شبگردها
کرکس و کلاغ هم پرندهاند
فاروق مظلومی
کرکسی گرسنه و خسته بر فراز آسمان کویر پرواز میکرد در جستوجوی غذا. انسانها درختچههای گز را سوزانده بودند و موشها از کویر رفته بودند.کرکس ناامید از فرط گرسنگی آرام فرود آمد و دیگر توان بلند شدن نداشت.از بد حادثه همان انسانها آنجا بودند.گرفتند کرکس بینوا را. منقارش را بستند و پاهایش را.سرش از گردن بلندش آویزان بود نا نداشت سرش را بالا نگه دارد.یکی از انسانها بالهای کرکس را باز کرد تا شجاعتش را به نمایش بگذارد و اینکه با چه قدرت فراوانی حیوان گرسنه بیرمق را به چنگ آورده است و انسانی دیگر دست انداخت زیر سر کرکس تا سرش را بلند کند و با کرکس رو به موت عکس سلفی بگیرد و بعد شادمان از این پیروزی اسیرشان را به مزایده گذاشتند. بعضی از دوستانی که با ماشینهای به اصطلاح آف رُد آمده بودند پیشنهادهای غیرمتمدانهای داشتند.یک لحظه کرکس را خشک شده در سالن یک خانه مجلل تصور کردم و سر جایم خشک شدم.بعد اوضاع به حالت عادی برگشت و صدای موزیک مادونِ دون، کویر را آلوده تر کرد، غروب کویر زیبا بود و غمگین.
از خواب که پریدم اشک و خشم امان نمیداد.خشم از خودم که شاهد این اتفاق بودم و حتی وقتی که پرنده بداقبال را با پاها و منقار بسته انداختند صندوق عقب پیکان نتوانستم کاری بکنم. کابوس شبانه من اتفاقی بود که صبح روز ششم آذر ماه سال 94 در کویر مرنجاب واقعاً افتاد. آن روز من به همراه گروهی از فراگیران راهنمایی تور در کویر بودم.کسی چه میداند شاید افرادی که پرنده را اسیر کردند به قول خودشان تحویل سازمان محیط زیست دادهاند اما از رفتار اولیه شان امیدی به این کار نبود.
برایمان عجیب است اما کرکس و کلاغ هم پرندهاند. شکوه پرواز کرکس بر فراز کویر با شکوهِ ایران کمتر از پرواز عقاب نیست. آرامشی که در پرواز این پرنده است با سکوت و آرامش کویر همنوا است قبول کنیم حیوانات بهتر از ما هماهنگی و همراهی با اتمسفر و آمبیانس فضا را تشخیص میدهند. ما هیچ حرکت ناشایستی از حیوانات در طبیعت نمیبینیم. حیوانات تمام مدت در حال پاکسازی محیط زندگیشان هستند. هیچ صوت ناهماهنگی از هیچ پرنده یا خزندهای در طبیعت نمیشنویم. این انسان است که عموماً در حد بضاعت خودش هر جا پایش برسد آلودگی صوتی، بصری و دیگر آلودگیها را ایجاد میکند.
هر چقدر سعی کردم سازمان محیط زیست و میراث فرهنگی و گردشگری را برای حادثه اسارت کرکس متهم کنم موفق نشدم و دیدم جداً بیانصافی است. ما تقریباً هر روز از صدا وسیما و سازمانهای ذیربط برنامه هایی را مشاهده میکنیم که در راستای رفتار صحیح در طبیعت فرهنگسازی میکنند اما چرا کارگر نیست ؟ عقلم به جایی قد نمیدهد.
حسن ختام کویرگردی ما اتفاقی بود که هنگام بازگشت افتاد.آرامش شتر را با سکوت غروب زیبای کویر تصور کنید بعد ما را اضافه کنید که از ماشین به حالت حمله پیاده شدیم تا عکس بگیریم.البته نه از دوردست و با لنز تله که آرامش حیوان را به هم نزنیم منظور گرفتن عکس سلفی بود و چارهای نبود مگر از سر و گردن شترها آویزان بالا برویم.
یک نفر داخل خانواده باید با ما جدی صحبت کند و بگوید که زندگی در طبیعت آداب دارد و ادب میطلبد. حتی ژست گرفتن برای عکس در طبیعت کمی دقت میخواهد. ما در طبیعت میهمان حیوانات هستیم میهمان میزبانش را نمیآزارد.میهمان خانه میزبان را تخریب نمیکند، میهمان میزبان را دوست دارد. حالا چشمهایم را میبندم و در کویر تنها میمانم جنگلی از درختچههای گز میروید. روباهها و گربههای شنی به خانه برمیگردند و موشها از زیر درختچهها سرک میکشند. آسمان کویر پر از شاهین، عقاب و تیهو میشود. چشمهایم را باز نمیکنم تا شب شود و ستارهها نزدیک شوند نه آنقدر که دست انسان برسد. امشب کویر بدون کرکس دلش میگیرد و ستارهها اشک میشوند و میبارند.
پاورقی: در لغت نامه شبگردها کرکس و کلاغ پرندههای زیبایی هستند که کاری به کار انسان ندارند و روزهای تنهایی، انسان را تنها نمیگذارند. اما انسانها بویژه شعرا به غیر از سهراب میانه خوبی با آنها ندارند، بی دلیل.من خودم دیدم کلاغی که در خانه ماند مهربانتر از همسایهها بود که آمدند تسلیتی گفتند و رفتند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/6118/24/354282/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.








































