ایدهای رادیکال برای گفتوگویی اعتدالی
ادامــه از صفحه11
آنها سؤالات مهمی از این قبیل را پیش رو دارند: آیا واقعاً یارانه پنهان 600 تا 900 هزار میلیارد تومان است؟ آیا حذف این میزان یارانه تورمزا نیست؟ آیا این ایده به خلق نقدینگی میانجامد؟ اگر این بیانیه بهدنبال عدالت است، سیاستهای آزادسازی قیمت ضدعدالت و نقض غرض نیستند؟ مگر هدفمندسازی یارانهها شکست نخورده است؟ چرا به عوض این ایده به مبارزه با فساد یا تسهیل فضای کسبوکار نمیاندیشید؟ مگر درآمد مردم به دلار است که یارانه پنهان را بر اساس قیمتهای دلاری محاسبه میکنید؟ صندوق انرژی چیست؟ و آیا در کشوری که فساد در آن زیاد است، میشود 600 تا 900 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان را مستقل از بودجه و دستاندازی دولت در صندوق انرژی جای داد؟ و آیا جامعه توان پذیرش افزایش قیمتها را آنهم در شرایط تحریم و تنش در سیاست خارجی و مناقشات داخلی دارد؟
هیچ کدام از امضاکنندگان بیانیه این تصور خام را نداشتهاند که بدون پاسخ دادن به سؤالاتی از این دست و البته مواردی پیچیدهتر، میتوان دست به کار اجرای چنین سیاستی شد. این گروه به ماهیت پیچیده سیاستگذاری – از ایدهها تا اجرا – آگاه هستند. آنها همچنین میدانند که برای شکل دادن به عزم سیاسی لازم برای اجرایی کردن اصلاحات ساختاری اقتصادی، به هزاران صفحه گزارشهای پشتیبان نیاز است و پس از آن نیز برای غلبه کردن بر مقاومتها و پیمودن مسیری که عاقبت آن بهبودهای ساختاری باشد، دهها یا صدها هزار ساعت کار کارشناسی، مذاکره، پژوهش و فعالیت سیاسی و اجتماعی ضروری است. یک صفحه پیشنهاد، دوای دردهای اقتصاد ایران نیست و نویسندگان بیانیه نیز سالها عمر خود را در برترین دانشگاههای دنیا یا عرصههای سیاستگذاری صرف نکردهاند تا به سادهاندیشی برسند.بیانیه اقتصادی چهل محقق جوان در چهل سالگی انقلاب، بر باور عمیق به ضرورت گفتوگو درباره اقتصاد ایران بنا شده است. این بیانیه دعوت به گفتوگوست. دعوت از سیاستگذارانی که گمان میکنند همچون گذشته میتوانند با نادیده گرفتن اصلیترین مسائل اقتصاد ایران را اداره کنند. دعوت از اقشار مختلف جامعه برای بازاندیشی در شرایطی که در آن قرار گرفتهایم. دعوت به خیره نگریستن در چشمهای غول بزرگی به اندازه 600 تا 900 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان که از فرط بزرگی، همگان ترجیح دادهاند سخنی درباره آن نگویند.
هر سیاست اصلاحی – هر قدر هم که ساختاری و بزرگ باشد – در فرآیند گفتوگو زاده میشود. هر سیاستی حاصل توازن نیروهای اجتماعی و سیاسی نیز هست. هر سیاستی محصول تلاش برای تصریح یا پنهان کردن برخی پیشفرضها، صراحت بخشیدن به برخی نگرشها و منازعه شناختهاست. این بیانیه سیاستگذاران و مردم ایران را به بازبینی در گذشته و گفتوگو برای آینده فرامیخواند. بیانیه مذکور، مواجهه فعالانه با واقعیتهای اقتصاد ایران، گریز از انفعال و دعوت به هماندیشی است.جای تأسف است که چند روز پس از انتشار این بیانیه، سیاستگذاران هنوز واکنشی به آن نشان ندادهاند و واکنشها صرفاً از جانب متخصصان اقتصادی بوده است. سیاستگذار نباید به سادگی از کنار این بیانیه بگذرد. این فرصتی برای طرح گفتههایی است که در شرایط عادی، زمینهای برای بیان آنها وجود ندارد. این بیانیه اگرچه حاوی ایدهای رادیکال است، اما بیشتر از آن، همگان را به گفتوگوی اجتماعی فراگیر و اعتدالی درباره برخی از مهمترین واقعیتهای اقتصاد ایران فرا میخواند.
آنها سؤالات مهمی از این قبیل را پیش رو دارند: آیا واقعاً یارانه پنهان 600 تا 900 هزار میلیارد تومان است؟ آیا حذف این میزان یارانه تورمزا نیست؟ آیا این ایده به خلق نقدینگی میانجامد؟ اگر این بیانیه بهدنبال عدالت است، سیاستهای آزادسازی قیمت ضدعدالت و نقض غرض نیستند؟ مگر هدفمندسازی یارانهها شکست نخورده است؟ چرا به عوض این ایده به مبارزه با فساد یا تسهیل فضای کسبوکار نمیاندیشید؟ مگر درآمد مردم به دلار است که یارانه پنهان را بر اساس قیمتهای دلاری محاسبه میکنید؟ صندوق انرژی چیست؟ و آیا در کشوری که فساد در آن زیاد است، میشود 600 تا 900 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان را مستقل از بودجه و دستاندازی دولت در صندوق انرژی جای داد؟ و آیا جامعه توان پذیرش افزایش قیمتها را آنهم در شرایط تحریم و تنش در سیاست خارجی و مناقشات داخلی دارد؟
هیچ کدام از امضاکنندگان بیانیه این تصور خام را نداشتهاند که بدون پاسخ دادن به سؤالاتی از این دست و البته مواردی پیچیدهتر، میتوان دست به کار اجرای چنین سیاستی شد. این گروه به ماهیت پیچیده سیاستگذاری – از ایدهها تا اجرا – آگاه هستند. آنها همچنین میدانند که برای شکل دادن به عزم سیاسی لازم برای اجرایی کردن اصلاحات ساختاری اقتصادی، به هزاران صفحه گزارشهای پشتیبان نیاز است و پس از آن نیز برای غلبه کردن بر مقاومتها و پیمودن مسیری که عاقبت آن بهبودهای ساختاری باشد، دهها یا صدها هزار ساعت کار کارشناسی، مذاکره، پژوهش و فعالیت سیاسی و اجتماعی ضروری است. یک صفحه پیشنهاد، دوای دردهای اقتصاد ایران نیست و نویسندگان بیانیه نیز سالها عمر خود را در برترین دانشگاههای دنیا یا عرصههای سیاستگذاری صرف نکردهاند تا به سادهاندیشی برسند.بیانیه اقتصادی چهل محقق جوان در چهل سالگی انقلاب، بر باور عمیق به ضرورت گفتوگو درباره اقتصاد ایران بنا شده است. این بیانیه دعوت به گفتوگوست. دعوت از سیاستگذارانی که گمان میکنند همچون گذشته میتوانند با نادیده گرفتن اصلیترین مسائل اقتصاد ایران را اداره کنند. دعوت از اقشار مختلف جامعه برای بازاندیشی در شرایطی که در آن قرار گرفتهایم. دعوت به خیره نگریستن در چشمهای غول بزرگی به اندازه 600 تا 900 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان که از فرط بزرگی، همگان ترجیح دادهاند سخنی درباره آن نگویند.
هر سیاست اصلاحی – هر قدر هم که ساختاری و بزرگ باشد – در فرآیند گفتوگو زاده میشود. هر سیاستی حاصل توازن نیروهای اجتماعی و سیاسی نیز هست. هر سیاستی محصول تلاش برای تصریح یا پنهان کردن برخی پیشفرضها، صراحت بخشیدن به برخی نگرشها و منازعه شناختهاست. این بیانیه سیاستگذاران و مردم ایران را به بازبینی در گذشته و گفتوگو برای آینده فرامیخواند. بیانیه مذکور، مواجهه فعالانه با واقعیتهای اقتصاد ایران، گریز از انفعال و دعوت به هماندیشی است.جای تأسف است که چند روز پس از انتشار این بیانیه، سیاستگذاران هنوز واکنشی به آن نشان ندادهاند و واکنشها صرفاً از جانب متخصصان اقتصادی بوده است. سیاستگذار نباید به سادگی از کنار این بیانیه بگذرد. این فرصتی برای طرح گفتههایی است که در شرایط عادی، زمینهای برای بیان آنها وجود ندارد. این بیانیه اگرچه حاوی ایدهای رادیکال است، اما بیشتر از آن، همگان را به گفتوگوی اجتماعی فراگیر و اعتدالی درباره برخی از مهمترین واقعیتهای اقتصاد ایران فرا میخواند.
آدرس مطلب
http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7018/14/504098/0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ویژه نامه












































