ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

دورنــما
شانگهای دیلی (چین):
چین از اقدام امریکا برای لغو ویزای بیش از هزار دانشجوی چینی انتقاد کرد و آن را آزار و شکنجه کامل سیاسی و تبعیض نژادی خواند. چین معتقد است، امریکا با این اقدامات شعارهای خود را زیر پا گذاشته و زمینه تبادل فرهنگی بین دو کشور را منفی میکند.
شیکاگو تریبون (امریکا):
سنای امریکا نتوانست به توافقی برای تصویب بسته کمکی کرونایی جدید برسد. علت آن هم این است که دموکراتها معتقدند این بسته کمکی که جمهوریخواهان علاقهمند به تصویب آن هستند، بیشتر با هدف جلب حمایت مردمی از ترامپ در انتخابات امریکا است.
دیلی تلگراف (بریتانیا):
بروکسل به لندن اولتیماتوم 20 روزه داده تا لایحه اصلاح توافق برگزیت را هرچه سریعتر پس بگیرد. اروپا ادعا کرده، لندن با این لایحه، اعتمادها بین قاره سبز و بریتانیا را از بین برده است. اما بوریس جانسون میگوید برای امنیت بازار داخلی بریتانیا این اقدامات را انجام داده است.
گفتوگوی رئیس جمهوری امریکا با روزنامهنگار افشاگر جنجالی شد اعتراف ترامپ به کوچکنمایی خطر کرونای مرگبار
وصال روحانی/ در شمارش معکوس انتخابات امریکا، دونالد ترامپ برای دومین بار در سه سال اخیر پای گفتوگویی با باب وودوارد، روزنامه نگار معروف و افشاگر امریکایی نشست. در حالی که میدانست وودوارد همانی است که نیکسون را مجبور به کنارهگیری کرد و در کتاب قبلی خود با عنوان «ترس» نیز تصویری درخشان از او به جا نگذارده است. این اتفاق بیانگر شیفتگی ترامپ به رسانه همزمان با خصومت او با اهالی رسانه است.
به گزارش سی ان ان، دونالد ترامپ طی مصاحبههای طولانی اخیرش با باب وودوارد گفته است که از ماه فوریه گذشته (بهمن 1398) میدانسته که موضوع کرونا بسیار جدی و مرگآفرینتر از آنی است که او در مصاحبههایش و در حضور مردم بیان میدارد اما برای اینکه مردم وحشت نکنند، دست به کوچکنمایی آن زده است. این در حالی است که این بیماری هولناک تا بهحال جان بیش از 190 هزار نفر را در امریکا گرفته است. به گزارش الجزیره، ترامپ همچنین در جریان مصاحبههایش با وودوارد افشا کرده است که اگر حمایت تام و تمام او از بنسلمان نبود، این ولیعهد جوان نابود میشد. ترامپ تأکید کرده است: «بهکنگره امریکا گفتم این جوان را رها کنند. فشارهای روی او طاقتفرسا شده بود اما من توانستم وی را به ساحل نجات برسانم. البته هنوز هم برخلاف سایرین معتقدم فرمان قتل خاشقجی را بنسلمان شخصاً صادر نکرده است.»
ترامپ همچنین صحبت های بحث برانگیزی درباره رهبر کره شمالی داشته و گفته است: او من را دوست دارد و من او را دوست دارم. ما با هم کنار می آییم. او آدم خیلی سرسخت و خیلی باهوش است. من همه چیز را درباره او می دانم. او شوهرعمه اش را کشت و جسدش را روی پله های مخصوص خروج سناتورها قرار داد و سر او بریده شده و روی سینه اش گذاشته شده بود. فکر می کنید این خشن است؟ دربخشی دیگر هم وقتی وودوارد به ترامپ پیشنهاد میکند که آنها وظیفه دارند تلاش کنند تا درک بهتری از «عصبانیت و دردی» که امریکاییهای سیاهپوست حس میکنند، داشته باشند. ترامپ در پاسخ میگوید: «نه... مثل اینکه تو نوشیدنی «کول اید» رو سر کشیدی! ببین چی داری میگی. نه، من اصلاً چنین احساسی ندارم.»
مصاحبه با روزنامهنگار افشاگر
به گزارش بلومبرگ، جنجال تازه رئیس جمهوری امریکا پس از اشتباهات بزرگی که در هفته گذشته در مورد سربازان کشته شده امریکا در جنگ جهانی دوم مرتکب شد و آنها را افراد سادهدلی نامید که از سیاست هیچ چیز نمیفهمند، شرایط او را در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ تیرهتر کرده است. به همین سبب خیلیها میپرسند با شناختی که ترامپ از تجربه وودوارد در دست دارد، چرا به مسلخ وی پا نهاده است؟
این یک بازی است
پاسخ را در بیمحابا بودن ترامپ جستوجو کنید. مردی که معتقد است هرچقدر هم که نوع ترسیم وی توسط رسانهها منفی باشد، این تصویر واقعی (و بهزعم وی) مثبت اوست که بر سایر تعابیر سایه میاندازد. تیموتی ال اوبراین، نویسنده امریکایی روایت میکند که پس از مشارکت در نگارش کتاب «ترامپ: بزرگترین نمایش روی زمین»، ترامپ که در آن زمان هنوز رئیس جمهوری نشده بود، به وی گفت: «اگر مرا در این کتاب بد ترسیم کرده باشی، در محافل مختلف به تو حمله میکنم.» به او گفتم پس چرا از من دعوت به کار کردی و ترامپ گفت: اولاً این یک تجربه تازه برای من است، دوماً از مصاحبت با شما لذت بردم و ثالثاً میخواهم ببینم مرا چگونه دیدهای. برای من این یک رقابت و بازی است.
«من» در مرکز اخبار!
به گزارش نیویورک تایمز، ترامپ بهرغم روابط تیرهاش با اکثر رسانهها، اسیر و بنده آنها است و بهتر بگوییم شیفته تصویری است که از وی در مطبوعات ارائه میشود و با این اندیشه و با تصویر رسانهای خود زندگی میکند و از هیچ ریسکی در این زمینه ابایی ندارد. او دوست دارد دائماً در مرکز اخبار باشد و حتی نحوه خوب یا بد این ماجرا هم برایش مهم نیست. با این اوصاف نزدیکان ترامپ میدانستند هرچقدر هم که او را از دیدار با وودوارد برحذر دارند، وی گوش نخواهد کرد و ملاقات با این خبرنگار قدیمی چنان برایش جالب است که هر خسارت بزرگ مرتبط با آن را هم خواهد پذیرفت. جارد کوشنر، داماد ترامپ و مشاور ارشد وی که از قضا او هم برای کامل شدن کتاب جدید ترامپ با وودوارد مصاحبه کرد، بهترین توصیف را از پدر زنش ارائه کرده و گفته است ترامپ همیشه دوست دارد با آتش بازی کند، حتی اگر پیوسته دستش بسوزد. وودوارد اما با رؤسای جمهوری دیگری مانند بیل کلینتون و جورج دبلیو بوش هم مصاحبه کرده، پاسخی به این سؤال نداده که اگر از اظهارات ترامپ درخصوص تبعات رواج کرونا در امریکا از ماهها پیش خبر داشته، چرا آن را بلافاصله بیان نکرده و فقط در آستانه انتخابات امریکا که میتواند برای ترامپ مرگبار باشد، چنین کرده است. با این حال ترامپ پس از چاپ کتاب اول وودوارد درباره وی (به نام «ترس» در سال 2018) از اینکه روابط عمومی کاخ سفید او را در جریان نگذاشته و راه وودوارد را برای مصاحبه با وی مسدود کرده، ابراز تأسف کرده بود.

تحرک تازه ضد اسلامی تندروهای دانمارکی
زهره صفاری/ رهبر راستهای افراطی دانمارک پس از اینکه به خاطر به راه انداختن تظاهرات ضد اسلام در محله مسلماننشین سوئد و توهین به مقدسات اسلامی، دو سال از ورود به این کشور محروم شد، با انتشار فیلمی ویدئویی از سوزاندن قرآن توسط هوادارانش، از آغاز تحرکات ضداسلامی در نقاط دیگر استکهلم خبر داد.به گزارش شبکه خبری «الجزیره»، «راسموس پالودان» رهبر گروه افراطی «استرام کرز» دانمارک پس از اینکه برنامه سخنرانیاش همزمان با نماز جمعه مسلمانان در جنوب سوئد با یک بازداشت پیشبینی نشده و اخراج از این کشور متوقف شد، فیلم سوزاندن قرآن در نزدیکی یکی از مساجد مالمو را در صفحه فیسبوکش قرار داد و مسئولیت این کار را برعهده گرفت. در پی این اتفاق حدود 300 مسلمان و مهاجر به خیابانهای مالمو در جنوب سوئد آمده و علیه این اقدام تظاهرات کردند و شماری دستگیر شدند. اما از آنجا که «پالودان» از پیشتازان ایدئولوژی اسلامهراسی است و چند ماه قبل نیز به جرم آشوبگری در دانمارک به سه ماه زندان محکوم شده بود، از 5 تظاهرات ضد اسلامی دیگر در مناطق مختلف سوئد خبر داد و خواستار مجوز پلیس برای ادامه مبارزاتش در استکهلم شد اما این مجوز برای حفظ حقوق اقلیت مسلمان این کشور صادر نشد. به همین دلیل راستهای افراطی که از این مخالفت به خشم آمده بودند، روز پنجشنبه بار دیگر در محله مسلمان و مهاجرنشین «رینکبی» استکهلم، توهین هفته گذشتهشان را تکرار و فیلم آن را در فضای مجازی منتشر کردند اما این بار با توجه به موضعگیری علمای مسلمان سوئد نتوانستند سر و صدای زیادی به پا کنند.به گزارش «یورونیوز»، انجمن مسلمانان سوئد تصمیم گرفتهاند با نادیده گرفتن این رفتار، اقدامات راستهای افراطی را بیاهمیت نشان داده و آنها را در نیل به اهدافشان که خروش خشم مسلمانان است، ناامید کنند. اما در عین حال با هماهنگی پلیس، همه مساجد تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد.
پشت پرده توهین به قرآن
راستهای افراطی اروپا که مخالف مهاجران و مسلمانان هستند، ادعا میکنند اسلام نباید جایی در اروپا داشته باشد. به نوشته «اسپوتنیک»، این موضوع را «راسموس پالودان» چندین بار اعلام کرده که هرگز دست از تلاش علیه گسترش اسلام در دانمارک و سوئد برنمیدارد: «اسلامی شدن مؤسسات سوئد یک تهدید مستقیم، جدی و خطرناک برای امنیت و نشاط مردم دانمارک است. ساکنان سوئد نیز این تبعات را خواهند دید. بنابراین ما هرگز به سادگی این موضوع را نمیپذیریم.» فعالیتهای «پالودان» از سال 2017 آغاز شد و پس از شکست حزب او در انتخابات 2019 سوئد به اوج رسید. او و هوادارانش با شعار علیه ورود مهاجران غیرغربی، ممنوعیت ترویج اسلام و اخراج مسمانان از دانمارک اقداماتشان را شروع کرده و تاکنون چندین بار اقدام به سوزاندن قرآن کردهاند.
پشت پرده توهین به قرآن
راستهای افراطی اروپا که مخالف مهاجران و مسلمانان هستند، ادعا میکنند اسلام نباید جایی در اروپا داشته باشد. به نوشته «اسپوتنیک»، این موضوع را «راسموس پالودان» چندین بار اعلام کرده که هرگز دست از تلاش علیه گسترش اسلام در دانمارک و سوئد برنمیدارد: «اسلامی شدن مؤسسات سوئد یک تهدید مستقیم، جدی و خطرناک برای امنیت و نشاط مردم دانمارک است. ساکنان سوئد نیز این تبعات را خواهند دید. بنابراین ما هرگز به سادگی این موضوع را نمیپذیریم.» فعالیتهای «پالودان» از سال 2017 آغاز شد و پس از شکست حزب او در انتخابات 2019 سوئد به اوج رسید. او و هوادارانش با شعار علیه ورود مهاجران غیرغربی، ممنوعیت ترویج اسلام و اخراج مسمانان از دانمارک اقداماتشان را شروع کرده و تاکنون چندین بار اقدام به سوزاندن قرآن کردهاند.

این روزها و دوگانههایش
ادامه از صفحه اول
ترامپ کرونا را «ویروس چینی» مینامد و این تعابیر را همواره در یک متن نژادپرستانه و ضد چینی به کار میبرد که کاربرد چندانی نیافت. در این روزها مطالعه میکنم مباحثی در خارج کشور به بحث کشیده می شود که از چند نگاه و اهداف بعضاً متضاد سعی کردند تعبیر «کرونا» را در یک قالب سیاسی و دشمن شناسانه به کار ببرند. بخشی از آنها که سابقه مبارزه علیه ملت ایران در جنگ تحمیلی را هم داشتهاند، برای توجیه عملیات جاسوسی و مزدوری خود در چارچوب ارتش بعث عراق میگفتند «دو دشمن اصلی» نمیتوان داشت و نتیجه میگرفتند اگر «رژیم» دشمن اصلی است پس صدام نمیتواند دشمن اصلی باشد پس باید با او همکاری کرد. با همین تحلیل امروز آنها و جریانهای دیگر همان استدلال را برای توجیه تحریمهای ضد ایرانی در شرایط کرونایی به کار میبرند. این در حالی است که بسیاری از رسانهها و چهرههای سیاسی در سطح افکار عمومی جهانی و حتی در خود امریکا و بعضاً در صفوف کنگره امریکا، ترامپ را نقد میکنند و میگویند در شرایط کمبود دارو و تجهیزات پزشکی باید «تجارت بشردوستانه» و بخصوص اقلام دارویی وغذایی را از شمول تحریمها معاف کرد. مشاهده میکنیم در واکنشی وحشت زده به همین انتقادها، لابیهای اسرائیلی و شاخه فارسی زبان آن در امریکا و در برخی رسانههای پترودلاری و اتاق فکرهای حرفهای تحریم گفتهاند نه کرونا و نه تحریم تجاری و دارویی و غذایی ایران و تهدید سلامت آحاد شهروندان ایرانی، هیچ کدام «دشمن اصلی» ایرانیان نیستند، آنها دشمن اصلی را بدون اشاره به جنایات تحریمگران، نظام سیاسی ایران میدانند. آنها حتی برای به تصویر کشیدن این فکر منحوس از بازنماییهای کاریکاتورگونه کرونا دریک متن توجیه گرانه تحریم دریغ نکردند.
به این ترتیب تحریمها و آن فکر منحوس که در خدمت تحریمهاست همپای یکدیگر به پیش میروند: تحریف ماهیت نظام حاکم بر کشورمان و ارائه یک تصویر مخدوش و کاریکاتوریزه از چهره نظام و ایران و ایرانیان، در رأس آن تحریفها قرار دارد.
در پاسخ به این شکل خاص از تحریف بود که من ایده «مبارزه توأمان و متوازن با هر دو کرونا، کرونای تحریم و کرونای کووید ۱۹» را مطرح کردم که در بالا به آن اشاره شد.
شیوههای جهش کرونای تحریم به اذهان و انتقال آن به شکل تحریف ماهیت حاکمیت جمهوری اسلامی بیشباهت به آن چیزی نیست که پروفسور ریچارد داوکینز مؤلف کتاب «ژن خودخواه» آن را «همتاسازی مِمها» مینامد. میتوان با قدری تسامح از برخی ظرفیتهای نظریه مذکور برای توضیح عملکرد مِمهای تحریف استفاده کرد. او کوچکترین واحد انتقال فرهنگی را «مِم» نامیده و میگوید مِمها نیز مثل ژنها و ویروس از یک ذهن به ذهن دیگر منتقل میشوند و درست به همان سان که یک ویروس سازوکارهای ژنی سلول میزبان را به استخدام خود در میآورد، مغز ما نیز گاه در شرایطی قرار میگیرد که بدون تأمل و بدون کنترل ورودیهای خود برخی اندیشهها را تکثیر کند. اما مِمهای فرهنگی و فکری مثل ژنها به شکل امانتدارانه منتقل نمیشوند. مِمها برخلاف ژنها به شکل تحریف شده منتقل میشوند و همواره در معرض جهش و برآمیختگی قرار دارند. برخی مِمها از گیرایی و جاذبه روانی خاصی برخوردارند و به سرعت برق و باد از یک ذهن به ذهن دیگر منتقل میشوند. این را در سرعت انتقال و تکثیر برخی فیلمها، کلیپها و پستهایی که در فضای مجازی به اشتراک گذاشته میشود میبینیم. برای مبارزه با «مِم ناامیدی به آینده» و یأس پراکنیها باید مِمهای متضمن امید و بهبودباوری را تقویت کرد. امریکا و اتاق فکرهای وابسته و رسانههای پترودلاری میکوشند مِم شکست ناپذیری تحریمها را ترویج کنند.
مِم تحریم گاه از فضای لابراتواری اتاق فکرهای تحریم به صفوف برخی از جریانهای داخلی منتقل شده و به قالب «تقدیر» درمی آید. آنچنان که گویی تحریم، تقدیر ایران است و در چشمانداز نزدیک نمیتوان شکست تحریمها را رؤیت کرد. تقدیرنمایی تحریم یکی از آن ویروسها و مِمهایی است که گاه در شکل تحریف شده در ذهنیت برخی جریانهای داخلی رخنه میکند و ذهن آنها را برای تقابل با برخی برنامههای دیپلماسی و گسترش تعامل جهانی به استخدام خود میگیرد. لازمه افزایش مقاومت داخلی و به عقب راندن تحریم بر پایه مقاومت ملی، ممهایی است که باید به یک جریان عمومی تبدیل شود. مقاومت حداکثری و حتی مقابله با آثار تحریمها بدون این ممها ضعیف مینماید. مِم مردمسالاری، مِم سرمایه اجتماعی، مِم مشارکت حداکثری شهروندان در تعیین سرنوشت خود و در تصمیم سازی در عرصههای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی را باید به جان مِم تحریم و تحریف و «فشار حداکثری» انداخت. من معتقدم بدون این ممها و بیان واقعیت تحریم و تأثیر آن بر زندگی مردم، نمیتوانیم یک مم میان ملت - دولت پدید آورده و آنچنان مقاومت حداکثری را سامان دهیم که فلسفه تحریم برای تحریمگران بی معنا و تحریم گران نیز از نظر ذهنی دچار شکستگی شوند.
خاطرات 453 روز حضور در کاخ سفید اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد
جان بولتون / مشاورامنیت ملی سابق ترامپ / مترجمان: مسعود میرزایی و بهجت عباسی
ناهار با پمپئو
جیمز متیس وزیر دفاع همان روز (چهارم ژوئن) ناهار میهمان ترامپ بود و بلافاصله پس از ناهار به دفتر من آمد تا درباره اجلاس سران در سنگاپور گفتوگو کنیم. او تأکید داشت که نگران نرمی و شکنندگی موضع امریکا در قبال برنامه هستهای کره شمالی است. متیس با اشاره به گمانه زنیهای رسانهای، از من پرسید آیا بالاخره در سنگاپور حضور خواهم داشت یا نه؟ وقتی پاسخ دادم بله هستم، با تأکید گفت؛ «چه خوب که هستید.» وی در ادامه توضیح داد که بر اساس ارزیابیهایی که انجام داده ژاپن و برخی دیگر از کشورهای مهم منطقه همگی از موضع من مبنی بر عدم لغو تحریمهای کرهشمالی قبل از خلع سلاح کامل حمایت میکنند که در واقع نشانگر میزان و گستره حمایتها از رویکرد ما است. در طول گفتوگو با متیس در کمال تعجب او را برای اولین بار بسیار عصبی و متزلزل دیدم و دلیل آن را هم نفهمیدم تا اینکه چند روز بعد ایرز رئیس دفتر معاون رئیس جمهوری خبر داد که بر اساس شنیدههای او ترامپ بیشتر زمان ناهار مشترک با متیس را به انتقاد از او گذرانده و در میان مسائل دیگر به خاطر اینکه او یک دموکرات است، حسابی از خجالتش درآمده است. به گفته ایرز؛ انتقادات ترامپ از وزیر دفاع بهگونهای بوده که کسی قبلاً چنین چیزی ندیده بود و متیس باید متوجه شده باشد که معنی این انتقادات چیست. ناهار ترامپ و متیس ظاهراً نمایشی تماشایی بوده است.
من و پمپئو هم روز سهشنبه پنجم ژوئن ناهار را با ترامپ خوردیم. یک موضوع مهم که در جریان ناهار مورد بحث قرار گرفت، ادامه اشتیاق و ابراز علاقه مون رئیس جمهوری کره جنوبی برای حضور در سنگاپور بود که پیشتر هم خبر آن در رسانههای آسیایی منتشر شده بود و ظاهراً منبع خبر هم خود مقامات کره جنوبی بودند که اطلاعات را به رسانهها درز میدادند. هم من و هم پمپئو به همتایان خود در سئول توضیح داده بودیم که نظر ما در این باره چیست. خبر بد درباره ناهار روز سهشنبه، شیفتگی ترامپ برای اعلام رسمی پایان جنگ کره بود که میگفت من میتوانم در سنگاپور جنگ کره را پایان دهم. من با اینکه بتوانیم یک روزی این امتیاز را به کره ایها بفروشیم مخالفتی نداشتم اما قویاً اعتقاد داشتم که این موضوع را نباید مجانی بدهیم کاری که ظاهراً ترامپ آمادگی انجام آن را داشت. ترامپ اهمیت این موضوع را درک نمیکرد و تصورش بر این بود که اعلام پایان جنگ کره یک ژست خیلی خوب است که پوشش وسیع رسانهای را در پی خواهد داشت. او درکی از عواقب و پیامدهای بینالمللی اعلام پایان جنگ کره نداشت. بعد از ناهار، با پمپئو قدم زنان به دفتر من رفتیم. ما باید برنامه دیگری را طراحی میکردیم تا بتوانیم بهعنوان جایگزین اعلام پایان جنگ کره، به ترامپ پیشنهاد دهیم، اما چیز دندانگیری به دست نیاوردیم. مطمئن بودم اگر ژاپنیها مطلع شوند ممکن است ما چنین امتیازی به کرهشمالی بدهیم، به طور خاص نگران و آشفته میشدند، به همین دلیل واقعاً نمیتوانستم منتظر شنیدن حرفهای یاچی مشاور امنیت ملی ژاپن باشم که قرار بود دوباره عصر همان روز به واشنگتن بیاید.
فرصت را غنیمت شمردم و به پمپئو گفتم برخی رسانهها مدعی شدهاند که تو با من مشکل داری، واقعاً چیز خاصی هست؟ که او قاطعانه گزارشهای رسانهای را رد کرد و گفت مشکلی با من ندارد و حتی یادآوری کرد که چطور من چند روز پیش به او کمک کردم تا جلوی یکی از سفیران بدنام را بگیرد که بدون اجازه وزیرخارجه میخواست مستقیماً با ترامپ ملاقات کند. وقتی به پمپئو خبر دادم که این سفیر یواشکی بهدنبال وقت گرفتن از ترامپ است، گفت: «جان! خدا تو را حفظ کند» و هر دو حسابی خندیدیم. اینکه واقعاً در پشت صحنه چیزی بیشتر از آنچه که پمپئو گفت وجود داشته یا نه، من هنوز هم نمیتوانم قاطعانه اظهارنظر بکنم ولی بهنظر میرسید که مشکل خاصی وجود نداشته است.
وقتی من و پمپئو صبح چهارشنبه صبحانه کاری مشترک در اتاق افسران کاخ سفید داشتیم (متیس باز هم خارج از کشور بود)، دو نفری در مورد این بحث کردیم که ما در عوضِ اعلام پایان جنگ کره در اسناد اجلاس سنگاپور (اگر ترامپ همچنان مصر باشد) باید بهدنبال گرفتن چه امتیازی از کره شمالی باشیم؟ به این نتیجه رسیدیم که شاید بهترین معوض، امتیاز حداقلی در زمینه برنامههای تسلیحات هستهای و موشکهای بالستیک آن کشور باشد. البته من شک داشتم که پیونگ یانگ با آن یا هر پیشنهاد دیگری از سوی ما موافقت کند ولی حداقل میتوانست جلو امتیاز دادن بلاعوض امریکا را در زمینه اعلام پایان جنگ کره بگیرد.

توهین به مقدسات و تولید خشونت
سید محمدعلی ابطحی
فعال سیاسی
جنس مقدسات با سایر مسائل فرق میکند. همه آنچه بشر به عنوان مقدس برگزیده، کاملاً مصادیق مختلفی دارند. چه بسا در مواردی متناقض هستند. بخصوص در عرصههای دینی که ممکن است خیلی از مقدسات در دینی، در دینی دیگر اموری شیطانی تلقی شوند. اما در جنسیت تقدس با هم اشتراک دارند. ادیان و امور معنوی و ماورا الطبیعه معمولاً خاستگاه مسائل مقدس هستند. مسائلی که به عنوان مقدس معرفی میشوند و حتی فراتر از آن مسائلی که جزو فرهنگ ملتها شده است، نیاز به دلایل عقلانی ندارند و اساس اغلب آنها به گونهای است که با دستگاه عقل و استدلال قابلیت اثبات و رد ندارند. به همین دلیل با استدلال و دلایل فلسفی نمیتوان باورهای مقدس افراد را نفی یا اثبات کرد. اما معتقدان به یک تقدس علیه هر نوع توهینی به آن واکنش نشان میدهند و تا سرحد خشم نیز پیش میروند. زیرا مسائل مقدس در ادیان و فولکلورهای جهان، در طول زمان تبدیل به هویت افراد میشوند. مثل پدر، مادر و خویشان نزدیک که در هیچ منطقی اهانت به آنها مقبول نیست. در مورد مقدساتی که در سطوح مختلف تبدیل به هویت افراد شده است، پرسش، اهانت و حتی نقد مقبول نیست. چون نفی آنها به معنای نفی هویت آدم هاست. همان گونه که هر توهینی به پدر یا مادر فردی، در همه فرهنگهای جهانی ناپسند محسوب میشود و توجیه ندارد، اهانت به اعتقادات و مقدسات افراد نیز مذموم است. چون به طور مستقیم هویت افراد را نشانه میگیرد.
در واقع میتوان گفت توهین به مقدسات هر جماعتی، توهین به انسانیت و هویت انسانی آنها است و این از مقوله نقد و آزادی بیان جدا میشود. این در حالی است که طی سالهای گذشته گروهی تندرو در غرب، با ورود آشکار به حوزه مقدسات دیگران، اعتقادات آنان را مورد هجمه قرار دادهاند و از جمله دست به قرآنسوزی و انتشار کاریکاتورهای موهن زدهاند. نتیجه اقدامات تحریک آمیز آنان بروز اعتراض در معتقدان اسلام بوده است. در پی واکنش مسلمانان نیز ادعا شد که چرا از مرزهای آزادی بیان مراقبت نمیشود. اما همان گونه که توضیح داده شد، اهانت به مقدسات با هیچ ملاک و معیاری از جنس آزادی بیان و حتی همسو با آن نیست. در این میان اتفاقاتی که در غرب در جهت مقدسات ستیزی اسلامی انجام میشود از چند جهت ویژهتر و قابل توجهتر است. یکی اینکه غرب ادعا دارد مهد آزادی بیان است. اما در عمل برخی از گروههای افراطی غربی و شماری از سیاستمداران حامی آنها تفاوتی میان آزادی بیان و توهین به مقدسات قائل نیستند و بر نادیده گرفته شدن حقوق انسانی میلیاردها نفر چشم میبندند. دوم اینکه زنجیره قطع نشدنی خشونت و اهانت به ضرر بشریت است. حتی همان القاعده و داعشی که مورد طرد و لعن و نفرت بدنه جامعه اسلامی هستند، پس از اهانت تندروهای غربی به مسلمانان، مجالی مییابند تا بر موج احساسات ضد غربی سوار شوند و اهداف ضد اسلامی و بشری خود را پیش ببرند. بنابراین تاهمه تصمیم به دور ماندن از ورود به بحث مقدسات دیگران نگیرند، چرخه خشونت میچرخد. مبارزه با اهانت به مقدسات، محدود کردن آزادی بیان نیست. مراقبت از زندگی صلحآمیز بشریت است. راه حل مشکل کلی بشریت گفت و گوی عقلا و رفع سوء تفاهمها است، در پرتو چنین گفت و گویی تندروها به کنج انزوا رانده شده و فرصت تشدید تنش نمییابند. گفت و گویی که یک طرف نخواهد همه حرفش را به طرف مقابل تحمیل کند. به اختلاف نظرها احترام بگذارند و به تحریک یکدیگر و ایجاد حلقههای خشونت اقدام نکنند. اقدام مجله شارلی ابدو و حمله به روزنامه نگارانش راه بن بست خشونت است. البته این اقدامات مسأله یک جریان یا یک دین نیست. زیرا به نظر میرسد برخی در حال قبحزدایی اهانت به مقدسات هستند. این به نفع کلی بشریت نیست. اهانت به مقدسات، نوعی ازاله هویت است و جوامع بدون هویت، جوامع ستیزهجو خواهند شد.
فعال سیاسی
جنس مقدسات با سایر مسائل فرق میکند. همه آنچه بشر به عنوان مقدس برگزیده، کاملاً مصادیق مختلفی دارند. چه بسا در مواردی متناقض هستند. بخصوص در عرصههای دینی که ممکن است خیلی از مقدسات در دینی، در دینی دیگر اموری شیطانی تلقی شوند. اما در جنسیت تقدس با هم اشتراک دارند. ادیان و امور معنوی و ماورا الطبیعه معمولاً خاستگاه مسائل مقدس هستند. مسائلی که به عنوان مقدس معرفی میشوند و حتی فراتر از آن مسائلی که جزو فرهنگ ملتها شده است، نیاز به دلایل عقلانی ندارند و اساس اغلب آنها به گونهای است که با دستگاه عقل و استدلال قابلیت اثبات و رد ندارند. به همین دلیل با استدلال و دلایل فلسفی نمیتوان باورهای مقدس افراد را نفی یا اثبات کرد. اما معتقدان به یک تقدس علیه هر نوع توهینی به آن واکنش نشان میدهند و تا سرحد خشم نیز پیش میروند. زیرا مسائل مقدس در ادیان و فولکلورهای جهان، در طول زمان تبدیل به هویت افراد میشوند. مثل پدر، مادر و خویشان نزدیک که در هیچ منطقی اهانت به آنها مقبول نیست. در مورد مقدساتی که در سطوح مختلف تبدیل به هویت افراد شده است، پرسش، اهانت و حتی نقد مقبول نیست. چون نفی آنها به معنای نفی هویت آدم هاست. همان گونه که هر توهینی به پدر یا مادر فردی، در همه فرهنگهای جهانی ناپسند محسوب میشود و توجیه ندارد، اهانت به اعتقادات و مقدسات افراد نیز مذموم است. چون به طور مستقیم هویت افراد را نشانه میگیرد.
در واقع میتوان گفت توهین به مقدسات هر جماعتی، توهین به انسانیت و هویت انسانی آنها است و این از مقوله نقد و آزادی بیان جدا میشود. این در حالی است که طی سالهای گذشته گروهی تندرو در غرب، با ورود آشکار به حوزه مقدسات دیگران، اعتقادات آنان را مورد هجمه قرار دادهاند و از جمله دست به قرآنسوزی و انتشار کاریکاتورهای موهن زدهاند. نتیجه اقدامات تحریک آمیز آنان بروز اعتراض در معتقدان اسلام بوده است. در پی واکنش مسلمانان نیز ادعا شد که چرا از مرزهای آزادی بیان مراقبت نمیشود. اما همان گونه که توضیح داده شد، اهانت به مقدسات با هیچ ملاک و معیاری از جنس آزادی بیان و حتی همسو با آن نیست. در این میان اتفاقاتی که در غرب در جهت مقدسات ستیزی اسلامی انجام میشود از چند جهت ویژهتر و قابل توجهتر است. یکی اینکه غرب ادعا دارد مهد آزادی بیان است. اما در عمل برخی از گروههای افراطی غربی و شماری از سیاستمداران حامی آنها تفاوتی میان آزادی بیان و توهین به مقدسات قائل نیستند و بر نادیده گرفته شدن حقوق انسانی میلیاردها نفر چشم میبندند. دوم اینکه زنجیره قطع نشدنی خشونت و اهانت به ضرر بشریت است. حتی همان القاعده و داعشی که مورد طرد و لعن و نفرت بدنه جامعه اسلامی هستند، پس از اهانت تندروهای غربی به مسلمانان، مجالی مییابند تا بر موج احساسات ضد غربی سوار شوند و اهداف ضد اسلامی و بشری خود را پیش ببرند. بنابراین تاهمه تصمیم به دور ماندن از ورود به بحث مقدسات دیگران نگیرند، چرخه خشونت میچرخد. مبارزه با اهانت به مقدسات، محدود کردن آزادی بیان نیست. مراقبت از زندگی صلحآمیز بشریت است. راه حل مشکل کلی بشریت گفت و گوی عقلا و رفع سوء تفاهمها است، در پرتو چنین گفت و گویی تندروها به کنج انزوا رانده شده و فرصت تشدید تنش نمییابند. گفت و گویی که یک طرف نخواهد همه حرفش را به طرف مقابل تحمیل کند. به اختلاف نظرها احترام بگذارند و به تحریک یکدیگر و ایجاد حلقههای خشونت اقدام نکنند. اقدام مجله شارلی ابدو و حمله به روزنامه نگارانش راه بن بست خشونت است. البته این اقدامات مسأله یک جریان یا یک دین نیست. زیرا به نظر میرسد برخی در حال قبحزدایی اهانت به مقدسات هستند. این به نفع کلی بشریت نیست. اهانت به مقدسات، نوعی ازاله هویت است و جوامع بدون هویت، جوامع ستیزهجو خواهند شد.

خطراز بیخ گوش بیروت گذشت
گروه جهان/ کمتر از یک ماه بعد از فاجعه انفجار ویرانگر بندر بیروت، آتش سوزی گسترده دیگری در منطقه مردم را به هراس انداخت و گمانه زنی ها درباره اقدامات خرابکارانه در پایتخت لبنان را مطرح کرد. به گزارش «فرانس پرس»، گرچه براساس اظهارات وزیر راه سابق بیروت این آتش سوزی در حین عملیات بازسازی بندر رخ داده و ارتش آن را ناشی از سرایت آتش به نفت و انبار لاستیک در بندر ربط داده است، اما علت اصلی همچنان در دست بررسی قرار دارد. «میشل عون»، رئیس جمهوری لبنان پس از مهار این مهلکه در جلسه شورای عالی دفاع، دلیل احتمالی این آتش سوزی را اقدامی خرابکارانه و هدفمند ناشی از اشتباه فنی یا اهمال و یا نادانی دانست و خواستار پیگیری فوری موضوع شد.
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
دورنــما
-
اعتراف ترامپ به کوچکنمایی خطر کرونای مرگبار
-
تحرک تازه ضد اسلامی تندروهای دانمارکی
-
این روزها و دوگانههایش
-
اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد
-
توهین به مقدسات و تولید خشونت
-
خطراز بیخ گوش بیروت گذشت
اخبارایران آنلاین




































