
4 ساعت عملیات برای دستگیری قاتل
آخرین سکانس کارگردان رنگ خون گرفت
گروه حوادث/ کارگردان سینما و تلویزیون که بهدنبال اختلاف با مرد همسایه در اقدامی جنونآمیز وی را با اسلحه کلاشنیکف به قتل رسانده بود پس از 4 ساعت تلاش از سوی پلیس دستگیر شد.
بهگزارش خبرنگار حوادث «ایران»، ساعت ۱۰ شب چهارشنبه گذشته، مأموران بسیج هنگام گشت در خیابان خواجه نصیرالدین طوسی تهران با شنیدن صدای شلیک 3 تیر پیاپی مواجه شدند و بلافاصله جستوجو برای یافتن مکان تیراندازی را آغاز کردند و دقایقی بعد موفق شدند محل شلیکها را که ساختمانی چهار طبقه در همان خیابان بود شناسایی کنند. لحظاتی بعد وقتی مأموران در حال بررسی اطراف ساختمان بودند متوجه حرکات مشکوک مرد میانسالی شدند که با حالتی پریشان در حال شستن لکههای خون در جلوی راه پلهها و در ورودی همان ساختمان بود که این شخص با دیدن مأموران فوراً وارد ساختمان شد و در را بست.
در ادامه مأموران بسیج که به مرد میانسال مشکوک شده بودند موضوع را به پلیس گزارش دادند و بدین ترتیب دقایقی بعد مأموران و تیم جنایی به سرپرستی بازپرس ساسان غلامی در محل حاضر شدند.
با شروع تحقیقات پلیس مشخص شد مظنون ماجرا کارگردان سینما و تلویزیون است که دقایقی قبل مرتکب قتل شده است. با این اطلاعات پلیس تلاش کرد تا او را بهصورت مسالمتآمیز بازداشت کند اما این متهم ۵۶ ساله که مسلح به سلاح کلاشنیکف بود، حاضر نشد از دفتر سینمایی اش خارج شود و خودش را تسلیم پلیس کند.
دستگیری پس از 4 ساعت
پساز گذشت چند ساعت از ماجرا در حالی که نیروهای پلیس و تیم جنایی در محل حاضر شده بودند و تسلیم نشدن متهم، موجب تجمع اهالی محل و رهگذران شده بود و هر لحظه این امکان وجود داشت که او به خود یا دیگران آسیبی بزند، از اینرو با دستور بازپرس جنایی نیروهای «نوپو» وارد عمل شدند و پساز شکستن شیشههای ساختمان و اتاقی که کارگردان مسلح در آن قرار داشت و همینطور با استفاده از گاز اشک آور، او را بههمراه اسلحه کلاشنیکف و 72 تیر جنگی دستگیر
کردند.
جسدی زیر راه پله
در ادامه مأموران بهدنبال رد خونهایی که در راهرو ریخته شده بود رفتند و ساختمان را مورد بازرسی قرار دادند و در نهایت با جسد مرد 60 سالهای مواجه شدند که بر اثر شلیک چند گلوله به جمجمه و بدن او به قتل رسیده بود.
متهم که برای انکار قتل راه گریزی نداشت قتل را پذیرفت و در تشریح ماجرا گفت: دفتر کارم در طبقه همکف این ساختمان است و من چند شب در هفته برای کار در دفترم میمانم. مقتول مالک سه واحد این ساختمان بود و دو واحد آن را اجاره داده بود و یکی از واحدها نیز در اختیار خودش بود. از مدتها قبل بر سر مشکلات ساختمان با او اختلاف داشتم و از طرفی افراد زیادی به واحدش رفت و آمد داشتند و همین مسأله من را آزار میداد. چندین بار به او تذکر داده بودم اما بیفایده بود. حتی بهخاطر این اختلافاتی که با مقتول داشتم در دو دادسرا شکایاتی را علیه او ثبت کردهام که در حال رسیدگی است.
او ادامه داد: مقتول مدتی قبل یک در آهنی بین طبقه همکف و طبقه اول کار گذاشته بود و شب حادثه بیدلیل با یک چکش به در میکوبید که به تصور من او به عمد این کار را میکرد تا من را عصبی کند. از دفترم بیرون آمدم و بابت این کارش به او تذکر دادم که اصلاً توجهی نکرد و ما باهم درگیر شدیم و با سلاحی که داشتم به او شلیک کردم و یکی از گلولهها به جمجمهاش اصابت و او فوت کرد. بعد از آن هم تصمیم داشتم جسد را به زیرزمین منتقل کنم اما چون خون زیادی مقابل در ریخته بود، داشتم آنها را میشستم که مأموران متوجه کارم شدند و لو رفتم.
وی در مورد اینکه اسلحه را از کجا آورده گفت: ما معمولاً برای فیلمهای اکشن و پلیسی از مراکز نظامی سلاح میگیریم و بعد از پایان کار فیلمبرداری اسلحهها را تحویل میدهیم. اخیراً برای تولید یک کار سینمایی ۸ اسلحه تحویل گرفتیم اما ۷ اسلحه را برگرداندیم و یکی را پیش خودم نگهداشتم. ۷۲ فشنگ جنگی نیز از قبل داشتم.
پس از این اظهارات با دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی پایتخت، متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت.

33 سال بعد از قتل
قاتل پیرزن به قصاص محکوم شد
گروه حوادث/ مرد میانسال که پس از قتل زن همسایه 33 سال مخفیانه زندگی کرده بود در حالی از سوی قضات دادگاه کیفری به قصاص محکوم شد که مدعی است آن زمان پسری نوجوان بوده و به خاطر فقر دست به این جنایت زده است.
به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، این حادثه خونین در شهریور سال 66 و زمانی که متهم پسری 18 ساله بوده در شهرک احمدیه حوالی تهران رخ داد. یکی از ساکنان محل با پلیس تماس گرفت و گفت صدای فریادهای پیرزن همسایه را شنیده و وقتی برای سرکشی به خانهاش رفته، ناگهان پسری نوجوان هراسان از خانه فرار کرده است. او نیز پس از ورود به خانه با جسد پیرزن 70 ساله در حمام خانه روبهرو شده که با چاقو به قتل رسیده بود. این در حالی بود که نوه 4 ساله مقتول نیز در اتاق خوابیده بود.
در ادامه تحقیقات پسر مقتول نیز به کارآگاهان گفت: من به همراه مادر و همسر و فرزندم در این خانه زندگی میکنیم روز حادثه همراه همسرم برای شرکت در مراسم ترحیم یکی از بستگان به شهرستان خدابنده رفته بودیم چون دخترم خیلی کوچک بود، تصمیم گرفتیم در این سفر یک روزه او را نبریم و او را نزد مادرم گذاشتیم اما پس از بازگشت از مسافرت دریافتیم که مادرم را کشتهاند.
از سوی دیگر کارآگاهان به تحقیق از همسایهای که جسد پیرزن را پیدا کرده و با پلیس تماس گرفته بود، پرداختند که وی گفت: روز حادثه وقتی صداهای پیرزن را شنیدم به کوچه آمدم همان موقع پسر جوانی را دیدم که از خانه فرار کرد چهرهاش شبیه برادر فریبا یکی از همسایههایمان بود البته مطمئن نیستم.
در حالی که تحقیقات از سوی کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی تهران برای حل معمای این جنایت مرموز آغاز شده بود مشخص شد برادر 18 ساله فریبا از چند روز قبل به خانه او آمده بوده است. اما وقتی مأموران به سراغ این خانواده رفتند دریافتند فریبا و خانوادهاش مدتی بعد از این جنایت اقدام به جابه جایی محل زندگیشان کردهاند. بنابراین فرضیه دخالت این خانواده در قتل پررنگتر شد. در حالی که تحقیقات برای شناسایی فریدون ادامه داشت، پلیس محل زندگی این خانواده را شناسایی کرد اما آنها مدعی شدند از برادرشان اطلاعی ندارند بنابراین تحقیقات برای دستگیری وی به بنبست خورد تا اینکه در سال 97 یعنی 31 سال بعد از این جنایت فریدون که مردی میانسال شده بود، از سوی پلیس دستگیر شد.
فریدون پس از انتقال به اداره آگاهی بدون اینکه مقاومت کند، به قتل پیرزن اعتراف کرد.
در دادگاه چه گذشت
به دنبال اعتراف این مرد کیفرخواست پرونده صادر و برای رسیدگی به شعبه 7 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در ابتدای جلسه رسیدگی بعد از اینکه کیفرخواست علیه متهم خوانده شد، پسر مقتول به عنوان تنها ولی دم در جایگاه قرار گرفت و گفت: پس از مرگ مادرم ما محل زندگی خود را تغییر دادیم و به منطقه اکبرآباد رفتیم. روز حادثه من و همسرم برای شرکت در مراسم ختم یکی از بستگان به شهرستان خدابنده رفته بودیم و دختر چهار سالهام پیش مادرم بود وقتی برگشتیم، مادرم کشته شده بود. پلیس بعد از این سالها با اظهارات یکی از همسایهها که قاتل نوجوان را هنگام خروج از خانهمان دیده بود توانست رد فریدون را پیدا کند. اگرچه 33 سال از این ماجرا گذشته و من خودم سالخورده شدهام اما برای قاتل مادرم اشد مجازات و قصاص میخواهم.
سپس متهم روبهروی قضات ایستاد و گفت: قبول دارم پیرزن همسایه را کشتم. اما در آن زمان بچه بودم و تحت تأثیر افکار بچگانه و به قصد سرقت پولهای پیرزن دست به این کار زدم. من پشیمان هستم. باور کنید در سالهایی که فراری بودم، همیشه عذاب وجدان داشتم.
متهم در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: من در یک خانواده فقیر زندگی میکردم یک روز پدرم من را از خانه بیرون کرد. خیلی حالم بد بود. به خانه خواهرم رفتم و مدتی در آنجا بودم. تا اینکه روز حادثه وقتی خواهرم در خانه نبود، من مقابل در خانه نشسته بودم که دیدم پیرزنی در حیاط خانه روبهرویی در حال غذا دادن به بزش است. وسوسه شدم که از خانهاش دزدی کنم. وارد خانه پیرزن که شدم تا من را دید، داد و فریاد کرد. خیلی ترسیدم. به سمت من حمله کرد و من را زد وقتی روی زمین افتادم در همان لحظه کنار دستم یک چاقو دیدم، آن را برداشتم و به سمتش حمله کردم. او را با چاقو زدم، پیرزن فریاد زد و از همسایهها کمک خواست من از ترس او را به داخل حمام خانه بردم و چند ضربه دیگر هم زدم و دستش را بستم که نتواند پشت سر من بیاید. بعد همه خانه را گشتم اما اصلاً پولی پیدا نکردم و بعد هم فرار کردم و به خانه خواهرم برگشتم و تلفنی ماجرا را به مادرم گفتم. من، مادر و خواهرم را تهدید کردم در این باره به کسی حرفی نزنند و بعد هم فرار کردم.
بعد از این ماجرا چند سال برای کار به شهرستان رفتم و وقتی فهمیدم آب ها از آسیاب افتاده و پلیس ردی از قاتل پیرزن پیدا نکرده است به تهران برگشتم، ازدواج کردم و صاحب فرزند شدم ولی هر چه کار می کردم پولم برکت نداشت همیشه در فقر و بدبختی بودم، عذاب وجدان رهایم نمی کرد.همیشه این جمله مادرم که
می گفت خون ناحق پای آدم را می گیرد در گوشم بود و می دانستم یک روز گرفتار می شوم. حالا که سال ها از این ماجرا گذشته خیلی پشیمانم. من به خاطر بچگی دست به چنین اشتباهی زدم. حالا به خاطر بچههایم درخواست بخشش دارم.
در پایان جلسه قضات شعبه 7 دادگاه کیفری استان تهران وارد شورشدند و با توجه به اینکه فریدون هنگام ارتکاب جرم، آگاه و متوجه رفتارش بوده، وی را به قصاص محکوم کردند.
گروه حوادث/ پسر زباله جمع کن بهخاطر ۲۰ هزار تومان دست به جنایت زد.
بهگزارش خبرنگار حوادث «ایران»، ساعت ۶ عصر سهشنبه گذشته، مرد جوانی در حال عبور از خیابان بود که ناگهان مردی زخمی بهسمت او آمد. وی در حالی که بریده بریده حرف میزد گفت: «یک افغانستانی مرا با چاقو زد.» پس از بیان این جمله مرد مجروح روی زمین افتاد و جان باخت.
مرد رهگذر که از دیدن این صحنه شوکه شده بود بلافاصله موضوع را به پلیس اعلام کرد.
دقایقی بعد نیز مأموران کلانتری ۱۴۰ باغ فیض به سرپرستی سرهنگ رسول بهرامی و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند.
در بررسیهای میدانی، تیم تحقیق رد خون مقتول را دنبال کرده و به چرخ دستی رسیدند که در ۲۰۰ متری جسد قرار داشت.
ردیابی قاتل
با کشف چرخ دستی که پر از ضایعات بود و اظهارات شاهد پرونده دو سرنخ در اختیار بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی پایتخت قرار گرفت.
بنابراین مأموران باید بهدنبال یک افغانستانی میگشتند که به احتمال زیاد در کار جمعآوری ضایعات بوده است.
در تحقیقات میدانی مشخص شد که ۹ مرد افغانستانی در آن منطقه محل جنایت، اقدام به جمعآوری زباله میکنند و بدین ترتیب دستور بازداشت ۹ مظنون از سوی بازپرس رحیم دشتبان صادر شد و مأموران بلافاصله 8 مرد را دستگیر کردند اما نهمین مظنون که پسر ۱۸ سالهای بود متواری شده و همین مسأله احتمال دست داشتن او در جنایت را پررنگتر کرد.
مشخصات وی به تمامی واحدهای گشت اعلام شد و مأموران کلانتری 5 ساعت بعد از قتل موفق شدند او را در منطقه چهاردانگه شناسایی و بازداشت کنند.
اعتراف متهم
پسر افغانستانی که چارهای جز بیان حقیقت نمیدید گفت: چند روز قبل ۲۰ هزار تومان به او پول دادم تا برایم مواد بخرد اما هر بار بهانهای میآورد. روز حادثه او را دیدم و از او خواستم که یا پولم را بدهد یا برایم مواد بیاورد. اما مقتول بازهم بهانه آورد و من که از دست او عصبانی شده بودم با چاقویی که به همراه داشتم دو ضربه به او زدم.
متهم به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی پایتخت در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس پایتخت قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
تخریب عابربانک به تقلید از بازیهای رایانهای
گروه حوادث/ پسر 15 ساله که به اتهام آتش زدن دستگاه خودپرداز بانک در بجنورد دستگیر شده، مدعی شد به تقلید از بازیهای رایانهای این کار را کرده است.
به گزارش پایگاه خبری پلیس، سرهنگ مقصود رستگار، رئیس پلیس آگاهی خراسان شمالی در تشریح این خبر گفت: با اعلام خبری مبنی بر آتشسوزی دستگاه عابربانک مسکن در یکی از خیابانهای اصلی شهر بجنورد، مأموران به همراه عوامل آتشنشانی به محل اعزام شدند. در نخستین بررسیها مشخصات متهم به دست آمد و کارآگاهان در کمتر از 4 ساعت مخفیگاه وی را که پسری 15 ساله بود، شناسایی کردند. متهم بعد از دستگیری در بازجوییها ضمن ابراز پشیمانی از این کار، انگیزه خود را کنجکاوی اعلام کرد و گفت که به تقلید از بازیهای رایانهای و الگوبرداری از این بازیها دست به چنین اقدامی زده است.
آتش زدن خانه برادر به خاطر ارث پدر
گروه حوادث/ پسر جوان که بهخاطر اختلاف بر سر ارثیه پدری خانه برادرش را به آتش کشیده بود تحت تعقیب قرار گرفت.
سرهنگ «کاووس محمدی»، معاون اجتماعی پلیس فارس گفت: چند روز قبل فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که در آن مردی با مراجعه به در یک خانه به محض باز شدن در آپارتمان با ریختن بنزین به داخل خانه آنجا را به آتش میکشد. وی در تشریح ماجرای این فیلم گفت: این حادثه در خانهای واقع در فاز ۲ شهر صدرا رخ داده و بلافاصله مأموران انتظامی به محل مورد نظر اعزام شدند. مأموران در بررسیهای اولیه مطلع شدند که برادری به خاطر اختلاف بر سر ارث و میراث پدری، به خانه برادرش رفته و پس از درگیری با وی، با مواد اشتعال زا خانه را نیز به آتش کشیده است.
سرهنگ «محمدی» با اشاره به اینکه در این حادثه ۲نفر مصدوم و راهی بیمارستان شدند، گفت: عامل آتشسوزی پس از این حادثه از محل متواری شده و دستگیری وی در دست اقدام است.
8 سال حبس برای پدر و نامادری کودک آزار
گروه حوادث / پدر و نامادری 3 کودک ماهشهری که به جرم کودک آزاری و ضرب و جرح عمدی محاکمه شده بودند به 8 سال زندان محکوم شدند. به گزارش ایرنا، رسیدگی به این پرونده از اردیبهشت سال ۹۷ با انتشار خبر شکنجه دو خواهر ۱۲و ۹ ساله و برادر چهار ساله شان در ماهشهر توسط نامادری و پدر آغاز شد. از آنجا که انتشار این خبر بازتاب گستردهای در جامعه داشت بلافاصله تحقیقات پلیسی و قضایی در این زمینه آغاز شد و حالا پس از 2 سال متهم ردیف اول پرونده یعنی نامادری این 3 کودک به جرم ایراد ضرب و جرح عمدی، حبس غیرقانونی و کودک آزاری نسبت به کودکان به نامهای فاطمه، ام البنین و علی اکبر به 5 سال حبس و متهم ردیف دوم یعنی پدر این 3 کودک به جرم حبس غیرقانونی و کودک آزاری به 3 سال حبس محکوم شدهاند.
نوال نزاری وکیل این پرونده به ایرنا گفت: این حکم بعد از ۲ سال رسیدگی به پرونده، از سوی دادگاه تجدیدنظر صادر شده و قطعی و لازم الاجراست. یکی از تشکلهای مردم نهاد تهران، همزمان با انتشار خبر کودک آزاری، در تماس با کانون وکلای استان که در آن زمان ریاستش را به عهده داشتم، درخواست معرفی وکیل برای این پرونده کرده بودند که وکالت این پرونده را برعهده گرفتم. دادسرا پرونده را بررسی و رسیدگی و برای متهمان کیفرخواست صادر کرد و بعد از آن نیز پرونده را به دادگاه فرستاد، متهمان تا زمان صدور رأی آزاد بودند، آنها بعد از صدور رأی دادگاه بدوی اعتراض کردند اما دادگاه تجدیدنظر اعتراض آنها را رد کرد، بنابراین اکنون باید حکم پنج سال زندان برای نامادری و سه سال حبس برای پدر این کودکان اجرا شود. رئیس سابق کانون وکلای خوزستان همچنین گفت: با توجه به اینکه پدر کودکان صلاحیت قیمومیت آنها را نداشت، دادستان ماهشهر، عموی بچهها را بهعنوان قیم اتفاقی تعیین کرده بود اما در این مدت از عموی بچهها خبری نبوده حتی بعد از صدور رأی پرونده، به تماسها پاسخ نداده است. در حال حاضر هم از وضعیت فعلی کودکان اطلاعی نداریم. براساس قانون، قیم ملزم به نگهداری کودکان است، مگر اینکه استعفا دهد و تا زمانی که قیم است، حق ندارد کودکان را به پدرشان بازگرداند. براساس این گزارش، شکنجه و آزار سه کودک 4 تا 12 ساله در شهرک طالقانی(کوره) ماهشهر توسط یکی از همسایهها در اردیبهشت ۹۷ به پلیس گزارش شد. این کودکان توسط نامادری و پدرشان در حیاط خانه حبس شده و مورد آزار و اذیت و ضرب و جرح قرار میگرفتند.
کشف اجساد 4 کودک در کانال آب کشاورزی
گروه حوادث/ جسد 4 کودک افغانستانی و ایرانی که بعد از خروج از خانه ناپدید شده بودند، در کانال آب کشف شد. به گزارش روابط عمومی فرمانداری شاهین شهر و میمه، ۴ کودک ۷، ۹، ۱۰ و ۱۲ ساله افغانستانی مقیم و ساکن شاهین شهر اصفهان ، عصر روز دوشنبه، ۱۷ شهریور به قصد بازی در گیم نت از خانه خارج شدند اما پس از گذشت چندین ساعت وقتی برنگشتند والدین پیگیر وضعیت آنها شدند. با اعلام خانواده های این کودکان، پرونده مقدماتی در پلیس آگاهی و اقدامات فنی و پلیسی برای پیدا کردن کودکان آغاز شد. تا اینکه در روز چهارشنبه، ۱۹ شهریورماه طی تماس مردمی با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر مشاهده جسدی در کانال آب روبهروی شرکت هواپیماسازی ایران(هسا)، عملیات جستوجو توسط عوامل آتشنشانی و اورژانس و پلیس در محل انجام شد که در نهایت منجر به کشف اجساد سه نفر از این کودکان افغانستانی به دلیل غرق شدگی شد. یک جسد دیگر نیز که متعلق به پسر 13 ساله ایرانی بود به خاطر غرق شدگی در کانال انتقال آب در حوالی شهر گز کشف و شناسایی شد که همه این اجساد برای اقدامات قانونی به پزشکی قانونی منتقل شده است.هویت فردی و خانوادگی همه این کودکان مشخص است و همگی ساکن شاهین شهر بوده اند و برخی اخبار منتشر شده مبنی بر نامشخص بودن هویت اجساد یا ارتباط دادن آنها با کودکان کار تکذیب می شود.
توضیحات دادستان
از سوی دیگر دادستان شهرستان شاهین شهر و میمه با اشاره به اطلاع رسانی خانوادهای مبنی بر گم شدن ۴ فرزند خانوادهای در این شهرستان گفت: نیروهای انتظامی و آتش نشانی این شهرستان پس از جست وجوی فراوان، جسد ۳ کودک را در کانال آب کشاورزی کشف کردند و برای تحقیق و بررسی تحویل پزشکی قانونی دادند. سید نصرالدین صالحی افزود: همچنین در حادثهای مشابه جسد یک کودک ۱۳ ساله پس از دو ساعت خروج از منزل در کانال آب کشاورزی دیگری کشف و پرونده برای سیر مراحل قانونی تشکیل شد. وی گفت: هفته گذشته در پی تصمیمات کمیته ساماندهی متکدیان، تعدادی از کودکان کار جمع آوری و تحویل اداره بهزیستی شدند. صالحی افزود: این کودکان به دلیل نامناسب بودن محل نگهداری با تشکیل پروندهای که در حال اقدام است همان شب تحویل خانوادههای خود شدند.
قرص های عروسکی با طعم شیشه
گروه حوادث / رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی به والدین هشدار داد مراقب فرزندان خود باشند تا گرفتار مواد مخدر صنعتی نشوند که با اشکال جدید و ظاهری فریبنده وارد بازار میشود.
سردار مجید کریمی رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی تصریح کرد: قاچاقچیان برای فریب جوانان همواره در تلاش هستند تا با تغییر در شکل و ظاهر ماده مخدر شیشه مخاطبان خود را جذب کنند. از این رو آنها مواد مخدر قبلی را با تغییر ظاهر ، بسته بندی، رنگ و لعاب و شکلهای مختلف در بازار عرضه میکنند تا از این طریق نوجوانان و جوانان را به سمت مصرف این مواد مخدر سوق دهند.
شیشه در قرصهای لاغری
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی در مورد شناسایی و انهدام باند فروش قرصهای لاغری هم گفت: پلیس در این راستا باندی را شناسایی و منهدم کرد که در قالب فروش قرصهای لاغری، ماده مخدر شیشه را وارد بازار میکردند که در بستهبندی خارجی و با رنگهای فسفری، آبی و قرمز عرضه میشد در صورتی که داخلی بود. اعضای این باند 3 نفره پس از دستگیری اعتراف کردند که ماده مخدر شیشه را درون کپسولهایی بسته بندی کرده و در قالب قرصهای لاغری وارد بازار میکردند که بخشی از آن در آرایشگاههای زنانه فروخته میشد. ضمن اینکه این قرصها در دنیا نمونه مشابهی ندارد. چرا که پلیس مبارزه با مواد مخدر ایران با سایر پلیسهای تخصصی ارتباط دارند. اکنون مواد روانگردانی در بازار موجود است که به شکل عکسهای کارتونی عرضه میشود و کاملاً مشخص است که جامعه هدف تولید کنندگان و توزیع کنندگان آن نوجوانان هستند. پلیس در این زمینه ورود کرده و توزیع کنندگان را با اشراف اطلاعاتی شناسایی و دستگیر میکند.