشود. مسأله دیگر کاهش سود تخلف برای سازندگان است که در دورهای حتی پرونده تخلف به کمیسیون ماده 100 میرفت، اما مالک حاضر بود به جای جریمه رأی به تخریب داده شود، اما باتوجه به افزایش نرخ ملک هنوز تخلف صرفه دارد؛ بنابراین باید عوارض و جریمه متناسب با رشد نرخ مسکن افزایش یابد. متأسفانه در شورای ششم اعتقادی به این موضوع ندارند و حتی برای عوارض تخفیف قائل شدهاند تا آمار ساخت و ساز بالا برود. درحالی که هزینه کل عوارض صدور پروانه نسبت به قیمت آپارتمان 2 تا 3 درصد است و 70 درصد پول زمین است.»
خبرنگار
هوشمند شدن صدور جواز ساخت و ساز باعث کاهش آمار تخلفات ساختمانی شده است. اگرچه شهرداری همچنان از محل این تخلفات درآمد دارد، اما میزان درآمدی که از این محل به جیب دولت محلی میرود، ناچیز است. برخی کارشناسان معتقدند که تخلفات همچنان درآمدزاست، اما نه برای شهرداری که باتوجه به نرخ صعودی ملک، بیشتر برای سازندگانی میصرفد که حاضرند مابه ازای این تخلف را بپردازند. اگرچه میزان جریمه کمیسیون ماده 100 به اعتقاد برخیها بازدارنده است و حتی برخی سازندهها به تخریب یا عقبنشینی به جای پرداخت جریمه بیشتر تن میدهند، اما تمایل برخی شوراییها به افزایش صدور پروانه در وضعیت رکود موجب شده تا نرخ جریمه از رقمی که هست بالاتر نرود. موضوع نگرانکنندهای که به اعتقاد برخی کارشناسان شهری باید افزایش یابد وگرنه به افزایش تخلفات دامن میزند.
مهدی بابایی، عضو شورای شهر تهران با اشاره به اینکه اصل موضوع تخلف، تراکمفروشی بود که زمانی به ساخت طبقات اضافی خارج از طرح تفصیلی مجوز داده میشد، به «ایران» میگوید: «غیر از طبقات، اغلب تخلفات جزئی است که در حین ساخت و ساز رخ میدهد و 3 تا 5 برابر جریمه تخریب و نوسازی هم برای آن پیشبینی شده است، اما هم اکنون که صدور جواز 100 درصد الکترونیکی و به نوعی هوشمند شده است، کسی نمیتواند در تهران خارج از طرح تفصیلی جواز بگیرد، مگر اینکه به کمیسیون ماده 5 برود که قضیه فرق دارد و اغلب هم موردی است. البته طرحی در شورای شهر در دستور کار گذاشتهایم که حتی آن دسته از پروندههایی که استثنائاً به کمیسیون ماده 5 میرود نیز ارسال آنها به تصویب شورای شهر برسد، یعنی اعضای شورا در جریان پرونده قرار بگیرند. زمانی که این فرایند الکترونیکی نبود امکان وقوع تخلف در این حوزه وجود داشت.»
وی ادامه میدهد: «البته ادعای الکترونیکی شدن در ابتدای مدیریت شهری دوره اصلاحات بود، اما 6 ماه مانده به دوره جدید سامانه، هوشمند شد و دیگر امکان صدور مجوز دستی وجود ندارد.»
او البته منکر بروز تخلف نشده، اما تعداد و مقدار آن را بسیار ناچیز میداند که در مثلاً پاسیوها به صورت موردی اتفاق میافتد که آن هم مناطق تا سقف محدودی اجازه جریمه دارند و خارج از آنها به کمیسیون ماده 100 ارسال میشود، اما درباره اینکه بخواهیم بگوییم الان چند درصد ارسال پروندهها به کمیسیون ماده 100 کاهش یافته نمیتوان عدد دقیقی اعلام کرد، چون پروندهها تاریخ معینی ندارند. در کمیسیون ماده 100 هم مطابق طرح تفصیلی برخورد میشود.»
تخلفات در باغات کاهش یافته است
او درباره وضعیت تخلفات در باغات تهران هم میگوید: «از زمانی که سطح اشغال از 30 به 15 درصد در دو طبقه رسید، تعداد درخواستها بسیار محدود شد. شاید سالانه به 2 تا 3 مورد بیشتر نرسد، چون برای مالکان هم دیگر به صرفه نیست، اما در برههای به علت سطح اشغال 30 درصد که گاهاً تا 60 درصد هم کشیده میشد، صرفه اقتصادی داشت. الان چون صدور جواز 100 درصد هوشمند شده امکان تخلف وجود ندارد چون سیستم باید مجوز دهد. مگر در بالکن یا پاسیو که مجوز محدودی به مناطق داده شده است.»
بابایی میگوید که میزان درآمد شهرداری از محل تخلفات بسیار ناچیز است. جریمه پاسیو نسبت به عوارض تخریب و نوسازی شاید یک دهم باشد آن هم برای ساختمانهایی که تخلف کنند که مثلاً در ملک شمالی تخلف نیست و در املاک جنوبی هم 3 تا 5 برابر عوارض، جریمه میشوند. 30 تا 35 درصد درآمد شهرداری هم اکنون از محل درآمد پایدار است و 10 درصد درآمد از فروش املاک بهدست میآید. البته شهرداری باید هر سه ماه یک بار گزارشی به خزانهدار شورا درباره منابع درآمدی خود ارائه دهد. اگرچه در درآمد نقد وضعمان خوب است، اما در درآمد غیرنقد عقب هستیم.»
تخلففروشی به جای تراکمفروشی!
با این حال تعدادی از سازندگان که در مناطق مرکزی تهران ساخت و ساز میکنند خلاف این گفتهها را تأیید میکنند. آنها معتقدند که با پول میتوان در شهرداری تهران هرکاری انجام داد و این به شرطی است که شما رابطه داشته باشید. چراکه حالا برخی از سازندهها به هر دری میزنند تا تراکم مازاد (سطح اشغال بالاتر) داشته باشند، اما در عمل تعداد محدودی موفق به گرفتن تراکم مازاد میشوند. بهای این تراکم هم البته کم نیست. برخی میگویند در ازای هر متر بیشتر در سطح اشغالی که بالاتر از سطح اشغال مصوب در طرح تفصیلی است، باید 20 تا 30 درصد قیمت تمام شده را پرداخت کرد و البته این مبلغ جدا از تخلفات جزئی است که مثلاً در پاسیو اتفاق میافتد. چراکه تخلف این موارد چندان پرهزینه نیست و با متری 5 تا 6 میلیون تومان هم دستور مازاد در این سطح داده میشود. اما زمانی که بحث به جزئیات بیشتر میرسد، قضیه فرق میکند. خب سیستم هوشمند چگونه اجازه این تخلفات را صادر میکند؟ آیا ادعای اینکه سیستم الکترونیکی اجازه نمیدهد طرحی خارج از طرح تفصیلی جلو برود غیرواقعی است؟ مسأله البته پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. برخی سازندهها از جمله روحالله ثابتی که از سازندگان مناطق مرکزی تهران است به «ایران» میگوید که وقتی کار به شورای معماری مناطق کشیده شود با فیش دستی هم میتوان پرداخت مازاد را انجام داد که البته درحسابداری پرداخت میشود، اما دیگر فیش سیستمی ندارید. البته منظور فیش مازاد است نه فیشی که برای سطح اشغال قانونی باید پرداخت کنید، چراکه برای آن فیش سیستمی گرفتهاید.
درآمد تخلفات به جیب سازنده میرود تا شهرداری!
عبدالرضا گلپایگانی، کارشناس معماری و شهرسازی با بیان اینکه موضوع تخلف در ساخت و ساز جدی است، چون به واسطه آن درآمد هنگفتی برای سازنده و مالک ایجاد میشود، به «ایران» میگوید: «اگر فرایند دقیقی برای نظارت حین انجام کار باشد، صورتمسأله پاک میشود، اما گام بعدی این است که با تخلف برخورد قانونی میشود یا نه. درهمان دوره برای اینکه جلوی تخلف گرفته شود ما سازکار نظارتی دقیقی تنظیم کردیم تا برمبنای تقسیم کار گزارش تخلف در هر سطحی اعلام شود. پیش از این سازکار روشنی وجود نداشت و باب بود که مهندس ناظر گزارش را به شهرداری اعلام و شهرداری هم مطابق گزارش با متخلف برخورد کند،اما در این طرح نظارت کاملاً به صورت سیستمی انجام میشود. متأسفانه الان کار به شکل پراکنده است. درحالی که مسئولیت باید شفاف و مشخص بوده و امکان نظارت در هر مرحله وجود داشته باشد. ما نیروی این کار را هم در شهرداری داریم اما تقسیم کارمان درست نیست. کلیات این طرح هم در شورا تصویب شد اما به مرحله اجرا نرسید.»
او درباره درآمدزایی شهرداری از محل تخلفات شهرسازی میگوید: «اینکه گفته میشود شهرداری از این محل کسب درآمد میکند بیشتر شبیه توجیه و بهانه است برای افرادی که میخواهند منفعت کار را از دست ندهند. یک نیروی ناپاک میتواند کل مجموعه را بدنام کند. عددی که از این محل به دست میآید ناچیز است اما برای مدیرانی که توجه نمیکنند، میتواند یک توجیه خوب باشد. مثلاً در بحث تخلفات باغات که در نهایت منجر به توقف صدور پروانه در باغات شد، درآمدی که از محل صدور پروانه عاید شهرداری میشد، یک درصد کل درآمد شهرداری برای 10 سال بود، اما در مقابل این تخلف برای صاحب باغ و آن مأمور متخلف کلان محسوب میشد. پس موضوع شخص است نه سازمان! اما اصل این است که باید جلوی تخلف قبل از وقوع گرفته شود و این نیاز به نظارت جدی دارد که در شهرداری ضعیف است و باید تقویت شود.»
وی ادامه میدهد: «درحوزه برخورد با تخلف هم مثلاً اگر تخلفی به کمیسیون ماده 100 ارسال شود باید بدانیم که بیش از 85 درصد آرای ماده 100 بازگشت به شکل قانونی و رفع تخلف یا تخریب است و فقط 15 درصد با جریمه رفع و رجوع میشود. البته یک سری تخلفات جزئی در منطقه رسیدگی میشود که قبلاً تعریف روشنی از این تخلفات جزئی وجود نداشت اما سازکار دقیقی برای آن تعریف شد و به تصویب شورا هم رسید و مبنای عمل قرار گرفت. جریمه این نوع تخلفات جزئی هم سیستمی پرداخت میشود. مسأله دیگر کاهش سود تخلف برای سازندگان است که در دورهای حتی پرونده تخلف به کمیسیون ماده 100 میرفت، اما مالک حاضر بود به جای جریمه رأی به تخریب داده شود، اما باتوجه به افزایش نرخ ملک هنوز تخلف صرفه دارد؛ بنابراین باید عوارض و جریمه متناسب با رشد نرخ مسکن افزایش یابد. متأسفانه در شورای ششم اعتقادی به این موضوع ندارند و حتی برای عوارض تخفیف قائل شدهاند تا آمار ساخت و ساز بالا برود. درحالی که هزینه کل عوارض صدور پروانه نسبت به قیمت آپارتمان 2 تا 3 درصد است و 70 درصد پول زمین است.»

مرغ 14 هزار تومان ارزانتر از نرخ مصوب
گروه اقتصادی/ مرغ گرم عمده در روز گذشته در میدان میوه و ترهبار بهمن تهران به قیمت ۴۸ تا ۴۹ هزار تومان عرضه شده است و بدون تفاوت چندان با هفته پیش عرضه میشود و همچنان 13 هزار تومان کمتر از نرخ مصوب 63 هزار تومانی است.
قیمت مرغ در میادین میوه و ترهبار سطح شهر هم با قیمت 49 هزار و 900 تومان به فروش میرسد درحالی که قیمت خرده فروشی مرغ در این میدان بین ۵۰ تا ۵۱ هزار تومان عرضه میشود. در میادین میوه و ترهبار سطح شهر تهران هم هر کیلوگرم مرغ ۵۲ هزار و ۷۰۰ تومان به مشتریان داده میشود که حدود ۱۷ درصد از نرخ مصوب دولتی کمتر است. بر اساس گزارشهای میدانی در مراکز خردهفروشی قیمت مرغ گرم در روزهای گذشته در هر کیلو به حدود 54 تا 55 هزار تومان رسیده که باز هم کمتر از نرخ مصوب دولتی است.
طبق اعلام سازمان مدیریت میادین شهرداری تهران در روز 12 دی ماه سال جاری، قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ تازه در میادین میوه و ترهبار 2 هزار تومان کاهش داشت و با کاهش قیمت گوشت مرغ در میادین طی روزهای اخیر، قیمت گوشت مرغ گرم در میادین به 51 هزار و 900 تومان رسیده است. بعد از مردمیسازی و اصلاح یارانهها قیمت مصوب مرغ 59 هزار و 800 تومان اعلام شد اما با درخواست تولیدکنندگان دولت متعهد شد تا در ماههای آتی نرخ مصوب مرغ را افزایش دهد. در آبان ماه سال جاری بود که محسن شیراوند معاون بازرگانی وزارت جهاد کشاورزی از افزایش نرخ مصوب قیمت مرغ خبر داده و اعلام کرده بود: «قیمت مصوب مرغ از ۵۹ هزار و ۸۰۰ تومان به ۶۳ هزار تومان افزایش یافت.» وی دلیل افزایش قیمت مرغ را افزایش هزینههای تولید مطرح کرده و اظهار امیدواری کرده بود که با این تصمیم به استمرار تولید کمک شود. وی اعلام کرده بود: «افزایش نرخ مصوب مرغ بنا به درخواستهای متعدد مرغداران مبنی بر افزایش هزینههای تولید آنها گرفته شده است.»
در حالی که حدود 9 ماه از اجرای طرح عظیم اصلاح یارانهها بخصوص در بخش طیور میگذرد، در ابتدا بزرگی این طرح نگرانیهایی را در مورد بالا رفتن نرخ کالاهای اساسی مانند مرغ ایجاد کرده بود و این طور اعلام میشد که با اصلاح یارانهها، قیمت مرغ حتی به کیلویی 100 هزار تومان هم خواهد رسید ولی ماههاست که قیمت مرغ کمتر از نرخ مصوب 63 هزار تومانی در حال عرضه است. امسال در بخشهای مختلف کشاورزی و طیور با مازاد تولید روبهرو بودیم که یکی از دلایل اصلی آن در بخش طیور به افزایش جوجهریزی باز میگردد. در چند ماه اخیر طی برنامهای که وزارت جهاد کشاورزی دنبال کرد از مردم خواسته شد تا برای تنظیم بازار بخشی از مرغهای موجود بیش از نیاز هفتگی خانوارها خریداری و دپو شود.
کاهش جوجهریزی به 110 میلیون قطعه
به گفته محمدرضا صدیقپور، دبیر انجمن صنفی جوجه یکروزه کشور، مصرف گوشت مرغ در کشور کاهش پیدا کرده و با وجود قیمت پایین مرغ خرید در بازار ۳۰ درصد افت داشته است. به همین منظور نیز برای برونرفت از شرایط بحرانی فعلی، با تشکیل جلسهای در کارگروه برنامهریزی تولید در وزارت جهاد کشاورزی مقرر شد تولید به ۱۱۰ میلیون جوجه کاهش پیدا کند که در همین راستا این تعداد تخم مرغ از گردونه تولید خارج شدند. به همین منظور نیز ۱۵ میلیون تخم مرغ نطفهدار که برای جوجهریزی در نظر گرفته شده بود برای تعدیل مازاد از گردونه تولید خارج شده و به مصارف دیگر رسید.
از سوی دیگر دولت با اختصاص تسهیلات ۱۰ درصدی به اتحادیهها به ازای خرید مرغ مازاد تولیدکنندگان در شرایط فعلی به دنبال حمایت از آنان است. بر این اساس اتحادیه مرغداران متعهد شده است که مازاد مرغ در بازار را خریداری کند و تمام امکانات و سردخانههای پشتیبانی امور دام کشور نیز در اختیار اتحادیهها قرار گرفته است. وزارت جهاد کشاورزی هم متعهد شده تسهیلات ۱۰ درصدی را با احتساب هر ۵ یا ۶ هزار تن، ۳۰۰ میلیارد تومان در اختیار اتحادیهها قرار دهد و به این واسطه هم از تولیدکنندگان و هم مصرفکنندگان حمایت کند.
قیمت مرغ در میادین میوه و ترهبار سطح شهر هم با قیمت 49 هزار و 900 تومان به فروش میرسد درحالی که قیمت خرده فروشی مرغ در این میدان بین ۵۰ تا ۵۱ هزار تومان عرضه میشود. در میادین میوه و ترهبار سطح شهر تهران هم هر کیلوگرم مرغ ۵۲ هزار و ۷۰۰ تومان به مشتریان داده میشود که حدود ۱۷ درصد از نرخ مصوب دولتی کمتر است. بر اساس گزارشهای میدانی در مراکز خردهفروشی قیمت مرغ گرم در روزهای گذشته در هر کیلو به حدود 54 تا 55 هزار تومان رسیده که باز هم کمتر از نرخ مصوب دولتی است.
طبق اعلام سازمان مدیریت میادین شهرداری تهران در روز 12 دی ماه سال جاری، قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ تازه در میادین میوه و ترهبار 2 هزار تومان کاهش داشت و با کاهش قیمت گوشت مرغ در میادین طی روزهای اخیر، قیمت گوشت مرغ گرم در میادین به 51 هزار و 900 تومان رسیده است. بعد از مردمیسازی و اصلاح یارانهها قیمت مصوب مرغ 59 هزار و 800 تومان اعلام شد اما با درخواست تولیدکنندگان دولت متعهد شد تا در ماههای آتی نرخ مصوب مرغ را افزایش دهد. در آبان ماه سال جاری بود که محسن شیراوند معاون بازرگانی وزارت جهاد کشاورزی از افزایش نرخ مصوب قیمت مرغ خبر داده و اعلام کرده بود: «قیمت مصوب مرغ از ۵۹ هزار و ۸۰۰ تومان به ۶۳ هزار تومان افزایش یافت.» وی دلیل افزایش قیمت مرغ را افزایش هزینههای تولید مطرح کرده و اظهار امیدواری کرده بود که با این تصمیم به استمرار تولید کمک شود. وی اعلام کرده بود: «افزایش نرخ مصوب مرغ بنا به درخواستهای متعدد مرغداران مبنی بر افزایش هزینههای تولید آنها گرفته شده است.»
در حالی که حدود 9 ماه از اجرای طرح عظیم اصلاح یارانهها بخصوص در بخش طیور میگذرد، در ابتدا بزرگی این طرح نگرانیهایی را در مورد بالا رفتن نرخ کالاهای اساسی مانند مرغ ایجاد کرده بود و این طور اعلام میشد که با اصلاح یارانهها، قیمت مرغ حتی به کیلویی 100 هزار تومان هم خواهد رسید ولی ماههاست که قیمت مرغ کمتر از نرخ مصوب 63 هزار تومانی در حال عرضه است. امسال در بخشهای مختلف کشاورزی و طیور با مازاد تولید روبهرو بودیم که یکی از دلایل اصلی آن در بخش طیور به افزایش جوجهریزی باز میگردد. در چند ماه اخیر طی برنامهای که وزارت جهاد کشاورزی دنبال کرد از مردم خواسته شد تا برای تنظیم بازار بخشی از مرغهای موجود بیش از نیاز هفتگی خانوارها خریداری و دپو شود.
کاهش جوجهریزی به 110 میلیون قطعه
به گفته محمدرضا صدیقپور، دبیر انجمن صنفی جوجه یکروزه کشور، مصرف گوشت مرغ در کشور کاهش پیدا کرده و با وجود قیمت پایین مرغ خرید در بازار ۳۰ درصد افت داشته است. به همین منظور نیز برای برونرفت از شرایط بحرانی فعلی، با تشکیل جلسهای در کارگروه برنامهریزی تولید در وزارت جهاد کشاورزی مقرر شد تولید به ۱۱۰ میلیون جوجه کاهش پیدا کند که در همین راستا این تعداد تخم مرغ از گردونه تولید خارج شدند. به همین منظور نیز ۱۵ میلیون تخم مرغ نطفهدار که برای جوجهریزی در نظر گرفته شده بود برای تعدیل مازاد از گردونه تولید خارج شده و به مصارف دیگر رسید.
از سوی دیگر دولت با اختصاص تسهیلات ۱۰ درصدی به اتحادیهها به ازای خرید مرغ مازاد تولیدکنندگان در شرایط فعلی به دنبال حمایت از آنان است. بر این اساس اتحادیه مرغداران متعهد شده است که مازاد مرغ در بازار را خریداری کند و تمام امکانات و سردخانههای پشتیبانی امور دام کشور نیز در اختیار اتحادیهها قرار گرفته است. وزارت جهاد کشاورزی هم متعهد شده تسهیلات ۱۰ درصدی را با احتساب هر ۵ یا ۶ هزار تن، ۳۰۰ میلیارد تومان در اختیار اتحادیهها قرار دهد و به این واسطه هم از تولیدکنندگان و هم مصرفکنندگان حمایت کند.

پشیمانسازها را پشیمان کنید
فاطمه ترکاشوند/ روزنامه نگار - سه روز پیش بود که پرواز همای در مراسمی برای گرامیداشت مقام سردار ملی ایران، حاج قاسم سلیمانی، قطعهای را اجرا کرد. اما حاشیهسازیها بسرعت از سوی برخی گروههای خاص داخلی و رسانههای فارسیزبان بیگانه آغاز شد تا این هنرمند را نظیر سایرین از فعالیت خود پشیمان کنند یا دستکم با افزایش فشارها، استقبال از اثر او را به حاشیه برانند؛اتفاقی که در همین روزها برای شاعر پیشکسوت کشور، محمدعلی بهمنی هم تکرار شد. بهمنی پس از حضور در مراسم بزرگداشت حاج قاسم سلیمانی، با فشارها و اصطلاحاً ترولهای زیادی در شبکههای اجتماعی روبهرو شد تا اندازهای که روز جمعه با انتشار ویدیویی از این اقدام خود ابراز تأسف کرد و گفت: «بابت آزردگی خاطر دوستان متأسفم و امیدوارم درک شرایطی که در آن قرار گرفتهام برای شما قابل پذیرش باشد.»
پرواز همای اما با انتشار پستی اینستاگرامی، واکنش متفاوتی به این فشارها نشان داد و در بخشی از این پست نوشت: «نخست این آهنگ رو بشنوید و بعد متن من رو بخونید، اینکه من به کسی احترام میگذارم و حسابش رو از بقیه جدا میکنم و باور دارم برای این خاک و مردم جنگید و قربانی شد، باور شخص من هست و کسی اجازه نداره کسی رو به خاطر باورش تخریب کنه وگرنه فرقش با کسانی که سالها با مردم این کارو کردن چی هست؟» و در پایان اضافه کرد: «شما دوست دارید خون جوانها در خیابانها ریخته بشه و من تا زندهام تلاش میکنم خون ریخته نشه.»
این فشارها در حالی بود که مواضع سیاسی و فرهنگی این دو شخصیت فرهنگی و هنری تا پیش از این بسیار روشن و استقلال رأی آنها برای مخاطبانشان مسجل بوده است. اما حالا که مبتنی بر حق شهروندی خود، نگاه دیگری متفاوت از نگاه این گروههای فشار را اتخاذ کردهاند، از سوی این گروهها با فشار زیادی مواجه شدهاند. این اتفاق در طول سالهای اخیر، بسامد بالاتری یافته و حالا دیگر نباید آن را اولین اقدامات از این جنس به حساب آورد.چند سالی است که فعالیتهای فرهنگی و هنری مدام روی دستانداز میافتند و هر بار به علتی نظیر کرونا، آلودگی یا این اواخر هم اغتشاشها، دچار تعطیلیهای موقت میشوند. اما حالا که با فروکش کردن نسبی کرونا و آرام شدن فضای اجتماعی، فرصتی برای نفس کشیدن فعالیتهای هنری و فرهنگی پیش آمده، گروههای فشار به عوامل مضاعفی برای سست کردن چرخه فعالیتهای فرهنگی و هنری تبدیل شدهاند.پیش از این اتفاق اخیر، همین فشارها را برای لغو کردن رویدادهای هنری نظیر جشنواره مستند «سینماحقیقت» و جشنواره معتبر و بینالمللی «فیلم کوتاه تهران» هم شاهد بودیم. فشارهایی که از یک سو توسط چهرههای فارسیزبان نشسته در تریبونهای بیگانه در شبکههای خارجی هدایت میشد و از سوی دیگر، برخی چهرههای داخلی و خبرنگاران شناختهشده هم برای آن خوراک تأمین میکردند تا هم فعالیتهای هنری، هم هنرمندان همسو با از سرگیری فعالیتها و هم مدیران دستگاهها و نهادهای فرهنگی کشور را تحت فشار قرار دهند.ظرف ماه گذشته اما در حالی که همه شاخههای هنری به حیات اقتصادی و سیاسی خود برگشتهاند، موسیقی و کنسرتها آخرین حرفهای هستند که انگار گروههای فشار قصد ندارند دست از سر هنرمندانشان بردارند. یکی از خبرنگاران شناختهشده این عرصه، مؤثرترین چهرهای است که تلاش میکند فشارها روی هنرمندان غیرهمسو با نگاه خودش را به شکل مداوم، بالا نگه دارد تا آنها مجبور به عقبنشینی یا ابراز تأسف از اقدامات خودشان شوند.
اما این گروههای فشار و فعالیت غیرقابل توجیهشان از حیث فرهنگی را نباید تنها عامل وضعیت کنونی دانست. هرچند که به نظر میرسد عدم رسیدگی به این وضعیت میتواند تا فلج کردن همه فعالیتهای فرهنگی در کشور و ایجاد سرخوردگی و یأس و ورشکستگی اقتصادی در هنرمندان و فعالان این عرصه پیش برود و لازم است که نهادهای مسئول در این زمینه وارد شوند و در تعامل با این خبرنگاران، آنان را قانع کنند که ادامه فعالیتهای هنری برای کشور لازم است.با این همه، فقدان رسانههای مؤثر داخلی بر افکار عمومی برای ایجاد پشتیبانی مؤثر از هنرمندان این حوزه را هم باید یکی از عوامل مهم اثرگذار بودن این فشارها دانست. تعامل با هنرمندانی که تصمیم راسخ خود را در فعالیت برای اعتقادات خود گرفتهاند و همچنین فقدان هوشمندی و نفوذ دستگاههای فرهنگی برای جبران خدمات این هنرمندان هم یکی دیگر از این عوامل است و همه اینها باید در کنار یکدیگر ترمیم شود تا دیگر شاهد تأثیر این فشارها بر هنرمندان کشور نباشیم.
پرواز همای اما با انتشار پستی اینستاگرامی، واکنش متفاوتی به این فشارها نشان داد و در بخشی از این پست نوشت: «نخست این آهنگ رو بشنوید و بعد متن من رو بخونید، اینکه من به کسی احترام میگذارم و حسابش رو از بقیه جدا میکنم و باور دارم برای این خاک و مردم جنگید و قربانی شد، باور شخص من هست و کسی اجازه نداره کسی رو به خاطر باورش تخریب کنه وگرنه فرقش با کسانی که سالها با مردم این کارو کردن چی هست؟» و در پایان اضافه کرد: «شما دوست دارید خون جوانها در خیابانها ریخته بشه و من تا زندهام تلاش میکنم خون ریخته نشه.»
این فشارها در حالی بود که مواضع سیاسی و فرهنگی این دو شخصیت فرهنگی و هنری تا پیش از این بسیار روشن و استقلال رأی آنها برای مخاطبانشان مسجل بوده است. اما حالا که مبتنی بر حق شهروندی خود، نگاه دیگری متفاوت از نگاه این گروههای فشار را اتخاذ کردهاند، از سوی این گروهها با فشار زیادی مواجه شدهاند. این اتفاق در طول سالهای اخیر، بسامد بالاتری یافته و حالا دیگر نباید آن را اولین اقدامات از این جنس به حساب آورد.چند سالی است که فعالیتهای فرهنگی و هنری مدام روی دستانداز میافتند و هر بار به علتی نظیر کرونا، آلودگی یا این اواخر هم اغتشاشها، دچار تعطیلیهای موقت میشوند. اما حالا که با فروکش کردن نسبی کرونا و آرام شدن فضای اجتماعی، فرصتی برای نفس کشیدن فعالیتهای هنری و فرهنگی پیش آمده، گروههای فشار به عوامل مضاعفی برای سست کردن چرخه فعالیتهای فرهنگی و هنری تبدیل شدهاند.پیش از این اتفاق اخیر، همین فشارها را برای لغو کردن رویدادهای هنری نظیر جشنواره مستند «سینماحقیقت» و جشنواره معتبر و بینالمللی «فیلم کوتاه تهران» هم شاهد بودیم. فشارهایی که از یک سو توسط چهرههای فارسیزبان نشسته در تریبونهای بیگانه در شبکههای خارجی هدایت میشد و از سوی دیگر، برخی چهرههای داخلی و خبرنگاران شناختهشده هم برای آن خوراک تأمین میکردند تا هم فعالیتهای هنری، هم هنرمندان همسو با از سرگیری فعالیتها و هم مدیران دستگاهها و نهادهای فرهنگی کشور را تحت فشار قرار دهند.ظرف ماه گذشته اما در حالی که همه شاخههای هنری به حیات اقتصادی و سیاسی خود برگشتهاند، موسیقی و کنسرتها آخرین حرفهای هستند که انگار گروههای فشار قصد ندارند دست از سر هنرمندانشان بردارند. یکی از خبرنگاران شناختهشده این عرصه، مؤثرترین چهرهای است که تلاش میکند فشارها روی هنرمندان غیرهمسو با نگاه خودش را به شکل مداوم، بالا نگه دارد تا آنها مجبور به عقبنشینی یا ابراز تأسف از اقدامات خودشان شوند.
اما این گروههای فشار و فعالیت غیرقابل توجیهشان از حیث فرهنگی را نباید تنها عامل وضعیت کنونی دانست. هرچند که به نظر میرسد عدم رسیدگی به این وضعیت میتواند تا فلج کردن همه فعالیتهای فرهنگی در کشور و ایجاد سرخوردگی و یأس و ورشکستگی اقتصادی در هنرمندان و فعالان این عرصه پیش برود و لازم است که نهادهای مسئول در این زمینه وارد شوند و در تعامل با این خبرنگاران، آنان را قانع کنند که ادامه فعالیتهای هنری برای کشور لازم است.با این همه، فقدان رسانههای مؤثر داخلی بر افکار عمومی برای ایجاد پشتیبانی مؤثر از هنرمندان این حوزه را هم باید یکی از عوامل مهم اثرگذار بودن این فشارها دانست. تعامل با هنرمندانی که تصمیم راسخ خود را در فعالیت برای اعتقادات خود گرفتهاند و همچنین فقدان هوشمندی و نفوذ دستگاههای فرهنگی برای جبران خدمات این هنرمندان هم یکی دیگر از این عوامل است و همه اینها باید در کنار یکدیگر ترمیم شود تا دیگر شاهد تأثیر این فشارها بر هنرمندان کشور نباشیم.

اعتراض ایران به فیفا
گروه ورزشی/ در سالهای اخیر بعضاً شاهد استفاده از نام جعلی «خلیج ع.ر.ب.ی» توسط برخی کشورها در مراسم مختلف بودیم و در جدیدترین مورد، یک رقابت ورزشی در کشور عراق با همین نام جعلی آغاز شد که واکنشهای گستردهای به همراه داشت. بیستوپنجمین دوره جام ملتهای کشورهای عربی جمعه با حضور تعدادی از مقامهای ورزشی و سیاسی با نام جعلی «جام خلیجعرب» با حضور 8 تیم فوتبال عربی به میزبانی شهر بصره عراق رسماً آغاز شد. در گروه اول این مسابقات تیمهای عراق، عربستانسعودی، عمان و یمن حضور دارند و تیمهای امارات، کویت، قطر و بحرین هم در گروه دوم قرار گرفتهاند. دیدار افتتاحیه این مسابقات بین تیمهای عراق - عمان برگزار شد که این بازی در حالی با تساوی بدون گل به پایان رسید که در خلال این دیدار درگیری فیزیکی شدیدی بر روی سکوهای ویآی پی میان شخصیتهای سیاسی و دولتی عرب رخ داد. جیانی اینفانتینو، رئیس فدراسیون جهانی فوتبال هم از میهمانان مراسم افتتاحیه بود که در پست اینستاگرامی خود از نام جعلی «خلیجعرب» بهجای «خلیجفارس» استفاده کرد. علاوه بر اینفانتینو، فیفا هم در صفحه رسمی اینستاگرام خود با انتشار یک استوری این نام نادرست را تکرار کرد. در این بین عکسی از اتوبوس تیم فوتبال عربستان منتشر شده که در آن عربستانیها با اتوبوسی که این کلمه جعلی روی آن به چشم میخورد وارد ورزشگاه محل برگزاری مسابقات شدند. استفاده از نام جعلی «خلیج ع.ر.ب.ی»در این مسابقات تنها معطوف به اشخاص ورزشی نبود و برخی از چهرههای سیاسی هم از این نام نادرست استفاده کردند. در این بین مقتدی صدر، رهبر جریان صدر هم در توئیتی نوشت: «میهمانان عرب بزرگوار از کشورهای (خلیج عربی) به شما خوشامد میگویم. به شما برادران عرب در عراق سرزمین اولیای صالح در بصره خودتان خوشامد میگوییم، میهمانان ما، اگر نزد ما بیایید خواهید دید که ما میهمان و شما صاحبخانه هستید.» این توئیت صدر واکنش فعالان شبکههای اجتماعی را به همراه داشت و یکی از کاربران نوشت که این گفتمان صدر عادی نیست بلکه پیام تندی به همراه دارد مبنی بر اینکه به انتساب خود به خلیج عربی افتخار میکند و مخالف استفاده از خلیج فارس است. دفتر اطلاعرسانی نخستوزیری عراق هم در بیانیهای رسمی اعلام کرد: «السودانی آغاز جام قهرمانی «خلیج عربی» را در میان حضور سرشار مردم از ورزشگاه بینالمللی بصره اعلام کرد.» در شرایطی که این مسابقات با جعل نام «خلیج فارس» و با تبلیغات گسترده اعراب در حال برگزاری است، انتظار میرفت مسئولان کشورمان واکنشی درخور داشته باشند. بر همین اساس فدراسیون فوتبال دیروز اعلام کرد که نسبت به استفاده از عنوانی مجعول برای رقابتهای کشورهای عربی به فیفا اعتراض خواهد کرد. رسانه رسمی فدراسیون فوتبال با انتشار متنی چنین واکنشی داشت: «در پی استفاده از واژهای مجعول بهجای عنوان تاریخی خلیج همیشه فارس در رقابتهای جام ملتهای کشورهای عربی، فدراسیون فوتبال ضمن تأکید بر مفاهیم عمیق خلیج فارس، این عنوان برجای مانده از کهنترین منابع تاریخی، اعتراض رسمی جامعه فوتبال و ملت ایران را به این موضوع به فدراسیون جهانی فوتبال ابراز میدارد. روشن است که خلیج فارس، نامی اصیل و تاریخی است که از سالیان دور و بهصورت مستمر در همه زبانها و ادبیات جهانی استفاده شده و در اطلسهای دربردارنده نقشههای کهن و نقشههای تاریخی هم به صورت کامل با این عنوان از آن یاد شده است. بر این اساس، سوابق متقن و استوار اسناد مربوطه جهت تصحیح روندهای ناصواب خلاف عرف بینالمللی در سالهای آتی، توسط فدراسیون فوتبال ایران به فیفا ارسال خواهد شد.»
هجوم کاربران ایرانی به توئیتر فیفا
استفاده اینفانتیو رئیس فدراسیون جهانی فوتبال از واژهای جعلی برای «خلیج فارس» خشم ایرانیها را درپی داشته و در همین مورد تعداد زیادی از کاربران زیر آخرین پست صفحه توئیتر فیفا که مربوط به درگذشت جانلوکا ویالی است، عبارت Persian gulf(خلیج فارس) را کامنت گذاشتهاند تا به فیفا و رئیس آن یادآوری و تأکید کنند که «خلیج ع.ر.ب.ی» نامی جعلی است.
وثوق احمدی: فدراسیون فوتبال باید از حقوق ایران دفاع کند
روزبه وثوق احمدی، عضو سابق کمیته اخلاق کنفدراسیون فوتبال آسیا درخصوص تغییر نام رقابتهای فوتبال خلیج فارس به خلیج عربی، اظهار داشت: «باید این مسأله به طور رسمی پیگیری شود و نباید به یک بیانیه اکتفا کرد. این مسأله جزو وظایف فدراسیون فوتبال است که از حقوق ملی ایران در دنیا دفاع کند. اگر این تغییر نام پیگیری شود و اصلاحی صورت نگیرد، امکان شکایت نیز وجود دارد.» وی ادامه داد: «دپارتمانهای مختلفی در فدراسیون در حال کار هستند که باید دپارتمان حقوقی در بحث حقوق بینالملل این اعتراض را پیگیری کرده و نتیجه آن را اعلام کند. در حال حاضر با یک تغییر نام ساده مواجه نیستیم بلکه موضوع حیثیت ملی و تمامیت ارضی ایران مطرح است و باید از آن با تمام قدرت دفاع کرد. در مرحله اول باید اعتراض اولیه به فیفا انجام شود و درخواست اصلاح را داشته باشند و اگر انجام نشود نشانه این است که قصد و غرض در کار است و طبق قوانین و اساسنامه فیفا امکان شکایت وجود دارد.» او افزود: «میتوان موافق بود که دلارهای عربی در این مسأله مؤثر است اما اساسنامه و کدهای اخلاقی فیفا نشان میدهد که این موضوع قابل شکایت و پیگیری توسط فدراسیون فوتبال است. کمیتهها و ارکان قضایی فیفا برای رسیدگی به همین شکایات هستند و افراد خاطی را اخراج میکنند. اگر از این راه هم نتوان پاسخ گرفت باید شکایت را به دیوان داوری فیفا برد تا نتیجه حاضل شود.»
برش
دستور وزیر ورزش برای پیگیری تحریف نام «خلیج فارس»
در پی تحریف نام تاریخی خلیج فارس در جریان مسابقات کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و استفاده از این نام مجعول در صفحه مجازی منتسب به رئیس فیفا، وزیر ورزش و جوانان با محکوم کردن این تحریف، از فدراسیون فوتبال خواست اقدامات مقتضی از جمله اعتراض رسمی و پیگیریهای قانونی را به سرعت در دستور کار قرار دهد. حمید سجادی همچنین دفتر امور بینالملل وزارت ورزش و جوانان را مأمور ویژه رسیدگی و پیگیری این موضوع با محوریت فدراسیون فوتبال کرد.
هجوم کاربران ایرانی به توئیتر فیفا
استفاده اینفانتیو رئیس فدراسیون جهانی فوتبال از واژهای جعلی برای «خلیج فارس» خشم ایرانیها را درپی داشته و در همین مورد تعداد زیادی از کاربران زیر آخرین پست صفحه توئیتر فیفا که مربوط به درگذشت جانلوکا ویالی است، عبارت Persian gulf(خلیج فارس) را کامنت گذاشتهاند تا به فیفا و رئیس آن یادآوری و تأکید کنند که «خلیج ع.ر.ب.ی» نامی جعلی است.
وثوق احمدی: فدراسیون فوتبال باید از حقوق ایران دفاع کند
روزبه وثوق احمدی، عضو سابق کمیته اخلاق کنفدراسیون فوتبال آسیا درخصوص تغییر نام رقابتهای فوتبال خلیج فارس به خلیج عربی، اظهار داشت: «باید این مسأله به طور رسمی پیگیری شود و نباید به یک بیانیه اکتفا کرد. این مسأله جزو وظایف فدراسیون فوتبال است که از حقوق ملی ایران در دنیا دفاع کند. اگر این تغییر نام پیگیری شود و اصلاحی صورت نگیرد، امکان شکایت نیز وجود دارد.» وی ادامه داد: «دپارتمانهای مختلفی در فدراسیون در حال کار هستند که باید دپارتمان حقوقی در بحث حقوق بینالملل این اعتراض را پیگیری کرده و نتیجه آن را اعلام کند. در حال حاضر با یک تغییر نام ساده مواجه نیستیم بلکه موضوع حیثیت ملی و تمامیت ارضی ایران مطرح است و باید از آن با تمام قدرت دفاع کرد. در مرحله اول باید اعتراض اولیه به فیفا انجام شود و درخواست اصلاح را داشته باشند و اگر انجام نشود نشانه این است که قصد و غرض در کار است و طبق قوانین و اساسنامه فیفا امکان شکایت وجود دارد.» او افزود: «میتوان موافق بود که دلارهای عربی در این مسأله مؤثر است اما اساسنامه و کدهای اخلاقی فیفا نشان میدهد که این موضوع قابل شکایت و پیگیری توسط فدراسیون فوتبال است. کمیتهها و ارکان قضایی فیفا برای رسیدگی به همین شکایات هستند و افراد خاطی را اخراج میکنند. اگر از این راه هم نتوان پاسخ گرفت باید شکایت را به دیوان داوری فیفا برد تا نتیجه حاضل شود.»
برش
دستور وزیر ورزش برای پیگیری تحریف نام «خلیج فارس»
در پی تحریف نام تاریخی خلیج فارس در جریان مسابقات کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و استفاده از این نام مجعول در صفحه مجازی منتسب به رئیس فیفا، وزیر ورزش و جوانان با محکوم کردن این تحریف، از فدراسیون فوتبال خواست اقدامات مقتضی از جمله اعتراض رسمی و پیگیریهای قانونی را به سرعت در دستور کار قرار دهد. حمید سجادی همچنین دفتر امور بینالملل وزارت ورزش و جوانان را مأمور ویژه رسیدگی و پیگیری این موضوع با محوریت فدراسیون فوتبال کرد.

بن سلمان در جست و جوی راه خروج از یمن
شقایق بردبار/ در پی اعلام آماده باش انصارالله یمن به نیروهای خود و تظاهرات سراسری عصر جمعه در این کشور که بهدنبال بینتیجه ماندن مذاکرات برای تمدید آتش بس در این کشور به وقوع پیوست، برخی منابع خبر دادند، عربستان با درخواستهای چهارگانه دولت صنعا موافقت کرده است.
به گزارش روزنامه الاخبار لبنان، برخی منابع در دولت نجات ملی یمن خبر دادهاند، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان به طرفهای یمنی اعلام کرده ، حاضر است یمن را به مقاماتی که در صنعا هستند، بسپارد و نیروهای عربستانی را از این کشور خارج کند ولی در مقابل از آنها میخواهد به ریاض تضمینهای امنیتی شامل عدم عملیات و حمله علیه عربستان بدهند. بنا بر این گزارش عربستان در حالی مقابل انصارالله یمن عقب نشینی نسبی کرده است که پیشتر دولت نجات ملی تأکید کرده بود، این جناح تا زمانی که 4 مطالبهاش برآورده نشود، حاضر به موافقت با هیچ چیزی نخواهد بود. 4بندی که دولت نجات ملی خواهان آنها شده، پایان محاصره یمن، پایان مداخلهجویی در امور داخلی یمن، پرداخت غرامت به صنعا بابت سالهای جنگ و خروج عربستان از این کشور هستند که بنا بر این گزارش، عربستان مدعی شده، این بندها را در ازای تضمینهای امنیتی میپذیرد.
این گزارش در حالی منتشر شد که پیش از آن انصارالله یمن بهدنبال بینتیجه ماندن مذکرات برای تمدید آتش بس و رفع محاصره یمن به نیروهای خود اعلام آماده باش کرده و خبر داده بود، این نیروها برای بسیجی همه جانبه در همه جبهههای نبرد آماده خواهند شد. انصارالله در بیانیهای که به همین منظور منتشر شد، اعلام کرد: «آتش بسهایی که انجام شد و مذاکرات پس از آنها ثابت کرد، ائتلاف متجاوز عربستان اهمیتی به دردها و رنجهای یمنیها نمیدهد و حاضر به پرداخت حقوق کارکنان یمنی نیست.» انصارالله سپس در بیانیه خود تصریح کرد: «از همین رو خواهان بسیج همه جانبه و آماده باش برای حرکت به سمت جبههها تا زمان پیروزی نهایی هستیم.»
انصارالله یمن در حالی این بیانیه را صادر کرده است که ناظران مسائل یمن معتقدند، اگر عربستان به روند بیتوجهی به خواستههای برحق یمنیها ادامه دهد، با توجه به بیانیه صادر شده، باید در انتظار تنشهای بیشتری در تمامی مناطق سوقالجیشی در اطراف یمن از دریای سرخ گرفته تا باب المندب بود. ضمن اینکه احتمال اینکه دیگر بار آرامکو و مناطق حساس امارات هدف قرار گرفته شوند، زیاد خواهد بود.
راهپیمایی سراسری یمنیها
بیانیه هشدارآمیز انصارالله همچنین در حالی صادر شد که به نظر میرسد، صبوری مردم یمن مقابل تداوم محاصره و آتشبار نیروهای متجاوز نیز به پایان رسیده است و آنان نیز خواهان آن هستند که عربستان هرچه زودتر به محاصره کشور آنها پایان دهد. شهروندان یمنی عصر جمعه به همین منظور راهپیمایی گستردهای در استانهای مختلف این کشور برگزار کردند. به گزارش المیادین، معترضان یمنی در این راهپیمایی که با عنوان «محاصره جنگ است» برگزار شد، اقدام عربستان در گرسنگی دادن به مردم یمن و محاصره آنها را تنها یکی از جنبههای جنایتکارانه جنگ عربستان علیه یمن دانستند و تأکید کردند، این جنایات در حالی صورت میگیرد که طبق قوانین بینالمللی محاصره در رده نسل کشی طبقهبندی شده است.
تأکید شهروندان یمنی بر جنایتکارانه
بودن ادامه محاصره یمن در حالی است که برخی رسانههای امریکایی نیز درباره ادامه محاصره یمن هشدار داده و از عربستان بابت ادامه این وضعیت انتقاد کردهاند. در همین ارتباط شورای آتلانتیک امریکا در مقالهای به سیاستهای چند وجهی عربستان و امارات در قبال مردم یمن پرداخت و نوشت: «عربستان و امارات که در ابتدای جنگ یمن به نظر میرسید، اتفاق نظر دارند، به مرور زمان این یکپارچگی را از دست دادند و دچار اختلافاتی شدند که حاصل آن تضعیف آنها در مذاکرات با یمنیها شد. اکنون نیز اختلاف نظر بین آنها باعث شده است، شکافی میان دو گروه تحت حمایت این دو کشور در عربستان به وجود بیاید و در نتیجه نیروهای شورای انتقالی جنوب و شورای ریاستی یمن بارها با یکدیگر درگیر شدهاند.»
به گزارش روزنامه الاخبار لبنان، برخی منابع در دولت نجات ملی یمن خبر دادهاند، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان به طرفهای یمنی اعلام کرده ، حاضر است یمن را به مقاماتی که در صنعا هستند، بسپارد و نیروهای عربستانی را از این کشور خارج کند ولی در مقابل از آنها میخواهد به ریاض تضمینهای امنیتی شامل عدم عملیات و حمله علیه عربستان بدهند. بنا بر این گزارش عربستان در حالی مقابل انصارالله یمن عقب نشینی نسبی کرده است که پیشتر دولت نجات ملی تأکید کرده بود، این جناح تا زمانی که 4 مطالبهاش برآورده نشود، حاضر به موافقت با هیچ چیزی نخواهد بود. 4بندی که دولت نجات ملی خواهان آنها شده، پایان محاصره یمن، پایان مداخلهجویی در امور داخلی یمن، پرداخت غرامت به صنعا بابت سالهای جنگ و خروج عربستان از این کشور هستند که بنا بر این گزارش، عربستان مدعی شده، این بندها را در ازای تضمینهای امنیتی میپذیرد.
این گزارش در حالی منتشر شد که پیش از آن انصارالله یمن بهدنبال بینتیجه ماندن مذکرات برای تمدید آتش بس و رفع محاصره یمن به نیروهای خود اعلام آماده باش کرده و خبر داده بود، این نیروها برای بسیجی همه جانبه در همه جبهههای نبرد آماده خواهند شد. انصارالله در بیانیهای که به همین منظور منتشر شد، اعلام کرد: «آتش بسهایی که انجام شد و مذاکرات پس از آنها ثابت کرد، ائتلاف متجاوز عربستان اهمیتی به دردها و رنجهای یمنیها نمیدهد و حاضر به پرداخت حقوق کارکنان یمنی نیست.» انصارالله سپس در بیانیه خود تصریح کرد: «از همین رو خواهان بسیج همه جانبه و آماده باش برای حرکت به سمت جبههها تا زمان پیروزی نهایی هستیم.»
انصارالله یمن در حالی این بیانیه را صادر کرده است که ناظران مسائل یمن معتقدند، اگر عربستان به روند بیتوجهی به خواستههای برحق یمنیها ادامه دهد، با توجه به بیانیه صادر شده، باید در انتظار تنشهای بیشتری در تمامی مناطق سوقالجیشی در اطراف یمن از دریای سرخ گرفته تا باب المندب بود. ضمن اینکه احتمال اینکه دیگر بار آرامکو و مناطق حساس امارات هدف قرار گرفته شوند، زیاد خواهد بود.
راهپیمایی سراسری یمنیها
بیانیه هشدارآمیز انصارالله همچنین در حالی صادر شد که به نظر میرسد، صبوری مردم یمن مقابل تداوم محاصره و آتشبار نیروهای متجاوز نیز به پایان رسیده است و آنان نیز خواهان آن هستند که عربستان هرچه زودتر به محاصره کشور آنها پایان دهد. شهروندان یمنی عصر جمعه به همین منظور راهپیمایی گستردهای در استانهای مختلف این کشور برگزار کردند. به گزارش المیادین، معترضان یمنی در این راهپیمایی که با عنوان «محاصره جنگ است» برگزار شد، اقدام عربستان در گرسنگی دادن به مردم یمن و محاصره آنها را تنها یکی از جنبههای جنایتکارانه جنگ عربستان علیه یمن دانستند و تأکید کردند، این جنایات در حالی صورت میگیرد که طبق قوانین بینالمللی محاصره در رده نسل کشی طبقهبندی شده است.
تأکید شهروندان یمنی بر جنایتکارانه
بودن ادامه محاصره یمن در حالی است که برخی رسانههای امریکایی نیز درباره ادامه محاصره یمن هشدار داده و از عربستان بابت ادامه این وضعیت انتقاد کردهاند. در همین ارتباط شورای آتلانتیک امریکا در مقالهای به سیاستهای چند وجهی عربستان و امارات در قبال مردم یمن پرداخت و نوشت: «عربستان و امارات که در ابتدای جنگ یمن به نظر میرسید، اتفاق نظر دارند، به مرور زمان این یکپارچگی را از دست دادند و دچار اختلافاتی شدند که حاصل آن تضعیف آنها در مذاکرات با یمنیها شد. اکنون نیز اختلاف نظر بین آنها باعث شده است، شکافی میان دو گروه تحت حمایت این دو کشور در عربستان به وجود بیاید و در نتیجه نیروهای شورای انتقالی جنوب و شورای ریاستی یمن بارها با یکدیگر درگیر شدهاند.»

بازگشت هشت باره کرونا؟
ترانه بنییعقوب
گزارشنویس
«کرونا؟ باز هم کرونا؟ محال است دوباره کرونا گرفته باشم.» مرد با چند سرفه مکرر و بریده بریده این حرفها را میزند. پزشک اما با قاطعیت حرفش را ادامه میدهد: «بله نشانههای بیماریتان کرونا است، اما اگر باز تردید دارید میتوانید آزمایش بدهید. به هرحال تب ملایم و از دست رفتن بویایی، چشایی و سرفههای خشک نشاندهنده کرونا است.» مرد سری تکان میدهد: «قبلاً دو بار کرونا گرفتهام، انگار این بیماری ول کن من و خانوادهام نیست؛ یعنی دوباره کرونا و بدبختیهایش برگشته؟»
این روزها و با انتشار خبرهایی مبنی بر بازگشت کرونا و آغاز پیک هشتم این بیماری این پرسش خیلیهاست؛ آیا کرونا و دردسرهایش دوباره زندگی ما را دربرخواهد گرفت؟
چه کسی است که روزهای پراسترس همهگیری را از یاد برده باشد. روزهای بدون واکسن، روزهای خبرهای ناگوار از دست رفتن جانها، روزهای چند لایه ماسک زدن، روزهای در به در دنبال دارو و تخت خالی بیمارستان گشتن، روزهای کشدار و پراسترس در کنج خانه ماندن. آیا کرونا دوباره برایمان چنین حال و روزی خواهد ساخت؟
سحر این روزها حال و روزعجیبی دارد، نمیداند کرونا گرفته یا نه؟ به نظر او مسئولان خیلی درباره ورود موج تازه کرونا شفاف نبودهاند: «نمیدانم کرونا گرفتهام یا نه، ولی الان شش روز است درگیر علائم سرماخوردگی شدهام و مدام علائم جدیدی را تجربه میکنم. مهمتریناش هم اینکه هیچ مزهای را نمیفهمم و آبریزش بینی و سرفههای خشک و سنگینی دارم. تا حالا دو بار دکتر رفتهام؛ یکی گفته کرونا دارم و یکی هم گفته آنفلوانزاست. اگر کرونا آنقدر جدی وارد کشور شده چرا اعلام نمیکنند تا ما بیشتر مراقب باشیم، واکسن بزنیم، چه میدانم ماسک بزنیم و دوباره معاشرتها را محدود کنیم.»
دو هفته تمام است که صدای سرفه مثل موسیقی متن یک فیلم تمامنشدنی توی خانه محسن پخش است. خودش میگوید: «انگار پزشکان در تشخیص بیماری مشکل دارند. سرفههای خشک، تب و گلودرد دو هفته است که بیچارهمان کرده. چند بار دکتر رفتیم که هر کدام یک جور تشخیص دادند. یکی گفت کرونا دارید، یکی گفت سرماخوردهاید، یکی گفت آنفلوانزاست. خلاصه ما که نفهمیدیم چه بیماریای داریم. یکی آنتیبیوتیک داد، یکی قطعش کرد. الان هم که میگویند کرونا آمده. شاید از همان اول هم کرونا داشتهایم. دو هفتهای که از بیماریام گذشته الان توی دهنم نوعی مزه عجیب چربی احساس میکنم. هر دکتری که رفتم نفهمید برای چیست تا اینکه یک دوست پزشک گفت حتماً کرونا گرفتهای. تازه وضع من از بچههایم خیلی بهتر است آنها هنوز که هنوز است نشانههای مریضی را دارند. اما کاش مراکز صلاحیت دار کمی برای ما توضیح بدهند که کرونای نوع جدید دقیقاً چه نشانههایی دارد و تفاوتش با سرماخوردگی و آنفلوانزا چیست تا آنقدرگیج نشویم؛ چون واقعاً این بیماری بیش از دو هفته است دمار از روزگارمان درآورده است.»
پزشکان میگویند در سرماخوردگی ساده، معمولاً خارش گلو شایع است همچنین بینی آبریزش دارد و بعد سرفه شروع میشود. چندین روز طول میکشد تا علائم گلو درد، آب ریزش بینی، سرفه بلغم دار، یا سرفههای خشک، تب و سردرد ظاهر شده و بعد حال بیمار رو به بهبود برود. در این وضعیت ممکن است گوشها وزوز کند و بیمار احساس بیحالی داشته باشد.
اما آنهایی که آنفلوانزا را تجربه میکنند علائم متفاوتتری دارند؛ سر و تمام بدن درد میگیرد، سرفه خشک، گلودرد و خشکی گلو دارند، گاه تب تا ۴۱ درجه بالا میرود و غالباً با لرز همراه است. ازجمله نشانههای دیگر اینکه موقع ابتلا به آنفلوانزا معمولاً احساس گرسنگی نمیکنید، احساس میکنید بدتان له شده، دوست دارید در رختخواب دراز بکشید و البته به دلیل ضعف میتوانید ساعتها بخوابید.
اما درباره سویه جدید کرونا بحثهای مختلفی وجود دارد، برخی پزشکان این سویه را از سویههای فرعی اُمیکرون میدانند که همین سبب میشود بیماریزایی آن در حد اُمیکرون باشد، فراگیری بالایی دارد و به سرعت منتشر میشود. البته کارشناسان احتمال جهشهای خطرناک را هم در زمان انتشار این سویهها پیشبینی میکنند. هرچند نظر بیشتر کارشناسان بر این است که به طور کلی ابتلا به سویههای جدید علائم خفیفتری دارد و کشندگی آن هم بالا نیست.
با این همه دکتر احمد سعیدی درباره این سویه بیشتر توضیح میدهد: «سویههای جدید کرونا بیشتر، دستگاه تنفسی فوقانی و دستگاه گوارش را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث بروزعلائم مختلف میشود. علائم و نشانههای سویه جدید کرونا شامل تب و لرز، گرفتگی صدا، گلودرد، سرفه، آبریزش بینی، گرفتگی بینی، سردرد، بدن درد، درد عضلانی، اسهال، حالت تهوع و بیاشتهایی است و سرعت انتشار و انتقال بالا یکی از ویژگیهای قابل توجه زیرسویههای جدید است. جهشهای جدید ویروس، کاهش سطح ایمنی بدن، رعایت نکردن اقدامات پیشگیرانه و کاهش محدودیتهای کرونایی در سراسر دنیا باعث افزایش تعداد مبتلایان به زیرسویههای جدید ویروس کرونا شده و افراد مسن و گروههای پرخطر بیشتر از دیگران در معرض آلوده شدن هستند. این بیماری خطرناکتر از نوع دلتا نیست، البته میزان درد در مبتلایان متفاوت است و دوره نقاهت این بیماری هم سه روز است اما توصیه میشود مدت استراحت تا یک هفته ادامه یابد.»
او ادامه میدهد: «باید مردم را تشویق کنیم تا مجدداً واکسیناسیون علیه کرونا را جدی بگیرند، بخصوص افراد بالای ۱۸ سالی که از آخرین نوبت واکسنشان شش ماه گذشته دوز یادآور را تزریق کنند. لزوم رعایت نکات بهداشتی مانند فاصلهگذاری و استفاده از ماسک در اماکن بسته و پرازدحام و بویژه در مدارس و دانشگاهها نیز دوباره باید رایج شود. مدت زیادی از زمان همهگیری نمیگذرد و مردم همه نکات بهداشتی را به یاد دارند. من بارها از بیمارانم شنیدهام که در طول مدت همهگیری هرگز مریض نشدهاند اما از زمانی که رعایت پروتکلها را کنار گذاشتهاند دائم بیمارند. رعایت بهداشت دستها همچنان بسیار مهم است؛ تا همین چند ماه قبل همه در کیفشان یک الکل یا ژل بهداشتی داشتند. مردم باید دوباره این موارد را رعایت کنند.»
اما با این همه او تأکید میکند پیشبینیها درباره دو سویه جدید سخت است چون اساساً هنوز این بیماری ناشناختههای زیادی دارد: «نمیتوان پیشبینی دقیقی درباره ویروس داشت و رفتار ویروس هم در سویههای مختلف ممکن است متفاوت باشد، اما به نظر میآید که اگر مردم واکسن بزنند و پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنند وضعیت سختی نخواهیم داشت.»
شاید سؤال خیلیها این باشد که آیا درهفتههای آینده واقعاً شاهد افزایش موج کرونا در کشور خواهیم بود؟ آیا دوباره یک همهگیری جدید را خواهیم دید؟ آیا باز هم کرونا مثل قبل همه زندگیمان را تحتالشعاع قرارمیدهد؟ شاید هم این آخرین زور ویروسی باشد که هیچ کداممان از آن خاطره خوشی نداریم.
گزارشنویس
«کرونا؟ باز هم کرونا؟ محال است دوباره کرونا گرفته باشم.» مرد با چند سرفه مکرر و بریده بریده این حرفها را میزند. پزشک اما با قاطعیت حرفش را ادامه میدهد: «بله نشانههای بیماریتان کرونا است، اما اگر باز تردید دارید میتوانید آزمایش بدهید. به هرحال تب ملایم و از دست رفتن بویایی، چشایی و سرفههای خشک نشاندهنده کرونا است.» مرد سری تکان میدهد: «قبلاً دو بار کرونا گرفتهام، انگار این بیماری ول کن من و خانوادهام نیست؛ یعنی دوباره کرونا و بدبختیهایش برگشته؟»
این روزها و با انتشار خبرهایی مبنی بر بازگشت کرونا و آغاز پیک هشتم این بیماری این پرسش خیلیهاست؛ آیا کرونا و دردسرهایش دوباره زندگی ما را دربرخواهد گرفت؟
چه کسی است که روزهای پراسترس همهگیری را از یاد برده باشد. روزهای بدون واکسن، روزهای خبرهای ناگوار از دست رفتن جانها، روزهای چند لایه ماسک زدن، روزهای در به در دنبال دارو و تخت خالی بیمارستان گشتن، روزهای کشدار و پراسترس در کنج خانه ماندن. آیا کرونا دوباره برایمان چنین حال و روزی خواهد ساخت؟
سحر این روزها حال و روزعجیبی دارد، نمیداند کرونا گرفته یا نه؟ به نظر او مسئولان خیلی درباره ورود موج تازه کرونا شفاف نبودهاند: «نمیدانم کرونا گرفتهام یا نه، ولی الان شش روز است درگیر علائم سرماخوردگی شدهام و مدام علائم جدیدی را تجربه میکنم. مهمتریناش هم اینکه هیچ مزهای را نمیفهمم و آبریزش بینی و سرفههای خشک و سنگینی دارم. تا حالا دو بار دکتر رفتهام؛ یکی گفته کرونا دارم و یکی هم گفته آنفلوانزاست. اگر کرونا آنقدر جدی وارد کشور شده چرا اعلام نمیکنند تا ما بیشتر مراقب باشیم، واکسن بزنیم، چه میدانم ماسک بزنیم و دوباره معاشرتها را محدود کنیم.»
دو هفته تمام است که صدای سرفه مثل موسیقی متن یک فیلم تمامنشدنی توی خانه محسن پخش است. خودش میگوید: «انگار پزشکان در تشخیص بیماری مشکل دارند. سرفههای خشک، تب و گلودرد دو هفته است که بیچارهمان کرده. چند بار دکتر رفتیم که هر کدام یک جور تشخیص دادند. یکی گفت کرونا دارید، یکی گفت سرماخوردهاید، یکی گفت آنفلوانزاست. خلاصه ما که نفهمیدیم چه بیماریای داریم. یکی آنتیبیوتیک داد، یکی قطعش کرد. الان هم که میگویند کرونا آمده. شاید از همان اول هم کرونا داشتهایم. دو هفتهای که از بیماریام گذشته الان توی دهنم نوعی مزه عجیب چربی احساس میکنم. هر دکتری که رفتم نفهمید برای چیست تا اینکه یک دوست پزشک گفت حتماً کرونا گرفتهای. تازه وضع من از بچههایم خیلی بهتر است آنها هنوز که هنوز است نشانههای مریضی را دارند. اما کاش مراکز صلاحیت دار کمی برای ما توضیح بدهند که کرونای نوع جدید دقیقاً چه نشانههایی دارد و تفاوتش با سرماخوردگی و آنفلوانزا چیست تا آنقدرگیج نشویم؛ چون واقعاً این بیماری بیش از دو هفته است دمار از روزگارمان درآورده است.»
پزشکان میگویند در سرماخوردگی ساده، معمولاً خارش گلو شایع است همچنین بینی آبریزش دارد و بعد سرفه شروع میشود. چندین روز طول میکشد تا علائم گلو درد، آب ریزش بینی، سرفه بلغم دار، یا سرفههای خشک، تب و سردرد ظاهر شده و بعد حال بیمار رو به بهبود برود. در این وضعیت ممکن است گوشها وزوز کند و بیمار احساس بیحالی داشته باشد.
اما آنهایی که آنفلوانزا را تجربه میکنند علائم متفاوتتری دارند؛ سر و تمام بدن درد میگیرد، سرفه خشک، گلودرد و خشکی گلو دارند، گاه تب تا ۴۱ درجه بالا میرود و غالباً با لرز همراه است. ازجمله نشانههای دیگر اینکه موقع ابتلا به آنفلوانزا معمولاً احساس گرسنگی نمیکنید، احساس میکنید بدتان له شده، دوست دارید در رختخواب دراز بکشید و البته به دلیل ضعف میتوانید ساعتها بخوابید.
اما درباره سویه جدید کرونا بحثهای مختلفی وجود دارد، برخی پزشکان این سویه را از سویههای فرعی اُمیکرون میدانند که همین سبب میشود بیماریزایی آن در حد اُمیکرون باشد، فراگیری بالایی دارد و به سرعت منتشر میشود. البته کارشناسان احتمال جهشهای خطرناک را هم در زمان انتشار این سویهها پیشبینی میکنند. هرچند نظر بیشتر کارشناسان بر این است که به طور کلی ابتلا به سویههای جدید علائم خفیفتری دارد و کشندگی آن هم بالا نیست.
با این همه دکتر احمد سعیدی درباره این سویه بیشتر توضیح میدهد: «سویههای جدید کرونا بیشتر، دستگاه تنفسی فوقانی و دستگاه گوارش را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث بروزعلائم مختلف میشود. علائم و نشانههای سویه جدید کرونا شامل تب و لرز، گرفتگی صدا، گلودرد، سرفه، آبریزش بینی، گرفتگی بینی، سردرد، بدن درد، درد عضلانی، اسهال، حالت تهوع و بیاشتهایی است و سرعت انتشار و انتقال بالا یکی از ویژگیهای قابل توجه زیرسویههای جدید است. جهشهای جدید ویروس، کاهش سطح ایمنی بدن، رعایت نکردن اقدامات پیشگیرانه و کاهش محدودیتهای کرونایی در سراسر دنیا باعث افزایش تعداد مبتلایان به زیرسویههای جدید ویروس کرونا شده و افراد مسن و گروههای پرخطر بیشتر از دیگران در معرض آلوده شدن هستند. این بیماری خطرناکتر از نوع دلتا نیست، البته میزان درد در مبتلایان متفاوت است و دوره نقاهت این بیماری هم سه روز است اما توصیه میشود مدت استراحت تا یک هفته ادامه یابد.»
او ادامه میدهد: «باید مردم را تشویق کنیم تا مجدداً واکسیناسیون علیه کرونا را جدی بگیرند، بخصوص افراد بالای ۱۸ سالی که از آخرین نوبت واکسنشان شش ماه گذشته دوز یادآور را تزریق کنند. لزوم رعایت نکات بهداشتی مانند فاصلهگذاری و استفاده از ماسک در اماکن بسته و پرازدحام و بویژه در مدارس و دانشگاهها نیز دوباره باید رایج شود. مدت زیادی از زمان همهگیری نمیگذرد و مردم همه نکات بهداشتی را به یاد دارند. من بارها از بیمارانم شنیدهام که در طول مدت همهگیری هرگز مریض نشدهاند اما از زمانی که رعایت پروتکلها را کنار گذاشتهاند دائم بیمارند. رعایت بهداشت دستها همچنان بسیار مهم است؛ تا همین چند ماه قبل همه در کیفشان یک الکل یا ژل بهداشتی داشتند. مردم باید دوباره این موارد را رعایت کنند.»
اما با این همه او تأکید میکند پیشبینیها درباره دو سویه جدید سخت است چون اساساً هنوز این بیماری ناشناختههای زیادی دارد: «نمیتوان پیشبینی دقیقی درباره ویروس داشت و رفتار ویروس هم در سویههای مختلف ممکن است متفاوت باشد، اما به نظر میآید که اگر مردم واکسن بزنند و پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنند وضعیت سختی نخواهیم داشت.»
شاید سؤال خیلیها این باشد که آیا درهفتههای آینده واقعاً شاهد افزایش موج کرونا در کشور خواهیم بود؟ آیا دوباره یک همهگیری جدید را خواهیم دید؟ آیا باز هم کرونا مثل قبل همه زندگیمان را تحتالشعاع قرارمیدهد؟ شاید هم این آخرین زور ویروسی باشد که هیچ کداممان از آن خاطره خوشی نداریم.

«زار» به روایت فیلسوف تار
ندا سیجانی- به گفته محسن نفر «اگر بخواهید آبروی فرهنگی و هنری یک ملت یا یک کشور را مورد قضاوت قرار دهید باید به آثار فاخر و ارزشمند آن توجه کنید.»
این آهنگساز، ردیف دان و نوازنده شناخته شده، در آیین رونمایی آلبوم «زار» تازهترین اثرش که روزگذشته در حوزه هنری برگزار شد، بیان داشت: «ما با گنجینه ای از موسیقی ایرانی مواجه هستیم که دربرگیرنده احساس و تعقل است. البته سالهای زیادی از آن غافل بودیم اما به واسطه حضور شعرای بزرگوار در تاریخ ادبیات ایران در شرایط بسیار ارزشمندی قرار دارد که به جهت همراهی با شعر حکیمانه از وجه بسیار ارزشمندی برخوردار است که از مقام انسانیاش افول نکرده و از برخی هیجانات موسیقی غرب زده امروز به دور است. این هنر موسیقی ایرانی است که میتواند برجستگیها و اهمیت زیادی داشته باشد.
این موسیقیدان درباره جزئیات آلبوم «زار» اظهار کرد: «از آن جهت که موسیقی ایرانی گنجینهای از مضامین هدایتگر و نکته دار است بنده تصمیم گرفتم که دست به تولید اثری بزنم که بتواند دربرگیرنده اندیشههای متعالی ساخت موسیقی باشد و این آلبوم متضمن قطعاتی تک نوازی و متکفل ابلاغ ایدهها و اندیشههای من بوده که خواستم به این طریق به سمع و نظر برسانم و این اندیشهها همچنان ادامه خواهد داشت. درباره نامگذاری آلبوم هم باید بگویم بههرحال بشر همیشه درحالت زاری است از آنگاه که هبوط کرد تا زمانی که انتظار کشید و همینطور زمانی که به مرتبت وصال برسد در حالت زاری است. البته زندگی شادی هم دارد و من مخالفش نیستم و ما مختاریم که خندان یا گریان باشیم.»
توجه هنرشناسان بزرگ دنیا به آثار ارزشمند است نه آثار روز
محسن نفر در پاسخ به «ایران» درباره تغییر ذائقه شنیداری موسیقی درجامعه و تولید آثار بیکلام برای نسل جوانی که به سمت موسیقیهای امروزی گرایش پیدا کردهاند بیان داشت: «انتشار آثار بیکلام برای هنرمند فرصتی مغتنم و موهبتی است که بتواند آنچه را که دوست دارد و حق میپندارد، ابراز کند؛ البته برای هنرمند کار بیکلام ریسک بزرگی است و حساستر از اثر بیکلام، انتشار اثری به صورت تکنوازی است؛ چون هنرمند بالاترین حد توان موسیقایی و هنر خود را به نمایش میگذارد و خودش را در معرض قضاوت قرار میدهد. زمانی که هنرمند این کار را میکند اندیشه و تفکر خود را بدون هیچ پرده و سانسوری به ارائه میگذارد و البته این را هم میداند که مخاطب موسیقی او عامه مردم نیستند و همین ریسک را بیشتر میکند. ولی به هر حال پیشرفت موسیقی ما از حیث تخصصی لازمهاش اجرا و انتشار چنین آثاری است؛ چراکه اگر کشور دیگری بخواهد آبرو و کیفیت موسیقی ما را مورد قضاوت قرار دهد به چنین آثاری توجه میکند. اگرهنرشناسان بزرگ دنیا بخواهند اثرهنری یک کشور را مورد قضاوت قراربدهند به این گونه آثار توجه دارند نه به آثار روز و آلبومهایی که در وصف لحظهها و اوقات دوست داشتنی هنرمند یا مخاطب اجرا شده و بهوجود آمده و اندازه و سطح هنر و عمق هنر آن ملت و مملکت را میسنجند.
آنهایی که هنرمندان را وادار به سکوت میکنند از جنس هنر نیستند
میلاد عرفانپور مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز درباره آلبوم «زار» گفت: این افتخار در مرکز موسیقی حوزه هنری نصیب ما شده که ناشر این اثر گرانبها و ارزشمند باشیم. در این چهارچوب آنچه صورت گرفته تلاش برای تولید آلبومی است که شناسنامه فرهنگ ایرانی است.
او در ادامه گفت: آلبومهای موسیقی ایرانی شرایط سختی برای رسیدن به مخاطب دارند اما ما در مرکز موسیقی حوزه هنری تمام تلاشمان را انجام میدهیم که این آلبوم به بهترین شکل ممکن به مخاطبان ارائه شود. حتی شاید برگزاری این نشست بتواند مقدمه خوبی برای معرفی چنین اثر ارزشمندی باشد.عرفانپور درباره برنامههای مدیریت مرکز موسیقی حوزه هنری درباره برگزاری کنسرتهای موسیقی در حوزه هنری با توجه به شرایط اخیر گفت: محدودیتی باب شده برای هنرمندان کشور که نباید کنسرت برگزار شود. دیدگاهی که کار بسیار غلطی است و آنهایی که هنرمندان را وادار به سکوت میکنند از جنس هنر نیستند بر همین مبنا ما در حوزه هنری در حال برنامهریزی برای کنسرتها هستیم که بزودی جزئیات آن اعلام میشود.
فیلسوف تار
امیرحسین سمیعی معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری نیز بیان کرد: «آشنایی من هم با هنرمند بزرگی چون محسن نفر از سالها پیش اتفاق افتاده است و همواره تلاش کردم که توفیق این شاگردی برای من وجود داشته باشد. او در دورههای مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی که دربرگیرنده متغیرهایی است همواره ثابت قدم باقی مانده است و این ثابت ماندن کار بسیار سختی است.
این خواننده افزود: محسن نفر برای کارهایی که کرده محسن نفر نشده است، او برای کارهایی که نکرده هم محسن نفر شده است. در دهه ۷۰ او را با لقب «فیلسوف تار» میشناختند و به قول یکی از استادان موسیقی ایران مضرابهای او دارای ساختاری است که در آن عمق ردپای اصلی فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی را میتوانیم پیدا کنیم. الان در سال ۱۴۰۱ که با این پدیده هنری مواجه میشویم متوجه میشوم که آثار استاد نفر میتواند سرمشق بزرگی برای آینده باشد. برای انسانی که میتواند هویت صوتی خود را در این زمینه پیدا کند. استاد نفر حلقه وصلی بین تمامی هنرهای متعهدی است که از هنر خوشنویسی گرفته تا هنرهای نمایشی دربرگیرنده ارزشمندیهای بسیاری است.این آلبوم به اعتقاد من بنیانگذار زیرساختی در موسیقی ملی ما است که شاید مصرفگرایان هنر مصرفگرا از آن انتقاد میکنند. ولی این نوع موسیقی که ما در آلبوم زار میشنویم دربرگیرنده زیرساختی در موسیقی ایرانی است که باید به نسلهای آینده منتقل شود.
آلبوم«زار» شامل ۱۸ قطعه از جمله شوریده، سقوط، شورش، آشفته، در کوب، زا، زاری ۱، زاری ۲، زاری ۳، زاری ۴، زاری ۵، زاری ۶، زاری ۷، زای ۸، زاری ۹، زاری ۱۰، در هوایت و هوایی است.
این آهنگساز، ردیف دان و نوازنده شناخته شده، در آیین رونمایی آلبوم «زار» تازهترین اثرش که روزگذشته در حوزه هنری برگزار شد، بیان داشت: «ما با گنجینه ای از موسیقی ایرانی مواجه هستیم که دربرگیرنده احساس و تعقل است. البته سالهای زیادی از آن غافل بودیم اما به واسطه حضور شعرای بزرگوار در تاریخ ادبیات ایران در شرایط بسیار ارزشمندی قرار دارد که به جهت همراهی با شعر حکیمانه از وجه بسیار ارزشمندی برخوردار است که از مقام انسانیاش افول نکرده و از برخی هیجانات موسیقی غرب زده امروز به دور است. این هنر موسیقی ایرانی است که میتواند برجستگیها و اهمیت زیادی داشته باشد.
این موسیقیدان درباره جزئیات آلبوم «زار» اظهار کرد: «از آن جهت که موسیقی ایرانی گنجینهای از مضامین هدایتگر و نکته دار است بنده تصمیم گرفتم که دست به تولید اثری بزنم که بتواند دربرگیرنده اندیشههای متعالی ساخت موسیقی باشد و این آلبوم متضمن قطعاتی تک نوازی و متکفل ابلاغ ایدهها و اندیشههای من بوده که خواستم به این طریق به سمع و نظر برسانم و این اندیشهها همچنان ادامه خواهد داشت. درباره نامگذاری آلبوم هم باید بگویم بههرحال بشر همیشه درحالت زاری است از آنگاه که هبوط کرد تا زمانی که انتظار کشید و همینطور زمانی که به مرتبت وصال برسد در حالت زاری است. البته زندگی شادی هم دارد و من مخالفش نیستم و ما مختاریم که خندان یا گریان باشیم.»
توجه هنرشناسان بزرگ دنیا به آثار ارزشمند است نه آثار روز
محسن نفر در پاسخ به «ایران» درباره تغییر ذائقه شنیداری موسیقی درجامعه و تولید آثار بیکلام برای نسل جوانی که به سمت موسیقیهای امروزی گرایش پیدا کردهاند بیان داشت: «انتشار آثار بیکلام برای هنرمند فرصتی مغتنم و موهبتی است که بتواند آنچه را که دوست دارد و حق میپندارد، ابراز کند؛ البته برای هنرمند کار بیکلام ریسک بزرگی است و حساستر از اثر بیکلام، انتشار اثری به صورت تکنوازی است؛ چون هنرمند بالاترین حد توان موسیقایی و هنر خود را به نمایش میگذارد و خودش را در معرض قضاوت قرار میدهد. زمانی که هنرمند این کار را میکند اندیشه و تفکر خود را بدون هیچ پرده و سانسوری به ارائه میگذارد و البته این را هم میداند که مخاطب موسیقی او عامه مردم نیستند و همین ریسک را بیشتر میکند. ولی به هر حال پیشرفت موسیقی ما از حیث تخصصی لازمهاش اجرا و انتشار چنین آثاری است؛ چراکه اگر کشور دیگری بخواهد آبرو و کیفیت موسیقی ما را مورد قضاوت قرار دهد به چنین آثاری توجه میکند. اگرهنرشناسان بزرگ دنیا بخواهند اثرهنری یک کشور را مورد قضاوت قراربدهند به این گونه آثار توجه دارند نه به آثار روز و آلبومهایی که در وصف لحظهها و اوقات دوست داشتنی هنرمند یا مخاطب اجرا شده و بهوجود آمده و اندازه و سطح هنر و عمق هنر آن ملت و مملکت را میسنجند.
آنهایی که هنرمندان را وادار به سکوت میکنند از جنس هنر نیستند
میلاد عرفانپور مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز درباره آلبوم «زار» گفت: این افتخار در مرکز موسیقی حوزه هنری نصیب ما شده که ناشر این اثر گرانبها و ارزشمند باشیم. در این چهارچوب آنچه صورت گرفته تلاش برای تولید آلبومی است که شناسنامه فرهنگ ایرانی است.
او در ادامه گفت: آلبومهای موسیقی ایرانی شرایط سختی برای رسیدن به مخاطب دارند اما ما در مرکز موسیقی حوزه هنری تمام تلاشمان را انجام میدهیم که این آلبوم به بهترین شکل ممکن به مخاطبان ارائه شود. حتی شاید برگزاری این نشست بتواند مقدمه خوبی برای معرفی چنین اثر ارزشمندی باشد.عرفانپور درباره برنامههای مدیریت مرکز موسیقی حوزه هنری درباره برگزاری کنسرتهای موسیقی در حوزه هنری با توجه به شرایط اخیر گفت: محدودیتی باب شده برای هنرمندان کشور که نباید کنسرت برگزار شود. دیدگاهی که کار بسیار غلطی است و آنهایی که هنرمندان را وادار به سکوت میکنند از جنس هنر نیستند بر همین مبنا ما در حوزه هنری در حال برنامهریزی برای کنسرتها هستیم که بزودی جزئیات آن اعلام میشود.
فیلسوف تار
امیرحسین سمیعی معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری نیز بیان کرد: «آشنایی من هم با هنرمند بزرگی چون محسن نفر از سالها پیش اتفاق افتاده است و همواره تلاش کردم که توفیق این شاگردی برای من وجود داشته باشد. او در دورههای مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی که دربرگیرنده متغیرهایی است همواره ثابت قدم باقی مانده است و این ثابت ماندن کار بسیار سختی است.
این خواننده افزود: محسن نفر برای کارهایی که کرده محسن نفر نشده است، او برای کارهایی که نکرده هم محسن نفر شده است. در دهه ۷۰ او را با لقب «فیلسوف تار» میشناختند و به قول یکی از استادان موسیقی ایران مضرابهای او دارای ساختاری است که در آن عمق ردپای اصلی فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی را میتوانیم پیدا کنیم. الان در سال ۱۴۰۱ که با این پدیده هنری مواجه میشویم متوجه میشوم که آثار استاد نفر میتواند سرمشق بزرگی برای آینده باشد. برای انسانی که میتواند هویت صوتی خود را در این زمینه پیدا کند. استاد نفر حلقه وصلی بین تمامی هنرهای متعهدی است که از هنر خوشنویسی گرفته تا هنرهای نمایشی دربرگیرنده ارزشمندیهای بسیاری است.این آلبوم به اعتقاد من بنیانگذار زیرساختی در موسیقی ملی ما است که شاید مصرفگرایان هنر مصرفگرا از آن انتقاد میکنند. ولی این نوع موسیقی که ما در آلبوم زار میشنویم دربرگیرنده زیرساختی در موسیقی ایرانی است که باید به نسلهای آینده منتقل شود.
آلبوم«زار» شامل ۱۸ قطعه از جمله شوریده، سقوط، شورش، آشفته، در کوب، زا، زاری ۱، زاری ۲، زاری ۳، زاری ۴، زاری ۵، زاری ۶، زاری ۷، زای ۸، زاری ۹، زاری ۱۰، در هوایت و هوایی است.
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
مهاجران سیبری در تهران
-
فرمانده نامآشنای امنیت
-
بازی برد برد خودرو در بورس
-
وام صد میلیون تومانی برای فرهنگیان
-
دیپلماسی فرهنگی با کشورهای اسلامی
-
تراکمفروشی حل شد تخلف فروشی نه!
-
مرغ 14 هزار تومان ارزانتر از نرخ مصوب
-
پشیمانسازها را پشیمان کنید
-
اعتراض ایران به فیفا
-
بن سلمان در جست و جوی راه خروج از یمن
-
بازگشت هشت باره کرونا؟
-
«زار» به روایت فیلسوف تار

اخبارایران آنلاین