نگاهی به «آلودگی هوا» با عینک یک جامعه‌شناس

هوای حبس؛ شهر بی‌نفس




دکتر ابراهیم فیاض
استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

1 آلودگی هوا، بویژه در کشوری همچون ما که هنوز در ابتدای مسیر پیشرفت قرار دارد، بدان معنا است که چهار مکان رابطه‌شان باهم، بدرستی تعریف نشده است؛ این چهار مکان عبارتند از: «محل سکونت»، «محل خرید»، «محل تفریح» و «محل کار». وقتی این چهار مقوله از هم فاصله داشته باشند، نتیجه‌ای جز ترافیک، آلودگی هوا، محدودیت استفاده از شهر، ایجاد نارضایتی در شهروندان، استرس و خشم و... نخواهد داشت.برای کنترل و مدیریت آلودگی هوا آنچه نقش کلیدی‌تری دارد «محل سکونت» است. اهمیت این مقوله تا بدانجا است که اگر محل سکونت شهروندان نزدیک به محل‌ کارشان بود، تا حد قابل‌توجهی مشکل ترافیک، آلودگی هوا و... حل می‌شد. به‌همین دلیل، اگر در شهری همچون تهران ما به جای آپارتمان‌های 5 طبقه، برج‌های 30 طبقه می‌ساختیم، که اطراف آنها را فضای سبز دربرگرفته بود و طبقات زیرین برج را به فضای عمومی اختصاص می‌دادیم و در آن امکاناتی جهت فراغت و بازی بچه‌ها و ورزش اهالی برج تعبیه می‌کردیم، تا حد قابل‌توجهی می‌توانستیم مشکلات مربوط به آلودگی هوا را کنترل کنیم.

2 سیاست‌های ترافیکی در قالب طرح ترافیک، طرح زوج و فرد و... تنها دسترسی مردم به شهر را محدود می‌کند و به‌دنبال این سیاست‌ها حتی آنان که در مرکز شهر زندگی می‌کنند دچار «محرومیت شهری» می‌شوند تا بدانجا که حتی نمی‌توانند با وسایل نقلیه‌شان در محله خود تردد کنند. حال آنکه عدم دسترسی به شهر، بحران‌های روحی و روانی و نارضایتی‌های بسیاری را در شهروندان ایجاد می‌کند.برای رفع این معضل باید دو راهکار اساسی را در پیش گرفت؛ یکی ساخت «مگامال‌ها» و دیگری ساخت «برج‌های چندمنظوره».بسیاری به ساخت مگامال‌ها ایراد می‌گیرند اما اگر آن نگاه مصرف‌گرایانه حاکم بر این مگامال‌ها را حذف کنیم و چنین ساخت و سازهایی را به فضاهایی برای «عرصه عمومی» و «فضای عمومی» بدل کنیم که یکی از کارکردهای آن می‌تواند خدمات تجاری باشد، اتفاقاً این امر دسترسی به خدمات شهری را تا حد قابل‌توجهی تسهیل خواهد کرد. اتفاقاً اگر بازارهای سرپوشیده بتواند «اجتماع» ایجاد کند، نفس این جمع‌شدگی، یک پدیده ارزشمند است. تهران نباید به خارج از شهر فرار کند. ما باید تهران را به سطح شهر بازگردانیم.

3 اگر اطراف کارخانه‌ها برج‌های بلند بسازیم تا مهندسان و کارگران و کارمندان این کارخانه‌ها بتوانند ساکن آن شوند و همه امکانات لازم شهروندی را هم برایشان فراهم کنیم اینچنین می‌توانیم بخشی از رفت‌وآمدهای شهری را مدیریت کنیم و در پی آن، آلودگی هوا را هم کنترل کنیم. واقعیت این است که آلودگی هوا در تهران، نتیجه یک دوره خامی و کارگاهی بودن صنعت است.وقتی برج را به همه مناطق شهری انتقال دهیم، فارغ از نقشی که در کاهش آلودگی هوا بازی می‌کند، می‌تواند:
نخست، به‌عنوان بستری برای «عدالت شهری» هم عمل کند. قیام حاشیه بر متن که در جریان اعتراضات آبان 98 رخ داد یکی از نشانه‌ها و پیامدهای توزیع نامتوازن امکانات شهری است. چرا کسی که در کرج یا هشتگرد و... زندگی می‌کند باید ساعت 5 صبح برای آمدن به سرکارش در تهران از خواب بیدار شود؟
دوم، کارکرد نظارتی برج‌ها است. واقعیت این است که شهرک‌ها و برج‌ها به سالم‌سازی شهر کمک می‌کنند، چون هر یک از این برج‌ها مسئول امور حقوقی، هیأت مدیره، شورا، پاکبان و نگهبان و... دارد. پلیس در کار برج‌ها دخالت نمی‌کند؛ این در حالی است که در حاشیه تهران، هر بیست کیلومتر، یک پاسگاه پلیس وجود دارد.
سوم، برج‌ها خود به‌عنوان یک «کامیونیتی» و محله‌هایی در قالب عمودی عمل می‌کنند. من به‌عنوان یک مردم‌شناس، زندگی عشایری، روستایی، شهرستانی، آپارتمان‌نشینی در تهران و اکنون برج‌نشینی در تهران را تجربه کرده‌ام؛ به تعبیری، از عشایری (قبل از انقلاب) تا برج‌نشینی را لمس کرده‌ام، با همه این احوال بر این باورم که آرامش، امنیت، همبستگی و تعلقی که در برج هست، هیچ کجا نیست.
چهارم، امروزه برج‌ها از مکانیسمی هویت‌بخش نیز برخوردارند؛ کافی است اعضای یک برج متوجه شوند که یک شخصیت علمی، هنری یا ورزشی در برج‌شان زندگی می‌کند، آنان بواسطه افرادی که در برج‌شان زندگی می‌کنند، هویت‌یابی و کسب منزلت می‌کنند. به این اعتبار، می‌توان گفت محله‌های عمودی بشدت هویت‌بخش هستند.

4 واقعیت این است که آپارتمان‌نشینی تنها باعث پراکندگی جمعیت در شهر تهران شده است، اگر ما در همه مناطق شهری بویژه مرکز و پایین شهر و نه تنها در بالای شهر، به جای آپارتمان‌های چهار یا پنج طبقه، برج‌های بلند می‌ساختیم و در اطراف این برج‌ها، فضای سبز و فضای عمومی مثل مسجد، باشگاه، مراکز فرهنگی و تجاری و فضای کسب و کار و... ایجاد می‌کردیم، افراد به محض تغییر محل کارشان، براحتی می‌توانستند جابه‌جا شوند.وقتی زیرساخت‌های شهری به گونه‌ای تعبیه شود که افراد مجبور نباشند، مسیر زیادی را برای رفت و آمد به محل کارشان طی کنند، فشار عصبی، استرس و ترافیک هم کاهش پیدا می‌کند و به تبع کاهش ترافیک، از آلودگی هوا نیز کاسته خواهد شد.

5 اینها ساختارهایی است که می‌تواند به بهبود وضعیت آلودگی هوا کمک کند. بگذریم از اینکه سیستم حمل و نقل عمومی آنچنان که باید در بودجه عمومی، محل‌ توجه قرار نگرفته و به همین دلیل، به شکل مناسبی در شهر توزیع نشده است و در بسیاری از مسیرها مردم ناگزیرند برای رسیدن به وسایل حمل و نقل عمومی، باز از خودروی شخصی یا تاکسی استفاده کنند. از این رو، بزرگترین فرمول آلودگی شهر تهران، معضل عدم تطابق محل سکونت با محل کار، تفریح و خرید است که باید مجدد در برج‌های بلند بازتعریف شوند. به نظر می‌رسد ما در سال‌های گذشته در زمینه «توسعه شهری» صرفاً به ساخت خانه و خیابان بسنده کرده‌ایم. پرسشی که در این فضا، باید از مدیران و سیاستگذاران شهری پرسید این است که چرا شهر با وجود بی توجهی به زیرساخت‌ها و خدمات شهری، چنین نامتوازن توسعه پیدا کرده است به‌طوری که اکنون تنها راه‌ چاره برای کاهش آلودگی هوا را تعطیلی چند روزه مدارس و مراکز آموزشی و محدود کردن رفت‌وآمد شهروندان فرض کرده‌ایم.

آدرس مطلب http://old.irannewspaper.ir/newspaper/page/7236/13/530143/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه ها